سازمان ملل از نگاه تاریخ:
شکلگیری سازمان ملل متحد در فردای دومین جنگ جهانسوز، بیتردید با هدف پیروزی اراده بینالمللی در عرصه ساختن فضایی آکنده از صلح و دوستی میان ملتها صورت گرفت، زیرا جامعه بینالمللی بیمزده از آنچه که ممکن بود بشر بر سر همنوع خود بیاورد، سازوکاری را تعریف کرد که مانع جنگهای بعدی شود.
در مقدمه منشور ملل که در تاریخ 26 ژوئن 1946 در سانفرانسیسکو به امضا رسید، ردپای این نگرانی به خوبی مشهود است. در این مقدمه، آمده است:
"ما مردم ملل متحد مصمیم که نسلهای آینده را از بلای جنگ که دو بار در مدت عمر یک انسان، افراد بشر را دچار مصائب بیانناپذیر کرده است، حفظ کنیم و ایمان خود را به حقوق اساسی بشر، حیثیت و ارزش شخصیت انسانی، به برابری حقوق مرد و زن و همچنین به برابری حقوق ملتهای بزرگ و کوچک، به ایجاد شرائط لازم برای حفظ عدالت و احترام به الزامات ناشی از معاهدات و سایر منابع حقوق بینالملل اعلام داریم و به پیشرفت اجتماعی و شرائط زندگی بهتر با آزادی بیشتر کمک کنیم."1
سازمان ملل متحد در این راه با کمک ابزارهایی که در اختیار دارد، اراده خود را به مورد اجرا میگذارد. که یکی از این ارکان، شورای امنیت سازمان ملل متحد است. به نظر میرسد تاسیس سازمان ملل متحد تحت تاثیر اراده فاتحان جنگ و استفاده از فرصت حاصل شده، این نهاد را به ابزاری خنثی یا نهادی در خدمت منویات کشورهای قدرتمند فاتح بدل کرده است و این نهاد نه تنها نتوانسته است در رویدادهای جهانی حق و عدالت را بگیرد، بلکه در مواردی حتی برخلاف انگیزههای اصلی در پدید آمدن سازمان عمل کرده است.
شاید یک مصداق روشن از این امر را بتوان در عملکرد شورای امنیت سازمان ملل متحد در قبال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران دانست.
آغاز جنگ
هنگامی که پس از کشوقوسهای فراوان، در 31 شهریور ماه 1359 عراق به ایران لشگر کشید، ایران که در جریان انقلاب، تمرکز نظامی نداشت، در مقابل دشمن بیدفاع بود و در نهایت، ارتش بعثی با سرعت بخشهای گستردهای از خاک میهن را به اشغال خود درآورد. نیروهای مردمی و ارتش پس از آن، بهطور جدی سازمان یافتند که دشمن، در خاک ایران بود و با سرعت، به پیش میتاخت. نخستین واکنشهای شورای امنیت سازمان ملل در قبال این پدیده شگفتی زیادی را برمیانگیزد؛
همزمان با روز حمله ناگهانی دشمن به خاک ایران، در تاریخ 22 سپتامبر 1980 (31 شهریورماه 1359) دبیر کل سازمان ملل متحد به هر دو دولت ایران و عراق پیشنهاد کرد که مساعی جمیله خود را در جهت کمک به حل مسالمتآمیز برخورد میان دو کشور به کار بندد.2
جی.جان ایکنبری در کتاب تنها ابرقدرت مینویسد: "حتی اگر دلایلی برای پذیرش نظام قانونمند توسط کشورهای درجه دوم وجود داشته باشد، واضح نیست که آنها خطرهای موجود در این نظام را بپذیرند. برای کشورهایی که به اصول پایبند هستند، قبول پیگیری منافع از طریق نهادهای تعهدآور باید با احساس تعهد متقابل همراه باشد، یعنی اطمینان از اینکه طرفین محدودیتهای متقابل را رعایت کرده و از برتریهای مقطعی سوء استفاده نکنند."3
بدیهی بود که با توجه به حضور نیروهای بیگانه در خاک ایران، این درخواست با سکوت روبرو شود. زیرا پذیرش چنین امری بدون تعهدات بینالمللی لازم، میتوانست موقعیت دشمن را در خاک ایران تثبیت کند.
