* با توجه به این که شما هشت سال در دولت آقای خاتمی، مسوولیت کلی زنان را بر عهده داشتید و میتوان گفت که ستاد فرماندهی و برنامهریزی برای نیمی از جمعیت کشور در مرکز مشارکت زنان که شما ریاست آن را بر عهده داشتید، انجام میشد، از این جا شروع میکنیم که چه اتفاقی افتاد که شما وارد دولت و عهدهدار صدارت امور زنان شدید؟
* * - اول از شما تشکر میکنم. ... چون آن قدر موضوع زنان برایتان اهمیت پیدا کرد که بخواهید یک شماره از این ماهنامه را به موضوع اختصاص دهید. من در واقع از بیست سال قبل در دولت بودم.
* یعنی شما 20 سال است که در دولت حضور دارید؟
* * - بله.
* از اول که وارد دولت شدید چه کاره بودید؟
* * - در ابتدا مشاور وزیر آموزش و پرورش در امور زنان بودم.
* چه سالی؟
* * - سال 1367.
* مشاور آقای ؟
* * - آقای اکرمی و بعد هم مشاور آقای نجفی شدم. بعد از آن هم مشاور وزیر کشور در امور بانوان بودم. در زمانی که آقای نوری در دولت اول آقای هاشمی وزیر کشور بودند. در سال 1370 به مدت دو سال، رییس شورای فرهنگی- اجتماعی زنان بودم. بعد از آن هم در دولت آقای خاتمی مشاور رییس جمهور در امور زنان شدم.
* پس عملا بیست سال است که برای خانمها در حوزههای مختلف برنامهریزی میکنید!
* * - همین طور است و فکر میکنم که یکی از موضوعاتی که در کشور ما به لحاظ آکادمیک و علمی پیشینه و سابقه زیادی ندارد، بحث مطالعات زنان است و این فرصتی برای من فراهم تا به لحاظ عملی و تجربی در حوزه زنان کار بکنم. حتما میدانید که در دنیا رشته مطالعات زنان با گرایشهای مختلف و البته با حاکمیت فرهنگهایی که کشورها دارند، وجود دارد. ولی متاسفانه در کشور ما، چنین چیزی وجود نداشته و یکی از مهمترین انگیزههای من برای ایجاد رشته مطالعات زنان که با همکاری جمعی از خانمهای دانشگاهی و پیگیریهای مداوم مرکز موفق شد این بود که من احساس کردم که موضوع زنان یک بحث میان رشتهای علمی است؛ در حال حاضر هم این رشته در پنج دانشگاه کشور در مقطع کارشناسی ارشد وجود دارد.
* چند ساله بودید که مشاور وزیر آموزش و پرورش شدید؟
* * - سوالهای اسرارآمیز نپرسید! سال 1367 بود. همین قدر بس است [میخندد.]
* بر اساس چه شناختی، شما مشاور ایشان شدید؟
* * - در سال 1367 اولین تشکیلات امور زنان در جمهوری اسلامی ایران ایجاد شد و آن شورای فرهنگی- اجتماعی زنان بود. به عبارت دیگر حدود 10 سال از پیروزی انقلاب گذشته بود، اما هیچ نهاد و سازمان و تشکیلاتی در مجموعه حاکمیت وجود نداشت که به امور زنان بپردازد. در واقع نگاه مردانه و مردسالارانه بر ساختار حکومتی کشور حاکم بود و جز مقدمه قانون اساسی و حضور یک زن در مجلس خبرگان قانون اساسی و بعد از آن وجود چند بند از اصول قانون اساسی که به موضوع زنان و خانواده پرداخته بود، در ساختار حکومتی هیچ نهاد و جایگاهی تعریف نشده بود که به امور زنان بپردازد؛ یعنی برای تحقق بخشیدن به اصول قانون اساسی در بحث خانواده و در بحث مشارکت زنان، برای هیچ کس تکلیفی تعیین نشده بود و هیچ وظیفهای برای هیچ دستگاهی معین نشده بود. لذا در سال 1367 در شورای عالی انقلاب فرهنگی، پیشنهادی مطرح شد. ...
* چه کسی این پیشنهاد را داد؟
* * - مردان این پیشنهاد را دادند چون قاعدتا زنی در شورا وجود نداشت که این پیشنهاد را مطرح کند.
* چطور 10 سال چنین موضوعی به فکر هیچ کس نرسید؟
* * - تا 10 سال هیچ کس، سخنی درباره زنان نگفت و آن طور که خاطرم هست، یکی از این پیشنهاددهندگان جناب آقای دکتر معین بود. زمانی که ایشان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بودند. در این پیشنهاد این گونه تعریف شده بود که یک شورا به عنوان شورای اقماری شورای عالی انقلاب فرهنگی به نام شورای فرهنگی- اجتماعی زنان به وجود آید و اعضای این شورا باید ترکیبی باشد از نمایندگان دستگاهها و سازمانهای مختلف، مجلس، قوه قضاییه و وزارتخانههایی که کارشان بیشترین ارتباط را با موضوع زنان دارد. (مثل آموزش و پرورش- ارشاد) در نهایت هم این پیشنهاد تصویب شد.
* و علت انتخاب شما؟
* * - و اما علت انتخاب من این بود که قبل از این جریان من در یک NGO (نهاد غیردولتی) که در سال 1364 تحت عنوان «سازمان اسلامی زنان متعهد ایران» که به ریاست آیت الله امامی کاشانی ایجاد شده بود، عضو بودم. در آن سازمان، اکثر خانمهای فعال در حوزه زنان مثل خانم رجایی، خانم دستغیب، خانم گرجی که در واقع پیشکسوتان این عرصهاند و همچنین جوانانی چون خانمها، اشرف بروجردی، سیمین احمدی و ... حضور داشتند. ظاهرا بعد از انتخاب شورای عالی انقلاب فرهنگی، من به آقای اکرمی معرفی شده بودم و ایشان جلسهای با من گذاشتند و به عنوان مشاور ایشان انتخاب شدم.
* در آن زمان به عنوان مشاور وزیر آموزش و پرورش چه کارهایی کردید؟
* * - آن زمان در خود وزارت خانه ساختار و تشکیلاتی برای کار کردن در این عرصه به آن شکل وجود نداشت. لذا من بیشتر وقتم را در شورای فرهنگی- اجتماعی زنان صرف میکردم که البته آنجا هم فقط یک آیین نامه داشتیم. همان جا در اولین جلسه من به عنوان نایب رییس شورا انتخاب شدم. در این شورا من و خانم خواجه نوری که دبیر شورا بودند، به همراه خانمهای دیگر در واقع برای ایجاد زیر ساختهای لازم برای شورا، شروع به کار کردیم و سعی داشتیم که شورای فرهنگی- اجتماعی زنان را هر چه بیشتر تقویت کنیم.
