تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۹۵۹۳۴
سعید ابوطالب، عضو کمیته تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضاییه خطاب به رئیس این قوه:

قبل از پرداختن به اصل موضوع لازم است قدری به گذشته برگردیم و ببینیم اصولاً اصلاحات یعنی چه و از کجا شروع شده است.
اصلاحات یعنی تغییر ساختاری در دستگاههای حکومتی، که هم می‌تواند از طریق رفرم صورت گیرد هم می‌تواند درون ساختاری باشد و هم برون ساختاری، رژیم منحوس پهلوی نیز پیش از انقلاب اسلامی داعیه اصلاحات داشت. پس اصلاحات واژه‌ای جدید و مختص به این هشت سال معروف به اصلاحات نیست.
سعید ابوطالب نماینده مجلس و عضو هیات تحقیق و تفحص از قوه قضاییه با بیان مطلب فوق در جلسه هفتگی انصار حزب الله گفت: چرا رژیم پهلوی موفق به اصلاحات نشد؟ چون اولاً معتقد به اصلاحات نبود، ثانیاً توانایی آن را نداشت یعنی نمی‌خواست اصلاحات واقعی صورت گیرد. اصلاحات واقعی یعنی چه؟ یعنی ببنیم در عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و... مردم چه می‌خواهند. به عبارت ملموس‌تر ببینیم در ایران اسلامی که مردم آن مسلمان هستند، این مردم مسلمان چه می‌خواهند.
چه زمانی انقلاب صورت می‌گیرد؟ زمانی که حکومت از ایجاد اصلاحات ناتوان باشد. بنابراین اصلاحات مختص ذات انقلاب اسلامی است. اصولا ما انقلاب کردیم تا به اصلاحات برسیم. در جامعه ما اولین کسی که داعیه اصلاحات داشت، حضرت امام (ره) بود. در اوایل انقلاب در ایجاد اصلاحات، آن طور که باید موفق نبودیم؛ چرا که جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشتیم. البته فعالیتهایی صورت گرفت- در زمینه‌های فرهنگی، اقتصادی و ...- منتها به خاطر شرایط آن زمان ناموفق بود. دولتهایی هم که بعدتر سر کار آمدند هر کدام داعیه‌هایی داشتند؛ مثل اصلاحات سیاسی یا اقتصادی. یان را باید عرض کنم که اصلاحات در مرحله اول باید فرهنگی باشد، چرا که زمینه اصلاحات دیگر را آن طور که باید فراهم می‌کند، و اگر به این مهم معتقد نباشیم اصل انقلاب اسلامی را زیر سوال برده‌ایم.
در خیلی از زمینه‌ها توانسته‌ایم اصلاحات ایجاد کنیم؛ ضمن اینکه در حال تجربه کردن اصلاحات هستیم. 22 بهمن سال 57 چه فرقی با 23 بهمن 57 دارد؟ جواب این است که رژیم عوض شد. به عبارت روشن‌تر مردم همان مردمند، ولی در راس نظام تغییراتی صورت گرفت. رژیم که عوض شد مدتی لازم بود تا مردم در روند دولت سازی به یک رژیم جدیدی دست یابند.
ولی آیا این حکومت مورد نظر اسلام است؟
نه؛ ولی ما در حال تجربه و ساخت و رفع نقائص آن هستیم.
به تعبیر مقام معظم رهبری ما داریم مردم سالاری دینی را تجربه می‌کنیم. رژیم ما مردم سالاری دینی است. یعنی بر مبنای دین است، منتها با خواست مردم. لازمه رسیدن به این رژیم آگاهی مردم است؛ یعنی حکومت برای حکومت نداریم بلکه حکومت برای اجرای عدالت است. اما باید پذیرفت که جامعه جامعه اسلامی نیست و تا آن مرحله فاصله زیادی داریم.
