سیدعلی موسوی خلخالی
با پیروزی «هوگو چاوز»، مرد شماره یک ونزوئلا در انتخابات ریاست جمهوری بحث و جدل های تازه درباره آینده این کشور دوباره جدی شده است. پیش از این، تحلیلگران انگلیسی پیش بینی کرده بودند، چاوز نتواند در این انتخابات پیروز شده و به همین دلیل سیاست های کنونی این کشور دچار تغییر شود.در سال 2005 روزنامه انگلیسی گاردین پیش بینی کرده بود، چاوز با افزایش روند انتقادها از انتخاب دوباره به منصب ریاست جمهوری محروم شده و سیاست های جاری آن کشور دچار تغییرات گستردهای شود.
اما انتخابات دوم دسامبر چیز دیگری را رقم زد. برخلاف پیش بینی و امیدواری تحلیلگران مخالف چاوز، وی توانست با اکثریت آرا پیروز رقابت های انتخاباتی ونزوئلا شود و برای رتبه سوم ریاست جمهوری شش ساله جدیدی را آغاز کند.این اتفاق تازه برای چندمین بار آینده سیاسی ونزوئلا را مورد بحث و جدل کارشناسان قرار داد. به گونه ای که اکنون بسیاری از خود می پرسند، وضعیت ونزوئلا چه خواهد شد؟ آیا چاوز اکنون سیاست های تازه ای را اتخاذ خواهد کرد؟ آیا با افزایش انتقادهای آمریکا علیه وی و سیاست هایش، احتمال دارد چاوز سیاست تازه ای را در روابط خود با دنیای خارج و ایالات متحده اتخاذ کند؟
وعدههای چاوز
یکی از کارشناسان و مشاوران نزدیک هوگو چاوز در مصاحبه ای با روزنامه فرانسوی لوموند درباره اهداف آینده رئیس جمهور ونزوئلا می گوید؛ یکی از مهمترین اهداف چاوز در دوران ریاست جمهوریش نزدیک کردن مردم عادی و بسیار ساده کشور به مناصب قدرت است. او تلاش دارد جایگاه ریاست جمهوری را برای مردم بسیار ساده و دست یافتنی جلوه دهد و زرق و برق آن را از لحاظ دسترسی به آن بکاهد. به اعتقاد چاوز شاید این کار بسیار سخت و طاقت فرسایی باشد اما ممکن و امکانپذیر است. به نظر می رسد، رئیس جمهور ونزوئلا در تحقق این هدف تا حدی موفق بوده است. پیش از این از سال 2000 وی به معادن ذغال سنگ سر می زد و از نزدیک با مردم کارگر معادن گفت وگو می کرد. در آن سال وی به درخواست کارگران معادن دستور داد، ضمن افزایش مالیات معدن داران نزدیک 40 درصد از آن به کارگران تعلق گیرد. اکنون او تصمیم دارد همین سیاست را ادامه داده و از این روش در دیگر بخش های کشور نیز استفاده کند.
گرچه روش تازه رئیس جمهور ونزوئلا در افزایش حقوق کارگران باعث اعتراض گسترده معدن داران و شرکت های فعال در این بخش شده اما چاوز معتقد است، این امر تنها راه ممکن در توزیع عادلانه ثروت است و بدین طریق همگان از این موضوع سود می برند.بسیاری پیش بینی کرده اند، از آنجایی که بسیاری از معدن داران به این روش معترضند و تهدید به تعطیلی معدن های خود کرده اند، در آینده ای نه چندان دور و ادامه حضور چاوز در مسند قدرت چالش تازه ای در نحوه فعالیت معدن های ونزوئلا به وجود آید.
از سوی دیگر، هوگو چاوز رسم تازه ای را در کشور مرسوم کرده که براساس آن مردم به صورت آزاد می توانند، مستقیما به شخص رئیس جمهور نامه نوشته و مشکلات خود را با وی در میان بگذارند. چاوز دستور داده است برای بررسی نامه های مردم حداقل دو نفر جهت بررسی و پاسخ به آن استخدام شوند. این موضوع باعث شده بر تعداد کارمندان دولت افزوده شده و هزینه های دولت نیز افزایش یابد. این در حالی است که بسیاری از وزارتخانه ها از نبود نیروی انسانی کارآمد به ستوه آمده و دائما از رئیس جمهور به سبب وجود قوانین و موانع دست وپاگیر در استخدام نیروی کار گله مندند. چاوز تنها دستور داده وزارتخانه ها برای خواندن و بررسی نامه های مردم و حل مشکلات آنها اجازه استخدام نیروی انسانی دارند. اما شیوه تازه چاوز در اداره دولت و کشور باعث ایجاد تحولات تازه ای شده است. در ونزوئلا شرکت های تازه ای تاسیس شده اند که به متقاضیان، خدمات ملاقات و نحوه نامه نگاری با رئیس جمهور را ارائه می دهند. شرکت هایی که به اعتقاد مدیرانشان تنها با حضور چاوز امکان ارائه چنین خدماتی را دارند.