روز بعد در تاریخ 23 سپتامبر دبیر کل سازمان ملل براساس ماده 99 منشور ملل متحد4 از شورای امنیت خواست که با توجه به خطر محتمل افزایش مخاصمه میان دو کشور ایران و عراق برای صلح و امنیت جهانی به فوریت تشکیل جلسه دهد.5
کورت والدهایم، دبیرکل وقت سازمان ملل در اینباره میگوید: صدام حسین و مشاورانش باور کرده بودند که پیروزی سریع نظامی بر ایران پس از اضمحلال رژیم شاه میسر است. زیرا کشور هنوز گرفتار نابسامانیهای ناشی از انقلاب بود و ارتش نیز از روحیه قوی و نظم نظامی برخوردار نبود.6
شورای امنیت باید به درخواست دبیر کل تشکیل جلسه میداد، زیرا هیچیک از اعضای شورای امنیت ابتکاری برای صلح و تشکیل جلسه از خود بروز نداد.
خاویر پرز دکوئیار دبیر کل بعدی سازمان ملل، دلیل این امر را چنین تحلیل میکند:
هنگامی که نیروهای عراقی از مرز ایران گذشتند، هیچ کشوری در شورای امنیت تحرکی برای توقف آن بروز نداد. کشورهای عرب از عراق حمایت کردند. هیچ کشور غیرعربی هم تمایل نداشت به روابط خود با بغداد لطمه بزند یا به کشوری دیگر در این زمینه امتیازی بدهد.7
سرانجام تصویب نخستین قطعنامه شورای امنیت در این زمینه (قطعنامه 479) تا 28 سپتامبر به طول انجامید.8
در قطعنامه شورای امنیت از ایران و عراق خواسته شده بود از هرگونه کاربرد زور به فوریت خودداری کنند و مناقشه خود را از راههای مسالمتآمیز و طبق اصول عدالت و حقوق بینالملل حل کنند.9
به دلیل آن که در این قطعنامه تاکیدی بر بازگشت به مرزهای بینالمللی نشده بود، روشن بود که متن قطعنامه تنها به تثبیت وضع تجاوز در خاک ایران میانجامید و با همین ملاحظه، ایران از پذیرش این قطعنامه خودداری میورزید. ایران در اظهارنظر درباره این قطعنامه تاکید کرد:
با اشعار به این که تا زمانی که تجاوز به عراق علیه جمهوری اسلامی ایران ادامه دارد و نیروهای عراق در داخل خاک ایران به اقدامات تجاوزکارانه و خرابکارانه ادامه میدهند، قطعنامه نمیتواند مورد قبول ایران واقع شود.10
طبیعی بود که با این ویژگیها، عراق بیدرنگ قطعنامه را بپذیرد.11
رفتار شورای امنیت در حمایت از متجاوز و تثبیت موقعیت آنها چنان رسوا بود که حتی بعثیها از بابت تصویب چنین قطعنامهای از شورای امنیت تشکر کردند!12
پس از قطعنامه 479 شورای امنیت تنها به اعزام نمایندگان خود به منطقه و صدور بیانیه بسنده کرد. تا این که ایران در دو عملیات غرورآفرین ثامنالائمه و طریقالقدس از یک طرف و عملیات فتحالمبین به پیروزیهای درخشانی دست یافت. پیروزی عملیات بیتالمقدس در سوم خرداد 1361 باعث شد که قطعنامه 514 در شورای امنیت در 12 ژوئیه 1982 به تصویب برسد. در این قطعنامه بر آتشبس فوری و عقب کشیدن همه نیروها به مرزهای بینالمللی سخن گفته شده بود. این در حالی بود که درباره مسئولیتهای بینالمللی متجاوز، تعیین و تنبیه متجاوز و نیز تامین خسارتهای تجاوز در قطعنامه نکتهای گفته نشده بود.13
