ایران حسینی
کمیته خدمات دوستان آمریکایی، گروهی است که در سال 1917 تاسیس شده است و در سطح جهان در زمینه صلح، حمایت از قربانیان جنگ و دفاع از حقوق بشر فعالیت میکند و به پاس فعالیتهای صلحطلبانهاش در سال 1947 نوبل صلح دریافت کرده است.
چرا آمریکا باید عراق را ترک کند؟
تصمیم آمریکا مبنی بر حمله به عراق و اشغال این کشور به قیمت گزافی تمام شده است. بیش از صد هزار عراقی و نزدیک سه هزار نفر از نیروهای اشغالگر در طول این سه سال کشته شدهاند و هر روز به این آمار افزوده میشود. صدها هزار نفر زخمی شدهاند و ناامنی و خشونت جان عده بسیاری را تهدید میکند. به نظر نمیرسد مسیری که دولت آمریکا در پیش گرفته به پیروزی ختم شود. این جنگ برندهای ندارد، زیرا برای پایان دادن به مناقشات عراق راه حل نظامی وجود ندارد. آمریکاییها به جای این که به دنبال راهحلهای دیپلماتیک باشند، میخواهند از طریق ارتش مساله را حل کنند. باید هر چه زودتر خصومت و دشمنی را پایان داد، تا از کشتار انسانها جلوگیری شود.
هر چند حضور آمریکا در عراق طولانیتر شود، بر تعداد مخالفان این حضور اضافه میشود. آمارها نشان میدهند تعداد مبارزان عراقی مخالف آمریکا، از پنج هزار نفر در سال 2003، به 20 هزار نفر در سال 2005 افزایش یافته است. حمله به منازل مسکونی و بیمارستانها، شکنجه دادن زندانیان، منبع عبور و مرور شبانه و استفاده از نیروهای نظامی برای جلوگیری از تظاهرات، دستاورد حضور اشغالگران و اقدامات ددمنشانه آنهاست که خشونت در عراق را در سطوح مختلف شدید کرده است و تا زمانی که نظامیان کشور را ترک نکنند، مبارزان نیز سلاحهای خود را بر زمین نخواهند گذاشت.
حضور اشغالگران و سیاستهای تفرقهافکنی آنها تنش را در عراق افزایش میدهد. آمریکا از ابتدای اشغال این کشور به اشتباه بزرگ مرتکب شد:
1- انحلال ارتش و پلیس عراق که ناامنی، غارت و خشونت را در پی داشت.
2- ناتوانی آنها در تخلیه کشور از سربازان موجب شد تعداد مبارزان مسلح افزایش یابد.
3- حمایت از برخی اقوام در تقاضایشان برای کسب استقلال منطقهای موجب شد به اختلاف گروههای مذهبی دامن زده شود.
مشکلاتی که در پی ارتکاب این سه اشتباه بروز کرده، تا زمانی که آمریکا کنترل عراق را چه از نظر دیپلماتیک و چه از نظر نظامی در دست داشته باشد، حل نشده باقی خواهد ماند. اما در صورتی که سربازان اشغالگر این کشور را ترک کنند، دولت عراق میتواند رها از فشارهای بیگانگان راهی برای گفتوگو و صلح میان گروههای مختلف بیابد.
عراقیها، خواهان خروج آمریکا
نظرسنجیهای نشان دادهاند که تقاضاهای عراقیها چهار محور اصلی دارد:
1- پایان حضور اشغالگران خارجی.
2- دریافت غرامت بابت خسارات و خرابیهایی که حمله آمریکا برای عراقیها به بار آورده است.
3- آزاد کردن زندانیهای عراقی.
4- تاسیس گروههای سیاسی و ارتش مستقل بدون دخالت بیگانگان.
از طرفی، بررسیهای ارتش انگلیسی در سپتامبر 2005 نشان داد 82 درصد مردم عراق به شدت مخالف ادامه حضور سربازان و متحدان هستند و 45 درصد آنها حمله به اشغالگران را منطقی میدانند. این یعنی متحدان در نبرد فتح قلب و ذهن مردم عراق شکست خوردهاند.
دموکراسی منهای بیگانگان
زمانی که عراقیها در دسامبر 2005 برای انتخاب دولت خود پای صندوقهای رای رفتند، به چند موضوع مهم میاندیشیدند. امنیت، بهبود وضعیت اقتصادی و جابهجایی اشغالگران از مهمترین دغدغههایشان بود. هر چند آنها برای کسب استقلال کامل و دستیابی به اهدافشان راه درازی در پیش دارند، اما این انتخابات به منزله گامی اساسی برای آنهاست. دولت عراق با وجود تهدیدهای بیگانگان باید در مسیر پیاده کردن دموکراسی گام بردارد. بدون شک اشغالگران در این میان مانع بزرگی به حساب میآیند.
