شنبه 14مرداد 1385مصادف با یکصدمین سالروز صدور فرمان مشروطیت است، نهضتى که به پیروزى رسید، اما به سرمنزل مقصود نرسید. ریشه هاى این نهضت، دستاوردهاى آن و نگاهى به تفاوت هاى ماهوى مشروطیت و انقلاب اسلامى و سرانجام عبرت هاى مشروطیت از جمله موضوعاتى هستند که در این مقاله به آن پرداخته شده است.
نهضت مشروطیت در تاریخ مبارزات ضد استبدادى مردم ایران جایگاه ویژه اى دارد. این نخستین قیام و حرکت مثبت توده هاى عظیم ملت بود که در سطح کلان به پیروزى قاطع دست یافت و توانست تا حدودى غول استبداد داخلى را به زانو در آورد و ساختار حکومت را اصلاح کند.
این نهضت عمدتا بر اساس تبادل متناسب با غرب و احیاى اندیشه اسلامى سامان گرفت. اما به دلیل ضعف هاى داخلى و فشارهاى خارجى و جنگ جهانى اول به سر منزل مقصود نرسید و موجب هرج و مرج شد. در چنین شرایطى رضا خان با حمایت انگلیسى ها از این زمینه ها سوءاستفاده کرد و با شعار نظم و پیشرفت میراث خوار مشروطیت گردید.
اکنون پس از یک قرن از شکل گیرى نهضت مشروطه این سوال مطرح است که آیا آفات انقلاب مشروطه در انقلاب اسلامى مى تواند تکرار شود؟
انقلاب اسلامى ملت ایران در سال 57بزرگ ترین پدیده اجتماعى حاضر شمرده شده است که تغییرات و تحولات بنیادى در ساختارهاى اجتماعى، سیاسى و فرهنگى به وجود آورد که کمتر تحول تاریخى با این چنین گستردگى صورت گرفته است ولى پرداختن به این پرسش به عنوان یکى از دغدغه هاى بخشى از جامعه ما مى تواند عبرت هایى از مشروطیت را یاد آورى نماید.
نگاهى به ریشه هاى مشروطیت
قبل از هر چیز اشاره اى به علل و ریشه ها و زمینه هاى انقلاب مشروطه و مهم ترین پیامدهاى آن ضرورى است. حکومت مشروطه به حکومتى گفته مى شد که در آن اختیار شاه و دربار محدود شده و روابط دولت و ملت در چارچوب خاصى برطبق قانون اساسى معین شود. [حائرى، عبدالهادى: تشیع و مشروطیت در ایران، امیر کبیر، تهران 1364ص 252.]
در یک بررسى اجمالى علل نهضت مشروطه را مى توان به سه بخش علل داخلى، علل خارجى و عوامل شتاب زا تقسیم کرد. مهم ترین علل داخلى نهضت مشروطه به شرح زیر است:
الف. الهام از آموزش هاى ضد استبدادى و ضد استعمارى اسلام که روحانیت پیش قراول و پرچمدار آن بود. مبارزه علماى دین با استعمار در عصر قاجار با قیام سید محمد مجاهد آغاز شد و با جنبش تنباکو به اوج خود رسید. جنبش تنباکو اولین مقاومت همگانى مردم ایران علیه بیگانگان و استبداد بود که به تبع آن حضور و نقش سیاسى علما افزایش یافت و میرزاى شیرازى نه تنها بذر سیاست را هر چه بیش تر در مزرعه روحانیت پاشید بلکه خط مشى و اصول سیاسى مبارزه علماى دینى را تا چند دهه بعد ترسیم کرد. [نجفى، موسى: تعامل دیانت و سیاست در ایران، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، تهران، 1378 ص83.]
ب. مبارزات و اندیشه هاى سید جمال الدین اسد آبادى در ایجاد اتحاد بین دنیاى اسلام و مبارزه با استعمار و استبداد و بیدارى مسلمانان براى دفاع از ارزش هاى اسلامى. [ر. ک: نویسندگان حوزه: سید جمال جمال حوزه، دفتر تبلیغات اسلامى، قم، 1376.]
