تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۳:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۹۶۰۸۰

*ترانه رونق، مرسده نورایی
پدیده مهاجرت مغزها در سال‌های اخیر یکی از مهم‌ترین مسایل بحث‌ برانگیز کشورهای کمتر توسعه یافته و حتی کشوری پیشرفته مانند کانادا بوده است. عنوان فرار مغزها از واژه انگلیسی «Brain Drain» گرفته شده است که مترداف آن در فارسی «مهاجرت نیروی انسانی نخبه» است. (1)
مساله مهاجرت مغزها یا نخبگان را نباید صرفا در دانشگاهیان خلاصه کرد؛ این طیف، امکان دارد حجم وسیعی از متفکران، نویسندگان، هنرمندان، صنعتگران، مخترعان و پزشکان و ... شامل می‌شود. (2)
مهاجرت مغزها، پدیده‌ای است که از قرن بیستم و به دنبال شکوفایی علم و تکنولوژی در غرب ایجاد شد و حالتی است که در آن افراد متخصص در علوم و فنون، نوابغ و نخبگان یک کشور به کشور دیگر- عمدتا از کشورهای در حال توسعه به سمت کشورهای توسعه یافته- مهاجرت می‌کنند. در این نوع مهاجرت عوامل کشش، بیشتر از عوامل فشار در امر مهاجرت دخالت دارند؛ پاره‌ای از پژوهش‌گران معتقدند که علت ریشه‌ای تمام مهاجرت‌ها، شکست جوامع در برآوردن نیازهای شهروندان‌شان است. طیف این نیازها برای نخبگان هر کشور متفاوت است و ابعاد گوناگونی امنتی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، علمی و فرهنگی را در بر می‌گیرد. (3)
مهاجرت نخبگان هر چند مساله‌ای تاریخی بوده، اما عمدتا از اوایل دهه 1960 همچون یک پدیده اجتماعی مورد توجه و چاره‌اندیشی قرار گرفته است. دامنه این پدیده هر چند مربوط به کشورهای خاصی نبوده و گسترده‌ای جهانی داشته، اما اغلب در ارتباط با کشورهای توسعه نیافته و یا در حال توسعه از آن سخن به میان آمده است و به دلیل همین ارتباط، همنشینی و همزمانی با مفهوم توسعه بوده که سخن از فرصت‌ها و تهدیدهای فرار مغزها مفهوم یافته است. به عبارتی این پدیده به خودی خود نه از دست دادن فرصتی را در خود نهفته داشته و نه ایجاد تهدید می‌کند، اما از آن هنگام که با توسعه همنشینی و همزمانی یافته، امکان فرصت و تهدید آن معنی‌دار شده است. (4)
امروز نیروی انسانی یکی از پیش‌زمینه‌های توسعه همه جانبه است و نیروی انسانی متخصص و تحصیل کرده موتور محرکه جامعه قلمداد می‌شود؛ بنابراین از دست دادن این نیروها به مفهوم از دست دادن سرمایه‌های اصلی کشور تلقی می‌شود.
در قرن بیست و یکم تجارت مختص کالاهای اقتصادی نیست و مغزها را به عنوان یک کالای استراتژیک و قابل معامله در بر می‌گیرد. (5)
در جهان کنونی مهاجرت مغزها برای کشورهای در حال توسعه به بحران تبدیل شده است؛ چرا که خروج سرمایه‌های انسانی از دست رفتن فرصت‌های بسیاری را برای طی کردن روند توسعه اقتصادی این کشورها در بردارد.
به همین خاطر، با توجه به اهمیت مساله، این مقاله بر آن است که ضمن بررسی پدیده مهاجرت مغزها، علل و آثار آن، به چگونگی تبدیل این پدیده به بحران در جوامع در حال توسعه بپردازد.
