تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۹۵۶۸۹

7. هنجارستیزی و آنارشیسم فرهنگی
از دیگر مشخصه های این دوره، تهاجم وسیع و سازماندهی شده علیه بنیان های فکری و اعتقادی ملت شریف ایران بود. در این دوره یک جبهه بندی عظیم فرهنگی که به تعبیر مقام معظم رهبری با سیاست و صنعت و پول و انواع و اقسام پشتوانه ها همراه بود، علیه انقلاب اسلامی ساماندهی شد، و هر روز که از عمر دولت اصلاحات می گذشت بر گستره این جبهه نیز افزوده می شد. نتیجه توسعه احزاب و مطبوعات که برای خود هیچ حد و مرزی قایل نبودند و تشکیک در همه چیز این ملت را جزء وظایف اولیه خود می دانستند، چیزی جز بی نظمی و نوعی آنارشیسم فرهنگی نبود. اینک این مهم را به طور مشروح مورد بحث و واکاوی قرار می‌دهیم.
نقش دولت اصلاحات در بحران‌های فرهنگی دهه سوم
از مطالب گذشته روشن شد که مجموعه سیاست های دولت در این دوره، خود، زمینه ساز تحولات سیاسی و بسیاری از ناهنجاری های مشمئزکننده در عرصه فرهنگ بوده است.
به هر حال، دولت اصلاحات مصمّم به توسعه سیاسی، ایجاد جامعه مدنی و بسط دموکراسی در کشور بود و تحقق این سیاست، بدون تحقق لوازم آن نیز ممکن نبود. گسترش نهادهای مدنی، تکثر احزاب، NGO ها، فعال کردن سازمان های به ظاهر اجتماعی و خدماتی، همچون: سازمان حقوق بشر، توجه ویژه به مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی، گسترش آزادی قلم و بیان و . . . از اموری بود که دولت اصلاحات، اهتمام ویژه ای به آنها داشت.
سیاست فوق همراه با حمایت های مبهم از آزادی ها، بسترساز یک حرکت بسیار نیرومند تخریبی علیه ارزشها و مقدسات دینی شد. در این دوره بود که مسلم ترین باورهای اعتقادی مردم به چالش کشیده شد. حریم قدسی ترین انسانها شکسته شد. و آنچه در خیال نمی گنجید، مجال ظهور یافت.
سیاست فرهنگی در حوزه نشر
دولت اصلاحات، با انتصاب عطاءالله مهاجرانی که «تسامح و تساهل» گوهر تفکر و اندیشه وی بوده است، به گونه ای کاملا»سامان مند، فضای فرهنگی کشور را به سمت اباحی گری و لیبرالیسم فرهنگی سوق می داد. در این دوره، فرهنگ عمومی در حوزه اخلاق نیز دستخوش ناهنجاری های شدیدی گردید. رسانه های صوتی - تصویری دشمن، اعم از اینترنت، ماهواره، سی دی های مبتذل و. . . همه و همه، عزم خود را برای تغییر ذائقه فرهنگی ملت جزم کرده بودند. به ویژه اصرار رئیس سازمان دیده بان حقوق بشر، در خصوص ضرورت برخورداری ملت ایران از آنتن های بشقابی ماهواره ای، به عنوان یک حق بشری (در مقابل قانون منع استفاده از ماهواره، مصوب مجلس پنجم)، نشان می داد که آنان تا چه اندازه به قدرت نفوذ ماهواره ها امید بسته بودند. 457
وجهه غالب محصولات فرهنگی در داخل نیز که از سوی دولت حمایت می شد، انعکاسی از اهداف و خواسته های دشمنان انقلاب اسلامی بود. نوشته های ادبی، رمان ها و داستان هایی در این دوره به چاپ رسیده اند که جز ترویج ابتذال و هدایت جامعه، بویژه نسل جوان به سوی فساد اخلاقی، هدف دیگری را تعقیب نمی‌کردند.
به عنوان مثال، در سال 1379 کتابی انتشار یافت که در آن ترانه های یکی از هنرپیشه های زن مبتذل و فاسد دوره طاغوت، با نام مستعار به چاپ رسید. مدتی بعد همان انتشارات، این کتاب را با چاپ و عکس این خواننده مبتذل بر روی جلد و نام حقیقی وی به بازار کتاب عرضه کرد.
در سال 1380 نیز، کتاب دیگری به چاپ رسید که در آن نه تنها یک خواننده فاسد دوره طاغوت و ترانه های مبتذل وی معرفی شده، بلکه تصاویر مستهجنی نیز در صفحات میانی آن به چاپ رسیده بود و این کتاب458 حتی در نمایشگاه بین المللی کتاب در سال 1381 نیز در معرض نمایش عموم قرار گرفت.
در سال 1380 ترجمه کتابی که توجیه کننده عمل بسیار زشت و شنیع همجنس بازی بود و در آن همچنین به تعریف و تمجید از روسپی ها و بی ارزش جلوه دادن زنان شوهردار در برابر زنان فاحشه، پرداخته شده بود، دوبار تجدید چاپ شد. با این که این کتاب از سال 1360 ممنوع الانتشار شده بود.