ج. پیدایش اندیشه نو درباره حکومت و انتشار آثار انتقادى در مورد اوضاع سیاسى و اجتماعى ایران در عملکرد نادرست هیات حاکمه، اعطاى امتیازات اقتصادى به بیگانگان، افزایش مالیات و ظلم و ستم به مردم. از مهم ترین عوامل خارجى نهضت مشروطه مى توان: ارتباط تحصیل کردگان و تجار ایرانى با کشورهاى اروپایى، اعزام دانشجو به خارج، مشروطیت ژاپن، شکست روسیه از ژاپن، انقلاب 1905روسیه، سلطه بیگانگان به اقتصاد کشور و تاثیرات فکرى انقلاب فرانسه را نام برد. ولى حوادثى چون ماجراى مسیونوز بلژیکى، حادثه بانک استقراضى روس، تبعید حاج میرزا محمد رضا به رفسنجان و به چوب بستن بازرگانان تهران موجب شتاب، حرکت و شورش مردم شد. به دنبال این حوادث مردم به رهبرى روحانیانى همچون سید محمد طباطبایى، سید عبدالله بهبهانى و شیخ فضل الله نورى شاه را مجبور به پذیرش خواسته هاى خود که در راس آن ایجاد دارالشورى بود نمودند. عاقبت مظفر الدین شاه در 16جمادى الثانى 1324هـ.ق فرمان مشروطه را صادر کرد و اولین بار در تاریخ ایران قدرت پادشاه محدود و مشروط گشت و نیز اولین مجلس قانون گذارى در تاریخ ایران در عمارت گلستان با حضور مظفرالدین شاه افتتاح شد.
در جریان نهضت مشروطه دو گروه روحانیون و روشنفکران بیش از همه فعال بودند. روحانیون در بسیج مردم نقش اساسى داشتند و در حوزه عمل گام برداشتند و رهبرى نهضت را با استفاده از پایگاه مستحکم خویش عهده دار شدند، ولى نبود رهبرى مقبول العام، وجود اختلاف در میان رهبران مذهبى و نداشتن برنامه معین و مستقل از موانع اصلى وحدت و انسجام در جبهه روحانیون بود.
گروه دوم روشنفکران بودند که با نظریه پردازى، نوشتن کتاب و روزنامه به تدریج رهبرى فکرى مشروطه را به نفع جریان فکرى غرب گرا به عهده گرفته و موجب بیدارى اذهان و حرکت مردم با درج مطالبى چون لزوم استقرار قانون و عدالت در کشور، علل پیشرفت غرب و عقب ماندگى ایران و... شدند. [فوران، جان: مقاومت شکننده، ترجمه احمد تدین، رسا، تهران، ،1378چاپ دوم، ص 276به بعد.] این روشنفکران از نظر فکرى و اعتقادى به دو طیف تقسیم مى شدند؛ اقلیتى از آنان ضمن بیان ضرورت تحول اجتماعى مخالفتى با آموزه هاى دینى ابراز مى کردند ولى طیف غالب به دین ستیزى پرداخته و راه نجات جامعه را در پیروى بى چون و چرا از غرب و کاستن نقش دین در زندگى اجتماعى مى دانستند.
آثار و نتایج نهضت مشروطه
نهضت مشروطیت در مهار کردن استبداد مطلقه یک گام به پیش بود و دستاوردهایى داشت که مهم ترین آن ها عبارتند از:
1. تاسیس اولین مجلس در ایران به انتخاب مردم؛ البته این مجلس منتخبى از شاهزادگان، علما، اعیان و اشراف، ملاکین و تجار بود. [اتحادیه منصور: مجلس و انتخابات از مشروطه تا پایان قاجار نشر، تاریخ ایران، ،1375فصل اول.]
2- تدوین قانون اساسى؛ گرچه بسیارى از اصول این قانون از قوانین اساسى کشورهاى اروپایى اخذ شده بود.
3- تحقق اولین تجربه در کنترل قدرت نامحدود شاه در قالب قانون اساسى گرچه عملا ناکام ماند وزیران وادار به تمکین و قبول مسوولیت در برابر مجلس شدند و جلو قرضه خارجى گرفته شد.
4- پیدایش زمینه لازم برخورد افکار و اندیشه ها در عرصه اجتماع و گسترش مطبوعات و پیدایش تشکل هاى صنفى.
5- تحول در فرهنگ سیاسى مردم با رواج مفاهیمى چون انتخابات، آزادى بیان و... مشروطیت در حقیقت پاسخ به بن بست رسیدن جریانات اصلاح طلبى است که قائم مقام فراهانى، عباس میرزا، امیر کبیر، سپه سالار، سید جمال الدین اسد آبادى، شیخ هادى نجم آبادى و دیگر روشنفکران دنبال کردند. ولى چون یک برنامه منسجم و مستقل جهت اداره کشور و جایگزینى قوانین دینى به جاى نظام استبدادى نداشت عملا با چالش هاى جدى مواجه شد که حکمفرما شدن بى ثباتى در ایران، نفوذ عناصر مشکوک در کابینه و مجلس و درگیرى بین علماى مشروطه خواه و مشروعه طلب مهم ترین چالش ها بود.
