دبیر سیاسی
سرانجام پس از گذشت بیش از یک ماه از مقاومت جانانه حزبالله در برابر رژیم تا بن دندان مسلح صهیونیستی، شورای امنیت سازمان ملل تشکیل جلسه داد و با صدور قطعنامه ظالمانه 1701، خواهان آتشبس و توقف درگیریها و خروج تدریجی ارتش اسرائیل از خاک لبنان شد. در این قطعنامه استقرار نیروهای صلح سازمان ملل به همراه ارتش لبنان در مرز حائل میان اسرائیل و لبنان پیشبینی شده است. اکنون که جنگ خاتمه یافته خوب است به بررسی موفقیت ها و ناکامی های دو طرف بپردازیم و بررسی کنیم که کدام یک پیروز این میدان هستند؟ و چرا شورای امنیت و پس از یک ماه اقدام به صدور این قطعنامه کرده است؟
1. دستاوردهای رژیم صهیونیستی در این تهاجم ناجوانمردانه و جنگ یک ماهه چه بود؟
رژیم صهیونیستی که ابتدا گمان میکرد با یک گروه اندک و ضعیف از نظر نظامی روبهرو است در شعارهای روزهای آغازین جنگ، اهداف ذیل را ترسیم کرده بود و سران آمریکا نیز با تمام قدرت از آن پشتیبانی میکردند:
الف) قلع و قمع کامل حزبالله؛
ب) خلع سلاح حزبالله و انهدام سکوهای موشکی...؛
ج) شوراندن افکار عمومی مردم لبنان علیه حزبالله و ایجاد شکاف در میان دولت، مردم و حزبالله و دیگر گروهها و احزاب سیاسی؛
د) اشغال خاک لبنان به ویژه شهرهای شیعهنشین جنوب لبنان؛
هـ) استقرار نیروهای ارتش صهیونیستی در پشت رودخانه لبنانی به منظور ایجاد کمربند امنیتی در مقابل حملات حزبالله؛
و) آزمایش ادوات جنگی جدید مانند تانک مرکاوا، هواپیماهای بیسرنشین و...؛
ز) آزمایش تاکتیکهای جنگی.
اکنون که در تاریخ 23/5/1385 جنگ پایان یافته و قرار است اولین بند قطعنامه یعنی آتشبس اجرا شود ببینیم اسرائیل به کدام یک از اهداف فوق دست یافته است؟
به جای قلع و قمع حزبالله نیروهای اسرائیل قلع و قمع شدند، صدها کشته و هزاران مجروح از نیروهای زبده ارتش صهیونیسم شوک شدیدی بر ارتش تا بن دندان مسلح این رژیم وارد ساخت و در مقابل، حزبالله حتی از آغاز جنگ نیز آماده و قویتر است و آمار شهدای آن به یک دهم نیروهای اسرائیل نرسید.
در خلع سلاح و زدن پایگاههای موشکی نیز اسرائیل ناکام ماند؛ چرا که حزبالله تا آخرین ساعات جنگ، اهداف نظامی و شهرکهای صهونیستنشین را مورد هدف قرار داد و توانست چهار فروند ناوچه مدرن این رژیم را همراه با سرنشینانش به قعر دریا بفرستد و با منهدم کردن حدود صد دستگاه تانک «مرکاوا» ـ تانکی که به ادعای این رژیم از پیشرفتهترین تانکهای جهان محسوب میشود ـ ماشین جنگی این رژیم را درهم بشکند.
در بخش سوم یعنی ایجاد شکاف بین احزاب و گروهها و ملت و دولت لبنان هم توفیق قرین آن رژیم نشد بلکه به رغم بمباران و موشکباران شدید شهرهای لبنان و انهدام اکثر قریب به اتفاق زیرساختها و مناطق مسکونی و کشتن زنان و کودکان بیگناه، هیچگونه مخالفتی علیه حزبالله لبنان شد به طوری که حتی رهبر مسیحیان لبنان، نخستوزیر، رئیس مجلس و رئیس جمهور لبنان همه از حزبالله حمایت کردند و مردم لبنان اعم از شیعه و سنی، مسیحی و... پیرامون محور سیدحسن نصرالله اجتماع کرده شعار وحدت سر دادند. در مقابل این رژیم صهیونیستی بود که دچار از هم پاشیدگی سیاسی شد: علاوه بر مسلمانان داخل سرزمینهای اشغالی، حتی بخشی از یهودیان نیز به مخالفت برخاستند؛ احزاب اسرائیل و حتی کابینه این رژیم دچار تشتت و اختلاف گردید، در داخل آتش آنها هم تمرد و نافرمانی اوج گرفت به طوری که بسیاری از کشتهشدگان آنها جزو متمردین از جنگ بودند.
در بخش اشغال سرزمین لبنان نیز اسرائیل دچار شکست شد، زیرا هرگاه به خاک این کشور تجاوز میکرد با از دست دادن مقدار زیادی از تانکها و ادوات جنگی و انهدام نیروهایش مجبور به عقبنشینی شد و رسیدن به رودخانه لیتانی در عمق 20 کیلومتری لبنان آرزویی بود که تا پایان جنگ به آن دست نیافت.