علل مهاجرت مغزها
کارشناسان امور اجتماعی، علل گوناگونی را برای مهاجرت نیروی انسانی به ویژه از کشورهای در حال توسعه به کشورهای صنعتی بیان می‌کنند که عمده‌ترین این عوامل را می‌توان چنین طبقه‌بندی کرد:
1- عوامل اقتصادی
تقریبا تمامی افرادی که به بررسی و تحقیق در مورد پدیده مهاجرت مغزها پرداخته‌اند، عامل اقتصادی را به عنوان مهم‌ترین و موثرترین عامل در این روند در نظر گرفته‌اند.
افزایش فاصله میان کشورهای غنی و فقیر، رابطه مبادله منفی میان این جوامع، گسترش فقر و نرخ بالای تورم در کشورهای در حال توسعه، سطح پایین زندگی و درآمد سرانه، جاذبه‌‌های مادی کشورهای توسعه یافته و فاصله موجود میان امکانات زندگی در کشورهای در حال توسعه و پیشرفته، حرکت ناموزن توسعه اقتصادی در جوامع پیشرفته و در حال توسعه، نابرابری درآمد و هزینه، عدم وجود فرصت‌های شغلی و امنیت شغلی، عدم انطباق تخصص و توان فارغ‌التحصیلان با نیازهای کشور و روند کند رشد اقتصادی در جوامع در حال توسعه از جمله عللی است که در مهاجرت نیروی انسانی با انگیزه اشتغال و کسب درآمد اثر مستقیم دارد. (6)
2- عوامل سیاسی

عدم ثبات سیاسی، بحران‌های پی‌درپی، تغییر سریع قوانین و مقررات، تهدید جنگ‌های داخلی و خارجی، عدم وجود امنیت فکری و برخوردهای نامناسب با اصحاب اندیشه و فقدان دموکراسی از مهمترین عوامل سیاسی مهاجرت مغزها هستند. (7)
3- عوامل اجتماعی

بی‌عدالتی، عدم امنیت اجتماعی، کمبود رفاه اجتماعی، نابرابری‌های بسیار در امکانات اجتماعی از جمله رفاهی، بهداشتی و تفریحی، عدم احترام به قانون و عدم اطمینان نسبت به آینده هم از جمله علل اجتماعی مهاجرت مغزها محسوب می‌شود. (8)
4- عوامل فرهنگی و علمی

از جمله مهم‌ترین علل و عوامل علمی و فرهنگی موثر در مهاجرت مغزها، عدم توجه به شان و منزلت علم و عالم، الگوپذیری از خارج، ناهمگونی فرهنگی و سیاسی برخی از متخصصان با ارزش‌های حاکم بر جوامعشان، نظام آموزشی ناکارآمد و روحیه مدرک گرایی، کمبود تجهیزات و امکانات تحقیقاتی، فقدان نظام بهره‌گیری از توان علمی متخصصان، عدم مصرف بهینه بودجه‌های تحقیقاتی در عین ناکافی بودن آن، فقدان امکانات کافی برای ادامه تحصیل در دوره‌های تکمیلی و عدم برنامه‌ریزی مناسب برای جذب و پرورش استعدادهای درخشان و ممتاز به خصوص در سطوح عالی. (9)
5- عوامل ایدئولوژیک
گرچه در دوران و حالت عادی این عامل نمی‌تواند از اهمیت زیادی برخوردار باشد، اما در دوران بحران همچون عوامل سیاسی تبدیل به عامل مهمی می‌شود؛ به عنوان مثال، عدم انطباق عقاید و آرای برخی از اندیشمندان و نخبگان شوروی سابق با ایدئولوژی و نظام کمونیستی موجب مهاجرت این گروه از افراد به غرب شد.
