تاریخ انتشار : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۹۶۰۸۲
بررسی علل ناپایداری و انشعاب احزاب ایرانی در گفت‌وگو با صاحب‌نظران سیاسی

نفیسه زارع کهن
احزاب و گروه‌های سیاسی یکی از دستاوردهای جدید بشری در سطح اندیشه‌های سیاسی به شمار می‌روند که با ظهور دولت‌های ملی و برقراری سیستم پارلمانی شکل گرفته و به تدریج روند تکامل را طی کردند. شکل‌گیری آرایش‌های جدید در نیروهای سیاسی و تشکیل احزاب سیاسی در ایران، نشان از این دارد که تحول‌خواهان و مبارزان در عرصه سیاست به ضرورت تشکیل احزاب به عنوان پیش‌نیاز توسعه سیاسی توجه خاصی دارند. ولی نکته‌ای که باید به آن بیشتر توجه کرد این است که اگرچه تشکیل حزب در جامعه جدید مهم است اما کارآیی، دوام و پایداری آن در حال حاضر اهمیت بیشتری دارد. با بررسی سابقه تاریخی احزاب در ایران چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن و حتی در سال‌های اخیر به این نکته می‌توان رسید که احزاب سیاسی در جامعه ایرانی دوام چندانی نداشته‌اند و جز تعداد انگشت‌شماری، بقیه اگر در تندباد بحران‌های سیاسی بیرونی از دست نرفته‌اند، با اختلافات داخلی به انشعاب، چند دستگی و حتی گاه انحلال رسیده‌اند.
بارها شاهد بوده‌ایم که هرگاه احزاب در ایران با قدرت و چهره‌ای پایدار و بادوام ظاهر شده‌اند، گامی بزرگ در جهت دموکراتیزه کردن قدرت برداشته‌اند. اما چرا با توجه به تمام اهمیتی که نخبگان به حضور احزاب در جامعه ایرانی داده‌اند، هنوز وضعیت تحزب در ایران رنجور و بیمار است؟
چرا احزاب در کشوری مثل ایران یا تشکیل نمی‌شوند و یا پس از شکل‌گیری دچار اختلافات و مشکل‌های درونی شده و به انشعاب و چند دستگی می‌رسند؟
آیا عدم حضور افرادی همفکر در زمینه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در احزاب عامل این ناپایداری است یا نداشتن اساسنامه و مرامنامه‌ای مناسب باعث بروز چنین مشکلاتی می‌شود؟
بیشتر صاحب‌نظران سیاسی معتقدند ریشه این مشکلات در نبود فرهنگ حزبی در جامعه است. چرایی این موضوع و راه‌حل آن را در گفت‌وگو با تعدادی از صاحب‌نظران سیاسی به بحث گذاشته‌ایم.
جایی برای حزب وجود ندارد
هاشم هدایتی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در این باره معتقد است، ریشه مشکلات احزاب در ایران پارادایم فکری است که در فرهنگ حاکم بر جامعه وجود دارد. وی این پارادایم را هضم نکردن ضرورت و به رسمیت شناختن تحزب در جامعه دانسته و در توضیح آن می‌گوید: «پارادایم غالب بر جامعه به ویژه در عرصه قدرت و حکومت پارادیمی است که جایی بای حزب در آن وجود ندارد.» هدایتی یادآور می‌شود:‌ احزاب در تاریخ ایران حقی برای اظهار وجود نداشته‌اند، اگرچه در سال‌های اخیر تلاش‌هایی صورت گرفته که این پارادایم تغییر یابد و محوریت در عرصه قدرت به مردم سپرده شود، اما پس از آن این سوال به وجود آمد که این مردم چگونه خواسته‌های خود را بیان کنند.
عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین می‌گوید: وقتی از یک ایرانی بپرسید که حضور مردم در عرصه قدرت چگونه باید باشد شاید کمتر از حزب نام ببرد. به نظر وی پارادایم غالب در عرصه قدرت و حکومت، پارادیم سلطه دولت است و این مسئله ریشه‌ای‌ترین و اساسی‌ترین ایراد در جامعه ایران است.
