هرچند زود است نسبت به تحولات انگلیس در همگام کناره گیری بلر سخنی به میان آوردیم، اما ابهامات زیادی در خصوص ماجرای استعفای زودهنگام نخست وزیر آن کشور، وجود دارد که یافتن پاسخی مناسب و منطبق بر برخی از تحولات اخیر در دنیای سیاسی، می تواند تا حدودی به رفع این ابهامات کمک کند. از جمله این ابهامات این است که بلر از معدود رجال سیاسی انگلیس در سالهای اخیر است که بسیاری از کارشناسان وی را به چرچیل دوم و هم ردیف مک میلان نخست وزیر سال های گذشته انگلیس تشبیه کرده اند. صاحب این شخصیت که براساس برخی تئوری ها، توانسته مشی سیاسی ایالات متحده آمریکا، به ویژه در زمان ریاست جمهوری جورج واکر بوش را تغییر داده و نبض سیاست های این کشور را با دکترین استعمار مجازی خود تحت تاثیر قرار دهد، بسیار بعید به نظر می رسد که به این سادگی از قدرت سیاسی انگلیس کناره گیری کند و یا اجازه این کار را به دیگر سیاستمداران بدهد. بدون تردید کنار گذاشتن بلر دور از تصور نیست، اما در شرایط کنونی که تلاش زیادی شده تا موضوع امنیت ملی و به خطر افتادن آن به عنوان یکی از چالش های مهم و البته رعب انگیز دولت و ملت انگلیس در نزد عوام تلقی شود، پرداختن به خروج بلر از صحنه سیاسی انگلیس، نه تنها امری دشوار بلکه دربردارنده هزینه های گزافی برای نظام سیاسی آن کشور است.
اگر این موضوع صحت داشته باشد، باید دید چه عامل مهم و ارزشمند دیگری وجود داشته و دارد که توانسته تا حد اعلا حیات سیاسی انگلیس را به مخاطره اندازد که رجال سیاسی آن کشور، حاضر شده اند چرچیل دوم خود را کنار گذاشته و هزینه های احتمالی آن را نیز بپردازد.
درخواست برای کناره گیری دلایل حزبی
شاید یکی از مباحثی که در شرایط کنونی شنیده شده و توانسته به این شایعه دامن زند، بحرانی هایی است که در چند سال اخیر هم در داخل انگلیس و هم خارج از این کشور به وقوع پیوسته و دولت بلر چه پنهان و چه آشکار در بیشتر این بحران ها نقش اساسی داشته است.
تداوم این بحران ها موجب تحمیل هزینه های جبران ناپذیر بر اقشار مالیات دهنده انگلیسی شده و شهروندان این کشور را از ادامه این آشفته بازار پنهان که هر آن اقتصاد متمایل به رفاه آنان را به مخاطره انداخته، بسیار نگران کرده است.
این موضوع از یک سمت خطر سقوط ناگهانی دولت بلر را به دلیل کاهش محبوبیت حزب کارگر در نزد مردم، به رجال سیاسی این حزب گوشزد می کند و از سوی دیگر موجب اوج گیری ضدیت مخالفان علیه دولت که عمدتا در حزب محافظه کار و احزاب سوسیالیست و دست راستی این کشور متمرکز هستند، خواهد شد. در مقابل این نگرانی ها، نخست وزیر انگلیس چندی پیش با موضع گیری در مقابل طرح موضوعی به نام بحران مدیریت توسط برخی از اعضای بلند پایه و متنفذ حزب کارگر از جمله مارگارت بکت وزیر خارجه، خواستار صرف اعتبارات بیشتر به منظور کنترل و موفقیت حزب کارگر شد که عملا با طرح این موضوع، خواست تا حدودی پاسخگوی انتقادات باشد.
اما همانگونه که انتظار می رفت، ارائه این نظریه نه تنها توسط رجال حزب کارگر مورد توجه قرار نگرفت، بلکه این موضوع سبب شد تا رقبای بلر در درون حزب، این موضع را تنها تلاشی برای بقای سیاسی وی عنوان کنند. بسیاری از هم حزبی های بلر بحران در مدیریت حزب را برای تضمین موفقیت آینده سیاسی حزب کارگر مخرب دانسته و بدین سان بر شمار افرادی که خواهان کناره گیری و استعفای بلر بودند روز به روز افزوده شد.
