تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۹۵۷۴۹
سید مجید تفرشی اشاره: سخنان رهبری در روز عید غدیر (مثل دیگر سخنرانی های ایشان) دربردارنده مطالب مهمی بود که نیاز است با تبیین و تشریح آن هرچه بیشتر در جهت عملیاتی شدن آن بکوشیم. این بیانات حاوی نکات مهمی در حوزه بین الملل بود و خطوط کلی سیاست خارجی کشور را روشن می کرد. خوانندگان همیشگی کیهان مطالبی را در این باره برای ما فرستاده اند که در ادامه خواهد آمد. با تشکر از این دوستان.

بیانات مقام رهبری در روز عید غدیر خم جدای از ترسیم خطوط اصلی سیاست خارجی کشور و ارائه طریق برای مسئولین اجرایی نظام، حاوی نکات برجسته و مهم دیگری نیز بود. ایشان صریحا ضمن محکوم نمودن شیطنت های اخیر آمریکا و انگلیس در تحریک مسلمانان خصوصا براه انداختن درگیری میان شیعه و سنی، کلیه مسلمانان را به هوشیاری و وارد نشدن به معرکه جدید دشمن دعوت نمود. سخنان رهبری جدای از به رخ کشیدن بلوغ و شعور شیعه از بعد حقوقی دقیقا در مقام دفاع و حمایت از کنوانسیون های متعدد حقوق بشری خصوصا اساسنامه دیوان کیفری بین المللی موسوم به (ICC) بود.
براساس ماده 5 اساسنامه ICC در صورت وقوع یکی از 4 جرم تجاوز- نسل کشی- جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی، دیوان صالح به رسیدگی بوده و اراده جامعه جهانی بر دستگیری و محاکمه خاطیان تعلق خواهد گرفت. سرنوشتی که دامان دیکتاتورهایی همچون میلوسویچ، چارلز تیلور، صدام... را گرفته و آنها را علیرغم برخورداری از مصونیت های سیاسی و وابستگی به قدرتهای بزرگ همچون روسیه یا آمریکا نهایتا به دلیل اصرار و فشار ملتها به پای میز محاکمه کشاند. (هرچند صدام به واسطه یکی از جنایات کوچک خود مورد محاکمه قرار گرفته و اعدام شد لیکن همواره نقش موثر وی در قتل عام کردها، شیعیان و اتباع عراقی، کویتی و ایرانی دلیل اصلی متقاعد شدن جامعه جهانی به لزوم دستگیری و محاکمه وی محسوب خواهد شد) نتیجتا اینکه اثبات دست داشتن بوش- بلر و یا هر حاکمی در به راه انداختن آتش فتنه و یا هرگونه اقدام منجر به خونریزی میان اهل تشیع و تسنن، فرد خاطی را بدون شک مصداق بارز ارتکاب جنایت نسل کشی (Genocide) و نقض یکی از مهمترین قواعد آمره موجود در نظام حقوق بین الملل قرار داده و این گونه افراد بدون کوچکترین تردیدی می بایست تحت تعقیب کیفری و محاکمه قرار گیرند.
نگاهی ولو سطحی و گذرا به سیاست های اعلامی دو کشور آمریکا، خصوصا پیر استعمار انگلیس بعنوان داعیان پر مدعای دفاع از ارزشهای حقوق بشری و کرامت انسان و مقایسه آن با سیاست های اقدامی ایشان در منطقه خاورمیانه که نمونه اخیر آن کشتار دهها هزار عرب عراقی اعم از شیعه و سنی از یک سو (چه به صورت مستقیم و تحت پوشش تحریمهای شورای امنیت و چه به صورت مستقیم و با حمله همه جانبه به شهرهای مختلف عراق) و همچنین وتوی دهها قطعنامه شورای امنیت با هدف دفاع از اسرائیل در برابر اعراب از سوی دیگر به همراه وقایع اخیر لبنان و... جملگی معیارهای خدشه ناپذیری در تشخیص دوست و دشمن به حساب می آیند.