هدایتی که حتی روش‌ها، دانش و تجربه کار سیاسی را هم متاثر از پارادایم موجود در جامعه می‌داند معتقد است، بسیاری از کسانی که در جامعه ایرانی حزب تشکیل داده‌اند در پارادایم سنتی تنفس می‌کنند و در عین حال شعار تحزب سر می‌دهند. وی سپس تصریح می‌کند: نیمی از احزاب ما در شرایط طبیعی شکل نگرفته‌اند، یعنی اینطور نبوده است که آدم‌هایی علاقه‌مند به یک فضای سیاسی در کنار هم قرار بگیرند و با فرض اینکه مردم اصل هستند در رقابت‌ها حاضر شوند. وی سپس وضعیت احزاب را در فضای فعلی کشور مورد توجه قرار داده و می‌گوید: یک جریان در دولت به حزب اعتقاد ندارد، مثلا در فعالیت «خانه احزاب» دخالت می‌کنند و تلاش می‌کنند احزاب به جای کار جدی حزبی، سرگرم مسائل جانبی شوند. هدایتی می‌گوید: برداشت من این است که خانه احزاب، یک حزب نیست، بلکه خانه حزب‌هاست و همه به لحاظ حزب بودن منافع جداگانه‌ای دارند و وظیفه خانه احزاب دفاع از تحزب است. به نظر شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب این مسائل از جمله عللی است که مانع شکل‌گیری فرهنگ تحزب در کشور شده و به طبع این روند خود را به صورت مشکل در درون احزاب نوپا نشان می‌دهد، مشکلی که گاه منجر به انشعاب و چنددستگی در احزاب می‌شود. او می‌افزاید: علی القاعده دولت و حکومتی که مدعی مردم‌سالاری است باید تلاش کند که ریشه‌های مردم‌سالاری نیز شکل بگیرد. وظیفه دولت در چنین نظامی این است که تحزب را تقویت کند و در این زمینه برنامه‌هایش را اعلام کند.
باورهای مشترک عاملی برای پایداری احزاب
کمال سجادی، سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری نیز در این زمینه معتقد است: احزابی که خلق‌الساعه و برای جاه‌طلبی‌های کوتاه‌مدت و یا به صورت یک شبه شکل می‌گیرند، مشخص است که در آینده دچار مشکل خواهند شد. وی می‌گوید: احزاب دولت ساخته اگر در حکومت نباشند به تدریج از هم می‌پاشند و دچار مشکلات درونی می‌شوند و قادر نخواهند بود که مشکلات درونی خود را حل کنند. وی عامل عدم توفیق احزاب در ایران را این مسئله دانسته و در بیان شرایط احزابی که می‌توانند به صورت درازمدت فعالیت کنند، چنین اظهار نظر می‌کند: «احزابی که اعضای هیات موسس آن دارای باورهای مشترک و ایدئولوژی مشخص باشد، پایدار می‌مانند. قطعا احزابی که دارای اساسنامه، مرامنامه و استراتژی مشخص و برنامه‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت باشند، پایدارتر خواهند بود. سجادی در ادامه حزب موتلفه را مثال زده و توضیح می‌دهد: «این حزب، حزب پایداری است. اعضای آن باورها و اعتقادات مشترکی دارند و 40 سال از عمرش می‌گذرد.» وی همچنین حزب توده را هم به عنوان یک حزب که دارای هدف درازمدت بوده است، مثال می‌زند و تاکید می‌کند که «البته عملکرد این حزب باید نقد شود».
سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری در بخش دیگر گفته‌هایش بار دیگر بر ویژگی‌های یک حزب پایدار تاکید می‌کند و می‌افزاید: «باورهای مشترک، اهداف درازمدت و یکسان بودن از لحاظ عقیدتی، سیاسی و مذهبی در احزاب عاملی است برای اینکه این احزاب کمتر دچار انشعاب و چنددستگی شوند.»
وی به اصلاح‌طلبان و احزاب آنها اشاره می‌کند و می‌گوید: «مشکلاتی که در جبهه اصلاح‌طلبان وجود دارد از این نوع است که اصلاح‌طلبان طیف وسیعی را از چپ چپ تا منتهای راست را در برگرفته‌اند و به همین دلیل هیچ گاه نتوانسته‌اند آن انسجام و وحدت را در بین خود و گرو‌ه‌هایشان ایجاد کنند. در صورتی که اگر اینطور نبود آنها می‌توانست در درازمدت به زندگی سیاسی خود ادامه بدهند. سجادی نقش دولت‌ها را در کمک به احزاب پررنگ دانسته و تاکید می‌کند: دولت‌ها اگر توجه لازم را به احزاب داشته باشند، از طرف دیگر احزاب هم می‌توانند کمک کارشان باشند. چرا که احزاب می‌توانند فکر سیاسی تولید کنند و حتی با انتقاد از دولت به آن کمک کنند. سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری همچنین کار حزبی را مدرن‌ترین دستاوردهای بشری خوانده و می‌گوید: همان طور که می‌دانید امروزه در دنیا دولت‌هایی موفق هستند که در اداره کشور خود، بر اساس دموکراسی و حکومت‌های حزبی کار می‌کنند. وی سپس با مثال زدن آمریکا، اروپا و کشورهای آسیایی ادامه می‌دهد:‌ در این کشورها و قاره‌ها احزاب به درجه‌ای از رشد و بالندگی رسیده‌اند که می‌توانند دولت تشکیل بدهند و منتقدان خوبی برای دولت باشند. سجادی معتقد است: آنچه جمهوری اسلامی به دنبال آن است، مردم‌سالاری دینی است که با استراتژی مناسب و حضور احزاب نام و نشان‌دار می‌توان به آن رسید.
