* آقای فلاحتپیشه؛ مدت زیادی از جنگ ایران و عراق گذشته و ایران طعم روزهای صلح و ثبات را در کنار استقلال به خوبی چشیده. اما در این هفده، هجده سالی که از جنگ گذشته، ایران هنوز نتوانسته حقوقی را که در جنگ از او پایمال شده، پیگیری کند و به نتیجه برساند. نمونه روشن و واضح آن هم پیگیری حقوقی پرونده جانبازان شیمیایی است که به هیچ نتیجهای نرسیده شما فکر میکنید ایراد کار کجاست؟
**- مستندات ما محکم و قانونی است؛ یعنی از این لحاظ مشکلی نداریم. ما اسناد زیادی از جنگ داریم که همه آنها معتبر است؛ هیچ کدام از کشورهای اروپایی هم آنها را رد نکردهاند؛ همه با شرمندگی پذیرفتهاند؛ منتها حاضر نیستند آنها را تایید کنند. در اسنادی که داخل آمریکا منتشر شده حضور 12 شرکت آمریکایی به همراه بسیاری از کشورهای اروپایی در تجهیز عراق، مسجل است. ما هیچ گونه محدودیت و مشکلی برای ارایه اسناد نداریم. سندهای متعددی داریم که ثبت جهانی شده است. دو مشکل دیگر مانع نتیجهگیری شده است؛ یکی این که در داخل کشور، فقط به دادن شعارهای کلی بسنده کردهایم. نرفتهایم «کار گروه» تشکیل بدهیم که این تیم کار را به صورت جدی دنبال کند. دوم این که فضای بینالمللی در جهان، فضای ناعادلانهای است. یعنی در محاکم بینالمللی امروز ادله حقوقی ما مغفول واقع شده است، چون این محاکم بیشتر سیاسی عمل میکنند تا حقوقی، اما این که فضا بینالمللی فضای ناعادلی است، نباید مانع پیگیریهای حقوقی ما در عرصه جهانی هنوز که هنوز است، 60 سال پس از پایان جنگ جهانی دوم، غرامتهای این جنگ را با هم تسویه میکنند. حقوق بینالمللی، حقوقی است که شاید به تاخیر بیفتد، اما هیچ وقت از بین نمیرود. نمونه چنین حقی که تاکنون پایمال شده و سندهای معتبر و کافی هم در مورد آن وجود دارد، بحث جانبازان شیمیایی ماست. ما چیزی در حدود 38 هزار جانباز شیمیایی در ایران داریم که هر هفته، شاهد شهادت یکی از آنها هستیم. هیچ جای دنیا تا این حد سند زنده در جنایت علیه یک کشور وجود ندارد. ولی ما در مورد این اسناد زنده هیچ کاری انجام ندادهایم.
بنده مثالی میزنم از حوزه انتخابیه خودم. روستای زرده، روستایی است در منطقه غرب کشور که به بهشت گمشده مشهور است؛ اسنادش هم در سازمان ملل ثبت است. این روستا به عنوان یک بخش جدا شده و سرطانی معرفی میشود؛ روستایی که انگار خاک مرگ روی آن پاشیده باشند. به خاطر بمباران شیمیایی هم طبیعت آن جا از بین رفته و هم مردمش مردم خمیده و بیماری هستند. در حملات شیمیایی چیزی حدود 200-300 نفر از اهالی این روستا کشته شدند و هر کدام که زنده ماندند یک تا نه نفر از اعضای خانوادهشان را با دست خودشان به خاک سپردند. اما ظلم به حدی در حق آنها مضاعف شد که به 750 نفر از این افراد درصد جانبازی شیمیایی تعلق نگرفت. یعنی آنچه علم به صراحت اعلام میکند که تا شعاع سه کیلومتری حملات شیمیایی، حتما تحت تاثیر قرار میگیرد، زیر پا گذاشته شده است. بسیاری از این افراد برای آزمایش تعیین درصد جانبازی، مدتها رفت و آمد کردهاند. دست آخر هم 40 هزار تومان پرداخت کردند تا این آزمایش انجام شود. در صورتی که هنوز قطعاتی از این بمبها در آنجا وجود دارد. در محاکم بینالمللی هر کس از اسناد خود به بهترین شکل محافظت میکند. اما ما هیچ کاری در این زمینه نکردهایم. جانبازان ما هنوز مشکل تهیه دارو دارند.