در اواخر سال 1384 و در ماه های پایانی عمر دولت اصلاحات، کتابی با اجازه مسئولین ارشاد چاپ شد که سراسر این کتاب، توهین به مقدسات دینی مردم، ترویج ابتذال، توصیف زشت ترین روابط عاشقانه و فحش های بسیار رکیک و شرم آور بود. 459
مطبوعات نیز در این دوره، مشحون از هجویات، ابتذال و اباحی گری جنسی و تصاویر مستهجن و تعرض گستاخانه به مقدسات و مبانی دینی و انقلابی بوده اند. با همه این مسایل، مهاجرانی نه تنها اقدامی در جهت بهبود وضعیت فرهنگی کشور نکرد، بلکه فضا را برای جولان مشتی بی دین، ضد انقلاب، لیبرال و سکولار که هیچ تمنایی در دل، جز فرو ریختن نظام مقدس جمهوری اسلامی نداشتند، باز کرد. در این دوره کانون نویسندگان که گردانندگان آن را پیش از انقلاب، تعدادی عناصر فاسد الاخلاق و وابسته به رژیم شاه تشکیل می دادند460 و هم از اینرو بعد از پیروزی انقلاب اسلامی منحل گردیده بود، مجدداً مؤفق به کسب مجوز رسمی شد.
وزیر دولت خاتمی، در مقابل مطبوعات و نویسندگان متجاوز به قانون و شرع، نه تنها نایستاد، بلکه اقدامات قانونی قوه قضائیه را نیز به سخره می گرفت و حتی با نشان دادن راه کارهای خلاف قانون، به دست اندرکاران مطبوعات توقیف شده، آن ها را به مقاومت در برابر این قوه دعوت و به انتشار نشریه ای دیگر تشویق می‌کرد. 461
مهاجرانی برخلاف هشدارهای مقام معظم رهبری، صریحاً وجود هر نوع توطئه فرهنگی علیه نظام جمهوری اسلامی را نفی و آن را محصول نوعی توهم می دانست که این نگاه، بارها از سوی مقام معظم رهبری تخطئه و مورد انتقاد شدید ایشان قرار گرفت. در صفحات آتی به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد.
جشنواره‌ها و هنرهای نمایشی
دیگر مؤلفه های فرهنگی کشور، همچون: سینما و تئاتر و موسیقی و جشنواره ها نیز وضعیتی مشابه داشتند. آخرین نمونه آن، جشنواره رسوا و مبتذل «تئاتر ایران زمین» در اهواز بود که وقاحت و ابتذال در این جشنواره به اوج خود رسیده بود.
این جشنواره، از سال 1378 در دوران حاکمیت اصلاح طلبان و در زمان وزارت آقای عطاءالله مهاجرانی پایه گذاری شد و از آن پس، همه ساله از هفتم تا دوازدهم آذرماه در شهرهای مختلف خوزستان اجرا می شد. برگزاری این جشنواره، به دلیل ابتذال و عدم رعایت مسائل شرعی و اخلاقی، همواره مایه نگرانی و اعتراض مردم متدین و شهیدپرور و فرهنگ دوست این استان بود. اما در این مدت، هرگز به این دغدغه ها و نگرانی ها توجه نشد، تا این که در مراسم افتتاحیه این جشنواره در سال 1383 ابتذال در این جشنواره به اوج خود رسید. آنچه در این همایش به اصطلاح فرهنگی اتفاق افتاد، علنی کردن فساد و فحشا در قالب یک نمایش هنری بود، که در صحنه هایی از آن، زنان و مردان با محرک ترین وضعیت به صورت دسته جمعی و مختلط به رقص پرداختند. رقاصه های ارمنی و روسی هم که از سوی مسؤولین فرهنگی کشور برای اجرای برنامه های خود به ایران دعوت شده بودند، در حضور استاندار وقت خوزستان و معاون وزیر ارشاد و مدیرکل ارشاد اسلامی و تنی چند از مسئولین محلی دیگر در فضایی آکنده از حرکات مستانه و تهوع آور و در زیر نورافکن های قوی با سرهای مکشوف و بدن های نیمه عریان، بی شرمانه به رقص پرداختند و در پایان نیز به پاس دهن کجی و توهین به فرهنگ و اعتقادات دینی این مردم مسلمان و متدین، از دست مسئولین آن جشنواره جایزه هم گرفتند.
معاون امور شهرستان ها و مجلس وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، برگزاری این جشنواره را اقدامی برای تفاهم با سایر ملت ها خوانده و گفته بود راه تحکیم روابط با روسیه، ارمنستان و آذربایجان و فرانسه (کشورهای شرکت کننده در این جشنواره) از خلال این نوع مراسم می‌گذرد. 462
این جشنواره موج شدیدی از اعتراضات را در کشور به ویژه در شهرهای استان خوزستان و شهر مقدس قم به دنبال داشت. برخی از مراجع عظام، علما و قاطبه مردمی که از محتوای مبتذل این جشنواره آگاه می شدند، خواستار برخورد با عوامل و دست اندرکاران این جشنواره موهن شده بودند. 463