صالح اسکندری
روزهاى پیش از انتخابات براى کمتر کسى تفرق اصولگرایان قابل توجیه بود. پیروزى با وحدت معنا مىشد و چند صدایى مساوى با شکست بود. اما 24 آذر تمام این تصورات را به هم زد و مانند سه تجربه گذشته، در این انتخابات نیز گروههاى اصولگرا پیروز میدان بودند.
بدیهى است که جامعه امروز ایرانى به واسطه پیچیدگىهاى ساختارى ذیل دال برتر ولایت فقیه با پدیده تکثر و تنوع منابع قدرت روبهروست.
بخشى از این پیچیدگىها به افزایش سطح تحصیلات مردم، میزان توسعه صنعتى و اقتصادى کشور، افزایش آگاهىهاى مذهبى و اجتماعى و حتى فرآیند جامعهپذیرى نظام مردمسالارى دینى برمىگردد.
یکى از اقتضائات تکثر منابع قدرت، پیدایش الیتهاى مختلف است که متاثر از الگوى ماکس وبر بدان “پلورالیسم الیتها” مىگویند. تکثر الیتها تاثیر مستقیمى بر فرآیند توزیع قدرت سیاسى دارد. دکترین اصولگرایان مبنى بر پلورالیزه کردن الیت اصولگرا در پنج سال گذشته پاسخى به اقتضائات جدید جامعه ایرانى بود که در چهار مرحله آزموده شد و هر بار نیز با موفقیت همراه شد.
رابرت دال در کتاب ?( Who Governsچه کسانى حکومت مىکنند) در مقام تبیین حوزههاى قدرت اجتماعى مختلف در شهر نیوهیون آمریکا این پرسش را مطرح مىکند که آیا همه تصمیمات توسط یک گروه گرفته مىشود یا نه؟ بر طبق تحلیل دال پیدایش الیتهاى متعدد بستگى به میزان توسعه اقتصادى و صنعتى و تنوع ساختارهاى جامعه دارد. نتیجهاى که دال از این بحث مىگیرد این است که در روند تصمیمگیرىهاى سیاسى در شهر نامبرده، ائتلافات چندگانهاى از گروههاى قدرت در حول شهردار مشاهده مىشود. سه گروه قدرت موردنظر بر سر مسائل عمومى عمده با یکدیگر اختلاف دارند و از نظر عضویت متداخل نیستند. بنابراین قدرت سیاسى در میان گروههاى مختلفى پراکنده است که داراى منافع و علایق مختلف و یا متعارفى هستند. البته نابرابرى در “قدرت” و ثروت و شان اجتماعى و آموزش مشاهده مىشود لیکن در تحلیل نهایى هر گروه از یک جهت داراى امتیازات بیشترى نسبت به گروههاى دیگر است. این واقعیت ناشى از پدیده تعدد و تنوع منابع قدرت سیاسى است. (1)
از سویى پلورالیزهشدن جریان اصولگرایى به فضاى دوقطبى کاذب کشور پایان داد. جریان دوم خرداد توانسته بود از این فضاى دوقطبى حد نهایت استفاده را ببرد. قطبیت غیرواقعى در کشور باعث بزرگشدن بیش از حد این جریان شد. در چند سال اخیر با از بین رفتن این فضاى کاذب دوقطبی، اندازه واقعى جریان دوم خرداد مشخص شد.
اما در انتخابات 24 آذر، آنچه واقع شد پیروزى بلامنازع اصولگرایان بود. اگرچه از قبل نیز قابل پیشبینى بود که گروههاى دیگر تنها قادرند “به تعداد کمتر از انگشتان یک دست” (2) کرسىهاى شوراى شهر تهران را تصاحب کنند.
لذا باید هرچه زودتر تکلیف خود و جریان خود را با این انتخابات مشخص کنند. با 4 یا 5 راى نه مىتوان شهردار معین کرد و نه مىتوان براى انتخابات مجلس سال بعد زمینهسازى کرد. از سویى به نظر مىرسد حضور این تعداد معدود در شوراى شهر به انسجام تشکیلاتى جریان دوم خرداد لطمه بزند.
بازى تمام نشده است. سال بعد انتخابات مجلس است و سال پس از آن انتخابات ریاست جمهوری. تنها تفاوتى که ایجاد شده این است که جریان دوم خرداد در یک هندسه دوقطبى حتى در درون خود تنفس نمىکند بلکه در عرض بازیگران مختلفى است که ذیل گفتمان اصولگرایى معنا مىشوند.