در عین حال مشروطیت نشان داد که نخبگان فکرى و مذهبى جامعه آمادگى عملى براى پیگیرى یک نهضت اجتماعى را ندارند ولى تجربه اى براى حرکت هاى بعدى بود. اکنون این پرسش مطرح است که آیا تکرار آفات مشروطیت ممکن است یا نه، چگونه باید از آفاتى که مشروطه را به انحراف کشاند جلوگیرى کرد، به نظر مى رسد که انقلاب اسلامى با نهضت مشروطیت داراى تفاوت ماهوى است و به همین علت در بررسى پاسخ این پرسش باید به این تفاوت ها پرداخت.
تفاوت هاى ماهوى مشروطیت و انقلاب اسلامى
نهضت مشروطیت اولین حرکت عمومى مردم در تغییر نظام سیاسى بود که تجربه اى براى گام هاى بعدى در ایران شد که پیروزى انقلاب اسلامى یکى از گام هاى اساسى مردم براى تغییر نظام سیاسى با هدایت روحانیت آگاه بود که در آن از تجربیات نهضت مشروطه بسیار بهره بردارى شد. ولى انقلاب اسلامى با نهضت مشروطیت از جهاتى تفاوت ماهوى داشت که به چند مورد اشاره مى شود.
الف: اسلامى بودن انقلاب: نهضت مشروطه گر چه به رهبرى علما به پیروزى رسید ولى بعد از پیروزى جریان هاى فکرى وابسته به غرب گرا و ضد دینى رهبرى آن را به عهده گرفت و در مسیر اصلى مشروطه و رهبران دینى آن که حذف استبداد مطلقه، تاسیس عدالتخانه و مهار قدرت شاه بود انحراف ایجاد کردند. ولى در انقلاب اسلامى هدف از انقلاب تاسیس حکومت دینى و اسلامى با تکیه بر اکثریت حضور مردم بود و اسلامیت انقلاب جایى را براى نفوذ و تحریف افکار انحرافى باقى ننهاد.
ب. رهبرى: رهبرى در مشروطیت از انسجام و هماهنگى برخوردار نبود و خلا در رهبرى موجب نفوذ روشنفکران غرب گرا شد و روحانیون نیز نتوانستند در فرایند فکرى جایگزین مناسبى براى استبداد شاهى ارایه دهند و در نتیجه نظام سیاسى مورد نظر روشنفکران وابسته و غرب گرا در جامعه تبلیغ شد و خود علما نیز با هم در برخورد با مفاهیم جدید (مانند قانون اساسى، آزادى قواى سه گانه و...) اتفاق نظر داشتند که این امر منجر به ایجاد شکاف بین آنان شد و زمینه را براى طرد روحانیان از صحنه سیاسى فراهم نمود.
در انقلاب اسلامى، رهبرى، انقلاب منسجم و مستقل و داراى نظام فکرى مدون و جایگزین مناسب بود براندازى رژیم استبدادى تاسیس حکومت اسلامى را از اهداف خود قرار داده و به کار آمدى اسلام در حوزه سیاست اعتقادى عمیق داشت رهبرى در انقلاب اسلامى از مقام مرجعیت برخوردار بود که این امر مانع تشدد و تفرق در جامعه شد و حاکمیت اسلام را تسریع بخشید که نهضت مشروطه از آن بى بهره بود.
ج. حاکمیت ولایت فقیه: در دوران مشروطه اعتقاد به ولایت فقیه در رهبران مشروطه مطرح نبود و نهایتا با تلاش شهید شیخ فضل الله نورى تنها نظارت بر مصوبات مجلس توانست تثبیت شود. ولى تاسیس حکومت و اداره آن را در قدرت علما نمى دیدند، چون ایدئولوژى مشروطیت در نزد فعالین این جنبش مبهم بود و طرحى براى آینده نداشتند. [ر. ک: زرگرى نژاد، غلامحسین (گرد آورنده): رسایل مشروطیت، کویر ،1374رساله حرمت مشروطه.]
در انقلاب اسلامى، رهبرى اصل ولایت فقیه را استمرار حرکت انبیاء دانسته و معتقد به اداره کشور توسط نظام ولایى بود و بر تفکیک ناپذیرى دین از سیاست و وجوب کوشش براى استقرار حکومت بر اساس رکن ولایت فقیه اصرار مى ورزید که آن را عملى نمود.
د. مردمى بودن: حضور مردم در نهضت مشروطه به خاطر حضور علماى دینى با هدف حذف استبداد و ایجاد عدالت خانه بود که محرک آن علما و مراجع نجف بودند.
