مزایای سفرها (از نظر دولت)
آشنایی با مشکلات مناطق محروم، حامیان دولت نهم ادعا میکنند که با انجام سفرهای استانی، مقامات دولتی از نزدیک با مشکلات این مناطق آشنا میشوند و ساکنین محلی نیز فرصت مییابند معضلات و مشکلات خود را به مقامات ارشد ابراز کنند. اگرچه آشنایی با مشکلات مناطق مختلف کشور امری مطلوب و ضروری میباشد ولی باید توجه داشت که دولت صورت تمایل میتواند با استفاده از روشهای مدیریتی جدید و نیز فعال و کارآمد کردن ادارات و سازمانهای محلی از این مشکلات مطلع و برای آنها چارهاندیشی کند و بدین ترتیب ضمن اینکه وقت رییسجمهور، وزراء مقامات محلی و مردمی گرفته نمیشود، کارها به روال عادی و موثر انجام میشوند.
کسب اعتماد مردم به نفع دولت و نظام
اعضای دولت نهم یکی دیگر از اهداف خود از سفرهای استانی را بازسازی اعتماد مردم به دولت و نظام سیاسی اعلام کردهاند تا بدین طریق اعتماد مردم به مقامات باز گردد. اگرچه مقامات دولت نهم با این هدف نیت خیری را دنبال میکنند اما یک نکته را فراموش کردهاند این عزیزان معمولا در طی سفرها مصوبات زیادی را به تصویب میرسانند و وعدههای دلنشینی را نیز مطرح میکنند و با اتمام هر سفر استانی مردم زیادی را در آرزوی برآورده شدن وعدهها و حل مشکلات منتظر نگاه میدارند. با توجه به این که حجم مصوبات استانی بسیار زیاد است احتمال اجرا و تحقق همه آنها وجود ندارد که در این صورت وعدههای داده شده تنها توقعات را بالا میبرد و عمل نکردن به آن وعدهها نارضایتیها را افزایش میدهد که با ادامه یافتن این وضع مردم به رییسجمهور و مقامات خویش بیش از گذشته بیاعتماد میشوند.
تقسیم عادلانه امکانات و فرصتها در استانها
دولت نهم که عدالت را شعار خود قرار داده با انجام سفرهای استانی درصدد است بودجهای عادلانه برای استانهای میزبان در نظر بگیرد و به قول معروف بیشتر بودجه را در تهران و شهرهای بزرگ صرف نکند و سایر استانها نیز بهرهای عادلانه از آن ببرند. اگرچه این هدف بسیار خوب و منصفانه به نظر میرسد ولی باید به این نکته توجه داشت که توجه مقطعی به یک استان در شکل سفر استانی فایدهای ندارد و بهتر است توجه به صورت مستمر، واقعبینانه و با دید کارشناسی باشد و به گونهای نشود که توجه به یک استان محروم، تنها در طی سفر استانی باشد و با پایان سفر و دادن تعداد زیادی وعده همه چیز فراموشی شود. دولت به جای سفر استانی میتواند به اصلاح نظام اداری از انباشت امکانات و فرصتها در تهران و شهرهای بزرگ جلوگیری کند و سایر شهرهای کوچک و استانهای محروم را منتفع سازد.
