بخش سیاسى خارجی: سفر “جلال طالبانی” رئیس جمهور عراق به کشورمان به لحاظ موقعیت کنونى نظام بینالمللى فضاى خاورمیانه، داراى اهمیت ویژهاى است. فارغ از اهمیت کلى این سفر و انعکاس آن در مناسبات آتى تهران- بغداد، لازم است نگاهى به بافت “عراق امروز” داشته باشیم. معمولا در تجزیه و تحلیل یک “سیستم سیاسی” با سه محور عمده برخورد خواهیم کرد: “جریان قدرت”، “دامنه قدرت” و “عناصر و ساختارهاى قدرت” مقولاتى هستند که از جمع و ترکیب میان آنها، میزان کارآمدى یک سیستم تعیین خواهد شد.
پس از گذار عراق از دوران حاکمیت صدام حسین به دوران اشغالگری، شاهد ایجاد تغییراتى در بافت کلى قدرت بودهایم که عواقب و تبعات آن امروزه خود را در قالب انفجار در شهرک صدر و کشتار در روستاى کرامیه و... نمایان مىسازند. گردش جریان قدرت در عراق از سوى تئوریسینهاى نومحافظهکار آمریکا به گونهاى ترسیم شده است که مثلث “حزب بعث- کاخ سفید- القاعده” در پشت پرده، “بحران امنیت” در این کشور را جهت مىدهند. به عبارت دیگر جریان قدرت در عراق، در جهت بالا به پایین ترسیم شده است. مثلث مذکور که در راس آن جمهوریخواهان قرار دارند با تزریق بحران و ایجاد دغدغههاى کاذب به صورت خودکار موجبات همکارى بازماندگان حزب بعث و سران القاعده با خود را فراهم آورده و سپس جامعه عراق را هدف استراتژىهاى از پیش تعیینشده خود قرار مىدهند. “دامنه قدرت” در “عراق پس از صدام” بر اساس ایجاد جو مسموم در خاورمیانه تنظیم شده است. به عبارت دیگر افرادى مانند “ریچارد پرل” و “پل ولفویتس” و “جان بولتون” سعى دارند عراق را به کانون و مبدا حرکت خزنده یونیورسالیسم و صهیونیسم در خاورمیانه تبدیل کنند. بنابراین تصور این نکته که هدف کاخ سفید از استیلا بر عراق، حرکت محدود در درون مرزهاى جغرافیایى و فکرى این کشور به شمار مىرود، تصورى باطل محسوب مىشود.
“عناصر و ساختارهاى قدرت” در عراق نیز بر اساس “پیوند مستقیم” میان حکومت عراق و کاخ سفید طراحى شده است. پس از خروج “پل برمر” از بغداد، جمهوریخواهان واشنگتن با قراردادن افرادى مانند “ایاد علاوی” و “حازم الشعلان” در کنار یکدیگر به طور غیرمستقیم الگوى مطلوب خود از حکومت عراق را ترسیم نمودند. مطابق نظر نومحافظهکاران عناصر و نهادهاى حکومتى عراق مىبایست در طول اراده مقامات آمریکایى فعالیت نمایند. بدین ترتیب، بوش و همراهان آن خواهان ایجاد ساختارى بسته در دولت این کشور هستند.
آنچه ذکر شد، “وضع ایدهآل عراق” از دیدگاه واشنگتن محسوب مىشود. اما در مدت سپرى شده از اشغال عراق رخدادهایى مانند قدرت یافتن ایران در خاورمیانه، رشد اسلامگرایى در منطقه، پیروزى شیعیان در عراق، ترسیم طرح آشتى ملى و افزایش تلفات نیروهاى آمریکایى در عراق باعث در هم ریختن این ایدهآلها در صحنه عمل شدهاند. آمریکا که مخالف گردش جریان قدرت در میان منتخبین کنونى ملت عراق است، سعى در پررنگتر ساختن سهگانه بعث- واشنگتن- القاعده دارد و با طراحى حملاتى مانند آنچه در شهرک صدر رخ داد، سعى دارد بر دامنه بحران امنیت در عراق بیفزاید.
دیدار جلال طالبانى و مقامات کشورمان در فضاى تقابل میان “ایدهآلهاى آمریکا” و “واقعیات عراق امروز” صورت مىگیرد. مسلما حاصل این دیالکتیک به سود کاخ سفید نخواهد بود. بنابراین درایت کشورهاى مسلمان از جمله جمهورى اسلامى ایران مىتواند در جهتدهى این تقابل به سود منافع ملت عراق نقشى ارزنده و کلیدى ایفا نماید. واقعهاى که جمهوریخواهان و حتى برخى دموکراتهاى آمریکا از به فعلیت رسیدن آن بسیار نگران هستند.