پرونده هستهای ایران از جهات مختلف واجد اهمیت و قابل توجه است. از یک سو این پرونده مرتبط با تلاشهای علمی جوانان مستعد ایرانی است و از سوی دیگر، دستاورد این تلاشها میتواند ـ و باید ـ در خدمت توسعه همه جانبه کشور قرار گیرد، همچنین هرگونه بیدقتی در روند پیگیری هستهای، پیامدهای ناگوار و جبرانناپذیر برای کشور به دنبال خواهد داشت.
بر همین اساس، کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران تلاش وافری صورت دادهاند تا اجماعی قابل قبول نسبت به اصل موضوع ایجاد شود؛ اگرچه روشهای مورد عمل، انتقادات و اعتراضاتی را به دنبال داشته است.
همچنین در سه سال گذشته تمرکز مسئولان بر این پرونده و تبلیغات رسانهای پیرامون آن به صورتی بوده است که بسیاری از مردم گمان کردهاند سایر شئون اداره کشور مورد غفلت واقع شده است. برخی از دولتمردان نیز با نوعی فرصتیابی ـ و یا فرصتطلبی ـ سعی کردهاند به همین بهانه، اذهان مردم را از حوزههای دیگر مسئولیت خویش منحرف نمایند. گروه دیگری از سیاستمداران ایرانی نیز با اشاره گاه و بیگاه به موضوع هستهای، پرداختن رسانهها به سایر مشکلات و ضعفهای موجود در ارکان حکومت را مخل منافع ملی دانستهاند.
در همین شرایط، دولت تصمیمات بزرگ اقتصادی گرفته است که در خصوص زیانبار بودن آنها میان بسیاری از صاحب نظران وابسته به گرایشهای گوناگون سیاسی، توافق وجود دارد. اما «حساسیت شرایط» در این مورد نیز به مدد این دولتمردان آمده است تا از پیگیریهای گسترده و انتقادات گزنده و مستمر معاف باشند. به عبارت دیگر، پیگیری پرونده هستهای و پافشاری بر حق مسلم ایران در دستیابی به فنآوری هستهای، علاوه بر هزینههای ناشی از دشمنیهای خارجی، پیامدهایی دیگری نیز در کشور به دنبال داشت9 است که میتوان آن را ناشی از اراده گروهی از سیاستمداران، مطبوعات و کارشناسان مبنی بر عدم تضعیف و تخریب وجهه دولتمردان دانست، چرا که به ادعای این گروه، ممکن است در میدان مذاکره، موضع مذاکره کنندگان ایرانی را در برابر رقبا، مخالفان و دشمنان تضعیف نماید.
البته نگارنده در مورد این سکوت حمایتآمیز ـ که شاید ناشی از نیت خیرخواهانه باشد ـ با سکوت کنندگان اختلاف نظر دارد و معتقد است که آنچه دولت را بر معنای واقعی تضعیف میکند سکوت در برابر تصمیمات غلط و یا بیاعتنایی دولت به انتقادات است. اما گر با سکوتکنندگان همراه شویم و منطق آنان را بپذیریم، در واقع پذیرفتهایم که اهمیت پرونده هستهای در حدی است که باید به خاطر آن، به برخی هزینههای داخلی ناشی از تصمیمات غیربهینه ـ و یا غلط ـ سیاسی و اقتصادی در سایر عرصههای مدیریتی کشور تن داد. با پذیرش این نکته، اهمیت و حساسیت گامهای مختلف در پیگیری پرونده هستهای، بیش از پیش نمایان میشود و ثابت میگردد که هر نوع خطای احتمالی در این روند، هزینههای سنگینی بر کشور و ملت تحمیل خواهد کرد. آنچه به این نگرانی دامن میزند برخی اظهاراتی است که توسط عدهای نمایندگان مجلس به ویژه اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس به عنوان نزدیکترین کمیسیون به موضوع، مطرح میشود. از جمله مخبر این کمیسیون روز گذشته، انتقاد خود از این روند را با استخدام عباراتی دیپلماتیک و ظریف بیان داشته است که «دولت در امور هستهای، فقط زمانی مجلس را دخیل میداند که مصوبهای بخواهد».
البته سخن وزیر امور خارجه ایران مبنی بر این که «براساس توافق با دوستان اروپایی به محرمانه بودن بسته 1+5 پایبند هستیم» نشان میدهد عدم اطلاع نمایندگان ـ و به طریق اولی کارشناسان مستقل و فعالان سیاسی غیرحکومتی ـ ناشی از یک برنامه مدون بوده و اصولاً قرار نیست در مقطع فعلی، کسانی جز دست اندر کاران مستقیم پرونده، در جریان آخرین و شاید مهمترین مرحله از مذاکرات قرارگیرند. هیچکس توقع ندارد که اجزاء «بسته 1+5» به صورت دقیق و کامل به اطلاع عموم برسد، اما رفع نگرانی عموم نیز جز از طریق اشراف منتخبان ملت و نیز ایجاد امکان نقادی خبرگان و نخبگان به روند کلی مذاکرات امکانپذیر نخواهد بود.
جوانان ایرانی برای رسیدن به فنآوری هستهای، تلاش تحسین برانگیزی داشتهاند، قاطبه ملت نیز پذیرای برخی فشارها شدهاند تا در نهایت از دستاوردهای مثبت یک پیشرفت علمی بهرهمند شوند، مبادا احساس استغنای عدهای از مسئولان و بیخبر گذاشتن نخبگان مورد تایید ملت از روند مذاکرات به بهانه «توافق با دوستان اروپایی برای محرمانه ماندن بسته 1+5» ما را از رسیدن به شراط بهینه محروم کند. راستی آیا وزیر امور خارجه ایران مطمئن است که «دوستان اروپایی» هم این بسته را مخفی نگه خواهند داشت و برای تعقیب این پرونده، تنها چند نفر مذاکره کننده اصلی خود را در جریان میگذارند؟