شایان ذکر است که نقش این عوامل همیشه یکسان نیست، بلکه در موارد متعدد و مقاطع زمانی خاص هر یک از آنها اهمیت پیدا کرده و موجب تسریع این گونه مهاجرت‌ها می‌شود. (10)
پیامدهای اقتصادی مهاجرت مغزها برای کشورهای در حال توسعه
مهم‌ترین و واضح‌ترین آثار مهاجرت مغزها بر کشورهای در حال توسعه پیامدهای اقتصادی این پدیده است که پیامدهای مذکور روند توسعه اقتصادی جوامع در حال توسعه را با مانع مواجه می‌کند. در یک تقسیم‌بندی کلی این آثار عبارتند از:
1) از بین رفتن ثروت ملی
مهاجرت مغزها یک نوع فرار سرمایه ملی محسوب می‌شود و همان گونه که دنیای پیشرفته تا به حال در غارت منابع کشورهای جهان سوم عمل کرده، با جذب افراد متخصص باعث انتقال سرمایه انسانی از این کشورها شده است. برآورد هزینه تعلیم و تربیت یک فرد از زمان تحصیلات ابتدایی تا پایان دوره دبیرستان و سپس دانشگاه نشان‌دهنده سرمایه‌گذاری دولت در زمینه منابع انسانی است.
ائتلاف هزینه‌ها، مهم‌ترین اثر مهاجرت مغزها بر کشور مبدا است؛ یعنی هزینه‌هایی که صرف تعلیم و تربیت نیروی ماهر و تحصیلکرده شده است. کشورهای در حال توسعه، هر سال با صرف هزینه‌های هنگفت برای بخش آموزش و پرورش که در واقع سهم مهمی از بودجه ناچیزشان است، به آموزش و تربیت انسانهای ماهر می‌پردازند، اما با مهاجرت این افراد به کشورهای پیشرفته، منابع عظیمی از سرمایه خود را از دست می‌دهند و این سرمایه به سوی کشور میزبان سرازیر می‌شود. هر چه سطح تحصیلات بالاتر برود، مقدار هزینه صرف شده در بخش آموزش هم بیشتر می‌شود؛ بنابراین با عزیمت داومی دانش آموختگان به خارج، صدمات مالی فراوانی به کشور مبداء یا فرستنده وارد می‌شود. (11)
2) انتقال معکوس تکنولوژی
مهاجرت مغزها در حقیقت انتقال معکوس تکنولوژی از کشورهای توسعه نیافته یا در حال توسعه به کشورهای پیشرفته است. با مهاجرت نخبگان به کشورهای توسعه یافته، با توجه به نقش مهمی که این متخصصان می‌توانند در پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورهای در حال توسعه داشته باشند، آثار زیانباری بر پیشرفت‌ جوامع در حال توسعه داشته است. طبق برآورد انکتاد، مشارکت تکنولوژیکی افراد متخصصی که از کشورهای توسعه نیافته به سه کشور آمریکا، کانادا و انگلیسی رفته‌اند، فقط طی سالهای 1960 تا 1972 بیش از 51 میلیارد دلار برای کشورهای صنعتی ارزش داشته است.
در واقع کشورهای در حال توسعه هستند که به کشورهای صنعتی پیشرفته، سرمایه و تکنولوژی ارزشمند صادر می‌کنند تا رشد و توسعه اقتصادی آنان ممکن شود و زمینه برداشت هر چه بیشتر و بهره‌وری هر چه عمیق‌تر از امکانات و اقتصاد خویش را به نفع آن کشورها فراهم کنند. (12)
3) کاهش رشد اقتصادی
سرمایه انسانی یکی از عوامل تاثیرگذار بر رشد اقتصادی است؛ بنابراین خروج یکباره سرمایه انسانی نه تنها یک زیان کوتاه مدت است، بلکه باعث کاهش تشکیل سرمایه انسانی و به دنبال آن کاهش رشد اقتصادی در بلند مدت می‌شود. اگر چه اندازه‌گیری میزان تاثیر مهاجرت مغزها و خروج متخصصان یک کشور در نرخ رشد اقتصادی و سطح فقر دشوار است، ولی شکی نیست که پدیده فوق عامل بسیار مهمی در تشدید شرایط توسعه نیافتگی کشور است. بسیاری از مغزها، با خروجشان از کشور موجب خروج خانواده و سرمایه مالی خود از کشور می‌شوند، در حالی که این سرمایه برای رشد اقتصادی کشور ضروری است. (13)
4) تداوم چرخه توسعه یافتگی

بیرون رفتن اقراد متخصص و کارآمد از یک کشور، مسایل دیگری را هم در پی دارد؛ وقتی متخصصان به کنار می‌روند، ناکارآمدها میدان‌دار می‌شوند و چرخه توسعه نیافتگی باز هم به روال خود ادامه می‌دهد. (14)
پدیده مهاجرت مغزها؛ بحران کشورهای در حال توسعه
مهاجرت در جهان کنونی تبدیل به پدیده‌ای فراگیر شده است. مهاجرت نخبگان، تنها دامن کشورهای در حال توسعه را نگرفته، بلکه در کشورهای توسعه یافته نیز مساله‌ای به نام مهاجرت متخصصان وجود دارد که نمونه آن مهاجرت نخبگان از کانادا به کشور آمریکاست.