ناکامی آمریکا در بازسازی عراق
دوازده سال تحریم اقتصادی (از سال 1991 تا 2003) تقریبا عراق را فلج کرده بود. سوء تغذیه شایع شده بود. تامین نیازهای حیاتی زندگی و دسترسی به آب، برق و بهداشت عمومی مردم این کشور را در شرایطی بحرانی قرار داده بود به طوری که هزاران نفر از اقشار آسیبپذیر جامعه به ویژه کودکان جانشان را از دست دادند. آمریکا که با ادعای بسیار عراق را اشغال کرده بود نیز نتوانست گام موثری برای بهبود این اوضاع بردارد. از شش میلیارد دلاری که ماهانه در عراق صرف میشود، تاکنون مبلغ ناچیزی به بازسازی این کشور اختصاص یافته است؛ عددی که تا به حال و در مجموع به سختی به 18 میلیارد دلار میرسد. بودجه کلان اشغالگران به جای آن که صرف بازسازی شود، در یک چشم به هم زدن بابت تخریبها و حفظ امنیت سربازان هزینه میشود. از طرفی قراردادهای اقتصادی که آمریکاییها منعقد کردهاند، موجب رشد اقتصادی عراقها نشده و منافع قابل توجهی برایشان در برنداشته است.
هدر دادن بودجه داخلی
پولی که بابت اشغال عراق صرف شده و با ادامه حضور در این کشور هم چنان هزینه خواهد شد، اجرای بسیاری از طرحها را در آمریکا متوقف کرده است؛ مبلغی که میتوانست برای مدارس، بیمارستانها، کتابخانهها و حمل و نقل عمومی این کشور بسیار مفید باشد. آینده نسل جدید آمریکاییها در هالهای از ابهام فرو رفته است. مبالغی که میتوانست فردای بهتری برای آیندگان رقم بزند، صرف جنگ و اشغال میشود.
از طرفی، زمانی که مردم آمریکا در شرایط بحرانی قرار میگیرند و به کمک نیروهای نظامی احتیاج دارند، نمیتوانند روی کمک آنها خیلی حساب کنند؛ زیرا عده بسیاری در خارج از مرزها به سر میبرند به طور مثال در توفان کاترینا، ناتوانی گارد ملی در مواجهه با این فاجعه، بیش از همه مردم آمریکا را دچار بحران کرد. بنابراین تجدید قوای ارتش برای رویارویی یا حوادث طبیعی و بحرانهای داخلی از طریق بازگرداندن سربازان حاضر در عراق ضروری است.
عدم ثبات در خاورمیانه
اقدام نسنجیده و بیمارگونه آمریکا در اشغال عراق، رابطه آنها را با سایر کشورهای خاورمیانه نیز دچار مشکل کرد. به طور نمونه، مناقشات آمریکا با سوریه موجب شد بسیاری آمریکا را خطر جدی برای ثبات خاورمیانه به حساب آورند. از طرفی، استفاده ارتش از سلاحهای مرگبار و به کار بردن فسفر سفید موجب شده شمار زیادی از غیرنظامیان کشته شوند. چنین حملات مرگباری، اعتبار آمریکا را نزد افکار عمومی و جامعه بینالملل زیر سوال برده است. بسیاری از پایگاههای آمریکاییها که در عراق مستقر شده نه تنها خطری جدی برای آینده عراق به حساب میآیند، بلکه تنشهای سیاسی قابل توجهی نیز در سطح منطقه به وجود خواهد آورد.
ناکامی بشر دوستان
سران ارتش آمریکا میخواهند از طریق ارائه خدمات بهداشتی و تأمین نیازهای حیاتی عراقیها و ادعای تلاش برای بازسازی این کشور حمایت آنها را جلب کنند. این نوع فعالیتها موجب میشود میان برنامههای بشردوستانه و اقدامات ارتش تداخل ایجاد شود. بسیاری از مردم به اشتباه گمان میکنند گروههایی که برای اقدامات انسان دوستانه و بعد قصد کمک به عراقیها به این کشور آمدهاند برای اشغالگران کار میکنند.
این سوء تفاهم مانع از فعالیت گروههای مختلف میشود به طوری که بیشتر سازمانهای غیردولتی و آژانسهای سازمان ملل متحد، از فعالیت بازمانده و این کشور را ترک کردهاند. حضور نظامیان مانع بزرگی برای خدمت رسانی و کمک به مردم عراق شده و در صورت خروج آنها سازمانهای مختلف میتوانند در بازسازی عراق به کمک مردم بیایند.
خواسته جهانیان
آمریکاییها نمیتوانند فریاد کشورهای مختلف دنیا را در اعتراض به اشغال عراق نشنیده بگیرند.پل میان آمریکا و جامعه بینالمللی فرو ریخته و باید دوباره بنا شود. دستاورد سه سال حضور آمریکا در عراق چیزی جز شکست و انزوا نبوده که حاصل نظامیگری یک سویه آنهاست. حالا دیگر نوبت عراقیهاست که با جلب حمایت جهانیان به ویژه کشورهای همسایه، آزادیشان را بازیابند و صلح را در سرزمینشان برقرار کنند.