تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۹۵۳۷۶
برندن اسمیت

در ایالات متحده همانند اروپا معمولاً جنبش هاى حمایت از صلح به جناح چپ منتسب مى شوند. اما پیدایش جریان مخالفت با جنگ در میان راست گرایان که در ابتدا بسیار ضعیف بود این گروه بندى را رد مى کند. شکست فاجعه آمیز جنگ عراق، در حال تغییر این جویباره به رودخانه عظیمى است و این پدیده مى تواند رهبرى محافظه کاران را در سیاست امریکا تهدید نماید.
در زمان جنگ سرد توافق بر سر مسابقه و رویارویى با کمونیسم، اکثریت امریکاییان را متحد ساخته بود. محافظه کارانى نظیر سناتور برى گلدواتر کاندیداى انتخابات ریاست جمهورى 1964وهوادار تشدید جنگ ویتنام در آن زمان، مدافعان سرسخت این سیاست بودند.
ولى لیبرال هایى همچون جان اف کندى که در سال 1963به قتل رسید و جانشین وى لیندن ب.جانسون، از نوامبر 1963تا ژانویه 1969(تاریخى که ریچارد نیکسون در کاخ سفید جایگزین وى گردید) نیز به همان روش جنگ طلبانه امور را اداره مى کردند.
شکست فاحش امریکا در ویتنام گواه آن است که جنبش ضد جنگ، در نهایت منجر به به قدرت رسیدن دموکرات ها شده است. محافظه کاران مسوولیت این شکست را به خاطر «از پشت خنجر زدن» جنبش صلح طلبان و مترقى مى دانستند.
زمانى که دولت بوش تصمیم گرفت به عراق حمله کند از حمایت بى دریغ جمهوریخواهان برخوردار گردید، در مقابل بیش از نیمى از نمایندگان دموکرات کنگره، بر علیه تصویب لایحه اعلام جنگ، رأى دادند.
در همین زمان، اقلیت ناچیزى از محافظه کاران به مخالفان پیوستند. پاتریک بوکانن کاندیداى ریاست جمهورى در سال هاى 1992و 2000و تهیه کننده متون سخنرانى هاى ریچارد نیکسون اعلام نمود: «جنبش جمهوریخواهان منحرف گشته و تبدیل به ایدئولوژى مرزهاى باز، جهانگرا و مداخله گرانه گردیده و دیگر آن جریان محافظه کارانه اى نیست که من با آن بزرگ شدم» او هشدار داد: «ما به زودى جنگ امپریالیستى بر علیه عراق با همان تهورى که «پو آلوها» و «تامى هاى» بریتانیایى که در اوت 1914به برلن رفتند، آغاز خواهیم نمود.» وى مى افزاید: «هنگامى که صدام حسین شکست خورد، نو محافظه کاران که بى صبرانه در انتظار جنگ چهارم جهانى مى باشند (جنگ سوم مبارزه علیه کمونیسم بود) جنگ هایى به شیوه جراحى و کوتاه، علیه سوریه و ایران آغاز خواهند نمود» ران پل، نماینده لیبرال، نیز علیه قطعنامه جنگ عراق رأى داد (وى همچنین طرفدار کناره گیرى امریکا از سازمان ملل متحد مى باشد).
طرد ریاست جمهورى امپراتور ماب!
در میان محافظه کاران مخالف جنگ، از همه جالبترشان گروهى است که سایت اینترنتى «آنتى وار» (ضدجنگ) را اداره مى کند، مدافع عدم مداخله و مخالف امپریالیسم است و پیشنهاد سیاست «آزادسازى» (یا سرمایه دارى بى بند و بار آنارشیستى) را ارایه مى نماید. این گروه از راندولف بورن از صاحب نظران جنگ اول جهانى که از نظرش «دولت به همت جنگ ثروتمند مى گردد» و از نویسنده محافظه کار گاره گارت از مخالفین جنگ سرد که به نظرش «تخاصم مرگبارى بین دولت به مفهوم جمهوریخواه آن که نماینده مردم برپایه قانون اساسى است، و امپراتورى وجود دارد» الهام مى گیرند.