ولى در انقلاب اسلامى رهبرى انقلاب به جنبه جمهوریت نظام به همان معنایى که همه جا جمهوریت است [صحیفه نور، ج ،2 ص145] تاکید نمودند و نقش مردم را در امور سیاسى، اجتماعى و اقتصادى مورد توجه ویژه قرار دادند. انقلاب اسلامى تقریبا نتیجه ائتلاف و تلاش همه اقشار و طبقات بود که بعد از پیروزى در مقابل تمام تهدیدات دشمنان خارجى و داخلى استقامت نمود. رهبرى انقلاب بعد از پیروزى به حضور مردم در انتخابات مختلف تاکید مى نمود و در اصول متعددى از قانون اساسى توجه به حاکمیت مردم تثبیت شد. یکى از رموز موفقیت امام تکیه بر نقش مردم و حضور تمامى اقشار در صحنه انقلاب و وحدت بین آن ها است. حضور جناح هاى سیاسى و عدم برخورد حذفى گروه ها و جناح هاى مختلف در طول 25سال پس از پیروزى انقلاب از دیگر نشانه هاى مردمى بودن انقلاب مى باشد.
عبرت هاى مشروطیت
شناخت آسیب ها و آفات مشروطه از یک طرف و مطالعه و در نظر گرفتن ویژگى هاى برجسته انقلاب اسلامى ازطرف دیگر مى تواند موجب عبرت آموزى براى صاحبان قدرت و حاکمان سیاسى باشد. توجه به ویژگى هاى برجسته انقلاب اسلامى و حفظ آنان که در این جا به ذکر آن ها پرداخته ایم مى تواند ما را از گرفتار شدن در مشکلاتى که مشروطه گرفتار شد، برهاند:
1. توجه به ارزش ها و عدم تغییر در آن عدم پایبندى مسوولین به ارزش هاى انقلاب زمینه را براى نفوذ اندیشه هاى غیر دینى فراهم نموده و این امر منجر به نفوذ فرصت طلبان درمناصب تاثیر گذار مى شود.
2. توجه به مردم و دخالت مردم در تصمیم گیرى هاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و غیره موجب فعال شدن مردم در صحنه سیاسى شده و مانع بى تفاوتى آنان نسبت به سرنوشت خود و کشور مى گردد.
3. رهبریت: اطاعت از فرامین رهبرى عالم، مدیر و مدبر، ولى فقیه از مهم ترین عامل قوام و دوام یک انقلاب مى باشد، با توجه به خلا رهبرى در مشروطیت، حمایت همه جانبه از رهبرى نظام و اطاعت از فرامین او موجب استمرار انقلاب با حفظ ارزش هاى آن مى شود.
4. توجه به مشکلات اقتصادى، معیشتى و امنیتى مردم و ناامید نساختن آن ها از راهى که پیمودند و کارآمد نشان دادن وعده هاى انقلاب در مقام عمل که سرخورده شدن مردم، موجب فاصله مردم و زمینه ساز ضعف نظام دینى مى شود.
5. تجدد گرایى افراطى زمزمه جدایى دین از سیاست، تفرقه بین مراکز علمى و دینى، تفرقه بین مردم و مسوولین و سیاست گذاران بورکراسى مفرط و فساد ادارى، وابستگى اقتصادى و تکیه کامل به درآمدهاى نفتى فاصله طبقاتى و دنیا طلبى از مهم ترین عبرت هایى است که باید از مشروطه فرا گرفت و از تکرار آن پیشگیرى کرد.
6. کنترل دستگاه قدرت و حتى وضع زندگى انقلابیون، مسوولین، علماى دین، عدم سنخیت و قرابت بین سطح زندگى مردم و مسوولان موجب انزجار از نظام شده و در نتیجه زمینه نفوذ بیگانه و عوامل آن به راحتى فراهم مى شود.
7. عدم طرد نیروهاى انقلابى و مردمى به بهانه هاى مختلف.
8. توجه به نقش دشمن خارجى و توطئه هاى آنان و عوامل داخلى آن.
نتیجه
انقلاب مشروطه از بزرگ ترین تحولات سیاسى در تاریخ کشور ما بود که با رهبرى روحانیون مبارز با کمک توده مردم به پیروزى رسید. به بار نشستن اقدامات عالمان دین و کسانى همچون سید جمال الدین اسد آبادى و شخصیت هایى مانند امیر کبیر و تجربه جنبش تنباکو موجب شکل گیرى نهضت مشروطه شد. بعد از پیروزى نهضت نفوذ عناصر مشکوک در رهبرى و اداره امور و منزوى نمودن روحانیت نهضت مشروطه از مسیر خود منحرف گشته و زمینه ظهور استبداد رضاخانى فراهم گردید.
با توجه به آسیب هایى که گریبانگیر مشروطه شد براى پیشگیرى از تکرار آن باید به عبرت هاى مشروطیت توجه داشت. گرچه تکرار مشروطیت به علت تفاوت هاى ماهوى انقلاب اسلامى با نهضت مشروطه امرى تقریبا محال و غیر ممکن است ولى باید به هشدارهایى که تاریخ به ما مى دهد توجه کرد و همیشه در فکر آفت زدایى بود.