تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۹۵۴۲۸

زهرا فیضی
امریکا که داعیه حکمرانى بر جهان دارد تنها یک راه پیش روى ایران گذارده و آن هم تعلیق تمام فعالیت هاى هسته اى است، در غیر این صورت تحریم اقتصادى در انتظار ایران خواهد بود. نه کالایى به ایران وارد مى شود و نه کسى حق دارد کالاى ایرانى بخرد، اما نفت چیز دیگرى است، دنیا چه بخواهد و چه نخواهد به نفت ایران به عنوان چهارمین تولیدکننده نفت نیاز دارد.
نفت تنها نقطه ضعف اروپا و امریکا است و به علاوه ایران مزیت دیگرى نیز دارد و آن موقعیت سوق الجیشى این کشور در خاورمیانه است. اکنون با صدور قطعنامه شوراى امنیت بر ضد ایران جهان در انتظار عواقب این تصمیم است که نمى تواند بى ارتباط با تامین انرژى جهان باشد. تحریم اگر چه براى ایران ناخوشایند خواهد بود، اما دیگران نیز بهره چندانى نخواهند برد زیرا تاریخ نشان داده است که اقتصاد ایران حتى در شرایط تحریم نیز مى تواند دوام بیاورد. اگر فرض کنیم درآمدهاى نفتى در مواجهه با تحریم کاهش یابد و یا مصرف کمتر شود باز هم به دلیل تجربه سال هاى گذشته در صرفه جویى و کارکردن در شرایط فشار مشکل به وجود نخواهد آمد. زیرا اقتصاد ایران با نفت هشت دلارى به عنوان مثال در سال 1377سروکار داشته و مى توان کشور را با درآمدهاى نفتى پایین نیز اداره کرد.
در حقیقت تحریم امریکا بر ضد ایران به 26سال گذشته برمى گردد. اولین تحریم مربوط به زمانى بود که در سال 1980سفارت امریکا به دست نیروهاى انقلابى افتاد و پس از آن فروش صدها میلیون دلار تجهیزات نظامى که در زمان رژیم گذشته به امضا رسیده بود، منتفى اعلام شد. پس از آن در دوره ریاست جمهورى کلینتون در سال 1992با هدف مهار اقتصادى و نظامى ایران تحریم هاى جدیدى علیه ایران طراحى شد. امریکا در سال 1996به بهانه حمایت ایران از تروریسم کلیه مبادلات اقتصادى ایران را تحریم نمود و بر طبق این قانون هر شرکتى که بیش از 20میلیون دلار در صنعت نفت ایران سرمایه گذارى مى کرد مجازات مى شد.
بنابراین ایران در تمام سال هاى پس از پیروزى انقلاب اسلامى در معرض تحریم و تهدید قرار داشته است و این بار پرونده هسته اى ایران بهانه دیگرى بود تا دوباره امریکا به وضع تحریم هاى جدید علیه ایران بپردازد.
در خبرها آمده بود که امریکا پنج شرکت بزرگ نفتى را از سرمایه گذارى در بخش نفت و گاز ایران منع کرده است. با این وجود اکنون شرکت هاى بزرگ نفتى دنیا به دلیل تعدد سهامداران شان و جذابیت هاى بخش نفت و گاز کشور نمى توانند از سرمایه گذارى در ایران چشم پوشى کنند.
در طول این سال ها نیز اگر چه شرکت هاى امریکایى از حضور در ایران محروم بودند، اما شرکت هاى کره اى، چینى و هلندى و... بیکار نبودند.
اکنون اتحادیه اروپا نیز به عنوان بزرگ ترین شریک تجارى ایران محسوب مى شود. بنابراین تحریم ایران نمى تواند براى اروپایى ها خوشایند باشد. براى امریکا نیز چشم پوشى از نفت ایران سخت خواهد بود، زیرا ایران هم اکنون دو میلیون و 450هزار بشکه نفت در روز صادر مى کند که حذف این مقدار عرصه در بازار جهانى قیمت نفت را در سه ماهه اول پس از تحریم به 120دلار و در سه فصل بعد به 80دلار افزایش خواهد داد و نرخ رشد اقتصاد جهانى را نصف مى کند.
و در آن صورت شاید امریکا چاره اى جز تکرار واقعه عراق نداشته باشد و انتظار مى رود که جنگ نفت آغاز شود، اما ایران همواره به منظور آرامش در بازار نفت اعلام کرده بود که هرگز از سلاح نفت در مذاکراتش بر سر مسایل هسته اى بهره نخواهد برد، اما همگان مى دانند که در شرایط تحریم هر حادثه اى امکان وقوع دارد.