انشعاب، آفت کار حزبی در ایران
«ناتوانی در حل و فصل مشکلات درونی و رسیدن به انشعاف و گاه چند دستگی از آفت‌های کار حزبی در ایران است که برخی احزاب دچار آن هستند». این جمله را احمد شیرزاد، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی بر زبان می‌راند و با مثال‌های مختلف مدل برخی احزاب را که توانایی حل مشکلات درونی خود را ندارند، تشریح می‌کند. وی می‌گوید: گاهی احزابی وجود دارند که در آن یک شخص برجسته سیاسی در صدر می‌نشیند و با فاصله بسیار از او گروهی وجود دارند که حزب را اداره می‌کنند که این الگو نوعی ناپایداری را در درون به دنبال دارد. شیرزاد سپس نوع دیگری از احزاب را مثال زده و اظهار می‌کند: دسته دیگر، احزابی هستند که در واقع به صفت حزبی شناخته شده نیستند و بیشتر گروه‌های صنفی و فرهنگی را شامل می‌شوند. این گروه‌ها هم از هویت منظم حزبی برخوردار نیستند. لذا آفت ناتوانی در حل و فصل مشکلات بیشتر در این قبیل گروه‌ها ظهور و بروز می‌کند. عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت خاطرنشان می‌کند: «طبیعی است در کشوری که تکثر احزاب پذیرفته می‌شود، نباید توقع داشت که الگوها مثل هم باشند، اما به نظر می‌آید احزابی که در آنها کار گروهی تعریف شده و در سطح شورای مرکزی آن حق برابری، برای اظهارنظر افراد وجود دارد، از توانایی بیشتر برای حل مشکلات برخوردارند. در اینگونه احزاب برای حل و فصل مشکلات، انتخابات سالانه یا دوسالانه به طور طبیعی فصل ختام خواهد بود. این استاد دانشگاه در ادامه گفت‌وگوی خود بار دیگر احزابی که در راس آن یک شخصیت برجسته با فاصله زیاد از دیگران قرار گرفته است را مثال زده و اینطور توضیح می‌دهد: «گاهی رو در بایستی‌ها باعث می‌شود نوعی انشعاب نیمه رسمی در این احزاب رخ بدهد. یعنی افراد اعلام انشعاب یا خروج از حزب نمی‌کنند، اما فعالانه وارد عرصه نمی‌شوند».
اشکال در شیوه‌های مدیریتی و عضوگیری است
اما حمیدرضا ترقی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه علت انشعاب و چنددستگی در احزاب ناتوانی آنها در حل مشکلات درونی را ناشی از شیوه مدیریتی و عضوگیری می‌داند و معتقد است: نوعا احزابی که به دنبال تجمیع افکار و اندیشه‌های مختلف و اتخاذ روش‌های جبهه‌ای در مدیریت حزبی هستند پس از مدت کوتاهی به علت فاصله‌ای که بین افکار ایده‌ها و اهداف اعضا در کادر مرکزی پیش می‌آید دچار انشعاب یا اختلاف نظر می‌شوند.
وی ادامه می‌دهد: طبیعتا چنین شرایطی ایجاب می‌کند که احزاب بر اساس همگرایی کامل بین کادر مرکزی و بدنه در اصول و آرمان‌های مدون و از قبیل تدوین شده گردهم جمع بشوند و به آن اصول پایبند باشد و حتی بتواند ضمانتی باشد برای دوام، بقا و انجام تشکیلاتی. ترقی درباره این مسئله که آیا دولت در ناکامی احزاب نقش دارد و آیا می‌تواند در رواج فرهنگ تحزب و پیش رو باشد، می‌گوید: نمی‌شود مشکلات داخلی احزاب را به سمت دولت راند و فرافکنی کرد. احزاب برای تشکیل حزب باید خود دارای استعداد و ظرفیت منسجم کردن جمعی از اقشار جامعه باشند و بعد دست به تشکیل حزب بزنند. عضو شورای مرکزی موتلفه سپس از اینکه احزاب راه‌های دوام خود را نمی‌دانند ابزار تاسف کرده و با اشاره تلویحی به دوران دولت خاتمی چنین ادامه می‌دهد: «احزابی در دهه اخیر و بنا به سیاست‌های تشویقی دولت در بعد تقویت جامعه مدنی پدید آمدند که آمادگی لازم را برای فعالیت حزبی در درازمدت نداشتند و نتوانستند جوانب فعالیت حزبی را مورد نظر قرار بدهند و دچار نوعی تفکیک شدند».