تحکیم جایگاه دولت
مقامات دولت نهم در نظر دارند با انجام سفرهای استانی، نظر مردم این مناطق را جلب و موقعیت رییسجمهور را تحکیم کرده و محبوبیت وی را افزایش دهند اگرچه دولت رسما به این هدف اشارهای نداشته ولی میتوان یکی از اهداف اصلی سفرهای استانی را همین مساله عنوان کرد. اگرچه تجربه یک سال اخیر نشان داده که به انجام این سفرها محبوبیت رییسجمهور در مناطق حاشیهای افزایش یافته ولی دولتمردان باید توجه داشته باشند که اولا با عمل نکردن به وعدهها و افزایش توقعات، قضیه عکس میشود و نارضایتی مردمی و کاهش محبوبیت رییسجمهور جانشین آن خواهد شد و ثانیا انجام سفرهای استانی که بسیار هزینهبر و وقتگیر است شیوه نامناسب ناکارآمدی برای تحکیم جایگاه افزایش محبوبیت رییسجمهور میباشد. ایرادات و مشکلات سفرهای استان ایرادات و مشکلات که نظر صاحبنظران و کارشناسان به انجام سفرهای استانی وارد میشود را میتوان چنین برشمرد: نابسامانی نظام اداری و تصمیمگیری کشور برای تصمیمگیری در مورد پروژههای عمرانی در استانها و مناطق مختلف ارگانها و سازمانهای مختلفی نظیر وزارتخانهها، مجلس، استانداریها و... در گیرند که این نهادها و ارگانها با در نظر گرفتن نیازهای کلان کشور و مناطق مختلف و با توجه به جهتگیریهای بلندمدت سیاسی و اقتصای و توان مالی کشور، پروژههای عمرانی را اولویتبندی کرده و بودجه لازم را به آن اختصاص میدهند. ولی در سفرهای استانی که دولت نهم انجام میدهد. این روند تصمیمگیری به هم خورده و دولت فهرست طویلی از پروژههای عمرانی که باید به اجرا در بیاید را اعلام میکند (که بعضا مطرح میشود محل تامین بودجه آنها نیز مشخص نشده است) با ادامه روند فعلی و تصویب شمار زیاد طرحهای عمرانی که خارج از سیستم تصمیمگیری عادی است. ثبات نظام اداری و تصمیمگیری به هم میخورد که لطمات ایجاد چنین وضعیتی بر همگان روشن است. رییسجمهور به جای سفرهای استانی بهتر است روند تصمیمگیری در مورد پروژهها و احداث آنها را اصلاح کند.
افزایش توقعات استانها
دادن وعدههای بسیار در خلال سفرهای استانی این تصور را برای مردم ایجاد خواهد کرد که ظرفیت و توان لازم برای اجرای این پروژهها در استانهایشان وجود دارد ولی دولت مرکزی کملطفی و بیتوجهی میکند که به آنها نمیپردازد. دادن وعدههای بزرگ و غیر ضروری مانند احداث دانشگاه، متصل شدن به راهآهن (ممکن است قرار باشد ده سال آینده به شبکه راهآهن سراسری متصل شود) و... تنها انتظارات را بالا میبرد که در صورت برآورده نشدن آنها نارضایتی عمومی در استانها افزایش پیدا کرده و مردم آن مناطق را نه تنها به رییسجمهور بلکه به دولت مرکزی و کل نظام سیاسی بدبین میکند.
ایجاد رانتهای سیاسی و اقتصادی
تصمیم دولت برای انجام پروژههای عمرانی در طی سفرهای استانی که خارج از روال عادی تصمیمگیری است باعث سوءاستفاده مقامات و افراد بانفوذ محلی برای جذب پروژههای عمرانی و منابع مالی میشود که در این صورت شهرهای بزرگ هر استان و شهرهایی که اشخاص بانفوذ در آن حضور دارند بیشترین سود را میبرند و مناطق محروم و شهرهای کوچک از سهم اندکی بهرهمند میشوند. پیش از این تجربه احداث فرودگاههای غیرضروری در برخی شهرها به خوبی نشان داده است که اجرای پروژههای عمرانی که با نفوذ افراد انجام میشود چه قدر هزینهبر و بیفایده است. این فرودگاهها در حال حاضر به رغم صرف هزینههای بسیار پس از احداث به صورت متروک رها شدهاند.
