تاریخ انتشار : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۹۵۷۷۹

محمدصادق جوادی حصار عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
طی سالیان گذشته در سرایش و نمایش تراژدی دعوایی که نزاع ایران و آمریکا نام گرفت قلم‌ها و قدم‌های فراوانی به جولان درآمدند و خشت بر خشت نهاده شد تا دیوار بلند بی‌اعتمادی میان دو ملت و دولت شکل گرفت. این قلم در پی واگویه آن گفته‌ها و شنیده‌ها بر نیامد چون «مثنوی هفتاد من کاغذ شود» و شرح آن هجران و آن خون جگر/بایدم بگذاشت تا وقتی دگر. اما این مساله را باید به خاطر داشت که بسیاری هرگز نخواسته‌اند که این دعوا سامان بپذیرد چون سفره منافع آنان برچیده می‌شد اگر ماجرا فیصله پیدا می‌کرد. آنچه طی این روزها در حال شکل‌گیری است و شاید شاه بیت آن مثنوی غم‌انگیز باشد. توجه به همین تاخیر ملال‌آور است. آقای احمدی‌نژاد کاری را شروع کرد که باید مدت‌ها قبل آغاز می‌شد. گفت‌وگو با دولت و ملت آمریکا در شرایط فعلی- همانگونه که در نوشتار پیشین در همین روزنامه عرضه کردم- شاید مناسب‌ترین راه برای برون رفت از وضعیت فعلی باشد.
عرضه داشتم که خوبتر می‌بود اگر این روش مثلا در زمانی که آقای خاتمی به نیویورک سفر کرده بود و رئیس جمهور آمریکا تمایل شدیدی را برای مواجهه و احوالپرسی با ایشان نشان می‌داد صورت می‌پذیرفت و در حاشیه همان سفر گفت‌وگو بر سر حل مسائل فی‌مابین آغاز می‌شد. حتما مستحضرید که به برکت دوم خرداد و حرکت عظیم و اصلاح‌طلبانه ملت ایران دولت آمریکا حتی به خاطر رفتارهایی که در گذشته با ایرانیان کرده بود معذرت خواهی کرد و قول‌های مساعدی مبنی بر اقدامات جبرانی از سوی آنان دریافت می‌شد.
با این همه و به هر علتی که ما نمی‌دانیم آن اتفاق نیفتاد و امروز آقای احمدی‌نژاد با نامه به رئیس جمهور آمریکا عملا وارد این میدان شده است. حرکت آقای احمدی‌نژاد فارغ از محتوای نامه و عکس‌العمل‌هایی که در داخل و خارج کشور ایجاد کرده است اگر هیچ فایده‌ای نداشته باشد جز اینکه تابوی 27 ساله عدم گفت‌وگو با آمریکا را شکست، ارزشمند است.
این مقال نیز فرصت نقد و بررسی محتوای نامه ایشان را نمی‌دهد اگر چه خوشبختانه آقای رئیس جمهور در بازدید از نمایشگاه کتاب سخنان امیدوار کننده‌ای را در حوزه نقد دولت توسط مطبوعات بر زبان‌ آوردند. امیدوارم توفیق نقد عالمانه و مشفقانه برنامه‌های ایشان و دولت نهم نصیب شود. اما برای آنکه سخن به درازا نکشد به عنوان یک شهروند ایرانی و یک اهل قلم و نه یک اهل بخیه به آقای رئیس جمهور عرض می‌کنم هر چه در توان دارید را صرف حل مناقشه هسته‌ای ایران کنید تا این فن شریف! نیز همانند بسیاری دیگر از هنرهای ایرانی موجبات حرمان ما را مهیا نسازد. آقای احمدی‌نژاد دستگاه دیپلماسی خارجی آمریکا هر جوابی به نامه شاهد بدهد ولو سکوت، کار شما را بی‌تاثیر نخواهد ساخت؛ همانگونه که اینجا شجاعت به خرج داده و وارد میدان شدید در دیگر عرصه‌ها نیز شجاعانه به برنامه‌هایی که صهیونیست‌ها طراحی کرده و حتی به اولویت برنامه‌های آمریکا نیز تبدیلشان کرده‌اند یورش برید و آنها را خنثی کنید. قبل از این نوشتم باز هم می‌گویم تغییر روش و ملاحظه هیچگاه به معنی شکست و وادادگی نیست.
انقلابی‌گری و اصولگرایی نیز همواره به معنای کژتابی و یک‌دندگی معنا نمی‌شود. درگیری نظامی برای ایران محصول دستگاه تولید برنامه صهیونیست‌ها و تامین کننده منافع آنی و آتی آنان است. اگر فردا ایران اعلام کند که برای اطمینان سازی هر چه بیشتر مثلا به مدت چند ماه غنی‌سازی را متوقف می‌کند تا مسائل به جایگاه خودش بازگردد و بعدا به دور از اتهامات مصنوعی به دفاع از حقوق هسته‌ای خود بپردازد مطمئن باشید که بیشتر از همه فشار خون سران رژیم اسرائیل و لابی صهیونیسم بالا خواهد رفت.
نمی‌گویم از اصول خود عقب نشینی کنیم ولی دور کردن حرارت منازعات سیاسی و هسته‌ای از نقطه جوش هر چند به کاهش تنش‌های جهانی منجر می‌گردد اوج‌گیری فشار درونی نزدیک به ایجاد ایست را برای طراحان اصلی این دعوا یعنی اسرائیل و صهیونیست‌هایی که سیاست خارجی آمریکا و اروپا را متاثر می‌سازند باعث خواهد شد.
آقای رئیس جمهور یادمان نرود که «پهلوان زنده خوش است».
ایران باید بماند و سرپا بایستد تا بتواند به مطالبات خویش نایل آید.