به طور کلی مهاجرت امری مذموم و ناپسند نیست، اما پدیده فرار مغزها که به خروج وسیع متخصصان و اندیشمندان یک کشور اشاره دارد، باری کشور مبداء بار ارزشی‌اش منفی است و مذموم تلقی می‌شود و این مساله زمانی به عنوان یک معضل اجتماعی مطرح می‌شود که کشور مهاجر فرست از فقدان چنین افرادی در رنج و کمبود باشد. (15)
در عصر جهانی اقتصاد صنعتی موج دومی به اقتصاد موج سومی یا اقتصاد دانش محور تغییر ماهیت داده است. در این نوع اقتصاد، اطلاعات همچون یک کالای اقتصادی در فرآیند تولید، توزیع و مصرف، جایگاه ممتازی به دست آورده است؛ در همین زمینه متخصصان و اندیشه‌گران، به مثابه نیروی مولد این کالای گرانبها، بیش از پیش صاحب قدرت و منزلت گشته‌اند و از آنها به عنوان سرمایه انسانی یاد می‌شود. (16)
کمبود نیروی انسانی متخصص باعث کندی در پیشرفت اقتصادی یک کشور می‌شود. یک کشور به هر اندازه هم که دارای منابع طبیعی فراوانی و سرمایه کافی باشد، اگر فاقد نیروی انسانی لازم و در حد احتیاج باشد نمی‌تواند به برنامه‌های اساسی که برای روند توسعه لازم است، روی آورد. از این رو می‌توان مهاجرت مغزها را فاجعه‌ای بر ضد جریان توسعه تلقی کرد؛ به قول «تئودور شولتز» کلید توسعه اقتصادی، خود انسان است نه منابع آن. (17)
در این رابطه مساله قابل تامل اینجاست که چرا مهاجرت مغزها در کشورهای توسعه یافته از اهمیت خاصی برخوردار نبوده ولی برای کشورهای در حال توسعه به یک بحران تبدیل شده است؟
واقعیت این است که کشورهای در حال توسعه، توان حفظ نخبگان خود را ندارند. مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در این کشورها موجب گریز نخبگان از موطنشان می‌شود. این در حالی است که آمار و ارقام قابل ملاحظه و فزاینده مهاجرت نیروی انسانی از این جوامع از طریق فرآیند مبادله مغزها جبران نمی‌شود. مبادله مغزها به جریان دو طرفه مهاجرت بین کشور گیرنده و فرستنده اشاره دارد. در مواردی که جریان نهایی در یک جت شدت دارد از اصطلاح فرار مغزها یا جذب مغزها استفاده می‌شود. در واقع هنگامی که جریان خروجی نیروهای متخصص و تحصیلکرده ثابت باشد و با جریان ورودی مشابهی از دیگر کشورها جایگزین نشود، در نتیجه پدیده فرار مغزها رخ می‌دهد و کشور مبداء به عنوان بازنده در نظر گرفته می‌شود. (18)
طی سال‌های 1960 تا 1970 بالغ بر سیصد هزار نفر مهندس، جراح، تکنسین و کارگر ماهر کشورهای در حال توسعه به اقامت کشورهای آمریکا، کانادا و انگلیس درآمدند. بر پایه گزارش صندوق بین‌المللی پول روند مهاجرت نیروی انسانی از جوامع در حال توسعه به کشورهای توسعه یافته صنعتی از اوایل دهه 1990 بار دیگر تشدید شده است. (19)
در سرشماری سال 1990 ایالات متحده آمریکا مشخص شد که از جمع هفت میلیون نفر مهاجر به ایالات متحده حدود 5/1 میلیون نفر، دارای تحصیلات عالی هستند که کشورهای آسیایی و حوزه اقیانوس آرام بودند. (20)
