تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۹۵۲۱۸

با توجه به اظهارات اخیر نومحافظه کاران آمریکا در حمایت از جنایات رژیم صهیونیستی باید پرسید به راستی چرا دولتمردان آمریکا در اجرای سیاست های این نودیوانگان تا این حد جدی هستند؟ اخیراً برخی از این نومحافظه کاران با تایید سخنان پوچ و واهی مقامات رژیم صهیونیستی مبنی بر همکاری سوریه و ایران در عملیات حزب الله لبنان، بار دیگر به تبلیغ سیاست های جنگ‌طلبانه خود پرداخته‌اند.
به خوبی واضح است که عملیات حزب الله لبنان نه با تحریک ایران و سوریه، بلکه به دلیل اقدامات تجاوزانه رژیم صهیونیستی صورت گرفته است.
حمله رژیم صهیونیستی به لبنان نیز با حمایت قاطعانه آمریکا صورت گرفته است. آمریکا سال هاست که کورکورانه و بدون چون و چرا از رژیم صهیونیستی و جنایت های آن حمایت می کند. در واقع کافی است رژیم صهیونیستی کوچکترین درخواستی از مقامات آمریکا داشته باشد، تا آنها بی چون و چرا اوامر را اطاعت کنند و به هر ساز اسراییل برقصند.
آنچه امروز رژیم صهیونیستی از آمریکا می خواهد، توقع و درخواستی است که سالیان سال آن را طلب کرده است: استفاده از قدرت، پول، ارتش و جان مردم آمریکا برای دستیابی به اهداف و سیاست های اشغالگرانه، عمده ترین سیاست بلندمدت رژیم صهیونیستی است.
بیش از 25 هزار آمریکایی در لبنان زندگی می کنند و جان این افراد به دلیل حملات اسراییل به لبنان در خطر است. اما قطعاً رژیم صهیونیستی در محاسبات خود پیش از حمله نظامی به لبنان تنها چیزی را که مورد بررسی قرار نداده است، حضور این تعداد آمریکایی در این کشور است. جان مردم آمریکا نیز مانند مردم لبنان و فلسطین برای اسراییل هیچ اهمیتی ندارد.اسراییلی ها اول به اسراییل اهمیت می دهند و مرگ 25 هزار توریست و یا ساکنان آمریکایی لبنان در آتش جنگ افروزی های رژیم صهیونیستی هیچ اهمیتی برای سیاست گذاران تل آویو ندارد. تا زمانی که لابی صهیونیسم و آمریکا پابرجاست، مردم این کشور باید به هر نوع مذاکراتی تن دهند.
اسراییل هم اکنون تحت عنوان بهانه ای پوچ و واهی، سوریه و ایران را هدف سیاست های جنگ طلبانه خود قرار داده است و لابی صهیونیسم در واشنگتن و رسانه های اجیر شده آمریکایی از جنگ افروزی های اسراییل علیه این دو کشور حمایت می‌کنند.
شبکه خبری مایکروسافت با اطمینان کامل ادعا می کند که ایران عامل اصلی پیدایش حزب الله لبنان است. در حالی که هر تحلیل گر آگاهی به چنین ادعایی خواهد خندید. حزب الله فقط بر اثر تجاوزات رژیم صهیونیستی به لبنان پا به عرصه ظهور نهاد و هدف این جنبش مقابله با اشغالگری های اسراییل و دفاع از لبنان بود. این گروه موفق شد با مقاومت های بی پایان خود، رژیم صهیونیستی را از لبنان عقب براند و با ارائه خدمات فراوان اجتماعی به دولت و مجلس این کشور راه یافت. حزب الله لبنان نماد کاملی از جنبش ضد صهیونیستم عرب است.
در واقع حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی به لبنان و متهم کردن ایران و سوریه در راستای این سیاست صورت می گیرد که دولت آمریکا با تمام دولت های مخالف خود مقابله می کند و آنها را بر کنار می کند. حمله به لبنان و اتهام به ایران و سوریه بهانه ای است برای مقابله آمریکا با این سه کشور که هرگز تسلیم سیاست های مستبدانه آمریکا و رژیم صهیونیستی نشده‌اند.
رژیم صهیونیستی با بهانه اینکه حزب الله لبنان با ربودن سربازان اسراییلی، اعلان جنگ داده است، قصد نابودی حزب‌الله را دارد.