این سایت که مورد توجه بسیارى از فعالان چپ است، به طور مداوم و با جزئیات، طیف وسیعى از اخبار مربوط به مداخلات نظامى امریکا در جهان را در اختیار مى گذارد. این گروه، دشمن خستگى ناپذیر جناح هایى از جمهوریخواهان و دموکرات ها است که آن ها را «حزب جنگ» مى خواند و مخالفان جنگ طلبان و امپریالیسم، چه از چپ و چه از راست، را به همیارى دعوت مى نماید.
هیچکسى به اندازه والتر جونز نماینده به شدت مسیحى و محافظه کار کارولایناى شمالى از تسخیر عراق حمایت ننمود. هنگامى که فرانسه در مقابل حمله امریکا موضع گرفت، وى جریانى را به راه انداخت، تا تمام کافه تریاهاى کنگره کلمه «فرنچ فرایز» (سیب زمینى سرخ کرده به سبک فرانسوى) را با کلمه «فریدوم فرایز» (سیب زمینى سرخ کرده آزادى) جایگزین کنند. دو ماه بعد همین نماینده در مراسم خاکسپارى یک سرباز جوان از حوزه انتخاباتى وى که در نصیریه کشته شده بود، به هنگامى که همسر بازمانده این سرباز یکى از آخرین نامه هایش را مى خواند به شدت متأثر گردید. کمى بعد با جیمز بامفورد نویسنده کتاب «یک بهانه براى جنگ»، کتاب ضدجنگ ژنرال هاى بازنشسته و مخالف اشغال عراق، و همچنین با سیندى شیهان یکى از فعالان ضد جنگ ملاقات نمود و در نهایت قطعنامه اى را ارایه کرد که دولت بوش را وادار به زمان بندى براى خروج از عراق مى نمود. وى اظهار داشت که از انتقام گیرى سیاسى باکى ندارد و اظهار داشت: «من کارى را انجام مى دهم که فکر مى کنم خدا از من مى خواهد انجام دهم.»
درجه داران ارتش امریکا از محافظه کاران به شمار مى آیند و اکثریت قریب به اتفاقشان به جمهوریخواهان رأى مى دهند. مافوق هاى خود را همواره حمایت کرده و به کاربرد نیروى نظامى باور دارند. با این حال همین ها بانى جریان محافظه کارانه اى قوى شده اند که مخالف مداخله یک جانبه جرج دبلیو بوش است.
آنتونیو زینى ژنرال بازنشسته نیروى دریایى که نیروهاى مسلح امریکا را به مدت چهار سال در خاورمیانه فرماندهى نموده بود، از ابتداى جنگ عراق، به مخالفت با آن برخاست. وى اظهار داشت: «در عراق ما به مثابه یک نیروى استعمارگر جلوه کرده ایم، خصوصاً در شرایطى که بدون مجوز سازمان ملل وارد شدیم.» به نظر وى همه کسانى که تجربیاتى در این منطقه دارند «مى دانستند که این یک فاجعه خواهد بود.»
همچنین بى اعتنایى و زیرپا نهادن تعهدات گذشته امریکا در مقابل قراردادهاى ژنو توسط دولت بوش، مخالفت شدیدى را برانگیخته است. زمانى که آشکار گردید که آلبرتو گونزالس، مشاور حقوقى بوش بانى این سیاست بوده است، دوازده تن از روساى بازنشسته امریکا، علیه انتخاب وى به سمت وزارت دادگسترى شهادت دادند. پیشقدمى دولت در رابطه با احتمال ضربات نظامى به ایران نیز مورد استقبال واقع نشده است. پنتاگون به شدت با آن مخالفت مى ورزد، و سیمور هرش در روزنامه نیویورکر گزارش داد که روساى ستاد ارتش «به توافق رسیده اند تا به صورت رسمى، پیشنهاداتى را مبنى بر مخالفت مطلق شان با دورنماى اتخاذ روش هسته اى در رابطه با ایران ارائه دهند.»