اتلاف وقت
انجام سفرهای استانی هیات دولت که همراه با دیدارهای گسترده مردمی میباشد باعث اتلاف وقت هیات دولت میشود. از آن جایی که ما در تصویب مصوبات مشکل نداریم بلکه اشکال در مرحله اجرا و عمل میباشد پس بهتر است که دولت به جای سفر به استانها برای تصویب پروژهها و... طرحها و پروژههای مزبور را در هیات دولت و سازمانهای ذیربط به تصویب برساند و رییسجمهور اجرای این مصوبات را پیگیری کند نه این که با سفر به استانها مصوبات زیادی را به تصویب برسانند و سپس پیگیری و عمل به آنها را فراموش کنند. همچنین رییسجمهور میتواند به جای انجام سفر استانی به شیوه فعلی که با هیاهو و جاروجنجال زیاد صورت میگیرد شخص و بدون سر و صدا به استانها و مناطق مختلف سفر کند و از نزدیک با مشکلات آن مناطق آشنا شود و بر اجرای پروژهها نظارت نماید. فاید سفر بدون سر و صدای رییسجمهور این است که تشریفات و ظاهرسازیهای مقامات محلی دیگر وجود ندارد و رییسجمهوری میتواند مشکلات واقعی مردم را ببیند.
وقوع حوادث ناگوار
سفر هیات بزرگی از مقامات ارشد دولتی، شامل رییسجمهور و وزرا (بدون در نظر گرفتن کارآمدی یا ناکارآمدی آنها) احتمال وقوع حادثه ناگواری برای آنها را افزایش میدهد که خلا ایجاد شده در نظام سیاسی کشور میتواند لطمه سنگینی به کشور وارد کند. کاهش این سفرها (سفرهای تقریبا بیفایده) و کوچک کردن هیات همراه احتمال حادثه را کاهش میدهد. علاوه بر موارد ذکر شده باید اشاره کرد که انجام سفر رییس دولت به مناطق محروم و دیدار مستقیم و چهره به چهره با مردم شیوهای قدیمی و منسوخ در ارتباط با مردم میباشد که در کشورهای پیشرفته و موفق، کمتر از آن استفاده میکنند زیرا شیوهای وقتگیر و کمبازده است و به جای آن میتوان از شیوههای ارتباطی و مدیریتی جدید استفاده کرد که کارآمدتر باشند. با گذر زمانی و پیشرفت تکنولوژی، روشهای نوین و مفیدی برای برقراری ارتباط با مردم ایجاد شده که امکان برقراری ارتباط و دریافت تعداد بیشتری از مردم را فراهم کرده است. احمدینژاد میتواند به جای سفرهای استانی که شیوهای ناکارآمد است، دفتر ریاست جمهوری را برای ارتباط موثر با مردم (دریافت نظرات و مشکلات و ارایه پاسخ و راهحل) به شیوهای جدید ساماندهی کند و همچنین ادارات و سازمانهای محلی و دولتی را برای ارتباط نزدیکتر با مردم محلی فعالتر کند تا بدین طریق ضمن این که وقت رییسجمهور، وزرا، مقامات محلی و مردم کمتر گرفته میشود کارها به روال عادی موثر طی شود. روشهای ارتباطی جدید برخلاف سفرهای استانی که مقطعی میباشد، به طور مستمر و همه جانبه هستند و طی آن به طور همزمان با کلیه استانها و مناطق ارتباط قرار میشود بدون آن که نیازی به حضور فیزیکی مقامات ارشد دولتی وجود داشته باشد. در این شیوه مشکلات و معضلات استانها و شهرها به خوبی منعکس میشود و مورد بررسی قرار میگیرد (در حالی که سفرهای استانی موقتی بوده و تصمیمات کمتر کارشناسی شده هستند.) همچنین رییسجمهور با استفاده از روشهای مدیریتی جدید به جای آن که وقت خود را به سفر تلف کنند، میتوانند آن را صرف مسایل کلان و مهمی کنند که برای کشور حیاتی هستند. با بررسی دقیق زیانهای سفرهای استانی بیهوده به نظر میرسد که دولت محترم لازم است که به فکر استفاده از روشهای مفیدتر و عملی برای تماس با مردم آشنایی با مشکلات مردم باشد و با ادامه دادن به سفرهای استانی هزینههای اضافی را به دولت تحمیل نکرده و وقت گرانقدر دوره ریاست جمهوری خود را هدر ندهد. مگر دوره ریاست جمهوری بیشتر از 4 سال است که رییسجمهور بخش اعظمی از آن را در خلال سفر، در داخل هواپیما و در جاده تلف مینماید.