شرایط کنونی در فلسطین بسیار حساس و در عین حال بسیار متشنج است و در واقع فلسطین در آستانه یک دوراهی حساس قرار دارد.
در مواجهه با این دو راهی دشوار، برخی در پی آن برآمده اند تا آرمان فلسطین را به راهی نامعلوم وارد کنند که پیش از این ناکارآمدی آن برای همه ما اثبات شده است؛ راهی که سرانجام آن به رسمیت شناختن اسراییل و از سرگیری مذاکرات با این رژیم است.
برخی از گروه های یاد شده در پی آنند که همه را در این مسیر تا فرجام با خود همراه کنند و این در حالی است که جنبش حماس این منش را به منزله تضییع حقوق مسلم و نادیده انگاشتن مقدسات سرزمین فلسطین میداند.
این عده عزم خود را جزم کرده اند که به هر ترتیبی که شده بر جنگی داخلی در فلسطین دامن بزنند اما در چنین شرایطی و در مواجهه با دوراهی مذکور، تنها راه وحدت، مقاومت و پایداری بر ارزش های ملی و فلسطینی است.
جنبش حماس همواره بر لزوم تحقق وحدت ملی در فلسطین اشغالی تاکید و آن را در دستور کار خود دارد. این وحدت باید براساس قواعد فلسطینی و نه برنامه های اسراییل و یا آمریکا عملی شود.
شکی نیست که درگیری های اخیر که بین فتح و حماس رخ داده بسیار تاسف برانگیز بوده و هیچ فلسطینی شرافتمندی خواهان آن نیست.
جریانی خاص در جنبش فتح مسئول بی چون و چرای حوادث اخیر است، این جریان همواره پس از تشکیل دولت فلسطین به رهبری حماس با تلاش هایی مذبوحانه از جمله باج خواهی و اعمال فشار در پی شکست دولت حماس از سویی و اجبار آن در بحث به رسمیت شناخت اسراییل بوده است.
جریان مذکور همواره با طرح هایی از پیش تعیین شده به پیگیری اهدافش همت گماشته و آخرین طرح آن نیز تحریک صدها نیروی امنیتی وابسته به تشکیلات خودگردان با هدف ایجاد آشوب های گسترده در نوار غزه بوده است.
وزارت کشور فلسطین قاطعانه در برابر این گونه اعمال خلاف قانون می ایستد و این گروه ها را از تحقق برنامه های شان که از جمله آن می توان به ترویج ناامنی، آشوب های خیابانی و تجاوز به حقوق مردم و نهادهای دولتی اشاره کرد، باز خواهد داشت.
مقابله جدی حماس با چنین جریاناتی باعث ایجاد برخی درگیری های داخلی در اراضی اشغالی شده که امید است هرچه زودتر پایان یابد.
در مورد این جریان اختلاف افکن باید گفت این یک جریان صهیونیستی آمریکایی است که بدون توجه به منافع ملت فلسطین عمده اهدافش در راستای منافع رژیم صهیونیستی و آمریکا خلاصه میشود.
این جریان به واسطه ایستادگی حماس، دولت فلسطین را مسبب اصلی از دست رفتن منافعش می داند و این تفکری صحیح است ضمن آن که چون حماس همواره در پی آرام کردن اوضاع داخلی بوده است از اعلام اسامی رهبران این جریان خودداری میکند.
اسامی رهبران جریان صهیونیست زده که با عنوان جنبش فتح علیه منافع ملت فلسطین و حتی جنبش فتح، فعالیت می کنند و هم چنین برنامه های مدون آنان به صورت دقیق نزد ما ثبت شده و چه بسا روزی برنامه های جنایت کارانه و موذیانه این افراد به همراه اسامی رهبران آن برای ملت فلسطین و عموم مسلمانان افشا گردد.
نیروهای مخلص و شرافتمند جنبش فتح باید این جریان وابسته به صهیونیسم و آمریکا را که ادعای وابستگی به جنبش شان را دارد، بلوکه کرده و مانع از تلاش آن برای سوق دادن فتح از سویی و عامه گروه های فلسطینی از دیگر سو به سمت جنگی داخلی گردند.
حماس باید به همراه مخلصان جنبش فتح و همچنین سایر گروههای فلسطینی تلاش کند تا دولت وحدت ملی فلسطین را با حضور تمامی گروه های داخلی فلسطینی تشکیل دهد.
