تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۹۴۶۳۵

دکتر محمدرضا فرزین / سخنگوی کار گروه تحولات اقتصادی دولت
لایحه پیشنهادی دولت درخصوص هدفمندکردن یارانه ها نه با هدف توزیع پول بین مردم تعریف شده و نه به دنبال توزیع منابع حاصل از درآمدهای نفتی کشور به روش موردنظر اقتصاددانانی مانند فریدمن و سندبو می باشد.
در این لایحه مستند به مطالعات کارشناسی کشور طی 3 دهه گذشته که عموماً غیر هدفمند بودن یارانه ها در کشور را موجب گسترش فقر و بی عدالتی، اتلاف منابع و افزایش مصرف و نارکارآمدی در فرایند تولید و توزیع دانسته اند به دنبال هدفمندکردن یارانه ها (نه حذف یارانه ها) می باشد. امروزه اگر هر یک از گزارشات مربوط به آسیب شناسی وضع موجود اقتصاد کشور در برنامه دوم، سوم، چهارم و سند چشم انداز را مرور نمایید مشاهده می شود که غیر هدفمند بودن یارانه ها و بالاخص یارانه حاملهای انرژی درصدر نقاط ضعف تمامی آنهاست.
همچنین روش جبرانی باز توزیع که رکن دوم لایحه را تشکیل می دهد تنها به دنبال کاهش آثار منفی اصلاح قیمت حامل های انرژی و کالاهای اساسی برخانوارها، تولیدکنندگان و دولت است.
روش اجرایی هدفمند کردن یارانه
درخصوص روش اجرایی مورد نظر برای هدفمندکردن یارانه ها که توسط عده ای از منتقدین به زمان، روش شناسایی و نقدی کردن باز پرداخت یارانه ها مطرح می شود نکات ذیل قابل توجه است.
درخصوص روش هدفمندکردن یارانه ها نه تنها یک روش برتر جهانشمول برای تمام کشورها وجود ندارد بلکه حتی در درون یک کشور نیز با توجه به اهداف و کالاهای مختلف،نظام منحصر به فردی یافت نمی شود و این روش کاملاً وابسته به ماهیت کالایا نهاده، ویژگیهای جامعه از لحاظ پایگاه اطلاعاتی و توان مدیریت است. روشهای موجود نیز محدود به4 روش عام قیمتی، کالابرگی ،کالایی و نقدی است که در کشورهای مختلف جهان تجربه شده است. روش کنونی پرداخت یارانه حاملهای انرژی در ایران روش عام قیمتی است (قیمت حاملهای انرژی پایین تر از قیمت مرزی آن در داخل کشور حفظ می شود) و روش کنونی در کالاهای اساسی عموماً کالابرگی است.
روش نقدی روشی است که در آن پرداخت پول جایگزین روشهای دیگر می شود. این روش را می توان به شکلهای مختلف اجرا کرد.
روش هایی مانند تخفیف های مالیاتی برای اشخاص حقیقی و حقوقی، بازپرداخت هزینه های بیمه تامین اجتماعی،برنامه های صندوق تامین اجتماعی یا پرداختهای عام نقدی از جمله روشهای اجرایی نقدی کردن یارانه هاست که درخصوص کالاها و گروههای اجتماعی مختلف به شکلهای متفاوت مورد استفاده قرار می گیرد.
مشکلات روشهای کنونی پرداخت یارانه در کشور برای حامل های انرژی و کالاهای اساسی بر همگان روشن است و دبیرخانه تحولات اقتصادی در گزارشات مختلف بدان اشاره نموده است. اما روش نقدی (با تعریف فوق) در کنار استفاده از قیمت های تبعیضی و ترجیحی به عنوان مطلوبترین روش برای بازتوزیع درآمد حاصل از هدفمندی نهاده های انرژی مورد توجه دولت می باشد و در خصوص کالاهای اساسی با توجه به ماهیت کالامی توان از روش های متفاوتی استفاده کرد.
پیشنهاد دولت برای چارچوب شناسایی و روش اجرایی
چارچوب روش اجرایی و شناسایی پیشنهادی دولت بر ارکان ذیل استوار است.
1) روش نقدی در کنار استفاده از قیمتهای تبعیضی و ترجیحی به عنوان مطلوبترین روش برای بازتوزیع درآمد حاصل از هدفمندی نهاده های انرژی مورد توجه دولت می باشد و در خصوص کالاهای اساسی با توجه به ماهیت کالامی توان از روشهای متفاوتی استفاده نمود.
2) روش شناسایی براساس روش شناسایی خانوارها براساس متغیرهای غیردرآمدی (PMT) و روش جغرافیایی استوار است.
3) در روش بازپرداخت نقدی ابتدا از طریق یک روش اجرایی عام و گسترده با افتتاح حسابهای بانکی برای خانوارهای گروههای هدف شروع می کنیم (جهت کاهش خطای نوع اول) و سپس با تکمیل روش شناسایی می توان نسبت به کاهش خطای نوع دوم در مسیر اجرا اقدام نمود. در این مسیر می توان از روشهای اجرایی مناسب تری مانند تخفیف های مالیاتی، کاهش حق بیمه تامین اجتماعی، افزایش نرخ استهلاک در بنگاهها استفاده نمود و نهایتاً این طرح را به طرح جامع تامین اجتماعی در افق برنامه چشم انداز منتهی کرد. 4) گروههای خانوار مورد نظر دولت 70 درصد از مردم ایران یعنی حدود 50 میلیون نفر هستند. در ادبیات مورد استفاده دولت برای نظام شناسایی عموماً از واژه 7 دهک استفاده می شود که اگرچه دهک بندی در روش آماری هزینه – درآمد خانوار متداول است اما بدیهی است که تقسیم بندی خانوارها به دهکهای مختلف امکان پذیر نیست. بدین علت روش شناسایی مورد نظر که توسط مرکز آمار ایران طراحی شده است می تواند خانوارهای ایرانی را به 3 خوشه تقسیم نماید که یک خوشه آن که همان 30 درصد افراد غنی جامعه (طبق تقسیم بندی مرکز آمار همان خانوارهای 3 دهک بالایی می باشند) است مشمول نظام بازپرداخت جبرانی نمی شوند. بنابراین دلیل این تقسیم بندی آن است که اول: مطالعات نشان می دهد که اصلاح قیمت حامل های انرژی می تواند در مراحل اولیه بر 7 دهک درآمدی جامعه آثار منفی داشته باشد لذا از طرفی باید جبران قدرت خرید برای آنها ایجاد شود از طرف دیگر فلسفه وجودی پرداخت یارانه برای اقشار پایین درآمدی است ، اما بر 3 دهک درآمدی بالااینگونه نیست. دوم: فاصله درآمدی دهک 7 و 8 در تقسیم بندی هزینه درآمد خانوار مورد استفاده توسط مرکز آمار بسیار زیاد است و لذا تشخیص مرز این دو دهک از سایر دهکها بسیار قابل تشخیص تر است. از طرف دیگر به منظور گسترش تور شناسایی از روش جغرافیایی (اختلاف یارانه پرداختی به ساکنان شهر و روستا) و مناطق سرد و گرم (برای هزینه انرژی خانوارهای این مناطق) استفاده می شود. همچنین درخصوص برق و گاز طبیعی که تبعیض قیمت امکان پذیر است (به دلیل وجود کنتورهای اندازه گیری مصرف و عدم امکان انتقال گاز و برق بین گروه های مختلف) از روش های تبعیض قیمت برای خانوارهایی که الگوی مصرف را رعایت می کنند یا در مناطق سرد وگرم زندگی می کنند استفاده خواهد شد.