* یعنی در دوران حضور شما در وزارت آموزش و پرورش، هیچ اتفاقی برای زنان آموزش و پروش نیفتاد؟
* * - خیر. هیچ اتفاق خاص قابل اعتنایی نیفتاد.
* چرا؟ یعنی این مشاور بیشتر یک نماد بود تا یک عامل تاثیرگذار؟
* * - چون آن زمان مشاور تنها نقش یک مشورت دهنده داشت. گاهی مشاور یک جایگاه اجرایی هم دارد؛ مثل دوره آقای خاتمی که من علاوه بر این که مشاور بودم، رییس مرکز امور مشارکت زنان هم بودم. در آن دوره، صرفا نظر مشورتی میدادم.
* و شما اصلا فعالیتی داشتید؟
* * - آن زمان، دورهای بود که بحث تغییر نظام آموزشی مطرح بود و میتوان گفت در این زمان تا حدودی فعال شدم و در جلساتی که به تغییر نظام آموزشی مربوط میشد، در ارتباط با محتوای طرح نظام جدید متوسطه فعالیت میکردیم. با جمعی از خانمها، جلساتی داشتیم که راجع به رشتهها در آن بحث میکردیم. شاید یکی از کارهای مهمی که انجام شد، جلوگیری از ایجاد رشته خانهداری بود.
* قرار بود چنین رشتهای ایجاد شود؟
* * - بله.
* چرا؟
* * - در واقع در آموزش و پرورش، این پیشنهاد از سوی یکی از آقایان مطرح شده بود که این رشته در مقطع متوسطه رای خانمها ایجاد شود. این نگاه، به نظر من نگاه سنتی به مسایل زنان بود و ما با مقاومت شدید و توجیه و توضیح زیاد از ایجاد این رشته جلوگیری کردیم.
* پس کارهایی هم انجام دادهاید! و در دورههای بعد فعالیتتان چگونه بود؟
* * - در زمان آقای دکتر نجفی که ایشان وزیر آموزش و پرورش شدند، احساس کردم که صرف بودن مشاور و نداشتن تشکیلات، ابزار و لوازم کار، نمیتوان کاری از پیش برد؛ پیشنهاد کردیم که تشکیلاتی در وزارت خانه ایجاد شود و نتیجه آن هم ایجاد ستاد امور بانوان وزارت آموزش و پرورش در زمان آقای نجفی بود.
* وظیفه این ستاد چه بود؟
* * - این ستاد وظیفه برنامهریزی و نظارت بر فعالیت بخشهای مختلف آموزش و پرورش را بر عهده داشت، به این معنا که از هر معاونتی، یک نماینده گرفته بود و در کل مسایل مربوط به حوزه زنان را مورد بررسی قرار میداد. این ستاد تنها سه پست سازمانی داشت. یک مشاور و دو کارشناس.
* پس به معنای واقعی «سه»تاد بوده است!
* * - [میخندید.] بله، در واقع سه تاد از «اوتاد» در آن بودند.
این اتفاق مصادف شد با تغییر مجلس چهارم که دو تا از نمایندهای زن مجلس به عنوان مشاور وزیر و عضو این ستاد انتخاب شدند و این پس را در واقع پر کردند. یعنی به خاطر ملاحظاتی که متاسفانه در آن زمانی وجود داشت، باید به طریقی پست این نمایندهها حفظ میشد و ما باید در یک اتاق کوچک، سه نفری با هم کار میکردیم. این خانمهاکه یکی خانم درخشنده و دیگری نماینده تبریز بود، از لحاظ سنی بزرگتر و از لحاظ تجربی با تجربهتر از من بودند و من از راهنماییهای بزرگوارانهشان بسیار بهره بردم. آن زمان ما سعی کردیم بیشتر کارهای فرهنگی انجام دهیم. اما در آن زمان هم کار خیلی اساسی و زیربنایی انجام نشد. دوران بعد، زمانی که من در شورا بودم، ضرورت ایجاد یک تشکیلات در قوه مجریه که بتواند مثل چتری از بالا مسوولیت فرماندهی را بر عهده داشته باشد، از همان سالهای 69- 68 احساس شد.
یادم میآید که شورای فرهنگی- اجتماعی زنان 13 مصوبه داشت که تنها یکی از آنها به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و دوازده تای بقیه را رد کرد. خدا گل آقا را رحمت کند؛ ایشان در مجله گلآقا این خبر را این طور مطرح کرده بود که از سیزده مصوبه تنها یکی به تصویب رسید و ذیل آن نوشته بود؛ وقتی در بالای سر یک شورای زنانه، یک شورای عالی مردانه باشد؛ وضع بهتر از این هم نخواهد شد! در هر صورت ما احساس کردیم برای همین یک مصوبه هم که به تصویب رسیده باید کسی متولی اجرا باشد. طرح تصویب شده، طرح سیاستهای اشتغال زنان در جمهوری اسلامی ایران بود. لذا من پیشنهادی را به شورای عالی انقلاب فرهنگی تقدیم کرد و آن پیشنهاد ایجاد معاونت اجرایی رییس جمهور در امور بانوان بود. این پیشنهاد را در دولت آقای هاشمی مطرح کردم.
* باز هم آقایان آن را رد کردند!
* * - خیر؛ رد نکردند. اما در حد «دفتر» آن را تصویب کردند. دفتر امور زنان با حکمی که آقای هاشمی به خانم حبیبی دادند، تشکیل شد و فعالیت خود را آغاز کرد. آن زمان، این تشکیلات در حد دفتر بود. یعنی با 20 پست سازمانی به عنوان یک دفتر در حوزه دفتر ریاست جمهوری. اما در زمان آقای خاتمی سه اتفاق مهم در رابطه با این تشکیلات افتاد. یکی این که دفتر به «مرکز» ارتقا پیدا کرد.
* این به خاطر شما بود یا قبل از این که شما بیایید این اتفاق افتاد؟
* * - در واقع جزء شروط من بود.
* چه شد که به شما پیشنهاد دادند؟
* * - این را باید از آنها بپرسید. اما فکر میکنم بعد از جلسهای که من در شورای عالی انقلاب فرهنگی حضور یافتم، آقای خاتمی که آن زمان وزیر ارشاد بودند، نسبت به من شناخت پیدا کردند.