بنابراین وقتی می‌بینیم رئیس قوه قضائیه زمان تحویل این قوه گفتند ویرانه‌ای را تحویل گرفتم، اکنون نیز اگر کسی بگوید این ویرانه اگر بدتر نشده باشد، بهتر نیز نشده، مخالف انقلاب سخن نگفته است بلکه از جنس انقلاب اسلامی سخن گفته است. انقلاب شد که اصلاحات دینی صورت گیرد، اما نشد و هیچ اتفاقی در این قوه صورت نگرفت. یک سری اتفاقاتی در این قوه صورت می‌گیرد که غیرقابل انکار است. چیزی که عیان است چه حاجت به پژوهش است. حال این موارد چیست؟
1- عدم تکریم ارباب رجوع
این نماینده مجلس شاکی و متشاکی را ناراضی از دستگاه قضایی کشور دانست و افزود: چه کسی را دیده‌اند که به این قوه- به عنوان یک فرد- برود و تکریم شود؟ چه کسی از آنجا راضی بیرون می‌آید؟ هر کسی به این دستگاه رجوع کند- چه شاکی و چه متشاکی- ناراضی بیرون می‌آید. بنابراین شخصی که از این دستگاه ناخرسند باشد به کل نظام بدبین می‌شود. شما از فرد عادی انتظار نداشته باشید مسائل را تفکیک کند و مثلا بگوید کل نظام مشکل ندارد، این بخش است که ایراد دارد.
به قول خود آقایان مسوول قوه قضائیه هر سال چند صد هزار پرونده تشکیل می‌شود. لذا چند میلیون درگیر این موضوع هستند. چرا؟ چون شخصی که متشاکی باشد، همه خانواده او نیز درگیر پرونده هستند. تقریباً می‌توانم بگویم همه این افراد- شاکی و متشاکی از این قوه ناراضی بیرون می‌آیند.
2- اطاله دادرسی
عضو هیأت تحقیق و تفحص از قوه قضائیه اطاله دادرسی را عامل فسادزا دانست و افزود:
اطاله دادرسی به این معنی است که فرضاً شخصی که مورد ضرب و شتم قرار گرفته و شاکی است بعد از تشکیل پرونده، پرونده‌اش شش ماه در نوبت می‌خوابد. بعد از شش ماه که شخص مجدداً رجوع می‌کند، به او می‌گویند الان دارند اتاق قاضی را رنگ می‌زنند، کی بیایم؟ برو خبرت می‌کنیم. بعد می‌بینم شخص را شش ماه دیگر معطل می‌کنند.
این مطالب که عرض می‌کنم عین واقعیت است. البته بدون دقت، آماری می‌گویم، اما واقعیتی است که خیلی‌ها آن را لمس کرده‌اند. نتیجتاً وقتی به فرد می‌گویند برو خبرت می‌کنیم، یا خسته می‌شود یا به دنبال راههای میان بر می‌گردد. پیش خودش می‌گوید من که زندگی‌ام بر باد رفته، صبر کنم تا دو سال دیگر نوبتم فرا برسد؟ بعد به دنبال وکیلی می‌گردد تا کارش سریع پیش برود. وکیل نیز یک هزینه عمده از شخص می‌گیرد (مثلا ده میلیون تومان) تا فقط پرونده‌اش را به جریان بیندازد. پرونده‌ای را می‌شناسم که قبل از انقلاب باز شده، بعد از انقلاب پیگیری شده، اما هنوز هم به مرحله صدور حکم منجر نشده است. پدر آن خانواده هم که یک طرف شکایت بود در این جریان فوت کرد.
این طور نیست که نشود این قوه را اصلاح کرد. حتماً می‌شود، منتها حرفهای آسمانی و تئوریک و... به درد مردم نمی‌خورد. در جریان تحقیق و تفحص از طرف می‌پرسیم آقا این چه وضعی است که در زندان حاکم است؟ کثیف است، کوچک است، تاریک است و... در جواب می‌گوید شما درست می‌گویید؛ اما ما قرار نیست در جمهوری اسلامی زندان بسازیم.
راست می‌گوید، ما در اوایل انقلاب گفتیم که نباید زندان داشته باشیم. در صورتی که خود آقایان سخنرانی می‌کنند و جزوه و کتاب چاپ می‌کنند و می‌گویند ما در اسلام زندان نداریم. اما می‌بینیم در مقایسه دوره قبل با دوره بعد این آقایان، چند صد هزار زندانی اضافه شده است.
خدا نکند شخصی را یک شب در بازداشتگاه نگه دارند. حاضر است از حق خود بگذرد، بحق و ناحق رشوه بدهد، به آن سرباز رشوه بدهد، به آن قاضی رشوه بدهد، اما یک شب درآنجا نماند.