حماس در درجه اول، تلاش و اهداف خود را بر خدمت رسانی به ملت فلسطین و آرمان مقدس این ملت و دفاع از آن متمرکز کرده است.
دولت فلسطین که حقانیت سیاسی آن برهمگان آشکار است در پی تحقق اهداف عالیه ملت فلسطین بوده و خواهد بود. از سوی دیگر ملت مخلص و برومند فلسطین به برنامه مبتنی بر مقاومت، استقامت و پایداری وفادار بوده، هست و خواهد بود.
این ملت همچنان به خون پاک شهیدانی که در این راه مقدس جانشان را فدا کرده اند و همچنین به آرمان های اسرای دربند رژیم صهیونیستی که انواع شکنجه های این رژیم را به جان خریده اند وفادار خواهد ماند.
هفت ماه قبل، ملت فلسطین رأی خود را اعلام کرده و حمایتش از برنامه های مقاومت را با قاطعیت بیان داشته است. هفته گذشته نیز همان گونه که شاهد بودید، بیش از 150هزارتن در نوار غزه برای تجدید بیعت با اسماعیل هنیه، نخست وزیر فلسطین به راهپیمایی گستردهای دست زدند.
جنبش حماس با اتکا به نیروی لایزال الهی و همچنین پشتیبانی قاطع ملت فلسطین درباره گام هایی که در مسیر مقاومت سیاسی برمی دارد نیز اطمینان داشته و در واقع به همان اندازه به وفاداری ملت مطمئن است در خصوص این گامها هم اطمینان دارد.
طرح ابتکاری مورد نظر کشورهای عربی دو محور اساسی دارد: محور نخست آن قایل به دعوت از رژیم صهیونیستی به عقب نشینی تا مرزهای سال 1967 و برپایی دولت فلسطینی در محدوده همان مرزها با تأکید بر نیل به راه حلی عادلانه درباره آوارگان فلسطینی است.
اما محور دوم این طرح آن است که در ازای موارد فوق، رژیم صهیونیستی به رسمیت شناخته شود و علاوه بر عادی سازی روابط، تعاملات فراگیر با این رژیم از سرگرفته شود؛ جنبش حماس با محور نخست موافق است اما این مسئله نباید به بهای به رسمیت شناخته شدن رژیم صهیونیستی تمام شود بلکه حماس با محور اول، تنها در ازای ترک مخاصمه و یا آتشبس موافق است.
فلسطینی ها به طور عام و جنبش حماس به طور خاص حق ندارند که یک وجب از خاک خود را که پیش از اشغال در آن میزیستهاند از دست بدهند.
فشارهایی که در این چارچوب بر جنبش حماس وارد می شود، کاملاً غیر منطقی بوده چرا که تا این لحظه حتی رژیم صهیونیستی هم این طرح را نپذیرفته است.
در سال 2000 میلادی و به هنگام ارایه این طرح، آریل شارون اعلام کرد که ارزش آن حتی از جوهری که آن را نگاشته کمتر است! حال این سؤال مطرح می شود که چرا با این حال عده ای در صدد وارد آوردن فشار بر حماس و متشنج تر کردن اوضاع فلسطین برآمدهاند؟
حماس به دنبال آزادی اسرا از طریق مبادله است ولی تا به این لحظه تلاش ها در این باره پیشرفتی نداشته و رژیم صهیونیستی نیز تمامی واسطه ها برای این امر را به استثنای مصر رد کرده اما در ازای آن هیچ گونه پیشنهاد قانع کننده ای را که مورد پذیرش گروههای جهادی قرار گیرد، ارایه نکرده است.
پیشنهادی که همچنان در این باره مطرح است آزادی سرباز اسرائیلی در قبال وعده های رژیم صهیونیستی در خصوص آزادی گروهی از اسرای فلسطینی است که تا به این لحظه هیچ گونه جزییاتی از آن به اطلاع رهبران حماس نرسیده است.
این وضعیت مردود بوده و باید مذاکراتی جدی در خصوص تمامی ابعاد این موضوع انجام شود تا زوایای مختلف آن از جمله تعداد اسرا، اسامی آن ها و این که عضو چه گروهی بودهاند، روشن شود.