تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۹۵۳۵۸
نویسنده: عبدالرضى اسرا

در دوره طالبان اخبارى مبنى بر کشته شدن زنان به نام حجاب توسط مردان و جلوگیرى کردن از رفتن دختران به مدارس شنیده شد. داستان هاى عجیب زیادى که اعتراض و در عین حال شگفتى و ترس جهانیان را برانگیخته بود، روایت مى شد. از آن جا که داستان هاى عجیبى نقل مى شد، بسیارى کسان با پذیرش آن مخالفت مى کردند و برخى دیگر براى دفاع از طالبان، داوطلبانه وارد ماجرا شده و با تاکید مى گفتند که این حرف ها توسط نیروهاى شمال و ایران رواج داده مى شود. ولى دولت طالبان هرگز نمى توانست سیاست هاى تندروانه خود را مخفى نگاه دارد. دولت طالبان اجازه داد که دوربین ها از نابود کردن مجسمه بودا با موشک فیلمبردارى کنند. مجسمه بودا در تمام دوره هاى خلافت اسلامى پابر جا مانده بود.
زمانى که صداى مخالفان نسبت به اقدامات طالبان بیشتر شنیده شد، عبدالسلام ضعیف سفیر دولت طالبان در پاکستان، خبرنگاران را در خانه اش پذیرفته و ادعا کرد که هرآن چه که درباره طالبان گفته مى شود دروغ بوده و ملاعمر با این که انسان ساده اى است ولى بسیار با فرهنگ است. عبدالسلام ضعیف در حالى این صحبت ها را درباره ملاعمر بیان مى کرد که هیچکس نه تصویر او را دیده و نه با او در امور دنیوى و حکومت صحبت کرده است.
آن صحبت ها، تلاش هاى فردى سفیر طالبان در پاکستان براى زیباسازى چهره دولت محاصره شده طالبان از نظر سیاسى بود زیرا فقط عربستان سعودى و پاکستان این دولت را به رسمیت شناختند و البته بعدها از کرده خود پشیمان شدند.
براى این که اقدامات انجام شده از سوى جنبش هاى پیچیده اى همچون طالبان را درک کنیم باید بگوییم که این جنبش ها، دولت نبوده بلکه میلیشیاهایى هستند که از دیدن جهان به یک دید مناسب و تعامل مناسب تر با آن درمانده اند. شکست طالبان در اقدامات آن ها در درون کشور خلاصه نمى شود بلکه اقدامات طالبان در سطح جهان خارج نیز مشکل ساز بوده است.
زمانى که ایالات متحده امریکا پس از وقایع یازدهم سپتامبر خواستار تسلیم اسامه بن لادن شد طالبان با این امر مخالفت کرد. رهبر طالبان که در تمام عمر خود تلویزیون مشاهده نکرده و از بمب افکن هاى B52 و موشک هایى به فاصله هزار مایل از سطح دریا پرتاب مى شوند چیزى نمى داند و از روابط بین المللى هیچگونه آگاهى ندارد، در پاسخ امریکایى که خود با کمک پاکستان او را به قدرت رسانده در مورد تحویل دادن اسامه بن لادن موارد زیر را بیان داشت:
الف: او مهمان ماست
ب: مانع سخن گفتن او شوند
ج: او بى گناه است
د: در کابل محاکمه خواهد شد
ه: او کشور را ترک گفته است.
نهایت این شد که بن لادن به طالبان پناهنده شد و خود ملاعمر با موتورسیکلت فرار کرد.
ما اکنون حالت مشابهى را در سومالى شاهد هستیم. محاکم قانونى همانند طالبان، گروهى نادان هستند که به حکومت دست یازیده اند و سومالى همچون افغانستان کشورى است که جنگ هاى داخلى آن را پاره پاره کرده است. محاکم قانونى راه ملاعمر را طى مى کنند و در جایى که مردم از گرسنگى و بیمارى در حال مرگ هستند و باید به وضعیت جامعه دیدى مناسب براى کمک به مردم داشته باشند، شلاق زدن و گشتن را آغاز کردند.
نیروهاى محاکم قانونى از نظر آغاز فعالیت و جنگ ها و نیمى از کشور را در اختیار داشتن و سیاست ها و اظهارات نسخه طالبان هستند.
نیروهاى محاکم کسانى که در جشن هاى ازدواج شرکت کرده را زندانى مى کنند و جوانانى که به تماشاى مسابقات فوتبال جام جهانى اقدام کرده بودند را کشتند. مردم در این برهه از زمان دولتى مى خواهند که رهبران باندهاى قتل و کشتار را تحت پیگرد قرار دهد و براى آن ها غذا و دارو و ثبات تأمین کند نه این که شرکت کنندگان در مراسم ازدواج و کسانى که مسابقات فوتبال را تماشا مى کنند تحت تعقیب قرار دهد.
پرسش خطرناک این است که نیروهاى محاکم چه ارتباطى مى توانند با اسامه بن لادن که ورود آن ها را به سیاست و دولتمدارى تبریک گفته، داشته باشند؟ گرچه نیروهاى محاکم این رابطه را نفى کرده ولى آن ها با همان زبان سخن مى گویند و جنبش آن ها ویژگى هاى طالبان را دارد.