بر اساس بررسی‌های مرکز پژوهش‌های علم و تکنولوژی در دهه گذشته، متخصصان حوزه تحقیق و پژوهش علمی که از کشورهای در حال توسعه مهاجرت کرده‌اند و در حال حاضر در کشورهای صنعتی مشغول به کارند، رقمی معادل یک سوم متخصصان و پژوهشگران علیم و صنعتی کشورهای در حال توسعه هستند. به همین دلیل بهره‌وری بخش تحقیق و توسعه در آمریکا، اتحادیه اروپا و ژاپن در زمینه نشر، 5/4 برابر و در تعداد اختراعات ثبت شده ده برابر کشورهای در حال توسعه است. (21)
آن چه مسلم است گسترش سیل مهاجرت نخبگان و متخصصان از کشورهای در حال توسعه سبب خواهد شد که این کشورها توان بهره‌گیری از علم و فناوری روز را از دست بدهند و همین امر به طور مستقیم بر روند تولید، صادرات و توان رقابت بنگاه‌های اقتصادی کشورهای مذکور اثرگذار شود. (22)
از سویی دیگر در فرآیند مهاجرت نخبگان و متخصصان نه تنها نخبگان که ثروت ملی یک کشور به حساب می‌آیند، از دست می‌روند، بلکه پس از گذشت قرنها از نظر ژنتیکی، کشورهای نخبه‌پذیر به جوامع نخبه تبدیل می‌شوند. نبوغ و نخبگی بر اثر دو عامل مهم یعنی وراثت- که همان ویژگی‌های ژنتیکی افراد است- و محیط- که شرایط و بستر لازم برای رشد علمی و عقلی است- حاصل می‌شود؛ بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که هر نخبه‌ای که از کشور خارج می‌شود یک ژنوم هوشمند از کشور خارج شده و با زندگی در کشور دیگر و ازدواج و تولید نسل در آن جا به تکثیر ژن‌های هوشمند آن کشور کمک می‌کند، پس به تدریج در صد ژن‌های هوشمند جوامع نخبه‌پذیر افزایش یافته و در طولانی مدت اختلاف فاحش ژنتیکی میان کشور مبدا و مقصد ایجاد خواهد شد؛ به گونه‌ای که جوامع نخبه‌پذیر به جوامع نخبه بدل می‌شوند و بر این اساس در زمینه تولید علم و فناوری، همچنان پیشتاز خواهند بود. با این استدلال کشورهای در حال توسعه با از دست دادن نسل آینده ژنهای هوشمند (نخبگان) در درازمدت بیش از آنچه آمار و ارقام مهاجرت مغزها نشان می‌دهد، زیان دیده و فرصتهای بسیاری را برای تولید علم، فناوری و صنایع جدید از دست خواهند داد. (23)
مجموعه این بررسی‌ها، ما را به بحران آفرینی پدیده مهاجرت مغزها در کشورهای در حال توسعه رهنمون می‌سازد.
رهیات‌های حل بحران
اگرچه تبیین مساله مهاجرت نخبگان برای هر کشوری نیاز به مطالعه موردی دارد و مقوله‌ای است که نمی‌توان برای آن نسخه‌ای جهانی پیچید، اما با توجه به اشتراک برخی علل و عوامل مهاجرت مغزها از کشورهای در حال توسعه می‌توان رهیافت‌هایی برای حل این بحران ارائه کرد.
تاکنون در کشورهای در حال توسعه تدابیر بسیاری برای جلوگیری از مهاجرت مغزها اتخاذ کرده‌اند، اما چون بیشتر آنها متوجه علت اصلی نبوده‌اند، به نتایج مطلوب نرسیده‌اند.
