میخائیل نعمیه نویسنده متفکر عرب مسیحی می گوید:
هیچ مورخ و نویسنده ای هر اندازه هم که از نیوغ برخوردار باشد نمی تواند سیمای کاملی از انسان بزرگی مانند پیشوای ما علی(ع) را حتی در هزار صفحه ترسیم کند.
ابن ابی الحدید از علمای اهل سنت در کتاب شرحی بر نهج البلاغه مینویسد:
فصاحت را ببین که چگونه مهار خود را به این مرد ( حضرت علی) سپرده است. نظم عجیب الفاظ را تماشا کن! یکی پس از دیگری می آیند و در اختیار او قرار می گیرند. مانند چشمه ای که از زمین می جوشد. سبحان الله جوانی در شهر مکه بزرگ می شود، با هیچ حکیمی برخورد نکرده ، اما سخنانش در حکمت ، بالاتراز افلاطون و ارسطو و سقراط است.
شیخ محمد عبده از علمای بزرگ اهل سنت و شارح کتاب نهجالبلاغه در سخنی میگوید:
از کلمات علی نه فقط روح بلاغت، فصاحت و حکمت را می توان مشاهده کرد، بلکه اعجاز را می توان دید. آن بزرگوار گاهی با کلمات خود انسان را به ملکوت اعلی سیر می دهد و زمانی متوجه اوضاع مادی می سازد. او شجاعت و صلابت را به نحوی مجسم میسازد که پشت مردان بی باک را به لرزه در میآورد.
در مقابل ، رحم و شفقت را به گونه ای بیان می کند که قلب هر مخلوق سنگدلی هم اندوهگین میشود.
نویسنده مشهور مسیحی استاد امین نخله خطاب به شخصی که از وی خواسته بود چند کلمه از سخنان علی ( ع) را برگزیند تا وی در کتابی گردآوری و منتشر سازد، میگوید:
از من خواسته ای که کلماتی از گفتار حضرت علی(ع) را انتخاب کنم تا آن را در کتابی منتشر سازی. من با مسرت کتاب با عظمت نهج البلاعه را ورق زدم. به خدا نمی دانم چگونه از میان کلمات علی (ع) مطالبی را انتخاب کنم. حتی نمی دانم چگونه کلمه ای را از کلمه دیگر جدا سازم. این کار درست مثل این است که دانه یاقوتی را از کنار دانه یاقوت دیگر بردارم. سرانجام من این کار را کردم، در حالی که دستم یاقوتهای درخشنده را پس و پیش می کرد و دیدگانم از تابش نور آنها خیره می شد. به یاد داشته باش که این کلمات فقط پرتوهایی از نور بلاغت کلام امام علی (ع) است .
عبد الفتاح عبد المقصود نویسنده مصری میگوید:
من همواره اخلاق و موهبتهای الهی و آنچه را که تشکیل دهنده شخصیت است ، مقیاس شناختن عظمت انسانی قرار می دهم، از این رو بعد از محمد(ص) کسی را ندیده ام که شایسته باشد پس از او قرار گیرد یا بتواند در ردیف او باشد. این واقعیتی است که حقایق تاریخ گویای آن است. امام علی برترین مردی است که روزگار تا پایان عمر خود، چون او نزاید و اوست که اخبار و گفتارش برای هدایت طلبان چون شعاعی می درخشد. او مجسمه ای از کمال است که در قالب بشریت ریخته شده است.
ابن ابی الحدید اندیشمند بزرگ اسلامی و از علمای اهل سنت شرحی مفصل بر کتاب ارزشمند نهج البلاغه نگاشته و در این شرح به جایگاه والای علی (ع) در علوم اسلامی اشاره کرده است. او با عباراتی شور انگیز آن بزرگوار را خاستگاه تمامی دانشهای اسلامی می داند و می گوید:
دانش تفسیر، از او سرچشمه گرفته و از تعالیم او دامن گشوده است گرچه عده ای سعی کردند که برتری و مقام او را کتمان کنند. اما او چون خورشیدی است که با کف دستها پوشیده نمی شود و مانند روشنایی روز است که چشمهای بینا آن را درک میکنند.
جرج جرداق نویسنده و پژوهشگر مسیحی لبنانی:
کتاب پر ارج امام علی ، صدای عدالت انسانی را در چند جلد به رشته تحریر در آورد. این کتاب نه فقط در بین مسلمانان بلکه در میان اهل فرهنگ و اندیشه درجهان ، جایگاه خاصی یافت. متفکران و دانش پژوهان با بررسی و مطالعه این کتاب، شیوه تحقیق و نحوه داوری جرداق را ستودند. اما او خود می گوید که در معرفی شخصیت امام علی (ع) کوتاهی کرده و هنوز ناگفته هایی باقی مانده است.
