تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۹۵۳۶۷

محراب ایرانى
اگر بپذیریم هر حرکتى و هر نهاده اى باید ها ونبایدهایى دارد، حرکت فرهنگى نیز داراى بایدها و نباید هایى است و بدون توجه به این بایدها و نبایدها نمى توان به یک سامان در حرکت فرهنگى رسید.
اگر امروزه فرهنگ و فرهنگ سازى در کشور ما از نوعى آشفتگى رنج مى برد و نابسامانى فرهنگى در برخى بخش ها دیده مى شود به خاطر این است که مدیریت فرهنگى هنوز نتوانسته به تعریف درستى از بایدها و نبایدها دسترسى پیدا کند.
اگر به صورت خلاصه بخواهیم بایدها و نبایدها را واشکافیم باید بگوییم مهمترین باید فرهنگى، درک فرهنگى است. رفتارهاى تجویزى و یکسان نگرى ها و یکسان سازى هاى فرهنگى موجب شده تنوع و تکثر که ذات جوامع پویا و جوان مى باشد با نوعى نابهنجارى فرهنگى روبه رو شود. بنابر این امروز بیش از هر چیزى ضرورت دارد که درک ما از فرهنگ، رفتار فرهنگى، خرده فرهنگ ها، کثرت و وحدت فرهنگى و در نهایت فرهنگ عمومى روشن شود، آن وقت است که مى توانیم چارچوب بایدها و نبایدهاى این عرصه را مشخص کنیم و در یک کلام مهندسى فرهنگى را به خوبى بدانیم و آن را راهبرى نماییم.
نکات فوق را با یک مثال به پایان مى بریم و آن اینکه وقتى برخى از مدیران فرهنگى در برج عاجى دور از خرده فرهنگ ها و نابسامانى هاى ریز و درشت زندگى مى کنند و از دور هم دستى بر آتش حرمان و فقر فرهنگى بخشى از مردم ندارند عقلاً و عرفاً نمى توانند برنامه ریزان خوبى براى این قشر باشند و آفت از همین جا است که این رفتار خود موجب غفلت فرهنگى شده است.
و نمونه‌هاى این رویه کم نیستند.
امروزه بسیارى از فعالیت هاى فرهنگى اساساً با خواست مردم در تضاد و تناقض است و اینگونه است که فرهنگ عمومى نه تنها قابل پیش بینى نیست بلکه دور از دسترس و کنترل شده است.
پس تا به فاکتورهاى مشخصى از بایدها و نبایدهاى فرهنگى نرسیم تضاد و تناقض هاى فرهنگى ادامه خواهد داشت و کارى از پیش نخواهد رفت.