اهمیت این قطعنامه و زمان تصویب آن را از آنجا میتوان درک کرد که بدانیم در مقطع یاد شده، نیروهای ایران موفق شده بودند بخش اعظم مناطق اشغال شده ایران را از دشمن بازپس گیرند و ایران در حال تصمیمگیری در این زمینه بود که آیا در تعقیب متجاوزان وارد خاک عراق بشود یا نه. از سوی دیگر، چند ماه پیش از این، مراوداتی میان آمریکا و عراق برقرار شده بود که برمبنای آن، آمریکاییها همکاری اطلاعاتی را با عراق با هدف جلوگیری از پیروزی ایران در جنگ پیشنهاد کرده بودند.14
ایران با در نظر گرفتن جمیع شرائط و نیز محتوای قطعنامه از پذیرش آن سرباز زد. این در حالی بود که عراق بیدرنگ آن را پذیرفت.15
یک قطعنامه دیگر
ایران در حالی که جامعه جهانی تحت القائات آمریکا و نبرد رسانهای غرب در قبال قدرت نظامیاش و تهدید امنیت صدور نفت به جهان تحت فشارهای سنگین بینالمللی قرار داشت، دو عملیات رمضان و مسلم ابنعقیل را سامان داد که در جریان عملیات مسلم ابنعقیل ایران بر شهر مندلی عراق تسلط یافت و از جمله عملیات مهم و ظفرمند رزمندگان ایرانی بود. همین عملیات سبب شد که شورای امنیت بار دیگر به صدور قطعنامهای دیگر در قبال جنگ تحمیلی دست زند و قطعنامه 522 از سوی شورا تصویب شد. در قطعنامه با ابراز تاسف از ادامه و گسترش مناقشه میان دو کشور، شورا خواستار آتشبس فوری و پایان دادن به همه عملیات نظامی و بازگشت به مرزهای شناخته شده بینالمللی شد و از این که عراق قطعنامه 514 را پذیرفته بود، استقبال کرد.16
در این قطعنامه هم مانند قطعنامههای پیشین بحثی درباره پیگری تجاوز و تامین خسارتهای جنگ و تعیین متجاوز طرح نشده بود. از سوی دیگر، با آن وجود که عراق قطعنامه را به زبان پذیرفته بود، برای این که در عمل به مرزهای بینالمللی بازگردد و نیروهای خود را به عقب بکشد، آمادگیای ابراز نکرده بود. در میان شگفتی محافل مستقل، در قطعنامه، از عراق بابت پذیرش قطعنامه 514 تشکر هم شده بود!17
به دنبال پافشاری ایران در خودداری از پذیرش قطعنامههای جانبدارانه شورای امنیت سازمان ملل، عراقیها که تاکنون مناطق مرزی ایران و شهرهای همسایه را پیاپی مورد حمله و تعرض موشکی و بمباران قرار میدادند، با تغییر تاکتیک، جنگ شهرها را معطوف همه مناطق شهری و مسکونی و غیرنظامی کردند و در نهایت، نبرد سنگینی را سامان دادند. در پاسخ به این رفتار، ایران کانالهای دیپلماتیک را برای مقابله با تجاوزات دشمن به مناطق مسکونی مورد آزمایش قرار داد. شکایت به سازمانهای بینالمللی از جمله سازمان ملل متحد از این مراجع بود. جنگ نفتکشها و تهدید آزادی تردد کشتیهایی که منابع انرژی و دیگر منابع حیاتی جهان را از این آبراه بینالمللی جابجا میکردند، باعث شد که توجه جهان بار دیگر بیش از گذشته معطوف این نبرد شود. در این زمینه خاویر پرز دکوئیار دبیر کل وقت سازمان ملل با اعزام یک هیات تحقیق به دو کشور ایران و عراق، از خسارات سنگین شهرها و مناطق مسکونی ایران در نتیجه حملات وحشیانه عراق گزارشی را تهیه کرد که مبنای قطعنامه بعدی سازمان ملل متحد شد.18 ادامه دارد