ایران از حقوق خود بر سر مسایل هسته اى نمى گذرد و امریکا نیز همچنان از اتهامات خود مبنى بر استفاده غیرصلح آمیز ایران از انرژى هسته اى اصرار دارد و در نهایت با صدور قطعنامه ضدایرانى شوراى امنیت امریکا در پى تحریم است، اما در نظر بسیارى از کارشناسان هدف امریکا تنها تحریم اقتصادى ایران نیست او چیز دیگرى مى خواهد و شاید آن چیز نفت ایران و موقعیت حساس این کشور بر سر عبور انرژى به اروپا باشد.
مردم ایران آنچنان که گذشته ثابت کرده است مى توانند در شرایط سخت دوام بیاورند. از سوى دیگر با تدوین بودجه سایه و یا بودجه اضطرارى که بخشى از درآمدهاى نفتى را در خود جا مى داده است. بیم ها به امید تبدیل شده اند. 11دولتمرد ایرانى پس از صدور قطعنامه به رسانه ها گفتند که تحریم ایران به طور قطع برنامه هاى رفاهى و عمرانى را با خطر مواجه مى کند، اما شاید فرصتى باشد تا در آن ایران از بسیارى جهات خودکفا شود. وزیر اقتصاد ایران نیز چندى پیش گفت: کاهش ناگهانى قیمت نفت ایران در جهان در سال 1377به هشت دلار رسید، اما با وجود حساب ذخیره ارزى مى توان زمانى که درآمدهاى نفتى کاهش مى یابد از این محل استفاده کرد و اساساً بودجه سایه و بودجه اضطرارى نیز به همین منظور تدوین شده اند. اگر چه تحریم مى تواند براى کشورمان یک فرصت محسوب شود، اما جهان منتظر واکنش هاى شدیدى از سوى ایران است. وزیر نفت ایران معتقد است تهدیدات و تحریم هاى اقتصادى موجب عقب نشینى شرکت هاى خارجى از حضور در بخش نفت و گاز ایران نخواهد شد و فقط موجب به مخاطره افتادن امنیت عرضه انرژى در جهان مى شود. اکنون همگان احتمال مى دهند ایران دو واکنش از خود نشان دهد که یکى از آن ها قطع صادرات نفت و دیگرى بستن تنگه هرمز است، یعنى محل عبور روزانه 18میلیون لیتر بنزین به اروپا که در هر دو صورت امنیت اقتصادى خریداران به مخاطره خواهد افتاد.
به عقیده کارشناسان نفتى به زودى قیمت نفت به 100دلار خواهد رسید و هر گالن بنزین به چهار دلار افزایش خواهد یافت و این یعنى فاجعه اى بزرگ براى جامعه بنزین زده امریکا.
توفان هاى خلیج مکزیک هم که تمامى ندارد و به عقیده کارشناسان توفان دیگرى موسوم به کریستین در راه است تا بار دیگر آرامش بنزین امریکا و اروپا را بر هم زند. اما پر واضح است که امریکا با ایراد اتهام بر علیه کشورهاى نفت خیز اهداف دیگرى در سر دارد. امریکا نه به قیمت بالاى نفت اهمیت مى دهد و نه به بحران در بازار انرژى او، تنها خواستار تسلط بر منابع انرژى است. همین خواسته او عراق را به وضعیت کنونى دچار کرد .
ایران هم اکنون 4درصد نفت چین، 7درصد نفت فرانسه و 9درصد نفت بلژیک را تامین مى کند.
بنابراین به عنوان چهارمین کشور تولید کننده نفت که تنگه هرمز را نیز در اختیار دارد مزیت هاى فراوانى در پیشبرد اهداف خود دارد. ایران به دلیل تجربه سال هاى گذشته مى تواند از شرایط تحریم استفاده کند و به علاوه بخش خصوصى نیز در ایران در این سال ها متکى به درآمدهاى نفتى نبوده و مى تواند قوى عمل کند.
سرمایه گذارى در بخش نفت و انرژى نیز نگران کننده نیست، زیرا در سال هاى گذشته که ایران مورد تحریم قرار گرفت باز هم شرکت ها تمایل به سرمایه گذارى در ایران داشتند. اکنون پرونده هسته اى ایران به تنهایى موجب افزایش 20درصدى قیمت نفت از ابتداى امسال تاکنون شده است.
این در حالى است که تنها مسایل مربوط به کمبود پالایشگاهى در دنیا مى تواند قیمت نفت را سه رقمى کند و به نظر مى رسد طى روزهاى آینده اگر چه بازار نفت متشنج شود، اما آزمون دیگرى براى مردم ایران که دیگر به تحریم ها عادت کرده اند رقم مى خورد.