یکی از راه‌های جلوگیری از مهاجرت مغزها، موضوع برنامه‌ریزی بلند مدت و دقیق برای استفاده از نیروی انسانی است که متاسفانه تاکنون در کشورهای در حال توسعه کمتر مورد توجه قرار گرفته است. البته تا زمانی که شرایط محیط کار در کشورهای در حال توسعه تغییر نیابد و برخی عوامل ضروری، از قبیل تامین دستمزد و برابری شرایط کار، فراهم کردن امکان پیشرفت، احترام به استعداد و خلاقیت، تحرک در کار و ایجاد فرصت برای امکان تماس و تبادل نظر (حتی با افرادی که در خارج از کشور تخصص‌های مشابه دارند) تامین نشود، مهاجرت مغزها ادامه خواهد یافت، زیرا افراد متخصص در سراسر جهان خواسته‌های مشابهی دارند؛ زمانی که امکانات سنتی کشورشان خواسته‌هایشان را تامین نکند، مهاجرت خواهند کرد. بنابراین کشورهای در حال توسعه برای اینکه بتوانند متخصصان را به خود جلب کنند، ضمن توجه به رفاه مادی آنها باید محور اصلی را بر اساس تامین آزادی فرد، تامین نیازها و خواسته‌های حرفه‌ای افراد، قرار داده و توجه بیشتری به نیروی جوان خواهان تحول بکنند.
در واقع کشورهای در حال توسعه باید عوامل دافعه نیروی انسانی متخصص و نخبگان خود را شناسایی کرده و درصد رفع و کاهش این عوامل برآیند. (24)
از سوی دیگر جذب پیشگیرانه به عنوان یک راهبرد کارآمد دیگر باید کانون توجه قرار گیرد. هدف از این راهبرد درگیر کردن نخبگان در مقوله توسعه و خارج کردن آنها از وضعیتی است که آنها خود را قربانیان توسعه نیافتگی تلقی نکنند، بلکه توسعه‌نیافتگی را مشکل خود فرض کرده و در شرایط سخت بمانند و کار کنند. (25)
راهکار موثر دیگر در جلوگیری از مهاجرت مغزها، تقویت روند چرخش مغزها از طریق توسعه ارتباطات علمی بین‌المللی است؛ مفهوم چرخش مغزها که به سیکل حرکت به خارج از کشور برای آموزش و سپس کسب شغل در آنجا و در نهایت بازگشت به خانه برای دستیابی به مزایای یک فرصت خوب اشاره می‌کند، انتقال دانش به کشور اصلی را افزایش می‌دهد. (26)
به نظر می‌رسد با توجه به توسعه شبکه اطلاع‌رسانی علمی و پیوندهای عمیقی که اکثر مهاجران با جامعه علمی کشورهای توسعه یافته برقرار کرده‌اند، مرکز اقدامات کشورهای در حال توسعه باید به سوی ایجاد شبکه‌های عملی فعال برای تعامل متخصصین داخلی با مهاجران متخصص و بهره‌گیری از توان علمی و تخصصی مهاجران متخصص در قالب مراوده علمی، نشر، کنفرانس‌ها، فرصت‌های مطالعاتی، سیستم‌های مشاوره علمی، و فعالیت‌های دانشگاهی دیگر سوق پیدا کند. این سیاست راهبردی (چرخش مغزها) در نهایت می‌تواند اشتیاق و زمینه‌های لازم را برای بازگشت تقویت کند؛ به این معنی که گردش مغزها به عنوان مقدمه‌ای برای جذب نخبگان پی‌گیری شود. (27)
در این راهکار حتی اگر امکان بازگشت دائم بسیاری از مهاجران متخصص به دلیل تثبیت زندگیشان در خارج از این کشورها فراهم نیاید، برقراری پیوند و ارتباط با این مهاجران متخصص که ممکن است به دلیل پیوندهای فرهنگی و خانوادگی هنوز دغدغه کشور خود را داشته باشند، سبب خواهد شد تا فرصت‌های لازم برای مشارکت آنها در فرآیند توسعه کشورشان به نحوی مفید و ثمربخش فراهم آید؛ بدین ترتیب کشورهای در حال توسعه می‌توانند از نیروی انسانی ماهر و متخصص خود که با سرمایه دیگران شکل گرفته‌اند، بهره بگیرند. (28)
نتیجه‌گیری
پدیده مهاجرت نیروی تحصیلکرده و متخصص از کشوری به کشور دیگر در سرتاسر جهان جریان دارد و تنها مختص به کشورهای در حال توسعه نیست، بنابراین آنچه مهم است نحوه برخورد با این پدیده است. مساله مهاجرت مغزها به این دلیل برای کشورهای در حال توسعه چندان بحران آفرین نیست که اگر این کشورها نخبگانی را از دست دهند، توانایی جذب نیروهای متخصص یا به اصصلاح مبادله مغزها را دارند. در صورتی که کشورهای در حال توسعه، نه توان حفظ نخبگان را دارند، نه امکان وتوان جذب نخبگان و متخصصان دیگر کشورها را، به این دلیل مساله مهاجرت نخبگان صدمات جبران ناپذیری را به کشورهای در حال توسعه وارد می‌کند.