این دسته اعتقاد دارند، آنچه که در حال حاضر در شرف اتفاق است، این است که مدیریت و رهبری فعلی حزب دچار تزلزل شده که این موضوع می تواند موجب تشدید بی اعتمادی عمومی از این حزب و در نهایت سقوط آن شود. بنابراین می توان اینگونه تصور کرد که اعلام بلر در خصوص کناره گیری از قدرت نه خواست وی، بلکه بیشتر پاسخی به مواضع مقام های بلند پایه حزب کارگر بوده است.
چالش امنیت
پس از حوادث یازدهم سپتامبر در واشنگتن و نیویورک، در حوزه امنیتی انگلیس نیز تغییرات اساسی رخ داد و موضوع مبارزه با تروریسم بین المللی به دستاویزی جدید برای دولت بلر تبدیل شد.
این بار لندن با اتحادی ملموس و جهت دار با واشنگتن و به بهانه مبارزه با تروریسم، ماشین جنگی خود را برای حمله به افغانستان و سپس عراق روشن کرد و بدین سان موضوعی جدید برای دستگاه امنیتی انگلیس شکل گرفت و آن هم خطر تروریسم بود.
فضای مجازی امنیتی که دولت بلر مدتها به دنبال آن بود، با انفجارهای انتحاری و بسیار مخرب تروریستی سال گذشته در متروی لندن به دست آمد و اعلام اخبار مربوط به کشف توطئه انفجار هواپیماهای مسافربری از انگلیس به آمریکا نیز موجب تشدید این تفکر نوین در دستگاه امنیتی انگلیس شد.
ابعاد این دو ماجرای تروریستی خیلی زود به بیرون از مرزهای انگلیس کشیده شد و فرصتی را در اختیار دولت بلر قرار داد تا بتواند با استفاده از این فضای امنیتی، تا حدودی اعتراضات مربوط به دخالت و لشکرکشی بی دلیل انگلیس به همراه آمریکا به دو کشور افغانستان و به ویژه عراق را نه تنها در داخل، بلکه در خارج از مرزهای کشورش توجیه کرده و از التهابات مربوط به این ماجرا و رسوایی بکاهد.
اینکه تا چه میزان توسل به این سیاست ها به تقویت نظام امنیتی انگلیس کمک کرده، موضوعی است که باید در مبحثی جداگانه مورد بحث قرار گیرد، اما به همین می توان بسنده کرد که ظاهرا این سیاست ها به صورت موثر، نتوانسته موجب کاهش نگرانی های داخلی شود و برای همین است که بلر با طرح جنجالی کناره گیری از قدرت، به واقع سعی در القای این پیام به مردم انگلیس دارد که وجود شخصیتی مانند بلر، همواره برای انگلیس یک پشتوانه است و در صورت کناره گیری وی از قدرت، آنگولو ساکسون ها به شدت دچار خسران خواهند شد.
تشدید اختلافات قومی- مذهبی در انگلیس
انگلیس امروز، با انگلیس سده های 18و19 از نظر شکلی بسیار متفاوت است و این تفاوت به خصوص در سطح جمعیتی این کشور مشهود و آشکار است.
تنوع اعتقادی میان مردم انگلیس، از یک سو موجب تغییر آهنگ یکنواخت و طولانی سیاست های استعمارگر پیر شده و از سوی دیگر جامعه همگون قرن های گذشته انگلیس را به جامعه ای متنوع و غیر متوازن کنونی تبدیل کرده است.