* حال با وجود تمام اسنادی که شما در پرونده جانبازی شیمیایی از آن یاد کردید، پیروزی در این دادگاه چه اهمیتی میتواند برای جمهوری اسلامی و جانبازان داشته باشد؟
* *- مهمترین آن، اثبات سند مظلومیت ما در این جنگ است. هر چه این سند بیشتر نمایان شود، هم قدرت ما به رخ آنها کشیده میشود و هم ناعادلانه و نامشروع بودن فشارهای کنونی نشان داده میشود. چون میدانید، کشورهایی که بانیان فشار و هجمه علیه ایران بودند، هنوز هم فشار وارد میکنند. آمریکایی که نقشش در جنایات شیمیایی علیه ایران اثبات شده است، هنوز هم با ادعای صلح سازی و دموکراسی به ایران فشار وارد میکند. من معتقدم اگر مجالی پیدا شود تا مظلومیت ایران به اثبات برسد و این سند در محافل بینالمللی مطرح شود، در درجه اول برای جمهوری اسلامی تبلیغ مثبتی صورت خواهد گرفت و در درجه دوم باعث مجازات عوامل این جنایت میشود. متاسفانه عدم مجازات عوامل جنگهای کثیف در دنیا، همواره تداوم این اعمال را به همراه داشته است.
* آیا جانبازان شیمیایی در این اولویت قرار نمیگیرند؟
* *- سرنوشت جانبازان و مناطق شیمیایی برای ما خیلی مهم است. میدانید اثرات ویرانگر جنگهای شیمیایی شاید تا صدها سال در این مناطق باقی بماند؛ به عنوان مثال آمار بیماریهای ناشناخته یا صعبالعلاج در این مناطق تا پنج برابر افزایش پیدا کرده است. آثاری که بر روی نسلها باقی خواهد گذاشت و هزینه سنگینی و گزافی که طول درمان و پرستاری از این افراد به کشور ما تحمیل کرده، جبران ناپذیر است. علاوه بر حقوق و مزایایی که خود جانباز شیمیایی میگیرد، ماهیانه چیزی در حدود 300 هزار تومان حق پرستاری به همراه او میدهند. همه این هزینهها را دولت متقبل میشود، در صورتی که جنایت را کس دیگری انجام داده است.
* ایران تنها کشوری نبوده که این گونه مورد حمله واقع شده است؛ سایر کشورها چه راهی را برای گرفتن حق خود میپیمایند؟
**- اولا تسلیحاتی که در کشورهای غربی به کار رفت به هیچ عنوان به پیشرفتگی تسلیحاتی نبود که در ایران به کار رفت. دوم هم این که امکاناتی که این کشورها برای جلوگیری از آثار منفی و یا حتی درمان و نجات هموطنان خود داشتند، بسیار بیشتر از امکانات وقت ایران بود. ما اصلا با بمبهای شیمیایی و میکروبی در جنگ آشنا شدیم؛ یعنی بعد از آن که تلفات دادیم، فهمیدیم چه کارهایی را باید از نظر پزشکی و آزمایشگاهی انجام دهیم. مورد سوم این که این بمبها علیه مناطق غیرنظامی ما هم به کار برده شد. این شرایط برای ما از بسیاری از دیگر کشورهای جهان وخیمتر بود. در آن کشورها یا این خسارتها پرداخت شده است یا در حال پرداخت آن هستند. آنها این مشکلات را بین خودشان حل کردهاند. ولی بحث ما این است که بالاخره یک کسی باید مسوولیت این کار را بپذیرد؛ دست غیبی که علیه ما بمب شیمیایی استفاده نکرده؛ همه چیز مشخص است. دشمن و شرکتهایی که این کمک را به او کردهاند معلوم هستند.
* مشکل ما این است که این پیگیریها متولی ندارد. شما فکر میکنید مجلس در این زمینه کوتاهی نکرده است؟
**- ببینید مجلس یک وظیفه قانونگذاری دارد، یک وظیفه نظارت. مجلس در قانونگذاری کوتاهی نکرده، اما در نظارت چرا. ما قانون را تصویب میکنیم، اما بخشنامه اجرایی آن را دولت باید بدهد. بودجه هم یک قانون است. به خصوص آن بند از بودجه مقابله با توطئهها که بخشنامه اجرایی آن را دولت باید بدهد. دولت یا این بخشنامه را نداده یا بد عمل شده است. در بودجه 85 من مخالف این بند صحبت کردم و معتقدم دولت باید بگوید این بودجه مقابله با توطئهها چه گونه هزینه میشود و چه کار کرده است. متاسفانه این بند رای آورد، بدون آن که کسی نظر دولت را بخواهد. الان هم به شما حق میدهم. مجلس در بخش نظارتی ضعیف عمل کرده است.