همچنین حمایت روشنفکران محافظه کار از دولت بوش نیز در حال فروپاشیدن است. شاهد آن، جدایى و انشعاب تماشایى فرانسیس فوکو یاما مؤلف «پایان تاریخ و انسان واپسین» است. وى که در سال 1997امضاکننده نامه اى بود که ایالات متحده را به سرنگونى صدام حسین فرا مى خواند، در ابتداى سال در مجله نیویورک تایمز نتیجه مى گیرد:
در حالى که جنگ عراق وارد سومین سال مى شود، به نظر قویاً غیرمحتمل مى رسد که تاریخ از این مداخله و نظرات ناشى از آن به خوبى یاد نماید، وى مى افزاید: «دکترین بوش که چارچوب دوره اول ریاست جمهورى وى را تبیین مى نمود، امروز نمایش تأسف انگیزى را ارایه مى دهد».
قلب اندیشمندان محافظه کاران مورد هدف واقع گردیده. از نظر ویلیام باکلى، از بانیان محافظه کارى مدرن: «نمى توان تردید داشت که امریکا به اهداف خود در عراق دست نیافته است.»
متعاقب جنگ لبنان جرج ویل مقاله نویس معروف و محافظه کار، اراده نومحافظه کاران در جهت تغییر نقشه منطقه را مردود دانست و گفت: «واقع بینان سیاست خارجى براین باورند که هدف، رسیدن به ثبات در خاورمیانه است. منتقدین آن ها که واقع گرایى را متهم به عدم جاه طلبى مى نمایند، معتقد بودند که مسأله، ثبات است، که آن هم حل شد.»
ویلیام باکلى و جرج ویل هر دو بیان داشتند که از دید آن ها بوش یک محافظه کار نیست.
بخش مهمى از عدم رضایت آن ها ناشى از گسترش «ریاست جمهورى امپراتور مآبانه» و بى اعتنایى دولت بوش به محدودیت هاى تحمیل شده از جانب قانون اساسى بر قوه مجریه است. انجمن کاتو معروف ترین جریان فکرى «آزاد سازى مطلق» گزارشى را منتشر ساخت به نام:
Power surge: The constitutional Record of George W.Bush
(قدرت فزاینده: پرونده قانون اساسى جرج دبلیو بوش) که در آن این نگرانى را به زبان «آزادى طلبان مطلق» مترقى مطرح ساخت. این گزارش رشته اى از تخلفات را افشا مى نماید: انکار آزادى هاى فردى، تخلف از قراردادهاى بین المللى در مورد شکنجه، پایمالى حقوق برگزارى محاکمات در مقابل هیأت منصفه و نادیده انگاشتن محدودیت هاى قدرت رییس جمهورى در زمینه جنگ. از نظر انجمن کاتو، کاخ سفید معتقد است «در زمان جنگ، همه چیز مجاز بوده و بر ریاست جمهورى است که تصمیم بگیرد چه زمانى ما وارد جنگ شویم.» یک چنین برداشتى که «تمام بازیگران صحنه سیاست را نگران کرده» به این منجر مى گردد که «یک رییس جمهورى مى تواند به میل خود جنگ به راه اندازد و هیچ محدودیتى نمى تواند مانع حکم وى در اعمال جنایات جنگى گردد، اگر خوشایند وى نباشد.»
تابستان گذشته، این مشکل محافظه کاران در صحنه سیاسى پدیدار گردید. کریستوفر شى یز، وکیل سرسخت طرفدار اشغال عراق، پس از آن که شاهد شکست جوزف لیبرمن، سناتور ایالت کانکتیکوت و از طرفداران جنگ عراق در دور مقدماتى انتخابات دموکرات ها بود، جدول زمانبندى عقب نشینى نیروهاى امریکایى را ارایه نمود. از جانب دیگر، سناتور جمهوریخواه و کاندیداى ریاست جمهورى چاک هیگل معتقد است که «وقایع عراق تکرار کامل ویتنام مى باشد» و سرنوشت کشور «توسط ملت عراق به همانگونه که در مورد ویتنام بود تعیین خواهد گردید.» آقاى هیگل توصیه مى کند که عقب نشینى نظامى در ابتداى سال آینده آغاز شود.