وی می‌افزاید: من فکر می‌کنم تلاش دولت قبلی برای تکثر احزاب در جامعه موجب حرکت ناپخته تحزب در جامعه ما شد. اما ناگفته نباید گذاشت که اصل و ریشه این مشکلات بیشتر در رهبران این نوع از احزاب است که بدون ظرفیت و آمادگی قبلی دست به تشکیل حزب زده‌اند.
راه‌حل چیست؟
با توجه به چنین مسائلی سوالی که پیش می‌آید این است که راه‌حل نجات احزابی که توانایی رفع و رجوع مشکلات درونی را نداشته و محکوم به چند دستگی و گاهی انشعاب می‌شوند، چیست؟
آیا با سازوکارهایی همچون ریش سفیدی و گفت‌وگو می‌توان مسئله را حل کرد و یا راه نجات در تدوین اصول و اهداف اولیه بر مبنای یک آرمان و ایدئولوژی واحد در این احزاب است؟
به نظر هاشم هدایتی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب راه‌حل این مسئله یک کار فرهنگی ریشه‌ای و درازمدت است. وی می‌گوید: شاید در یک پروسه سی، چهل ساله بتواند حزب در ایران جا بیفتد و به احزاب فشار نیاید تا آنها تسلیم مطامع و جریانات خاص نشوند و باج ندهند.
هدایتی تاکید می‌کند: بهتر است افرادی که می‌خواهند در یک حزب باشند اگر همفکر هستند آهسته و پیوسته با هم کار کنند و البته برای رسیدن به قدرت عجله نکنند. در این صورت اگر افراد در یک فضای آرام حرکت کنند و جلو بروند دچار هیچ مشکلی نخواهند شد. به نظر وی نخبگان نباید بگویند که ما حزبی نیستیم چون حزبی نبودن برای نخبگان یک جامعه توسعه یافته عیب و نقص است. به نظر این عضو سازمان مجاهدین انقلاب اعضای احزاب باید تا جایی که ممکن است دولتمردان را عقب بزنند و به لحاظ دفاع از تحزب همفکر، هم صدا و هم جهت باشند. کمال‌الدین سجادی، سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری نیز بار دیگر همانگونه که در آسیب‌شناسی احزاب و علت انشعاب آنها گفت، راه‌حل این احزاب را دارا بودن باورها و ایدئولوژی‌های مشترک درونی دانسته و توضیح می‌دهد: داشتن برنامه‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت و همچنین مرامنامه و اساسنامه‌ای که همه اعضا بر آن باور داشته باشند باعث جلوگیری از انشعاب و چند دستگی احزاب خواهد شد. اما احمد شیرزاد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت معتقد است نباید راه‌حل این مسئله را در الگویی واحد جست‌وجو کرد. به نظر وی برخی الگوهای کار حزبی ممکن است یک حسن و چند عیب داشته باشند؛ حتی ممکن است از تحرکات بیشتری برخوردار باشند و در برخی عرصه‌ها مثل انتخابات با قاطعیت بیشتری وارد عرصه شوند، اما در حل و فصل مشکلات سردرگم بمانند.
این استاد دانشگاه تاکید می‌کند: به نظر می‌رسد هر چه که احزاب به سمت دموکراسی درون حزبی بروند طبیعتا توان آنها برای حل و فصل مشکلات نیز بالا خواهد رفت.
حمیدرضا ترقی، عضو شورای مرکزی حزب موتلفه نیز در این باره چنین می‌گوید: نوعا احزاب با تجربه برای اینکه چنین اختلافاتی در درون پیدا نکنند، مکانیزم‌های خاصی را پیش‌بینی می‌کنند که بتوانند تداوم حرکت حزب را در چارچوب مرامنامه تضمین کنند.
وی توضیح می‌دهد: هیات موسس حزب نقش اصلی را در هدایت حزب، تدوین اساسنامه و مرامنامه بر عهده دارد و به این ترتیب این نوع مکانیزم‌ها در درون حزب و کنگره بررسی و پیش‌بینی می‌شود این عضو شورای مرکزی موتلفه گوشزد می‌کند: با وجود چنین تدابیری مشکلات احزاب حل خواهد شد البته این نکته را هم باید اضافه کرد که احزاب هیچ‌گاه نباید اجازه بدهند اهرم‌هایی از بیرون در مسائل درونی احزاب دخالت کنند.