بنابراین کشورهای در حال توسعه برای خروج از بحران مهاجرت مغزها باید با نگاه به درون تحولی ساختاری در ابعاد اقتصادی و اجتماعی کشور خود انجام دهند، چرا که در برابر دافعه آن سوی مرزها نمی‌توانند کاری انجام دهند و حق هر انسانی است که در جستجوی تکامل و بهبودی باشد؛ این کشور می‌توانند دافعه‌های خود را کاهش دهند. مغزها هنگامی مهاجرت می‌کنند که گزینه‌ای جز رفتن ندارند و کشورهای در حال توسعه باید این گزینه را حذف کنند. جذب و نگهداری نیروی انسانی مستلزم به کارگیری و اجرای یک مدیریت صحیح با بهره‌گیری از یک کادر کارشناس در امر شناخت و بهره‌وری بهینه از نیروی انسانی متخصص است. ریشه‌یابی علتها و عوامل دفع نیروی انسانی و مقابله جدی با آن از اولین گام‌های مدیریت و اداره منابع انسانی به شمار می‌آید.
از سوی دیگر تقویت روند چرخش مغزها از طریق توسعه ارتباطات علمی- بین‌المللی راهبرد دیگری است که می‌توان به عنوان مقدمه‌ای برای جذب مغزها پی‌گیری شود. کشورهای در حال توسعه از طریق راهکارهای مبتنی بر چرخش مغزها، هم چون برنامه‌های تقویت شبکه‌های علمی متخصصین داخلی و مهاجران متخصص بر حسب رشته‌های مختلف علمی، تاسیس مرکز یا دپارتمان ترجمه و انتقال تجارب. نوآوری و اختراعات مهاجران متخصص، برگزاری سالیانه و ادواری گردهم‌آیی و نشست‌های متعدد از طریق فراخوان متخصصان داخلی و مهاجران متخصص و در نهایت دعوت از متخصصین مقیم در خارج برای حضور در عرصه‌های علمی و آموزشی می‌توانند از منابع انسانی متخصص با دارایی بالقوه خود که در خارج از مرزهایشان مستقر است، در فرآیند توسعه به نحوی مفید و موثر بهره گیرند.
به هر حال، با توجه به نقش کلیدی نیروی انسانی متخصص در توسعه اقتصادی پایدار، پدیده مهاجرت مغزها برای کشورهای در حال توسعه ضایعه بزرگی است که می‌بایست برای جلوگیری از پیشرفت آن بدون دفع وقت اقدام کنند.
آن چه سبب تبدیل مهاجرت متخصصان به بحران بزرگی برای کشورهای در حال توسعه می‌شود، برخرود انفعالی با این مساله است، چرا که منابع انسانی بنا به اذعان کارشناسان اقتصادی و سیاسی، مهم‌ترین سرمایه هر کشور است؛ چنان چه آلمان و ژاپن را پس از جنگ‌های بزرگ، هیچ سرمایه فیزیکی جز نیروی انسانی همان کشورها، احیا نکرد.