تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۹۵۸۶۵

نیلوفر قدیری
جیمی کارتر رئیس‌جمهور پیشین آمریکا از سال 1981 و بعد از ترک کاخ سفید تاکنون 23 عنوان کتاب نوشته است. اما آخرین کتاب او که ماه گذشته منتشر شد جنجال زیادی به راه انداخته و بازتاب‌های دور از انتظاری داشته است. این کتاب با عنوان «فلسطین، صلح نه آپارتاید» که روز 23 آذر در وین توسط انتشارات معروف سایمون شوستر منتشر شد، مروری بر روند صلح میان اسرائیل و فلسطینی‌ها از زمان دوران ریاست جمهوری کارتر در سالهای 1977 تا 1980 و بعد از آن تا امروز است. در این کتاب اگرچه آمریکا، اسرائیل و فلسطینی‌ها به خاطر به نتیجه نرسیدن این مذاکرات صلح مورد انتقاد قرار گرفته‌اند اما بیشترین انتقاد و سرزنش متوجه سیاستهای اسرائیل است. در این کتاب که بلافاصله بعد از انتشار در فهرست پرفروش‌ترین کتابها در فهرست روزنامه نیویورک تایمز قرار گرفته است، کارتر می‌گوید، ادامه استعمار اسرائیل در فلسطین بزرگترین مانع برای تحقق توافقنامه جامع صلح در سرزمین مقدس است. خود کارتر در مقدمه این کتاب می‌نویسد، هدف نهایی کتاب من ارائه حقایقی درباره خاورمیانه است که اکنون در آمریکا ناشناخته و مغفول مانده است و همچنین کمک به ازسرگیری مذاکراتی است که اکنون شش سال است متوقف شده و در صورت ازسرگیری می‌تواند برای اسرائیل و همسایگانش صلح به دنبال بیاورد.
کارتر در این کتاب دو مانع بزرگ بر سر راه تحقق صلح در خاورمیانه را این‌گونه برمی‌شمارد و می‌نویسد، بعضی اسرائیلی‌ها بر این باور هستند که حق تصرف و استعمار سرزمین فلسطینی‌ها را دارند و تلاش می‌کنند تا این اشغال را به گونه‌های مختلف توجیه کنند. از سوی دیگر بعضی فلسطینی‌ها هم عاملان انفجارهای انتحاری را شهید می‌دانند و کشتن اسرائیلی‌ها را پیروزی می‌شمارند که البته این واکنش به اقدامات اسرائیل است. این دو دلیلی است که کارتر آن‌ها را مانع دستیابی به صلح در خاورمیانه می‌داند.کارتر در ادامه کتابش پایان دادن به این تراژدی را مستلزم تحقق شرایطی می‌داند که آنها را این‌گونه توصیف می‌کند: « امنیت اسرائیل باید تضمین شود. اعراب باید آشکارا و به صراحت اذعان کنند که اسرائیل یک واقعیت است و حق حیات دارد. بحثهای درونی اسرائیل باید حل شود تا محدوده حقوقی اسرائیل تعریف شود.»
کارتر کشتارها از سوی هر دو طرف را در کتابش محکوم کرده و نوشته است، اسرائیل 39 سال است که سرزمین فلسطین را اشغال کرده و صدها مرکز و منطقه را بومی کرده است. فلسطینی‌های معترض به این وضعیت تحت ستم و آزار و اذیت قرار می‌گیرند. از سوی دیگر دیواری همچون مار در حال چنبره زدن اطراف سرزمین‌های فلسطینی و غیرنظامیانی است که در این سرزمین‌ها زندگی می‌کنند.همزمان با احداث این دیوار کنترل اسرائیل بر دره رود اردن به‌طور کامل فلسطینی‌ها را در زندانی محبوس کرده است. غزه هم در حصاری مشابه با تنها دو راه فرار گیر افتاده و همچنان در کنترل اسرائیل است. شهروندان در مکانهای بسیار متراکم هیچ دسترسی به دنیای خارج ندارند و از زمین و هوا و دریا محصور شده‌اند. محدودیتهای اقتصادی که اسرائیل و آمریکا بعد از پیروزی حماس در انتخابات بر مردم فلسطین تحمیل کرده‌اند آنها را در شرایط بسیار ناگواری قرار داده ‌است. معلمان، پرستاران، نیروهای پلیس و آتش‌نشانان مدتهاست که حقوقی دریافت نکرده‌اند. سازمان ملل هم مانند کمکهای مالی و غذایی‌اش به مردم و خانواده‌های فقیر آفریقایی به غزه هم کمک می‌کند. این در حالی است که خانواده‌های فلسطینی با یک وعده غذا در روز زندگی می‌کنند.
کارتر در بخش پایانی کتابش نوشته است قطعنامه‌های سازمان ملل، پیمانهای کمپ دیوید، توافقنامه صلح اسلو در سال 1993، سیاست رسمی آمریکا و نقشه راه همگی بر اساس وعده اسرائیل به عقب‌نشینی از سرزمین‌های اشغالی استوار است. فلسطینی‌ها هم باید همان تعهدی که 23 کشور عرب در سال 2002 سپرده‌اند را بپذیرند و حق حیات اسرائیل در چارچوب مرزهای حقوقی خود را به رسمیت بشناسند. اینها از نظر کارتر دو کلید اصلی صلح در خاورمیانه است.
یکی از روزنامه‌نگاران و صاحب‌نظران حقوق بین‌الملل در آمریکا می‌گوید که مطالب کتاب جیمی کارتر واقعیتی برای مردم فلسطین است و ما اگر می‌خواهیم ثبات را به منطقه خاورمیانه بازگردانیم باید درگیری فلسطین و اسرائیل حل شود.