با این حال، سایر محافظه کاران، دولت را به عدم شدت عمل متهم مى نمایند. از نظر آن ها ایران با اتلاف وقت به دنبال دستیابى به قدرت هسته اى است، کره شمالى بدون هیچ عقوبتى به آزمایشات موشکى و هسته اى دست مى زند و حزب الله در تمام خاورمیانه پیشروى مى نماید.
نیوت گرینویچ رییس سابق مجلس نمایندگان که ضمناً در نظر دارد در انتخابات ریاست جمهورى هم کاندیدا شود، در مقابل سیاست تنش زدائى موضع گرفته و مى گوید: «ما این توهم دیپلمات ها و وکلا، که نشانه اى از پیشرفت در مذاکرات رامى بینند، را پذیرفتیم، در حالى که کره شمالى و ایران سرگرم تهیه بمب و موشک هستند. مرحله بعدى براى «کوندى» (کاندولیزا رایس وزیر خارجه دولت) این خواهد بود که با کیم جونگ ایل برقصد؟»
خنجر خوردن از پشت
جمهوریخواهان حتى اگر نتوانند حضور نظامى نامحدود امریکا در عراق را به دست آورند، زمینه را به گونه اى آماده مى سازند که بتوانند شکست سیاست هاى خود را بر گردن مخالفان و یاران نیمه راه بیاندازند.افسانه «خنجر خوردن از پشت» در گذشته نیز، در دوران پس از جنگ ویتنام به خدمت تشدید نظامى گرایى محافظه کاران گرفته شده است.
تا کجا این مخالفت ها پیش خواهد رفت؟ اگرچه فعالین آنتى وار (ضد جنگ) که به نفع رد نظامى گرایى و امپریالیسم امریکا، مبارزه مى کنند و بسیارى در جناح چپ آن را مى پذیرند، اما سایر مخالفین دست راستى نه براساس اصول اعتقادى شان بلکه فقط زمانى بر علیه جنگ موضع گرفتند که به خوبى پیش نمى رفت.
فروپاشى حمایت محافظه کاران از جنگ مى تواند نتایج سیاسى مهمى به بار آورد. استراتژى انتخاباتى جمهوریخواهان در آخرین تحلیل، اقتضا مى نماید که افراد برخلاف منافع خود- برنامه هاى اقتصادى و اجتماعى اى که از آن برخوردارند- رأى دهند.این حرکت گمراه کننده زمانى مورد توجه واقع مى گردد که جناح راست موفق گردد راى دهندگان را متقاعد سازد که تنها سیاست سلطه گرایى است که مى تواند امنیت مردم را، در دنیاى پرمخاطره امروز تضمین نماید. چگونه آن ها مى توانند مردم را بر این باور نگاه دارند وقتى که خود دیگر به آن اعتقادى ندارند؟
نماینده سابق جمهوریخواه، جو اسکار بورو برنامه گفت وگوى معروفى بر روى ام.اس.ان.بى.سى. اجرا مى نماید. اخیراً اعضاى گروه وى در این برنامه در مورد این که «سلامت فکرى جرج دبلیو بوش باعث چه لطماتى به اعتبار امریکا در زمنیه داخلى و خارجى» شده است بحث مى کردند. در همین زمان، بر روى صفحه تلویزیون نوشته «آیا بوش یک احمق است؟» ظاهر گردید. وقتى در این رابطه از او سوال شد، وى توضیح داد که بسیارى از افراد، در رابطه با ظرفیت فکرى! رییس جمهور، خصوصاً در مورد عراق، از خود سوال مى کنند. این نماینده جمهوریخواه در ابتدا، جنگ را حمایت کرده بود وى اکنون معتقد است که زمان آن فرا رسیده که راهى براى خاتمه آن بیابیم.