اما سوال مهم این است که آیا رژیم صهیونیستی به تنهایی و بدون دخالت نظامی آمریکا قادر است با حزب الله مقابله کند و آن را شکست دهد؟ قطعا پاسخ این سؤال منفی است. با توجه به تجربه جنگ پیشین اسراییل با لبنان می توان فهمید که رژیم صهیونیستی به تنهایی قادر به شکست حزب الله نیست. در جنگ قبلی نیز به محض خروج نیروهای آمریکایی از لبنان، رژیم صهیونیستی شکست خورد.
در واقع رژیم صهیونیستی قصد دارد آمریکا را وارد جنگی دیگر کند و نومحافظه کاران به جای پرسیدن این سوال که آیا دخالت آنها در این جنگ ضرورت دارد یا خیر، مانند همیشه کورکورانه از اسراییل اطاعت خواهند کرد و از مقامات رژیم صهیونیستی خواهند پرسید تا کجا باید پیش بروند.
در آخر نیز مداخله نظامی آمریکا، سازمان ملل و ناتو نجات دهنده رژیم صهیونیستی از این وضعیت هستند. هم اکنون مقامات آمریکا نه بر سر لزوم حمایت از رژیم صهیونیستی بلکه درباره چگونگی این حمایت اختلاف دارند. دموکرات ها معتقدند این حمایت باید با اتخاذ سیاست های چندجانبه صورت بگیرد و جمهوریخواهان با خودخواهی و استبدادی که یادآور سیاست‌های نیکسون است، ادعا می کنند برای حمایت از اسراییل نیازی به پاسخگویی و ارائه دلیل ندارند.
بارها ثابت شده است که دخالت های آمریکا در امورخاورمیانه به حل بحران منجر نشده است مداخله آمریکا در بحران کنونی خاورمیانه نیز تنها باعث گسترش این بحران در منطقه و جهان خواهد شد و تبعات آن منافع خود آمریکا را نیز به خطر خواهد انداخت.
اما منافع مردم آمریکا در تعیین سیاست های خارجی دولت بوش هیچ جایگاه و اهمیتی ندارد و دلیل امر به خوبی روشن است. همانگونه «جان مرشیمر» و «استفان والت» در مقاله مشهور خود درباره لابی صهیونیسم اظهار می دارند، پس از جنگ 1967 تمامی سیاست های آمریکا در خاورمیانه بر مبنای اهداف رژیم صهیونیستی طراحی شده است و حمایت همه جانبه آمریکا از اسراییل و سیاست به اصطلاح گسترش دموکراسی در خاورمیانه، خشم ونفرت گسترده مسلمانان و جهان عرب از آمریکا را به دنبال داشته و نه تنها امنیت آمریکا، بلکه امنیت سراسر جهان را به مخاطره انداخته است. این مسئله تاکنون در تاریخ آمریکا بی سابقه بوده است. چرا آمریکا باید برای تامین منافع اسراییل امنیت خود و بسیاری از متحدانش را به خطر اندازد؟
پاسخ این سوال روشن است. قدرت مطلق لابی صهیونیسم، دلیل اصلی چنین سیاستی است.
هم اکنون لابی آمریکایی رژیم صهیونیستی، از رئیس جمهور گرفته تا رهبران هر دو حزب سیاسی آمریکا و رسانه های خود فروخته، خواهان حمایت بی چون و چرا دولت از اقدامات اسراییل برای نقض استقلال و تمامیت ارضی لبنان هستند.
منافع اصلی آمریکا در خاورمیانه در گرو احقاق دو هدف اصلی است: 1- به خطر نیافتادن اهداف و منافع اقتصادی آمریکا و به خصوص عدم افزایش قیمت نفت 2- خنثی کردن عملیات تروریستی القاعده و بن لادن.
بررسی وقایع خاورمیانه به خوبی نشان می دهد که هیچ یک از اهداف آمریکا در منطقه تحقق نیافته است. افزایش قیمت نفت و سوءاستفاده بن لادن از بحران خاورمیانه، منابع آمریکا در منطقه را به چالش کشیده است.
شاید روز ی فرا رسد که دولت و کنگره آمریکا با در اولویت قرار دادن منافع مردم خود، از تحلیل زبان های این چنینی به مردم آمریکا ممانعت کنند. اما امروزه این امر، رویایی بیش نیست و به نظر می رسد مردم آمریکا هر لحظه درگیر جنگی دیگر شوند، جنگی که دولت دست نشانده اسراییل در آمریکا و رییس‌جمهور این کشور که عروسک خیمه شب بازی رژیم صهیونیستی است، آغازگر آن خواهند بود.