* پس احتمالا آن یک مصوبه هم به خاطر حضور ایشان در شورا تصویب شده بود؟
* * - احتمالا، [میخندید.]
* شما برای قبول این پیشنهاد، شرط گذاشتید؟
* * - شرط نه. در واقع پیشنهاد دادم. نیازی به گذاشتن شرط نبود. چون آن قدر قضا آماده بود و همه نظر مثبت روی این قضیه داشتند که پیشنهاد دادم مسوول این مرکز، احتمالا باید عضو دولت باشد؛ در جریان تصمیمگیریهای کلان قرار بگیرد و بتواند از امکانات و ظرفیت مجموعه دولت برای پیشبرد کارها استفاده کند. یکی دیگر از پیشنهادات من این بود که بهتر است از دفتر به مرکز ارتقا سطح پیدا کند؛ که البته اگر معاونت میشد خب، بهتر بود. بعد از تبدیل دفتر به مرکز، پستهای سازمانیاش حدود سه برابر افزایش پیدا کرد. این اتفاقات در مجموع موجب شد که ما بتوانیم در مرکز زمینه را برای طرحها و برنامههایی که داشتیم به لحاظ ساختاری آماده کنیم. شروع کار ما در مرکز با تدوین برنامه سوم توسعه مصادف شد. این فرصت هم فرصت خوبی بود چرا که آقای نجفی که من قبلا در خدمت ایشان مشاور بودم، آن زمان رییس سازمان برنامه و بودجه و همچنین رئیس ستاد برنامه سوم بودند و نگاه نسبتا خوب، مثبت و منطقی نسبت به موضوع زنان داشتند.
بنابراین ما توانستیم در برنامه سوم جای موضوع زنان را باز کنیم. ما معتقد بودیم که در شوراهای بخشی و فرابخشی یعنی آن جاهایی که باید در مورد موضوع زنان تصمیمگیری شود، باید کارشناس امور زنان وجود داشته باشد. البته ما نمیگفتیم که این کارشناس باید به لحاظ جنسی هم زن باشد. این کارشناسان باید در کمیتهها حضور مییافتند تا به مسایل اجتماعی و فرهنگی از نگاه منافع و مسایل زنان نگاه کنند. این بحثها موجب شد که در اجرا، در بخشهای برنامه سوم توسعه، به موضوع زنان پرداخته شود. تجربه موفق برنامه سوم توسعه که هم منجر به پیشرفت و توسعه مشارکت زنان و رشد شاخصهای انسانی توسعه زنان شده بود، خود به خود زمینهای مهیا کرد تا مسوولین تدوین برنامه چهارم توسعه، خودشان بدون هیچ محرکی به موضوع جنسیت و توسعه از منظر مسایل زنان بپردازد. لذا مرحوم آقای دکتر عظیمی که عهدهدار تدوین برنامه چهارم بودند و سمینار علمی که در وزارت نیرو برگزار شد، بخشی را به موضوع توسعه و جنسیت اختصاص دادند و در نهایت در برنامه چهارم توسعه، مواد و بندهای متعددی راجع به موضوع زنان وجود دارد. شاید بتوان گفت در این برنامه بیش از 44 ماده و قانون و عبارت و بند به موضوع زنان میپردازد.
* در مرکز امور مشارکت زنان چه اتفاقی افتاد و چند نفر به پست سازمانیاش اضافه شد؟
* * - حدود 40 نفر.
* آیا این افزایش، به همان نسبت تاثیری هم در امور داشت؟
* * - قطعا. ما باید دو کار را به صورت هم زمان انجام میدادیم؛ هم باید به ساختار نیروی انسانی، آموزش نیرو و تکمیل بودجه تشکیلاتی که در اختیار داشتیم، میپرداختیم و هم این نیرو این ستاد باید برای زنان میکرد.
* یعنی در واقع هم باید ساخته میشد و هم در آن کار میشد؟
* * - دقیقا همین طور است. وقتی من وارد مرکز شدم، حدود 60 میلیون بودجه داشتم، فقط یک نفر نیروی رسمی داشتیم، حدود 44 نفر کارمند داشتیم با تنها 20 پست سازمانی و تعداد کمی از این نیروها دارای تحصیلات عالی بودند. در حالی که به تدریج بودجه مرکز حدود 360 برابر شد و در طول این مدت بودجه مرکز از 60 میلیون تومان به 22 میلیارد تومان در سال 84 افزایش یافت.
* البته صرف افزایش بودجه که دلیل افزایش اهمیت و تاثیرگذاری موضوع زنان نمیشود؟
* * - به نظر من، اولا این که این بودجه پذیرفته میشود، بسیار حایز اهمیت است. البته افزایش بودجه به تدریج و طی سالها انجام شد. اما همین صرف افزایش بودجه هم بسیار مهم است، چرا که موضوع زنان یک مساله فرهنگی است. پس از این که این نگاه در مسوولین و برنامهریزان کشور به خصوص ستاد برنامهریزی و بودجه دولت ایجاد میشود که باید برای زنان اعتبار تخصیص داده شود، موفقیتی بزرگ محسوب میشود.
* چرا اسم این مرکز، مرکز مشارکت زنان است؛ چرا مثلا مرکز زنان نیست؟
* * - نظر بر این بود که این مرکز امکان پرداختن به همه امور زنان را پیدا نمیکند و نمیتواند پیدا کند. بر اساس این که مهمترین موضوع و مهمترین بحث و شاید هدف اصلی دولت براساس آن بند قانون اساسی که میگوید، دولت موظف است زمینه مشارکت آحاد جامعه اعم از زن و مرد را فراهم کند، بحث مشارکت است، این مرکز این گونه نام گرفته. البته این مرکز مشارکت قبل از تشکیل جبهه مشارکت به وجود آمد یعنی تشابه اسمی پیدا کرد.
* یعنی شما فقط میخواستید مشارکت زنان را در جامعه بیشتر کنید؟
* * - اعتقاد ما بر این بود که یکی از راهحلهای مسایل و مشکلات زنان، افزایش مشارکت آنهاست. در واقع ما میخواستیم با نگاه توسعهای به موضوع زنان بپردازیم. البته وقتی از مشارکت صحت میکردیم، منظور ما حفظ مشارکت در اجتماع نبود، بلکه بحث مشارکت در خانواده هم شامل آن میشد. یعنی طرح بحث مشارکت، ما را از موضوع خانواده غافل نمیکرد و بخش مهمی از کارهای ما در رابطه با تحکیم موقعیت خانواده بود.