در فضای رسانه‌ای آمریکا که به‌شدت تحت نفوذ لابی صهیونیستی است، این کتاب حتی پیش از انتشار به خاطر عنوان آن مورد انتقاد شدید قرار گرفت. به همین دلیل بعضی تحلیلگران آمریکایی در وبلاگ‌های خود کارتر را به خاطر شجاعت در نوشتن این کتاب و بعد دفاع از آن ستایش کردند. این تحلیلگران در نوشته‌های خود با تایید سخنان کارتر نوشتند که تداوم بی‌توجهی به تحقیر، بی‌حرمتی و نژادپرستی علیه مردم فلسطین هرگز در جهت منافع ملی ما (آمریکا) و حتی اسرائیل نبوده است.
اما مخالفان کتاب کارتر از جمله بسیاری از نمایندگان کنگره مانند نماینده میشیگان و از دوستان جامعه اعراب آمریکایی استفاده از عنوان آپارتاید را به نفع صلح ندانستند و ادعا می‌کنند که مردم یهودی خود قربانی تبعیض و نژادپرستی هستند. بعضی مانند این نماینده کنگره از کارتر خواسته‌اند تا عنوان کتابش را تغییر دهد.
این در حالی است که نلسون ماندلا رئیس‌جمهور سابق آفریقای جنوبی در سال 1999 به مجلس فلسطین گفت: «تاریخهای مردم هر دو کشور با هم منطبق است و زجر و ناراحتی مردم را نشان می‌دهد و در اینجا نیز خود را همراه با هموطنانم می‌بینم.»
خود کارتر نیز در مراسم رونمایی کتابش در وین گفت، در مناطق فلسطینی‌نشین اشغال‌ شده توسط اسرائیل، نقض حقوق بشر به ‌شکل کاملاً وحشتناکی روی می‌دهد. وی با دفاع از این کتاب و تاکید بر صحت آن گفت: در این کتاب انتقادهای من از سیاست‌های اسرائیل، به شرایط حاکم بر این سرزمین پیش از جنگ 1967 مربوط نیست، بلکه به مناطقی مربوط است که بعد از جنگ اشغال شده‌اند.
پس از انتشار کتاب کارتر، سازمان‌ها و نهادهای حامی رژیم ‌صهیونیستی موج شدیدی از انتقادات را علیه این کتاب به‌راه ‌انداختند و به‌گفته‌ کارتر، لابی‌گرهای حامی اسرائیل جلسات مباحثه‌ آزاد درباره‌ وضعیت اسرائیل و فلسطین برگزار می‌کنند. محافل صهیونیستی این کتاب را بمبی قوی‌تر از بمب اتم علیه اسرائیل قلمداد کردند و کارتر را به جانبداری از فلسطینی‌ها در این کتاب متهم نمودند.
کارتر این حملات را کار کمیته‌ اقدام سیاسی اسرائیلی‌های آمریکا می‌داند و گفته است که هدف این کمیته، ترویج صلح در خاورمیانه نیست، بلکه تشریح سیاست دولت اسرائیل و تلاش برای جلب حمایت از آن در آمریکاست.
کارتر در پاسخ به برخی انتقادات درباره‌ این‌که چرا در عنوان کتاب از واژه‌ «آپارتاید» استفاده کرده است، گفت که این واژه کاملاً با شرایط حاکم بر فلسطین متناسب است و تاکید کرد که منظور او از تبعیض‌نژادی، وضعیت بین یهودیان و مسلمانان در مرزهای پیش از 1967 اسرائیل نیست.
اما دفاع کارتر از شدت موج حملات در آمریکا علیه او کم نکرد. روزنامه نیویورک تایمز در مقاله‌ای به قلم یکی از نویسندگان اصلی این روزنامه، کارتر را سرباز فلسطینی‌ها خواند و نوشت، او برای یهودیان گناه تراشیده است و تنها اسرائیل را مسئول جنگ صد ساله میان اعراب و یهودیان می‌داند.
در مقابل این اعتراضات، برژینسکی مشاور سابق امنیت ملی کارتر که اکنون استاد سیاست خارجی آمریکا در دانشگاه جان هاپکینز است با محکوم کردن موج انتقادات از کارتر و کتابش می‌گوید، به قضاوت من پرزیدنت کارتر در وحشت داشتن از نبود یک راه‌حل قابل قبول در مناقشه فلسطین حق دارد و این بیم بسیار به‌جاست. شرایط کنونی منطقه هم به‌درستی یادآور آپارتاید است، اکنون دو گروه در کنار هم زندگی می‌کنند اما از هم جدا هستند. یکی از این گروهها از سعادت و کامیابی برخوردار است و سرزمین دیگری را اشغال کرده است. گروه دیگر در فقر و نداری به‌سر می‌برد.
اما انتقادات و حملات علیه کارتر به آنجا رسید که او مجبور شد در نامه‌ای از طریق بنیاد خودش یعنی بنیاد کارتر به یهودیان آمریکا درباره عبارت تبعیض‌نژادی و آپارتاید توضیح دهد. اما این کار هم نتیجه نداد. دو هفته پیش چهارده تن از اعضای هیات مشاوران سازمان حقوق بشری کارتر یا همان بنیاد کارتر که نهادی غیردولتی است در اعتراض به این کتاب استعفا دادند. اعضای مستعفی در بیانیه‌ای گفتند که کارتر از جایگاه بی‌طرفی خود خارج شده و با نوشتن این کتاب به یک طرف مناقشه نزدیک شده است. بعضی رهبران قدرتمند جامعه یهودی آتلانتا در میان این اعضای مستعفی هستند.