مثلا یک شب که فردای آن شب عید است شخص را می‌گیرند- به خاطر اینکه یک شخص دیگر کاملا بی‌ربط علیه او اقامه دعوا کرده است- بعد یک پرونده علیه او می‌سازند و باقی قضایا. همه این موارد در بولتن‌ها موجود است و قابل اثبات.
مثلا امسال یک شب جمعه فردی به من زنگ زد و گفت دستم به دامانت، کمکم کن. بعد من رفتم پیش قاضی و گفتم این فرد را آزاد کنید، می‌رود بعد از سیزده به در می‌آید. گفت شما ضمانت می‌کنید؟ گفتم بله.
ساختار که غلط باشد این موارد را نیز به دنبال خود دارد. یعنی سیستمی درست کرده‌ایم که آن شخص که می‌تواند قانون را دور بزند، یا می‌تواند قانونگذار و مجری را بخرد، کارش نیز پیش می‌رود. بیشتر از همه هم خرده ریزه‌ها را می‌گیرند.
اوایل نمایندگی مجلس رفتم زندان اوین، دیدم که یک جوانی در حال هم زدن آش است. خیلی هم تر و تمیز و منظم بود و اصلا به تبهکاران شباهتی نداشت. گفتم چرا اینجایی؟ گفت زنم مهرم را به اجرا گذاشته است. گفتم قسط‌بندی کن. گفت قبول نکردند. یعنی یک جوان دانشجو را به خاطر این موضوع زندانی می‌کنند.
اصلا این کار منطقی نیست. این دسته از افراد را پیش کسانی می‌اندازند که اصلا شباهتی با هم ندارند، دانشجو، قاتل جانی، قاچاقچی و... البته دایماً پیش هم نیستند ولی خب در آشپزخانه یا جاهای دیگر پیش همند.
همین آقایان می‌گویند بله، قوانین ما ایراد دارد، ما نباید زندان بسازیم و... در حالی که خود این آقایان رئیس این تشکیلات هستند؛ یعنی خود رئیس قوه. خب اگر نباید زندان داشته باشیم، من باید درست کنم؟ ایرادی ندارد، شما لایحه بیاور، ما تصویب می‌کنم.
3- فساد بدنه
این نماینده مجلس در ادامه سخنان خود ملاقات هفتگی رییس قوه قضائیه را نیز صوری دانست و تصریح کرد: بدنه بوروکراسی را از کارمند گرفته تا قوانین و الی آخر، شامل می‌شود. آقایان گفته‌اند ما ملاقات هفتگی می‌گذاریم. همان وقت که رئیس قوه این مطلب را بیان کرد، من یک حساب سرانگشتی کردم تا ببینم چقدر با واقعیت جور در می‌آید! رئیس قوه هفته‌ای یک روز ملاقات عمومی دارد؛ اما ملاقات عمومی‌ای که فقط ظاهری است. شخصی به من مراجعه کرد و گفت بچه‌ام را می‌خواهند اعدام کنند نامه‌ای بنویس تا به من وقت ملاقات بدهند.
یک وقت می‌بینیم که مشکل طرف غیر از اینهاست، اما این فرد جان پسرش در خطر بود. گفتم حتماً اجازه می‌دهند نامه نوشتم، ولی ماه بعد جواب نامه آمد. اگر داد شما به جایی رسید، داد من هم رسید، نمی‌دانم شاید در این مدت اعدام شده باشد.
گفتند باید برود هفت سال بعد بیاید، گفتم راه چاره‌ای، چیزی؟ گفت هفت میلیون بده تا کارت را درست کنم. البته آن پدر قبول می‌کند، چون می‌خواهند بچه‌اش را اعدام کنند.
