اقدام دولت بحرِین برای لغو قانون اساسی سال 1973 بیتوجهِی خطرناک به موازنه قدرت به شمار میرود، زِیرا پِیامدهای اجتماعی و سیاسی خطرناکِی به دنبال داشته و آغازِی برای بحث و جدل طولانی درباره میزان حقوق و آزادیهای اساسی داده شده به مردم بود. این اقدام همچنین اشکالات دینی و سیاسی متعددی درباره حاکمیت پادشاه بر قانون و میزان اختیارات داده شده به وِی و برخی از مسئولان براساس قانون برمیانگیزد و این سوال مهم را درباره سرنوشت مخالفان سیاسی و اینکه آینده کشور در سایه این تحولات مهم چه خواهد شد، مطرح میکند.
همه شهروندان با گرایشهای سیاسی و فکرِی مختلف خود سوالاتی را درباره هدف و علل اقدام گروه حاکم علیه قانون اساسی سال 1973 مطرح کردند. در واقع این ابتکارِی بود که حق مردم را در تعیِین سرنوشت خود طبق ماده 104 قانون اساسی کشور به زیر سوال برد و این مسئله بِیتردید همه شخصیتهای دینی و سیاسی را که مردم را به رای دادن به طرح میثاق ملی سوق دادند، نگران کرده است.
در مرحله نخست شهروندان بحرِینی با تغیِیرات سیاسی پی در پی و سرِیع روبهرو شدند به حدی که برخی واقعیتها را که باید برای دادن آزادی اندیشه و اتخاذ تصمیم مناسب به شهروندان آشکار شود، نادیده گرفت.
راهبرد جدیدی مخالفان
بیتردید تجربیات مردم بحرین در طول تاریخ، مخالفان منحصر به فردی را به وجود آورده است، بنابراین باید بار دیگر پرونده مخالفان گشوده و راهبرد جدیدی برای همه نیروهای مخالف بحرین ترسیم شود.
همچنین در اقدامات عملیاتی و خط مشی کلی مخالفان باید تجدید نظر شود تا آنان به مرحله ایجاد پایگاه اسلامی ملی نزدیک شوند که نماینده واقعی همه گروههای مردم بحرین باشد. در چنین شرایطی شاید نیروهای مخالف کنونی از برخی برگههای برنده خود در مرحله بعدی پرده بردارند و برای مطرح کردن همه گزِینههای ممکن به منظور تعامل با واقعیت سیاسی جدید با سازوکار جدید تلاش کنند.
بیداری روزافزون و پرشتاب افکار عمومی جهانی، تبلیغات گسترده و حرکت بینالمللی، کشورهای عربِی را برای ایجاد گشایش نسبِی در زمینه حقوق بشر و گسترش آزادیهای اساسی برای شهروندان تحت فشار قرار داده است.
در چنین وضعی، برخی از نیروهای سیاسی و دینی در بحرین حضور خود را به عنوان یک قدرت مردمی مخالف حفظ کردهاند و از آنجا که نیروهای مخالف این کشور وارد مرحله متفاوتی شدهاند این مسئله آنان را به تغییر خط مشی و شیوههای برخورد خود با واقعیت اجتماعی و سیاسی جدید سوق داد. گفتوگوِی غیرعلنی مخالفان هم درباره طرح دیدگاه جدیدی بوده است که زمینه را برای ایجاد جبهه مخالف ملی مردمی به منظور تضمین ادامه فعالیت سیاسی و با هدف حفظ دستاوردهای مردم و فداکاریهای شهدا و فرزندان مخلص کشور فراهم میکند.
در قبال این وضعیت میتوان گفت که سرنوشت مشترک بحرین فقط از طریق باور صادقانه به لزوم پشت سرگذاشتن بحران داخلی مخالفان با حفظ دیدگاه هر جریانی درباره روند بازی سیاسی خواهد بود و تامین منافع شهروندان بدون توجه به احزاب سیاسی یا مراجع دینی آنها، راه ایجاد پایگاه اجتماعی است. مخالفان در حال تدوین اهداف و دستور کار کلی خود هستند و سعی دارند به اختلاف در اهداف و شیوههای اتخاذ شده در قبال نظام حاکم پی ببرند و سازوکارهای عملیاتی را برای سوق دادن همه نیروهای سیاسی و دینی در زیر یک سقف برای بررسی امکان تشکیل جبهه مخالف داخلی و خارجی پیدا کنند. آنان همچنین در پی حفظ دستاوردهای تاریخی مبارزات مردم و تامین حقوق و آزادیهای عمومی از طرِیق بازنگری در همه قوانین و موضوع لغو قانون اساسی سال 1973 هستند و تلاشهای مسالمتآمیزی برای از بِین بردن فساد و شکنجه و حفظ هویت عربِی و اسلامی مردم بحرین در دنبال میکنند.
حرکت مخالفان باید به سوِی ایجاد جبههای واحد سیاسی مردمی مبتنی بر سازوکار گفتوگوِی ملی جدی و تبادل آرا و ایدههای سازنده باشد. نمیتوان انکار کرد که دستاوردهای نیروهای مخالف بحرِین با جرِیانهای فکرِی و احزاب دینی و سیاسی مختلف، تحول بزرگِی به منظور حاکمیت قانون اساسی و تحقق خواستههای عادلانه مردم است و این مردم خون، مال و فرزندان خود را در راه رسیدن به آزادی و استقلال فدا کردهاند.
همه اینها نتیجه فداکارِیهای بزرگ شهدا و فرزندان مخلص کشور است که فصلهایِی از مبارزه ملی را رقم زدند و با خون پاک خود تارِیخ سیاسی بحرِین را ساختند، به همین علت همه شخصیتهای دینی و سیاسی مخلص در برابر خدا و مردم مسئول هستند و باید با توجه به درد و رنج این مردم قبل از اینکه فرصت از دست برود برای برون رفت از این بحران تلاش کنند.