در بخش آزمایش ادوات جنگی هم اسرائیل شکست خورد چرا که پیشرفتهترین تانکهایش در برابر سلاحهای سبک حزبالله تاب مقاومت نیاورد. انهدام بیش از چهل تانک «مرکاوا» در یک روز توسط یک گروه چریکی در جنگهای جهان بیسابقه است. بنابراین میتوان گفت که اسرائیل به هیچیک از اهدافش دست نیافته است البته تنها هدفی که به آن دست پیدا کرد ویران کردن خانههای مسکونی، پلها و زیرساختهای لبنان و به شهادت رساندن زنان و کودکان و بیماران و... بود که شاید بتواند تا حدودی روحیه آدمکشی و خونخواری این رژیم را ارضا کند! البته این هم جایگاه رژیم صهیونیستی را در افکار عمومی جهان بیش از پیش تنزل داد به طوری که در بیشتر کشورهای جهان مردم با آتش زدن پرچم اسرائیل، آمریکا و انگلیس نارضایتی قلبی خود را ابراز داشتند و با برافراشتن پرچم حزبالله و تصاویر سیدحسن نصرالله و شهدای لبنان پیوند خود را با حزبالله اعلام کردند.
2. موفقیتهای حزبالله
حزبالله که سالهاست در لبنان آغاز به کار کرده و توانسته همه گروهها و احزاب سیاسی را بر گرد محور خود جمع کند، در این شرایط بحرانی نیز مردانه مقاومت کرد. حزبالله نه تانکی داشت که از دست بدهد و نه هواپیما و بالگردی که سرنگون شود و نه ناوچهای که غرق گردد؛ بلکه با نیروهای مؤمن و متکی به خدا و عاشق شهادت با سلاحهای سبک و بدون هزینه سنگین بیش از یک ماه مقاومت کرد و اسرائیل را به شکست واداشت. سیدحسن نصرالله به یک چهره جهانی تبدیل و به عنوان رهبر عربی شناخته شد که میتواند اسرائیل تا بن دندان مسلح را زمینگیر کند. جنبش حزبالله نشان داد که رژیم صهیونیستی و همه اربابانشان در برابر اراده الهی یک ملت و یک جمعیت اندک قدرت مقاومت ندارد.
3. چرا شورای امنیت پس از گذشت یک ماه قطعنامه صادر کرد؟!
ابتدا سران کاخسفید و سیاستمداران غربی توان مقاومت حزبالله را بسیار ناچیز میپنداشتند و تصور میکردند که حزبالله کمتر از یک هفته تسلیم خواهد شد. دقیقاً به همین دلیل بود که طی دو هفته اول جنگ، هیچکدام از سازمانهای بینالمللی و منطقهای حتی سازمان کنفرانس اسلامی و اتحادیه عرب حاضر به تشکیل جلسه برای محکوم کردن تجاوز اسرائیل به لبنان و حتی قتلعام کودکان بیگناه «قانا» نشدند! از هفته سوم جنگ به تدریج زمزمههایی از سوی برخی سازمانها و سران کشورها شنیده شد که مثلاً باید فکر کرد و دبیرکل سازمان ملل گویا از خواب زمستانی بیدار شد و فهمید در لبنان اتفاقی افتاده است. در پایان هفته سوم که حزبالله موفق به انهدام چهار ناوچه رژیم صهیونیستی گردید که ماشین جنگی رژیم صهیونیستی در هم شکسته شد و اسرائیل هم در تحقق تمام اهدافش ناکام ماند، آمریکا که به هیچ وجه حاضر به تشکیل جلسه شورای امنیت نبود، ناگهان برای توقف جنگ پا در رکاب کرد و به اتفاق آرا، قطعنامه 1701 به تصویب رسید. اسرائیل که به رغم کمکهای نظامی و تسلیحاتی و اهداء پیشرفتهترین موشکها و بمبها از سوی آمریکا، ناتوانی خود را در جبهه جنگ نشان داده بود، نیاز به حمایتهای سیاسی داشت که آمریکا و انگلیس سعی کردند در قطعنامه آن را جبران کنند.
4. چرا حزبالله پیروز شد؟
به نظر میرسد که علاوه بر استفاده از عوامل طبیعی و آماده کردن عده و عدّه و آمادگیهای رزمی امر دیگری هم لازم است که حرف اول را میزند و آن تقوا و باور دینی است که انسان برای خدا بجنگد، برای تحقق حکومت اسلامی و اعتلای کلمه توحید مبارزه کند؛ برای سرنگونی پرچم کفر و نفاق و نابودی آنها به پا خیزد و در یک کلمه باید ادوات پیشرفته جنگی را برای اعتلای کلمه حق و توحید به کار گرفت؛ در این صورت است که پیروزی قطعی حاصل میشود.
حزبالله لبنان و رهبر هوشمند و مؤمن آن دقیقاً از امام عزیز و راحلمان الگو گرفته و بسان یک خمینی جوان در لبنان رهبری میکند. او نیروهایش را براساس روحیه شهادت طلبی و تلاش برای اعتلای کلمه توحید تربیت کرده و درست به همین دلیل است که آنها به مرگ لبخند میزنند و همین رمز پیروزی حزبالله شمرده میشود. همان که مدعیان اصلاحطلبی در سالهای متمادی با تئوری تساهل و تسامح تلاش کردند از جوانان ایرانی سلب کنند!
5. حزبالله؛ پنجرهای به روی اسلام ناب محمدی (ص)
با توجه به این که امروز مردم جهان به ویژه جوانان آنها به خوبی دریافتهاند که حزبالله شیعه است، مردانگی و غیرت و ایمان آنها موجب شده که جوانان بیش از پیش به مطالعه درباره مکتب تشیع بپردازند و با این مطالعه پنجرهای به سوی حقیقت و اسلام ناب محمدی (ص) به روی آنها گشوده شود. امیدواریم که صبح ظهور حضرت حق نزدیک باشد.