* در دوران تصدی شما، غیر از اینکه بودجه360 برابر شد چه تحولات دیگری رخ داد؟
* * - این سوال شما را به دو طریق میتوان پاسخ داد. یکی این که ما این گونه مطرح کنیم که این بودجه 22 میلیاردی را صرف چه کارهایی کردیم یعنی گزارش عملکردی بدهیم.
* با این که بگوییم اثر آن در جامعه چه بوده است؟
* * - بله. عرض میکنم. سوال شما موکول به این است که نتیجه و اثر این کارها چه شد. اگر بخواهیم این سوال را علمی پاسخ دهیم و شعار ندهیم، باید به شاخصها مراجعه کنیم. ببینید. در سال 1376 که آغاز کار دولت بوده است، وضعیت آموزش، بهداشت، مشارکت سیاسی و اجتماعی، امکانات ورزشی، وضعیت فرهنگی، پوشش تحصیلی دختران، نرخ سواد و ... چه قدر بوده و در سال 1384 چه قدر شده است. این بررسی به ما پاسخ این سوال را خواهد داد.
* آیا این نتایج ثمره کار دولت بوده است یا کار شما؟
* * - ما جدا از دولت نبودیم. ما جزیی از دولت بودیم و در واقع این بودیم که دولت را برای انجام این کارها تشویق میکردیم؛ مثلا اگر میبینیم که پوشش تحصیلی دختران در طول این مدت افزایش پیدا کرده، این محصول ما و نتیجه عملکرد ما بوده است. چون ما از آن بودجه 400 میلیون تومان به آموزش و پرورش دادیم تا آن را برای دختران واجبالتعلیمی که به دلایل مختلف سرکلاس درس حاضر نمیشوند صرف کند.
* این بودجه 22 میلیاردی بودجه مرکز بود یا بودجهای که در اختیار سازمانهای دیگر قرار گرفته بود و ردیفش مشارکت زنان مشخص شده بود؟
* * - هر دو. بخشی از آن کاملا در اختیار ما بود (حدود سه میلیارد تومان)، ولی بخش دیگر آن در اختیار دستگاه بود که باید با نظر ما آن را هزینه میکرد؛ یعنی این بودجه فقط با موافقتنامه و امضای ما هزینه میشد. چون موضوع زنان که جدا از امور فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی که نیست. مثلا همین آموزش و پرورش که قبلا مثال آن را مطرح کردم. آموزش و پرورش میگوید، برای من دختر و پسر تفاوتی ندارد؛ هر کس به مدرسه آمد، آموزش داده میشود، اما ما که در حیطه زنان کار میکردیم، وظیفهمان این بود که بودجهای به آموزش و پرورش اختصاص دهیم تا دختری که در روستای منطقه زابل به دلیل مختلط بودن کلاسهای آموزش و پرورش، پدرش اجازه شرکت در کلاس را به او نمیدهد، در کلاسهای جداگانهای که این سازمان با این بودجه برگزار میکند، شرکت کند.
یا مثلا در رابطه با بحث آهن یاری؛ میدانیم که فقر آهن در دختران بسیار بیشتر از پسران است. و این عوارضی برای هوش و حافظه در افراد ایجاد میکند. وزارت بهداشت در این باره میگوید، من برای همه کار میکنم ولی ما آن طور که وظیفهمان ایجاب میکرد، طرحی را برای آهن یاری دختران همراه با وزارت بهداشت مطرح کردیم و برای دختران به صورت ویژه این کار را انجام دادیم.
جالب است بدانید که هر طرحی را که ما با وزارتخانهها به این ترتیب انجام میدادیم، در سالهای بعد به عنوان طرح ملی توسط خود آن وزارتخانه اجرا میشد. مثلا سال اول 400 میلیون و سال بعد از آن 600 میلیون برای دختران واجب التعلیم به آموزش و پرورش دادیم، ولی سال سوم این وزارتخانه خودش، 70 میلیارد تومان را به این کار اختصاص داد. در حقیقت، اعتقاد من بر این است که ما به عنوان جزیی از دولت وظیفه داشتیم که مشکلات خاص دختران و زنان را به قول فرنگیها، مانیتورینگ بکنیم، مسوولین را به نسبت به این موضوع حساس واقف بکنیم، به صورت نمونه بخشی از این کار را پیش ببریم و بعد از آن خود دستگاه و دولت متوجه خواهد شد که این کار را باید انجام دهد.
* میدانید که آقای خاتمی زمانی که کاندیدا شدند روی مساله جوانان و زنان تاکید خاصی داشتند، به نظر شما، ایشان در مورد زنان و جوانان شعارهایی که در ابتدا مطرح کردند، عمل کردند یا خیر؟
* * - خوشبختانه، آقای خاتمی شعارهای بلندپروازانه ندادند. ایشان طبق دو برنامه که یکی گام اول و دیگری گام دوم نام داشت، به موضوع زنان در قالب بخشهای مختلف فرهنگی و اجتماعی، آموزش بهداشتی ورزشی پرداختند. (خاطرم هست که خود ما هم در تدوین این برنامهها نقش داشتیم) و به بخش اعظمی از این برنامهها هم دسترسی پیدا کردند. مثلا هیچوقت در شعارهای آقای خاتمی نشنیدیم که بگوید، من حتما وزیر زن انتخاب میکنم، حتی وقتی خبرنگار از او سوال میکند، آیا شما از زنان در کابینهتان استفاده میکنید؟ ایشان سوال خبرنگار را تصحیح میکند و میگویند، این نظام اجتماعی است که باید بهرهمند از سرمایه اجتماعی زنان شود. یعنی ایشان حتی ادبیات سوال را تغییر میدهند. یعنی ما نمیخواهیم از زنان استفاده بکنیم، در واقع این نظام اجتماعی باید افتخار کندکه از سرمایه گرانمایه زنان استفاده میکند.
* در عمل هم نظام اجتماعی این کار را کرد؟
* * - بله. در عمل هم برای اولین بار، زنان وارد کابینه شدند. یعنی راه زنان به کابینه بالاخره باره شد. به نظر من، ارزش شکستن یک سد، بسیار بیشتر از کمیت این کار است. البته شما میدانید که ورود همین دو زن هم به کابینه تا چه حد با مخالفتها و اعتراضات همراه بود.