رقابت های انتخاباتی ماه دسامبر شیوه اداره چاوز وسیله ای برای رقابت دیگر رقبا با وی شده بود. رقیبان چاوز تلاش داشتند با استفاده شیوه جدید رئیس جمهور به رقابت با وی پرداخته و برنده انتخابات ریاست جمهوری شوند. باوجود اینکه چاوز قول داده اوضاع کشور را بهبود بخشد، اما وضعیت اداره ها روز به روز بدتر میشود. در پاسخ به این مشکلات بغرنج، هوگو چاوز شخصا گفته است دشمنان داخلی که بسیار خطرناک تر از دشمنان خارجی انقلابند، مانع موفقیت های ما و همکاری های نزدیک ما با مردم می شوند. تمام این کاغذبازی ها و دیوانسالاری ها زیر سر دشمنان است. بسیاری از کارشناسان و ناظران مسائل ونزوئلا بر این باورند که مشکلات اداری دولت به زودی به وضعیت بحرانی خواهد رسید و شاهد یک انفجار بوروکراسی خواهیم بود.بسیاری از ونزوئلایی ها به شیوه منحصر به فرد چاوز لقب انقلاب در انقلاب داده اند. انقلابی که نمی توان آینده ای برای آن تصور کرد.
آینده سیاسی ونزوئلا
قبل از اینکه هوگو چاوز در سال 1998 به سمت ریاست جمهوری برسد، تنها دو حزب در عرصه های انتخاباتی و سیاسی ونزوئلا فعال بودند. دو حزب دموکرات مسیحی ونزوئلا و دموکرات سوسیالیست به مدت چهل سال سردمدار عرصه های سیاسی این کشور بودند. آنها عادت کرده بودند با درآمدهای حاصل از نفت مشکلات کشور را حل و فصل کنند. اما با روی کارآمدن هوگو چاوز روند سیاسی کشور به کل تغییر کرد. وی که از یک حزب کاملا سوسیالیست بر سرکار آمده بود، با حضور افراد لیبرال و نئولیبرال در دولت که پیش از آن در عرصه قدرت کشور دخالت داشته و بسیاری از مشکلات آن را حل وفصل می کردند، به شدت مخالف بود و به همین دلیل به حضورشان در دولتش به هیچ وجه علاقه نداشت. هنگامی که او بر سند قدرت نشست اقدام به تسویه کامل در سیستم اداری دولت کرد.
«گیلبرتو گیمنز» مدیر دفتر خصوصی وزیر امورخاجه ونزوئلا در این باره می گوید؛ با دستورات آقای چاوز ما با مشکل شدید نیرو در وزارت خارجه مواجه شدیم. زیرا مجبور بودیم بسیاری از دیپلمات ها و کارکنان وزارتخانه را برکنار کنیم. وی سپس با خنده می افزاید؛ برای حل این مشکل، اقدام به تشکیل کلاس های ویژه ای موسوم به «باریوس» برای نیروهای جدید کردیم. این کلاس ها دو هفته ای بود و افراد جدید ظرف دو هفته دیپلمات وزارت امور خارجه میشدند.
بسیاری از رهبران سیاسی ونزوئلا تلاش کردند با دولت جدید همکاری کرده تا کشور دچار اضمحلال نشود اما دولت چاوز هیچ علاقه ای به حضور آنها در دستگاه های دولتی نداشت. حتی علاوه برآن به بایکوت آنها در رسانه ها پرداخت «علی رودریگرز» وزیر نفت سابق ونزوئلا در مصاحبه ای با روزنامه «لوموند» در این باره می گوید؛ از سال1998 ما و بسیاری از وزیران دیگر از سیاست و دولت کنار گذاشته شدیم. بعد از آن تلاش بسیاری کردیم، به دولت آقای چاوز کمک برسانیم اما ایشان علاقه ای به حضور ما در عرصه های سیاسی و کشور ندارند.
در سال 2001 چاوز به طور رسمی دست به اصلاحات اجتماعی گسترده ای زد. «لوئیس میکولنا» یکی از نزدیکان چپ گرای چاوز در این باره می گوید؛ ما برای رسیدن به یک جامعه آرمانی و ایده آل اصلاحات خود را از طریق مجلس قانونگذاری آغاز کردیم. طرح هایی را به پارلمان فرستادیم که با وجود حداقل رای به تصویب می رسید و تغییرات گسترده ای را مطابق با میل ما موجب میشد. وی در ادامه می افزاید؛ این موضوع باعث شد، ما در آستانه یک انقلاب تازه قرار بگیریم. بازارهای سرمایه و بورس به شدت ضربه دیدند اما ما از طریق منابع مالی و بودجه موجود در اختیار دولت توانستیم مقابل ضررهای احتمالی را بگیریم.
«علی رودریگرز» درباره وضعیت سیاسی کنونی کشور می گوید؛ سرمایه داران خارجی چندان علاقه ای به افزایش سرمایه های خود در کشور ندارند. میزان خروج سرمایه نیز آغاز شده. به جرات می توانم بگویم، اگر قیمت نفت به طور ناگهانی به زیر 40 دلار برسد، اوضاع کشور به شدت آشفته شده و بحران اقتصادی سراسر کشور را فرامی گیرد. آن موقع کنترل از دست دولت خارج شده و بحران دامن گیر آن نیز خواهد شد. کشور اکنون به طور کامل وابسته به درآمدهای نفتی شده است. وی درباره آینده سیاسی کشور می گوید؛ بوروکراسی در حال افزایش از یکسو و بحران های اقتصادی دیگر از سوی دیگر در نهایت کشور را به سمت یک انفجار سیاسی سوق خواهد داد.