هرچند افکار عمومی اروپاییان در هاله ای از تبلیغات رسانه ای و دولتی در خصوص عدم تبعیض نژادی، اعتقادی و مذهبی گرفتار بوده است، اما هرگز نمی توان منکر وجود تبعیض دستگاه حاکم نسبت به پیروان مذاهب و اعتقادات دیگر از جمله مذاهب متنفذ و محکمی مانند اسلام بود. جامعه مسلمانان در انگلیس، امروزه یکی از اقلیت های مذهبی هستند که در عین اینکه در اقلیت هستند، اما دارای نقش اساسی در نظام سیاسی- اجتماعی بریتانیا هستند و قابلیت های آنان نیز در بیشتر موارد، موجب رفتارهای تبعیض آمیز اروپاییان با آنها شده است.
این رفتار تبعیض آمیز دولت های اروپایی به ویژه دولت بلر با جامعه مسلمانان کشورش، پس از ناکامی در جلب حمایت افکار عمومی نسبت به دروغگویی دولت در حمله به عراق، متاسفانه شکلی خصمانه به خود گرفت و اتخاذ این سیاست در مقاطعی، موجب رو در رو قرار دادن مسیحیان انگلیس در مقابل مسلمانان و شهروندان کشورشان شد.
این صف آرایی که به شکلی معنادار و جهت دار توسط دستگاه رسانه ای وابسته به صهیونیسم جهانی به جنگ های صلیبی تشبیه شد، با هوشیاری عموم مسیحیان و مسلمانان از بین رفت و این فرضیه که برای مدتی توانسته بود ذهن مردم را از سیاست های غلط دولت بلر منحرف سازد، اینک رنگ باخته و بار دیگر عموم مردم از طرح اختلاف مذاهب در انگلیس که دائم توسط رسانه های این کشور تبلیغ می شود، پرهیز می کنند. موضوع مهاجرتی که در سال های اخیر به ویژه از اروپای شرقی به انگلیس اتفاق افتاده را نیز باید در کنار دیگر مشکلات دید. مهاجرت بیش از نیم میلیون نفر از اروپای شرقی برای کار در انگلیس تنها در دو سال گذشته، به یک چالش جدید و موضوع جدید اقتصادی و اجتماعی برای دولت تبدیل شده است و کشوری را که فاقد منابع غنی انرژی است، به شدت با مشکل مواجه ساخته است. این چالش ها را باید در کنار تفاوت های فرهنگی و اجتماعی اساسی میان این اقوام با آنگلو ساکسون ها دید و آنگاه به موقعیت حساس بریتانیا پی برد.
نتیجه
طرح موضوع کناره گیری از قدرت توسط تونی بلر در روزهای اخیر موجب اعلام نظرهای فراوانی در این زمینه شده است.
برخی بر ین باورند که این موضوع تنها یک فریب است و برخی دیگران را در راستای مشکلات حزب کارگر و تلاش مخالفان این حزب برای خارج کردن دولت بلر از صحنه های سیاسی انگلیس مورد ارزیابی قرار دادهاند.
بلر که در سال های اخیر نفوذ زیادی را در دستگاه حاکمه ایالات متحده آمریکا پیدا کرده و با اتحاد فکری با نئو محافظه کاران، توانسته حتی به یک تئوریسین میان آنها تبدیل شود، همواره سعی کرده با استفاده از امکانات گسترده آمریکا از جمله امکانات نظامی و سرمایه ای این کشور و در کنار واشنگتن، نقش دوم را در بسیاری از تحولات جهانی برعهده گیرد. عملکرد بلر در این سال ها موجب تقویت و ارائه یک دکترین جدید به نام دکترین استعمار مجازی شد و این ذهنیت را تقویت کرد که بلر با ارائه و دیکته خط مشی های سیاسی خود، شخصیت بوش را تحت تاثیر قرار داده و از این طریق به پیشبرد اهداف خود در جهان، به خصوص خاورمیانه و تحکیم موقعیت سیاسی خود در نظام سیاسی انگلیس، پرداخته است.
بلر سعی کرده در سال های اخیر، نقش سنتی انگلیس در خاورمیانه را با استفاده از امکانات دیگران، احیا کند و به همین دلیل است که بر حضور موثر این کشور در بحران های خاورمیانه از جمله حمایت های بی دریغ از حمله به افغانستان و عراق و به خصوص حمایت از حمله اخیر اسرائیل به لبنان، تاکید ورزیده است.