گفتید ملاقات هفتگی دارم و هر هفته عده‌ای را خودم می‌بینم. هر سال پنجاه و دو هفته دارد، دو، سه هفته که به تاسوعا و عاشورا و عید می‌خورد و همه تعطیلند، لذا پنجاه روز در سال ملاقات دارید و هر روز تقریباً چهل نفر را می‌بینید که در سال می‌شود دو هزار نفر. فرض کنیم برای هر دو هزار نفر حکم صادر شود که ایشان کار را نمی‌کنند؛ بعضی‌ها را می‌گویند بررسی شود و بعضی‌ها را می‌‌گویند بررسی نشود، همین است که هست. بالاخره در این چهار، پنج دقیقه نمی‌توانند وارد محتوا شوند حال اگر دست بالا بگیریم می‌گوییم به پرونده دو هزار نفر در سال رسیدگی می‌شود. اما چند پرونده هر سال باید بررسی شود؟ هفتصد هزار تا. از این تعداد چند تا بیرون می‌آید معلوم نیست.
البته استدلال می‌کنند که با کمبود قاضی مواجهیم. خب دانشگاه که هست، تربیت می‌کردید.
مشکل این است که اراده‌ای وجود ندارد. مشکل این است که حواس جایی دیگر پرت است، یعنی یک سری آدم اطراف من هستند که به من دروغ می‌گویند.
لذا حرف من این است که صورت مساله را پاک نکنیم. ما در بعضی موارد نه تنها اصلاحات نداشته‌ایم، بلکه عقبگرد هم داشته‌ایم. به جای پاک کردن صورت مساله مشکلات را ببینیم و انتقاد کنیم.
در زمان جنگ با اینکه چیزی نداشتیم، اما هر چه داشتیم را با هم می‌خوردیم، رئیس و مرئوسی وجود نداشت و فلان مسوول نمی‌گفت گرانی وجود ندارد. اگر عدالت وجود داشته باشد با همین که داریم می‌سازیم، اما وقتی بی‌عدالتی ببینیم به همه چیز شک می‌کنیم. از آن رعیت هم انتظار نداشته باشید که مسائل را تفکیک کند.
میهمان این هفته جلسه هفتگی انصار حزب الله در پایان به مواردی از صدها مورد فساد کلان اشاره کرد و گفت: همه ما می‌دانیم که فلانی در فلان بانک میلیاردها تومان اختلاس کرده است، ولی آزادانه در خیابان می‌چرخد. آقای فلانی که رئیس یک کارخانه بزرگ است، در ایتالیا و اسپانیا ویلا دارد، خودش هم نمی‌داند که چقدر پول دارد. اگر تمام حقوقش را نخورده و جمع کرده باشد، تقریباً می‌شود؛ سیصد میلیون تومان. اما همین آدم دخترش را به کانادا فرستاده که با صرف یک میلیارد تومان دوره ببیند. البته برای یک وزارتی کاندیدا هم شد، منتها مطرح نشد. در ابتدا یک کارمند ساده هستند، بعد در شمال شهر آپارتمان می‌خرند متری یک میلیارد و دویست میلیون تومان.
زمانی که آقای احمدی‌نژاد می‌خواهد به جوانان وام بدهد، بانکها دست به دست هم می‌دهند، می‌گویند نداریم. او هم می‌گوید من می‌دانم که شما دارید، اگر نداشتید به فلانی سیصد میلیارد تومان نمی‌دادید که هنوز هم باز نگردانده است.
لذا می‌بینید رانت خواران بزرگ همه آزادند. زور احمدی‌نژاد و من و تو نیز به این دزدان بزرگ نمی‌رسد.
در مجلس کمیسیونی به نام کمیسیون قوه قضائیه داریم. نمایندگان تحقیق و تفحص درخواست تحقیق می‌کنند ولی این کمیسیون که باید این درخواست را تایید کند، آن را رد می‌کند. چرا؟ چون همگی کارمندان قوه قضائیه هستند؛ یا قاضی هستند یا به شکلی با قوه قضائیه نسبت دارند. فردا که دوره مجلسش تمام می‌شود، دوباره باید به همانجا باز گردد، لذا به فکر آینده‌اش است. درباره تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد هم همین طور است چرا؟ چون رئیس کمیسیون، معاون دانشگاه آزاد است، یا هفت، هشت نفر از اعضای کمیسیون از کارمندان دانشگاه هستند که بعد از دوره مجلس به کار قبلی باز می‌گردند.
بنابراین این می‌بینیم که در مقابل اصلاحات ایستادگی می‌کنند و چه بسا برای نماینده مجلس که نسبت به تحقیق و تفحص مصر است، پروند سازی می‌کنند؛ به همین سادگی.