تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۹۵۳۵۳

بسم الله الرحمن الرحیم
جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا در پاسخ به سئوال محافل رسانه ای این کشور در مورد اینکه « چرا نیروهای آمریکایی را با وجود تحمل تلفات و خسارات سنگین از عراق خارج نمی سازد » اظهار داشت : خروج آمریکایی ها از عراق موجودیت رژیم صهیونیستی را به خطر می اندازد.
این ابراز نظر اگرچه یک اعتراف دیرهنگام است ولی اشاره به یک واقعیت محرز و غیرقابل انکار می باشد. کسانی که ماجرای مشکوک انفجارهای نیویورک و زمینه سازی برای لشکرکشی آمریکا به خاورمیانه را توطئه ای اسرائیلی و ساخته و پرداخته شبکه های متنفذ صهیونیستی آمریکا معرفی می کردند اکنون با این اعتراف بوش حقانیت و درستی آن نظرها و تحلیل ها به یقین تبدیل می‌شود.
اگرچه بوش درباره اینکه چه ارتباطی میان حضور نظامیان آمریکا در عراق و منافع رژیم صهیونیستی وجود دارد توضیحی نداد ولی چگونگی این ارتباط روشن است . محافل صهیونیستی آمریکا که همواره دولتهای این کشور را تحت سیطره و کنترل خود دارند دولت نئومحافظه کاران حاکم بر آمریکا را که به دلیل گرایش های سیاسی سرسپردگی بیشتری به صهیونیسم و رژیم اشغالگر قدس دارد با این هدف وادار لشکرکشی به افغانستان و سپس عراق کردند که بتوانند ضمن تسلط بر مقدرات این کشورهای مسلمان برای خود پایگاهی دائمی نیز در این مناطق ایجاد نمایند. محافل صهیونیستی چنین ارزیابی کرده بودند که با حضور نظامی ارتش آمریکا در افغانستان و عراق حلقه محاصره جمهوری اسلامی ایران که به اذعان خود صهیونیستها عمده ترین جبهه ضد صهیونیستی را تشکیل می دهد نیز تنگ تر خواهد شد و در آنصورت رژیم صهیونیستی با فراغ بال و آسودگی خیال به جنایات و سیاست های اشغالگرانه و توسعه طلبانه خود تداوم خواهد بخشید.
با اینحال روند تحولات به سرعت بر ضد خواسته ها و پیش بینی های صهیونیستها تغییر جهت پیدا کرد و اوجگیری و گسترش مخالفت در میان ملت های منطقه علیه سیاست های سلطه طلبانه آمریکا در کنار مقاومت ضداشغالگری در عراق و افغانستان معادلات و محاسبات صهیونیستها را کاملا برهم زد و رویای تسلط صهیونیستها بر منطقه را به کابوس مبدل ساخت.
آمریکائیها که به تحریک شبکه قدرتمند صهیونیستی این کشور بدون توجه به مخالفت های جهانی و با زیر پا نهادن مقررات و قوانین بین المللی به عراق لشکرکشی نمودند به سرعت خود را در باتلاقی یافتند که نه راه پیش دارند و نه پس . مردم عراق با اینکه سالها ظلم و جور حکومت های مستبد و دیکتاتور را تحمل کرده بودند هرگز زیر پای اشغالگرانی که به بهانه دفع رژیم شرور و سرکوبگر بعث به خاک این کشور تجاوز کرده بودند فرش قرمز پهن نکردند و در هر فرصتی بر مخالفت با اشغالگران برخواسته های مذهبی و هویت ملی خود که بر استقلال طلبی و بیگانه ستیزی است تاکید نمودند. رویکرد جریان های سیاسی با ریشه های مذهبی و مخالف استعمار که در چند انتخابات اخیر این کشور متجلی شد و طرد چهره های وابسته به بیگانگان واقعیت و ماهیت جامعه عراق را بیش از پیش برای اشغالگران و بانیان اشغال این کشور آشکار ساخت و آنها را با حقیقت تلخ و غیرقابل انتظاری مواجه ساخت . اکنون اشغالگران در عراق با شرایط ناخواسته و در عین حال کاملا ناامید کننده ای روبرو هستند که هرگونه قدرت تصمیم گیری و بازیابی ابتکار عمل را از آنها ساقط کرده است . از یک سو تداوم حضور اشغالگران در عراق بر گسترش مقاومت ها و مخالفت ها خواهد افزود و علاوه بر تشدید تفکر ضد آمریکایی در این کشور اعتراض های داخلی در آمریکا را نیز به علت افزایش سریع تلفات انسانی و وارد شدن خسارات بی سابقه مالی در پی خواهد داشت . از سوی دیگر خروج نیروهای اشغالگر از عراق نیز به معنی واگذار شدن مقدرات این کشورها به مردم آن است که بدون تردید خوشایند صهیونیستها نیست چرا که ملت عراق در مقاطع مختلف طی سالهای اخیر نشان داده است از دشمنان سرسخت رژیم اشغالگر قدس است و این همان چیزی که صهیونیستها را به وحشت می اندازد و بوش در اظهارات خود به آن اعتراف می‌کند.
از اینرو باید گفت این یک اعتراف منطبق بر واقعیت است که خروج اشغالگران آمریکایی قطعا به ضرر رژیم صهیونیستی منجر خواهد شد و جبهه ای جدید علیه این رژیم جعلی و جنایتکار گشوده می شود. با اینحال اشغالگران چاره ای جز خروج و فرار سریع از عراق ندارند و این واقعیتی است که دیر یا زود سرانجام به آن پی خواهند برد. اکنون پس از گذشت بیش از 43 ماه از حضور اشغالگران آمریکایی و انگلیسی و متحدین غربی آنها در عراق وضعیت آنها روز به روز وخیم تر می شود و اگر امروز اشغالگران حاضر نباشند خاک عراق را با اختیار خود ترک کنند قطعا در آینده ای نه چندان دور برای نجات از باتلاق عراق باید به اجبار به این کار تن دهند.