* شما که در مرکز مشارکت زنان بودید، آیا آماری از افزایش مشارکت زنان در عرصههای اجرایی، مدنی و مدیریتی دولت در دست دارید؟
* * - بله مشارکت زنان 63 درصد افزایش یافت. یعنی رشد مدیریت زنان در دولت آقای خاتمی 63 درصد بود. مدیریت را به سه قسمت تقسیم میکنند. 1- مدیریت عالی 2- مدیریت میانی 3- مدیریت پایه. در مدیریت عالی این رشد بسیار کم و در حد یک و دو بوده اما در سطح مدیریت میانی این رشد بسیار چشمگیر بود. مثلا در دوره خاتمی ما 4 معاون وزیر زن داشتیم. در حالی که در دورههای قبل فقط مرحوم خانم اشرفالسادات صانعی معاون پژوهشی آقای فرهادی وزیر بهداشت آن زمان بودند. پس این رشد و افزایش به وجود آمد و نکتهای که افراد کمتر به آن توجه دارند این است که ما جایگاههای تصمیمگیری و تصمیمسازی زنان را در کل کشور ایجاد کردیم. حدود 540جایگاه تصمیمسازی و تصمیمگیری در شورای برنامهریزی و توسعه استانها در سراسر کشور به زنان اختصاص یافت.
* ولی من میخواستم بگویم که درست است در دولت حضور خانمها پررنگتر شد ولی در استانها این حضور بسیار کمرنگ میشود؟ یا استانداران که نمایندگان عالی دولت هستند در حد یک مشاور استاندار در امور بانوان بسنده میکردند؟
* * - به نظر من این موضوع تا حدودی رشد پیدا کرد. یعنی در آن زمان، زنان زیادی به عنوان بخشدار، فرماندار یا مدیر کل اجتماعی در استانها انتخاب شدند. بحث مدیریت زنان نیازمند بروز و وجود زمینه و شرایط خاص است. به ویژه ما به دنبال حضور کمی زنان در جامعه و عرصههای مدیریتی نبودیم، بلکه از نظر ما وجود یک مدیر موفق زن که بتواند کارنامهای درخشان در کل جامعه ارایه دهد، به مراتب با ارزشتر از وجود تعداد زیادی مدیر نالایق زن بود. در هر صورت علی رغم فضای حاکم و نگرش مردسالارانهای که در کشور وجود داشت و مخالفتها و محدودیتهایی که در سطح استانها وجود داشت، توسعه مدیریت زنان در استانها نسبتا قابل توجه بود و خوش بختانه در این دوره هم میبینیم که حداقل حضور دو زن در کابینه حفظ شد.
* فکر میکنید غیر از حضور این دو زن که در کابینه حفظ شد، آیا بقیه موارد هم به همین صورت حفظ شد؟
* * - خیر. در بقیه موارد مثل معاونتها و در مدیریتهای میانی این اتفاق نیفتاد. مثلا معاونت اجتماعی وزارت کشور قبلا زن بود که الان نیست. در استانها هم کم و بیش تغییراتی ایجاد شده ولی تحقیق جامعی در مورد نسبت و کمیت آن وجود ندارد.
* «مرکز مشارکت زنان» هم به «مرکز زنان و خانواده» تغییر نام داد. حالا به نظر شما فکر میکنید که مشکلات مشارکتی حل شده و باید کلیتر به موضوع زنان بپردازند؟
* * - البته علت را باید از خودشان بپرسید. چون من نمیتوانم علت و انگیزه دیگران را بگویم. ولی این را میتوانم عرض کنم که محدود کردن امور زنان به خانواده، در واقع توجه به بخشی از نقش زنان است نه تمامی فعالیتهای زنان. ضمن این که میشد بدون تغییر نام این مرکز که خودش هزینه بسیار زیادی را به همراه دارد.
* چه هزینهای؟
* * - هزینه مالی. چون باید در سر در مرکز، تمام سربرگها را عوض کنند. به تمام دنیا باید اعلام شود که نام این مرکز عوض شده.
* به علاوه رییس آن هم دوباره عوض شده است!
* * - آن دیگر هزینه اجتماعی است و معلوم نیست چه کسی باید پاسخ دهد که انتخابی که 6 ماه وقت و انرژی صرف آن شده و هیچ اتفاقی هم نیفتاده، دوباره فرد دیگری بیاید و از ابتدا شروع کند! البته من باز هم این موضوع را اعلام کردهام که سال 84 را باید سال رکود امور زنان نام بگذاریم.
* چرا؟
* * - چون در نیمه اول سال به دلیل تغییر و جابهجایی ما نمیتوانستیم کاری انجام دهیم.
* به نظر شما دلیل قانع کنندهای است؟
* * - چون باید کار را تحویل میدادیم، پس نمیتوانستیم هیچ برنامهریزی برای آینده داشته باشیم.
* بالاخره کارهای خودتان را که میتوانستید به نتیجه برسانید؟
* * - کارهای خودمان را به نتیجه رساندیم. کتابهایی منتشر کردیم و گزارش عملکردمان را تدوین کردیم. منظور من این است که کار برنامهای نمیتوانستیم انجام دهیم.
* چرا؟ میشد سنگ بنا را گذاشت تا بقیه ادامه دهند.
* * - سنگ بنا را گذاشتیم ولی قطعا آیندگان با مواضع و سیاستها نظر مثبتی نداشتند و آن را تغییر میدادند. ما حتی چارچوب برنامه سال 84 و خطوط اصلی آن برنامه را مشخص کردیم. اما به دلیل اینکه دو تا سه ماه اول سال، کارها راکد است و کارهای سال گذشته انجام میشود و ما مشغول جمعآوری کار بودیم و از همه مهمتر، تحقیق از مرکز مشارکت زنان که از اسفند ماه سال قبل شروع شده بود،به شدت ما را مشغول کرده بود، چون این هیات تحقیق در مرکز مستقر شده بود و انواع و اقسام گزارشها مختلف را نه به صورت نمونهای، بلکه به صورت کامل و جامع میخواستند. تمام مرکز بسیج شده بود تا این گزارشها را در اختیارشان قرار دهند، لذا کار قابل توجهی در مدت شش ماه اول سال نمیشد انجام داد.
در شش ماهه دوم سال هم که قاعدتا تا اشخاص و افراد بخواهند با محیط آشنا شوند و کاری انجام دهند طول میکشد و ما هیچ نمود و گزارشی در رابطه با موضوع زنان جامعه نداشتیم و بدتر و تاسفبارتر از همه این که بودجه امور زنان به یک سوم تقلیل یافت؛ یعنی بودجه 22 میلیاردی به بودجهای نزدیک به 9 میلیارد تومان کاهش پیدا کرد.
