روزنامه الحیات چاپ لندن امروز در مقاله ای به قلم غسان شربل تحت عنوان 51 و الظواهری و احمدی نژاد کنیم جرج بوش رئیس جمهور امریکا خود را باخته است و طرح خاورمیانه بزرگ را نیز فراموش کرده است این منبع نوشت فرص کنیم او احساس کرده است که مردم امریکا از دیدن اجسادی که از عراق و افغانستان به این کشور بازگردانده می شوند خسته شده اند با این فرضیات اکنون وی در برابر این سوال است که چگونه می توان نظامیان امریکائی را به کشورشان بازگرداند و درعین حال درخصوص منافع حیاتی امریکا در منطقه و از جمله امنیت نفت و امنیت اسرائیل تضمین داد الحیات در ادامه افزود: رئیس جمهور امریکا می داند که کشورش در خاورمیانه با دو جنگ روبروست نخستین ان القاعده و گروههای مرتبط با ان هستند و دیگری غیر مستقیم است و به مسئله حملات فراگیر ایران مربوط می شود. نخستین جنگ با هدف بیرون راندن امریکا از منطقه است تا رژیمهایی که ایمن الظواهری، معاون رهبر القاعده انها را تکفیرکرده است از پشتشان خالی شود و دومین جنگ با هدف وادار ساختن امریکا به معترف شدن به وجود کشوری قدرتمند در منطقه است که باید نقش یک شریک را در منطقه ایفا کند و ان ایران است، بوش به خوبی می داند که جنگ نخست بی سابقه است. دشمن در این جنگ ناشناخته است و به همین علت امکان وارد اوردن ضربات سهمگین به ان دشوار است، عملیات انتحاری از امتیازات این دشمن است و در هر محله و شهری یک گروه غیرفعال اما اماده وجود دارد و کافی است تعداد انگشت شماری از انها در جایی حضور داشته باشند تا جنگ ادامه یابد و اهداف انها نیز بسیار است از فرودگاه گرفته تا سفارتخانه ها و پالایشگاه ها و گروههای گردشگری. این روزنامه در ادامه ضمن مقایسه این نوع جنگ با جنگ ویتنام و کره وتفاوت انها با این جنگ به پیچیدگی نوع جنگ با القاعده در افغانستان اشاره میکند.
الحیات در ادامه نوشته است در موضوع مربوط به جنگ دوم امریکا برای خروج شرافتمندانه یا مقبول از عراق به کمک ایران نیاز داردهزینه این کمک نیز بسیار سنگین است و شاید زمینه خروج از افغانستان نیز پس از ان فراهم شود و یا دست کم ادامه جنگ با القاعده تسهیل شود، بوش از خود و مشاورانش می پرسد ایران چه می خواهد تضمینی بلند مدت برای موجودیت نظام حاکم در این کشور شبیه به انچه فیدل کاسترو در مسئله بحران موشکی با شوروی به دست اورد یا چیزی بیش از این ایا جهان میتواند احتمال ایجاد زرادخانه ای هسته ای را در ساحل تنگه هرمز که دو سوی ان منبع نفت خلیج فارس و دریای خزر است تحمل کند ایا ایران خمینیسم از توان هسته ای برای بازگشت قدرتمندانه به جامعه بین المللی استفاده خواهد کرد یا از ان برای تحقق رویای امپراتوری خود بهره خواهد گرفت، غیر از خصومت با امریکا احمدی نژاد با ایمن الظواهری چه وجه تشابه دیگری دارندو ایا ایران برنده اصلی جنگی است که القاعده در یازده سپتامبر 2001 اغاز کرده است الحیات در ادامه می افزاید: امریکا می تواند با قدرت نظامی خود همه تاسیسات و پلها و مراکز غنی سازی و فرودگاه ها و پادگان ها را در ایران منهدم کند. ایران به این شکل بیست سال به عقب باز می گردد و شاید ایران مجبور شود به این مناقشه پایان دهد اما سوال این است که پس از ان چه روی خواهد داد، کارشناسان می گویند ایران به توان خود برای تهدید امنیت نفت اشاره کرده است و تابستان گذشته از طریق حملات موشکی حزب الله به اسرائیل قدرت تهدید امنیت این رژیم را نشان داده است.
ایران در فرسایش نیروهای امریکائی در عراق و افغانستان نقش داشته است و با سوریه در تبدیل رویای عراق به کابوس برای امریکا شریک بوده است پیروزی رونالد ریگان بر امپراتوری شر بسیار ساده تر از پیروزی بر محور شر بوده است. ایران و امریکا در جنگی غیر علنی هستند امریکا نمی تواند به جنگی که پایان ان معلوم نیست ادامه دهد، مذاکره با ایمن الظواهری غیرممکن است و احمدی نژاد نیز راهی طویل را در غنی سازی و تهدید در لبنان و غزه و عراق و افغانستان پیموده است، درخصوص ایمن الظواهری راهی جز جنگ وجود ندارد اما احمدی نژاد امریکا را دربرابر دو گزینه بسیار دشوار و خطرناک قرار داده است. معامله ای بزرگ یا جنگی بزرگ بسیار بزرگتر از حد و اندازه های منطقه چنین معامله ای پرهزینه است و اگر صورت گیرد، انگاه تکلیف روسیه و چین چه خواهد بودجنگ بزرگ نیز بسیار پرهزینه است و چه کسی می تواند تضمین دهد که منجر به جنگ دیگری نخواهد شد و موجب اتش افروزی بیشتر در منطقه نخواهد شد. الحیات در پایان افزود: ماه های اتی به نفع ایران است و امریکا با ارزیابی سود و زیانی که عایدش می شود، ناچار است همه چیز را برهم بزند بوش مشاورانش را فرا می خواند و درباره فاجعه خاورمیانه بزرگ با یکدیگر مشورت خواهند کرد. معامله ای بزرگ یا جنگی بزرگ یا جنگی علیه چیزی دیگر برای دور ساختن ایران از ساحل مدیترانه و بازگرداندن ان به ایران.