جرج جرداق با آنکه مسیحی است، از عشق و ارادت خود به امام علی (ع) چنین میگوید:
علی از کودکی در جان من بود و از همان زمان ایشان به عنوان فردی واقعا بزرگ در ذهن و ضمیرم جای گرفت. عظمت امام علی (ع) در آن است که او بر تمامی زمانها و مکانها پیام دارد. سخنانش در نهج البلاغه، نغز و زیباست. آنگاه که علی مفسدین و اهل فساد را تهدید می کند، همچون آتش سهمناک و پر غرش زبانه می کشد و اگر به استدلال می پردازد، عقلها را متحیر می کند و راه هر نوع دلیل و برهان مخالف را می بندد و عظمت منطق خویش را به اثبات میرساند.
جرج جرداق در جایی دیگر از سخنانش درباه شخصیت علی (ع) میگوید:
اگر بخواهید آب یک حوض را متلاطم کنید، با دست خود می توانید،اما اگر استخری بزرگ باشد ، نمی توان آن را با دست متلاطم کرد، باید سنگی بزرگ به وسط استخر انداخت تا متلاطم گردد. اگر دریاچه ای باشد، به واسط سنگ نمی شود آن را متلاطم کرد، باید کوهی در آن بیفتد تا متلاطم شود. در این عالم هر آبی قابل تلاطم است ، اما من اقیانوس پهناور و عظیمی می شناسم و آن اقیانوس وجود علی است که هیچ چیز نتوانست آن را متلاطم سازد، به غیر از دو چیز: یکی آه مظلوم و دیگری خوف خدا در دل شب.
استاد علامه محمد تقی جعفری فیلسوف و اندیشمند مشهور ایرانی
در ترجمه و شرح کتاب نهج البلاغه را در چندین جلد تقدیم جهانیان نمود. این اثر ارزشمند، توجه دوستداران علم و ادب را به خود جلب کرده است. علامه محمد تقی جعفری در جمله ای از جایگاه امام علی و نهج البلاغه در جهان امروز چنین می گوید:
آن روزکه نهج البلاغه علی ابن ابیطالب ، بیطرفانه و با دقت بررسی شود، از تمامی مکاتب اجتماعی ، اخلاقی و اقتصادی و فلسفی که بشر ابداع نموده ، بی نیاز خواهیم شد.
استاد عبد الوهاب حمورا استاد دانشگاه قاهره در سخنی میگوید:
نهج البلاغه ، شامل همه آن چیزهایی است که پژوهشگران بزرگ ، اساتید اخلاق ، فلسفه ، دانشمندان و سیاستمداران پرهیزکار می توانند بگویند یا بنویسند. محتوای نهج البلاغه به خوبی نشان می دهد که این اثر جاودانه از اندیشه بی نظیر امام علی (ع) تراوش یافته است.
نظر جرج جرداق
او مینویسد: آیا از فرمانروایی خبر داری که خود نان سیر نخورد زیرا که در کشور او کسانی یافت میشدند که با شکم سیر نمیخوابیدند و جامه نرم نمیپوشیدند؟( !زیرا در میان ملت کسانی بودند که لباس خشن و درشت میپوشیدند ) و درهمی را اندوخته خود نساخت؟ و به فرزندان و یاران خود هم وصیت کرد که غیر از این راه و روش نپیمایند. برادر خود را به خاطر یک دینار - که بدون حق از بیت المال طلب میکرد - مورد بازخواست قرار داد و پیروان و فرمانداران خود را به خاطر یک گرده نان که به عنوان رشوه از ثروتمندی گرفته و خورده بودند، تهدید کرد و به محاکمه و دادگاه کشانید.
نزد حقیقت و تاریخ یکسان است او را بشناسی یا نشناسی. تاریخ و حقیقت گواهی میدهند که او وجدان بیدار و قهار، شهید نامی، پدر و بزرگ شهیدان، علی بن ابیطالب، صوت عدالت انسانی، شخصیت جاویدان شرق است ! ای جهان چه میشد اگر هر چه قدرت و قوه داری به کار میبردی و در هر زمان علیی با آن عقلش، با آن قلبش، با آن زبانش، و با آن ذوالفقارش، به عالم میبخشیدی؟!