سؤال: براستی عمق اختلاف میان شیعیان و برادران اهل سنت تا به کجاست؟ آیا به حدی است که دلشان به خون ریزی و حذف یکدیگر راضی شود؟ اگر اینطور است پس چگونه همه ساله میلیونها شیعه و سنی در فضای محدودی بنام مکه و مدینه گرد هم آمده و ضمن رعایت بالاترین استانداردهای حقوق بشری و برائت از کوچکترین تعرض و بی احترامی به ساحت یکدیگر، آنگونه مراسم و آئین حج را به جای می آورند؟ چرا برخی از احکام منطقه که ضریب آسیب پذیری بالا و عدم برخورداری از پشتوانه مردمی دو مشخصه اصلی ایشان است در تشخیص دوست و دشمن سنجیده عمل نکرده برخلاف باور ملتهای خود و به امید آرزوهای واهی، راههای پرچالش و هزینه ای را بر ملت خود و سایر ملتها تحمیل می کنند؟
نگارنده با توجه به قطعی بودن تداوم سیاستهای دو کشور انگلیس و آمریکا در تخریب وجهه مسلمانان (نمونه اخیر و البته ناکام آن توهین به ساحت رسول گرامی اسلام بود و اینکه این بار دشمن با عوض کردن صورت مسئله سناریوهای جدیدی را برای مسلمانان جهان خصوصا در منطقه خاورمیانه تدارک می بیند) معتقد است ریشه این سیاست را باید در احساس خطر جدی این دولتها از نضج اسلام آن هم اسلام به ما هو اسلام و فارغ از مقوله شیعه یا سنی بودن و ترس از تداوم رشد قابل توجه مسلمانان در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جستجو کرد. در استراتژی بلندمدت آنها خاورمیانه تا پایان یافتن ذخایر نفت و گاز می بایست تنها نقش یک مصرف کننده خوب و فربه را بازی کند. (نگاهی گذرا به نوع و ماهیت سرمایه گذاری شرکتهای آمریکایی در کشورهای بلوک غرب و مقایسه آن با سرمایه گذاری های انجام شده در کشورهای منطقه خلیج فارس روشنگر حقایق عدیده و البته تلخی است).
کوتاه سخن آن که حال با توجه به تصریح مقام رهبری دال بر وجود اسناد و مدارکی مبنی بر دست داشتن قدرتهای غربی در ایجاد اختلاف میان مسلمانان چه باید کرد؟ شاید یکی از راه حلها توجه به مقوله حقوق بشر بعنوان یکی از بزرگترین دست آوردهای جامعه جهانی در دو دهه اخیر باشد. جا دارد 54 کشور مسلمان در قالب سازمان کنفرانس اسلامی ابتدا قطعنامه ای را در محکومیت جنایت نسل کشی به هر شکل آن به تصویب رسانده و هرگونه برنامه ریزی، سرمایه گذاری، سیاستگذاری و... با هدف ایجاد درگیری و نزاع میان شیعه و سنی و سایر اقلیت ها و مذاهب بعنوان مصادیق این جنایت معرفی شوند. شکی نیست در صورت بانی شدن سازمان کنفرانس اسلامی و طرح موضوع محکومیت شیوه ها و تکنیک های جدید منتج به شکل گیری جنایت نسل کشی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، قطعنامه پیشنهادی بدون ولو یک رأی مخالف مورد حمایت جامعه جهانی قرار خواهد گرفت. یکی از فواید چنین اقدامی ضمن ترویج احترام به کرامت و نفس انسان (با هدف تقویت قوانین حقوق بشری و حقوق بشردوستانه نزد همه اقوام و ملل جهان) و عینیت بخشیدن به آیات مکرر قرآن کریم در مقام وجوب حفظ وحدت و عدم تفرق میان مسلمان و احترام به نفس بشر، هشدار مناسبی به آن دسته از سیاستمداران غربی و سرویس های جاسوسی که مترصد بهره برداری از کوچکترین فرصتها در منطقه ولو به قیمت به جان هم انداختن مردم و کشته شدن انسانهای بی گناه می باشند، محسوب خواهد شد.