* دولت چه طور؟ آیا دولت هم در زمینه کوتاهی کرده است؟
**- کاستی دولت مشهود است؛ یعنی اگر مجلس در یک بخش، آن هم در بخش نظارتی کوتاهی کرده، کاستی دولت واضح است. دولت در حدود یک دهه است این پول را میگیرد، اما تا به حال هیچ گزارشی عملکردی ارایه نکرده است. به رغم این که چند بار هم کمیسیون امنیتی ملی از آنها خواسته ولی باز هم گزارش نشده است. مهمترین ضعف هم این است که به رغم آن که ما چندین بار اعلام کردیم جانبازان شیمیایی میتوانند در محافل قضایی پرونده تشکیل دهند، هیچ جانبازی نتوانسته حق خودش را اثبات کند.
به عنوان مثال انتقادی که وجود دارد به تیم حقوقی ریاست جمهوری است؛ این تیم بیست و چند سال است در لاهه مستقر شده ولی واقعا دستاورد لازم را نداشته است. به رغم این که حقوق پایمال شده ایران ثبات شده است، اینها هنوز نتوانستهاند بخش کوچکی از این حقوق را به خزانه ایران برگردانند. لذا این بحث به طور جدی مطرح شد که ایران باید این حقوقیاش را در دیوان لاهه ببندد. چون به جایی برای امتیازگیری یک عده تبدیل شده است. مقایسه حقوق و مزایای این افراد با آن چه ایران میخواهد به آن برسد، به هیچ وجه صرفه اقتصادی لازم را ندارد.
* فکر نمیکنید NGOها بتوانند در این گیرودار، یک نفش راهبردی داشته باشند؟
**- NGOای که در این زمینه فعال هستند، توانستهاند جانبازان شیمیایی ایران را چه مجامع بینالمللی معرفی کنند. ضمن این که ارتباطات خوبی هم با دیگر مجروحان شیمیایی در سراسر جهان برقرار کردهاند.
اتفاقا موضوع جانبازان شیمیایی مورد سوء استفاده خیلیها قرار گرفته؛ به عنوان مثال درباره همین دادگاه اخیر هلند اطلاعیهای به دست ما رسید مبنی بر این که افرادی که در این سفر همراه جانبازان رفتهاند، کارشان سوء استفاده از این وضعیت است. آنها مدام در سفرهای خارجی هستند. این جا هم ارتباطی با مسوولان میگیرند تا تحت پوشش اعطای درصد جانبازی اخاذی کنند. من معتقدم بیسامانی کار باعث شد نه تنها جانبازان ما به دنیا معرفی نشوند، بلکه عدهای از افراد سوء استفادهگر از این فرصت به عنوان NGO استفاده کنند. این انتقاد را هم ما بارها شنیدهایم؛ من عرض کردم اگر کارها به صورت سامانمند انجام شود، یعنی یکی «کار گروه» مشخص شود و نتیجه عملیاتی کار را بدهد، همه این مشکلات حل خواهد شد. برای حضور و معرفی جانبازان شیمیایی در محافل بینالمللی هیچ وقت، هیچ کس سراغ جانبازانی که باید در آن محافل شرکت کنند نرفته است. من افرادی را میبینیم که در چنین محافلی شرکت میکنند اما نه جانباز بودهاند و نه سنشان اقتضای درک شرایط و حوادث آن زمان را دارد. مسوولیتی هم که نداشتهاند، فقط کسانی هستند که از این وضعیت سوء استفاده میکنند. همین موضوع باعث نارضایتی جانبازان شده است.
*آقای فلاحتپیشه، در هر دوره و شرایط زمانی از یک عمل برداشتهای مختلفی میشود. آیا شما هراس این را ندارید که در بحبوحه پرونده اتمی ایران، پیگیری پرونده جانبازان شیمیایی، که سالها راکد بوده است، خود حرکتی سیاسی تلقی شود؟
**- در داخل کشور که چنین برداشتی وجود نخواهد داشت، چون طرح این موضوع مسبوق به سابقه است. از دولت هاشمی تا احمدینژاد این پرونده جریان داشته است. اما خارجیها همیشه از موضوع جانبازان شیمیایی ما برداشت سیاسی کردهاند. چون این تنها محیطی است که آنها میتوانند فرار کنند و از پاسخگویی طفره بروند. آنها با این برداشتها سعی میکنند مانع کار دستگاههای حقوقی شوند. این کارها قابل پیش بینی است؛ اما نباید این باعث شود ما از طرح دعاویمان کوتاهی و غفلت کنیم.