* چرا؟ از خودشان بپرسم؟
* * - بله. از خودشان بپرسید.
* بودجه مرکز هم کاهش پیدا کرد؟
* * - بله. در مجموع کل این بودجه کاهش پیدا کرد و اختیاراتی هم که در دستگاههای اجرایی وجود داشت و بودجه در اختیارشان بود، از بین رفته و تمام بودجه و اختیارات یک جا متمرکز شده. در حالی که ما تجربهای را پشت سر گذاشته بودیم و به این نتیجه رسیده بودیم که باید بودجه زنان در اختیار دستگاههای مختلف اجرایی باشد چون سال اول بودجه ما متمرکز بود.
* بودجه متمرکز به نظر شما بهتر نبود؟
* * - خیر. البته برای کسی که بودجه در اختیارش است، قاعدتا بهتر است، چون وقتی پول دارد، به تبع قدرتمند است. ولی ما قدرت را نمیخواستیم، بلکه میخواستیم کار انجام شود. چون به دنبال قدرت، تاخیر در کار ایجاد میشود. سیاست دولت قبلی، تمرکز زدایی بود و این اصل بر برنامه سوم توسعه و حتی برنامه چهارم حاکم بود. بنابراین ما این بودجه را در اختیار استانها و دستگاههای اجرایی گذاشته بودیم و آنها این بودجه را طبق سیاستهایی که ما اعلام میکردیم هزینه میکردند. چون به هر حال تنوع فرهنگی در کشور ما بسیار زیاد است.
مثلا مشکلات دختران چابهار با دختران اصفهانی بسیار متفاوت است. نیازهای زن روستایی ما در کردستان با نیازهای زنان روستایی خراسان فرق میکند. پس استانها این اختیار را باید داشته باشند که بودجه را با توجه به این نیازها و مشکلات هزینه کنند ما هم باید توان مدیریتی، عقل و شناخت برای مدیران استانیمان قایل باشیم و اجازه هزینه کردن به آنها بدهیم. در کل به نظر من، این یک سال عملا از دست رفت. حضور در مجامع بینالمللی که عملا امکان پذیر نشد؛ یعنی امسال در کمیسیون مقام زن سازمان ملل، صندلی جمهوری اسلامی ایران خالی بود.
* چرا؟ مگر مسوول مرکز نبود؟
* * - خب، ایشان به این کمیسیون نرفتند و مقدمات لازم برای حضور ایشان در کمیسیون انجام نشد و این هم از همان سوالهایی است که باید از خودشان بپرسید و ما فقط شنیدیم که کسی از ایران در این کمیسیون شرکت نکرده. حمایت از سازمانهای غیردولتی انجام نشده. نشریه ریحانه (نشریه مرکز مشارکت زنان) منتشر نشده و انتشار خبرنامه داخلی مرکز هم راکد مانده است؛ یعنی به طور کل تمام فعالیتهایی که جریان داشته، راکد ماندهاند.
* چرا سعی نکردید در استانها، مشابه این مرکز را ایجاد کنید؟
* * - تشکیلات مرکز یک تشیکلات ستادی است و مشابه یک تشکیلات ستادی نباید در استانها وجود داشته باشد.
بلکه باید یک سازمان یا تشکیلاتی وجود داشته باشد که در واقع صف این ستاد باشد. لذا ما معتقد بودیم که باید از ظرفیتها و امکانات ساختاری موجود دولت استفاده کنیم، چرا که دولت هم مخالف توسعه تشکیلات بود. بنابراین تنها تشکیلاتی که در استانها در رابطه با امور زنان ایجاد شدند، شورای برنامهریزی و توسعه استان بود و کار گروه بانوان و جوانان و در استانداریها که تشکیلات مشاور استاندار در امور بانوان ایجاد شده بود. بنابراین دولت با رعایت اصل صرفهجویی و رعایت اصول حاکم در برنامه سوم توسعه سعی کرد به این فعالیتها در امور زنان جامعه بپردازد.
* چرا جریان تحقیق و شخصی که به آن اشاره کردید، به وجود آمد و نتیجه آن چه شد؟
* * - به نظر من، تحقیق و تفحص مجلس هفتم از دولت و دستگاههای دولتی، کاملا ریشه سیاسی داشت. یعنی بدون تردید و به طور قطع این گونه بود. اگر ما آن زمان به سبب ملاحظاتی نمیتوانستیم این حرف را بزنیم، الان دیگر میتوانیم با قاطعیت بگوییم که این تحقیقات ریشه سیاسی داشت. به دلیل این که نوع نگاهی که مجلس هفتم نسبت به دولت داشت و بنا را بر این گذاشته بودند که ناکارآمدی دولت را اثبات کنند و میخواستند نشان دهند، که دولت صادق نیست، درستکار نیست، مسایل ارزشی را رعایت نمیکند، توانمند نیست و استیضاح دولت تا حدی زیاد بود که مقام معظم رهبری برنتافتند و از آنها خواستند که بگذارند دولت در شش ماه باقی مانده کارش را بکند. متاسفانه کسانی که ادعای حمایت و پیروی و تبعیت از مقام عظمای ولایت را داشتند به جای این که روح کلام ایشان را درک بکنند، تحقق و تفحص را مثل تیمم بدل از وضو به جای استیضاح انجام دادند. آنها در مورد دستگاهها و وزارتهای مختلف این تحقیقات را انجام دادند.
اما در مورد مرکز مشارکت زنان، این حساسیت خیلی بیشتر بود چون جدیت خانمها در کارها بیشتر است و به دلیل این که یکی از بخشهای درخشان کارنامه دولت آقای خاتمی پیشرفتی بود که در مورد زنان رخ داده بود این را بدون تعارف میگویم و حمل بر خودستایی نیست؛ چون من کارهای نبودم. کار امور زنان یک کار جمعی بود. یعنی استانداران، وزرا، سازمانهای غیردولتی و مجالس گذشته همگی در آن نقش داشتند. لذا برای مخدوش کردن این پیشرفتها و محدودیتها به تحقیق و تفحص متوسل شدند و انرژی زیادی از ما گرفتند. یکی از دلایل اینکه وقت و انرژی زیادی از مرکز گرفته شد این بود که تیم، که اصلا کارشناس موضوع نبودند. ...
