تاریخ انتشار : ۱۸ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۹۵۵۶۲

لطفعلی عیوضی
روشنفکری در ایران، از یک نظر زاییده تمدن معاصر اروپا و غرب است که متناسب با تاریخ و شرایط اروپا از قرن هفدهم شکل گرفته است. قرن هجدهم، بویژه در فرانسه به قرن روشنگری معروف شده است. از نگاهی دیگر، تمدن کنونی غرب و مدرنیسم، رهاورد عصر روشنگری در اروپاست. متفکران عصر روشنگری طیف واحدی نیستند و دین و ماورائالطبیعه همواره یکی از مسائل و معضلات فکری آنان بوده است. با این وجود جریانات روشنفکری اروپا، یکسری ویژگی‌های مشترک دارند.
یکی از این ویژگی های عام، سکولار بودن آن است. روشنفکران، دین را که تا آن زمان مبنای حیات اجتماعی و سیاسی مردم اروپا بود، بعنوان یک امر فردی تلقی کردند و امور اجتماعی و سیاسی را به عقل جزوی بشر احاله دادند. لذا دومین ویژگی مشترک روشنفکران، راسیونالیزم است که در ادامه تحول حیات خود ماهیتی تجربه گرایانه پیدا کرده است.
سکولاریسم و راسیونالیزم به یک معنا، واکنشی در مقابل مسیحیت تحریف شده بود که توسط پاپ و کلیسا، طی قرون متمادی در ابعاد سیاسی و فرهنگی بر اروپا حاکم بوده است. ماهیت سیاسی مسیحیت، از آن یک چهره استبداد دینی ترسیم کرده و در بعد فرهنگی و علمی ماهیتی ضدعلمی بدان داده است. دادگاه های تفتیش عقاید، در خلال قرون وسطی هم بیانگر ماهیت استبدادی حاکمیت کلیسا و هم نمودار ماهیت ضد علمی آن است. هر چه یافته های علمی دانشمندان افزایش می یافت تقابل مسیحیت و علم بیشتر می شد و تنها حوزه هایی که هنوز به مدد دانش نوین کشف نشده بود برای عرصه اعتقاد دینی باقی می ماند و این عرصه نیز دائما در حال تنگتر شدن بود...
غیر از ویژگی هایی مانند سکولاریسم، راسیونالیزم و دین‌ستیزی، روشنفکری دارای ابعاد دیگری مانند لیبرالیسم، قانونگرایی، آزادی، پارلمانتاریسم، تفکیک قوا و ناسیونالیزم می‌باشد.
روشنفکری و پیام تجددطلبی آن به عنوان راه پیشرفت و ترقی ملتها، توسط نسلهایی از مستعمرات کشورهای مشرق زمین تقلید شد و از آن جمله در کشورهای اسلامی انعکاس یافت. در واقع افکار و ایده هایی که برآیند تاریخی جوامع و شرایط دیگری بود، برای شرایط متفاوتی در کشورهای شرقی و اسلامی تقلید و تطبیق شد. در کشور ما هم از دوران قاجار و از عهد ناصری، تفکرات روشنفکری بتدریج رسوخ کرد.
آنچه در انقلاب مشروطیت و بعد از آن، از جریان روشنفکری غرب تقلید شد و انعکاس یافت، حامل چند عنصر اصلی از تفکرات روشنفکری اروپا بوده است که از جمله آنها عبارتند از:
1- قانونگرایی و پارلمانتاریسم و مخالفت با استبداد فردی.
2- دین‌ستیزی و معارضه با علمای دینی.
3- ناسیونالیزم و مبنای نوین دولت ـ ملت.
بررسی نتایج عملی تقلید و تحقق این تفکرات، به عنوان رهاورد روشنفکری منفعل و مقلد ایران در مشروطیت و بعد از آن منوط به فرصت دیگری است.