* خانم بودند یا آقا؟
* * - هم خانم، هم آقا. اول فقط خانمها بودند ولی بعد از آقایان هم کمک گرفتند. اصلا به موضوع آشنا نبودند. بد نیست برای ایجاد لطافت در مصاحبه بگویم که آنها حتی فرق بیش اتوماسیون اداری را با آقای توماسیون نمیدانستند. روزی که ما جلسه اتوماسیون داشتیم، این خانمها در اتاق بودند. رییس دفتر یکی از معاونین چند بار وارد اتاق میشود و میگوید خانم فلانی جلسه اتوماسیون است. بعد از آن این خانمها میگویند آقای توماسیون کیست که شما با او جلسه دارید. یعنی میزان شناخت این افرادی که برای تحقیق در مورد کارآمدی یک دولت آمدهاند، در مورد مسایل اداری و برنامهریزی در این حد است. ما اول باید موضوع را برای آنها تعریف و تشریح میکردیم و بعد توضیح میدادیم که چرا این کار انجام شده یا نشده. در هر صورت این کار بسیار طولانی انجام شد و در کمیسیون فرهنگی مجلس در سال گذشته قرائت شد ولی ما از نتیجه آن خبر نداریم. فقط میدانم که گزارشی تهیه کردهاند و حتما در آن مطرح کردهاند که ما ریخت و پاشکردهایم، ارزشها را زیر پا نهادهایم و ...
* به نظر نگاه مردسالاری که در تاریخ ایران نه تنها قبل از انقلاب بلکه بعد از آن هم وجود داشته، هنوز هم وجود دارد؟
* * - بله. و باید بگویم که نه تنها در ایران بلکه در تمام دنیا این نگاه وجود دارد.
* شما چه کارهایی انجام دادهاید که برای اینکه این نگاه تغییر پیدا کند.
* * - تغییر این نگاه در واقع یک کار فرهنگی است و اقدامی فرهنگی نیاز دارد. اقدام فرهنگی هم یک اقدام مستمر و زمانبر است و به اصطلاح باید مداوم باشد.
ما برای تغییر این نگاه یک سری اقدامات و کارهای فرهنگی انجام دادیم که خیلیها برای این که متوجه نبودند ما به چه منظور این کارها را انجام میدهیم، مدام ما را مورد اعتراض قرار میدادند. مثلا میگفتند برگزاری همایش یا چاپ کتاب کار شما نیست. در حالی که من معتقد بودم که ما وقتی کاری انجام میدهیم، آن کار باید کاری در همه عرصههای فرهنگی، تحقیقاتی، حقوقی، آموزشی، ساختاری و ... باشد. یعنی اعتقاد مرکز بر این بودکه اگر در حوزه زنان یک قدم در همه عرصهها جلو برویم، بهتر از این است که 10 قدم در یک زمینه جلو برویم. به همین خاطر ما نمیتوانیم ادعا کنیم که تغییر صد در صدی در فرهنگ و نگاه مردسالارانه جامعه ایجاد کنیم ولی معتقدیم که تا حدودی در تغییر این نگاه اثرگذار بودهایم. کتابهای زیادی منتشر کردیم، به معرفی زنان فعال و موفقی که در عرصههای مختلف حضور داشتند پرداختیم و باید بگویم که در این معرفی به یک بخش خاص نپرداختیم و زنان موفق ایران را در همه عرصههای موجود معرفی کردیم. با این که متهم هستیم که ضد ارزش عمل کردهایم!
ولی باید خاطر نشان کنم که اولین همایشی که ما برگزار کردیم، همایش «زنان حماسهآفرین دفاع مقدس» بود که در آن حدود چهار هزار زنی را که هر کدام در عرصه دفاع مقدس فعال بودهاند معرفی کردیم. با به معرفی زنان نامآور عرصه فرهنگ و هنر و علم، زنان پیشکسوت آموزش و پرورش و زنان هنرمند ایران پرداختیم. کارهای فرهنگی ما هم عبارت بودند از: حمایت از ناشران و نویسندگان و متجرمین زن، انتشار کتاب، انتشار فصلنامه وزین ریحانه. به نظر من با انجام این کارها نگاه مردمسالارانه در جامعه کمرنگترین شده است.
* آثار این تغییر را در کجا میشود دید؟
* * - آثار این تغییر در محصولات فرهنگی جامعه قابل رویت است. مثلا در سریالهای تلویزیون، دیگر زنان را تنها در نقش یک سینی به دست نمیبینید و حتی در تبلیغات تلویزیونی هم، حمید باید بگوید که چند پیمانه برنج پخته است و زنان را بیشتر در نقشهای اجتماعی، رزمی، مدیریتی و ... میبینیم.
* به نظر شما این تغییرات، نتیجه عملکرد شماست یا تحولات تدریجی جامعه بوده است؟
* * - ما هم در این قضیه سهم داشتهایم ولی این تغییرات نتیجه عملکرد فقط ما نیست. ببینید، وقتی یک زن به عنوان معاون رییس جمهور و رییس سازمان محیط زیست انتخاب میشود، مصاحبه میکند، در جلسات دولت شرکت میکند و به عنوان قهرمان زمین انتخاب میشود، این موضوع روی نگاه فیلمسازان و کارگردانان و دختران جوان جامعه تاثیر خواهد گذاشت. چون فرهنگ که یک مجموعه محدود نیست.
بلکه اجزای متراکم و به هم پیوسته و بسیار بسیار متعددی دارد. میخواهیم عرض کنم که در اثر تحولات اجتماعی، توسعه ارتباطات، نگاه مسوولین عالیرتبه کشور و شاید هزار دلیل دیگر است که الان زن از آن نقش حاشیهای، ابزاری و از آن نگاه تبعی خارج شده چون سه نگاه به زن وجود دارد؛ یکی نگاه حمایتی است که زنان را موجوداتی ضعیف که نیاز به حمایت دارند، میداند. نگاه دیگر، نگاه تبعیتی است. یعنی زن اگر وجود دارد برای مرد است. یعنی باید سالم باشد، آشپزی بداند و ... به خاطر مرد! نگاه سوم، نگاه انسانی است. یعنی خود زن هم هویت استقلالی دارد و به عنوان منبع توسعه در کشور محسوب میشود. الان این نگاه، یعنی نگاه سوم در جامعه ما پررنگتر شده. این اتفاق که دختران با جمعیتی بیشتر از پسران وارد دانشگاه میشوند و موفقیتشان در صحنه علمی زیاد شده خود دلیل محکمی بر افزایش خودباوری و اعتماد به نفس در دختران است.
واعظ آشتیانی، عنوان میکند که لباس دوچرخه سواری بانوان برای شرکت در مسابقات بینالمللی دوچرخه سواری خانمها طراحی میشود. یا بحثهایی مثل حضور دختران در استادیومهای ورزشی و ... مطرح میشود که اینها همه و همه دلایل محکمی بر کم رنگ شدن نگاه مردسالارانه در کشور است.
اگر خود خانمها قدر این فرصتها را بدانند و از آنها استفاده مثبت بکنند و سعی کنند از این فرصتها در راستای به دست آوردن موفقیتهای بزرگ گام بردارند، قطعا این نگاه مردسالارانه در کشور کمرنگتر از این هم خواهد شد. اما به ریشه کن شدن این نگاه در کشور امیدوار نیستم، چون این تفکر هنوز در کشورهایی هم که به ظاهر توسعه یافتهاند و زودتر از ما این مراحل را طی کردهاند وجود دارد.
* به آینده امیدوار هستید یا نه؟
* * - خیلی زیاد به آینده امیدوارم.
* یعنی فکر میکنید در آینده چه پیش میآید؟
* * - در آینده نگاه انسانی در جامعه حکم فرما میشود. یعنی افراد به دلیل جنسیتشان شناسایی نمیشوند بلکه به دلیل تواناییها، هنرشان، عقلشان و کارآمدیشان مورد ارزیابی و مورد احترام و تکریم قرار میگیرند. یعنی جامعه به سمتی خواهد رفت که قالب روح که جنس زن و مرد است، کمتر مورد توجه قرار بگیرد و در واقع روح انسانی افراد است که حرف اول را میزند.
* حرف آخر؟
* * - شاید من نتوانستم که به صورت کامل و جامع حق مطلب را در مورد کارها و اقداماتی که در دولت اصلاحات در رابطه با امور زنان انجام ادا کنم. من فکر میکنم در رابطه زنان به چند طریق میشد صحبت کرد. یکی این که بگوییم زنان در جامعه ما چه جایگاهی دارند که از رویکردهای فکری، حقوقی و اجتماعی میتوان به آن پرداخت. دیگری اینکه چه اقداماتی انجام شده در رابطه با زنان که تا حدودی آن را توضیح دادم. سوم این که مشکلات زنان در جامعه ما چیست؟ و چهارم اینکه چه کاری باید در این رابطه انجام داد؟ من ترجیح میدهم سوال چهارم را پاسخ دهم. چون احتمال دارد که این مصاحبه را کسانی بخوانند که شاید این حرف من برای آنها موثر باشد.
باید بگوییم که نگاه منصفانه و واقعبینانه به سرمایه انسانی زنان داشتن، به توانایی کشور در دستیابی به اهدافش کمک خواهد کرد و عدم توجه به این موضوع کشور را دچار بحرانهای جدی خواهد کرد. من این جمله را شاید چندبار تکرار کرده باشم ولی باز هم میگویم که زنهای ما امروزه آگاهتر، سالمتر و باسوادتر شدهاند و امید به زندگیشان، 12 سال نسبت به اول انقلاب افزایش پیدا کرده. به لحاظ سواد، 81 درصد زنان کشور باسواد هستند. به لحاظ تحصیلات دانشگاهی، حدود 54 درصد دانشجویان کشور را زنان تشکیل میدهند. خب، اینها سرمایههای کشور هستند و انتظارات و مطالبات آنها هم از حکومت بسیار بسیار افزایش یافته، پس باید به این سرمایهها توجه شود. زنان جامعه فقط زنان سرپرست خانوار نیستند، در حالی که زنان سرپرست خانوار هم مشکلات خیلی حادی دارند. دختران جوان امروز ما و زنانی که شاید فرصت و یا علاقهمندی و اصرار بر ازدواج هم نداشته باشند، میخواهند به جامعه خدمت کنند.
این زنان در جامعه ما مثل رودخروشانی هستند که جاری شده، اگر بر سر راه حرکت این رود توربین بگذاریم، انرژی تولید میکند ولی اگر از ظرفیت این رود استفاده نکنیم، تبدیل به سیل میشود و خرابی و ویرانی ایجاد میکند. من در واقع میخواهم هشدار بدهم و دردمندانه عرض میکنم که این پتانسیلی که امروز از آگاهی، توانمندی، سواد و ابتکار زنان ایجاد شده را در خدمت اهداف جامعه به کار بگیریم و بدانیم که بسیار خوب جواب خواهند داد. اینها سرمایههایی نیستند. مثل گنجهای زیرزمینی که اگر از آنها استفاده نکردید، مصون بماند. عکساش این که آنها تبدیل به چیزهای دیگری مثل دردسر، بحران و ناهنجاری تبدیل خواهند شد و آن وقت باید چندین برابر برای آنها هزینه کرد.
لذا استفاده از این فرصتها را به مسوولین و کسانی که دلسوز، جامعه و نظام هستند، توصیه میکنم. باید توجه داشته باشیم که ما امروز به لحاظ وضعیت زنان، موقعیت خوبی در صحنه بینالمللی داریم. چون زن ایرانی معرفی شده، هم ویژگیهای مثبت زن سنتی و هم ویژگیهای مثبت زن مدرن را داراست. خانم «ثریا عوید»، رییس صندوق جمعیت سازمان ملل، یک زن مسلمان سعودی میگوید: «این مدلی که شما پیاده کردهاید، قابل ارایه، نه تنها کشورهای منطقه بلکه در تمام دنیا است.
چون شما هم به خانواده و هم به رشد اجتماعی زنان اهمیت میدهید. هم زن را ابراز و وسیله برای مطالع حیوانی مردها قرار نمیدهید و ...» پس ما میتوانیم این مدل را تئوریزه کنیم و این مدل را تدوین کنیم و بر اساس الگوهای علمی به دنیا ارایه دهیم. باید بدانیم که این فرصت، فرصت خوبی است، چون ما توانستیم خوشبختانه طی این هشت سال در دنیا به گزارشهایی که ارائه کردیم، پیشرفت زنان در جمهوری اسلامی ایران را نشان دهیم. خوب است بدانید که رتبه شاخص توسعه انسانی بر حسب جنس در طی این هشت سال در ایران افزایش پیدا کرده است و این نشان دهنده این است که ما توانستیم حین حفظ اصالت و ارزشهایمان، از لحاظ شاخصهای توسعه انسانی هم پیشرفت کنیم. دنیا این موضوع را پذیرفته که حجاب مانع پیشرفت نیست. پس ما میتوانیم از این فرصت استفاده کنیم و آن را به دنیا ارایه دهیم.