تاریخ انتشار : ۰۵ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۹۶۱۲۴

مترجم: حسن پویان
در اینکه خانم میشل باشله یک ستاره بخت است هیچ کس تردیدی روا نمی‌دارد. زنی که در 11 مارس (20 اسفند سال گذشته) به عنوان رئیس جمهوری تازه شیلی سوگند یاد کرد، عمل سترگ دگرگون سازی اعتقاد جامعه شیلی نسبت به خودش را هم اینک در کارنامه دارد. به علاوه داستان کامیابی اقتصادی بزرگ آمریکای لاتین نیز محتوای خود را از هویتی می‌گیرد که تماماً شیلیایی است. به بیان دیگر، وقتی آن داستان را خلاصه کنیم، بیش و پیش از همه چیز، شیلی را می‌بینیم که به صورت محافظه‌کارترین کشور آمریکایی لاتین در برابر نگاه‌مان ظاهر شده است. در این میان نقش میشل باشله چیست؟‌
بازگشت او به شیلی را در واقع باید حاصل یک نوع سرریزی که در حیات جناح چپ ائتلاف، مشهور به کنسرتاسیون روی داد به شمار آورد. کنسرتاسیون در کتاب‌های واژان به مفاهیمی، چون همنوایی هماهنگی و مجازاً اجتماع ترجمه شده است. آنچه که بدین نام خوانده می‌شود حاصل ائتلافی است که گرایش چپ متمایل به میانه دارد. از زمان پایان حاکمیت نیروی تحت رهبری ژنرال اگوستو پینوشه، دیکتاتور بد آوازه شیلی تاکنون، این کشور را دولت‌های هدایت شونده از سوی کنسرتاسیون اداره کرده‌اند. یکی از برجسته‌ترین کارهایی که کنسرتاسیون انجام داد، این بود که سیاست‌های مبتنی بر قواعد بازارهای آزاد را- اگر چه میراثی بر جا مانده از همان مرد شدیداً منفور و مشهور به خودکامگی بود- به دور نینداخت. شیلی از این رهگذر، نه فقط به رشد سریع اقتصادی دست یافت و بر مبنای قواعد بازارهای آزاد، سیاست اجتماعی کارآمدی را بر کشور حاکم کرد که ثمراتش اکنون به صورت ثبات سیاسی خودنمایی می‌کند، در این عرصه از اجتماعی بهره‌مند است که در جایی مانند آمریکای لاتین، از نوادر است.
بلافاصله باید افزود: که به این حساب، تغییراتی رادیکال، چیزهایی از قماش شورش، انتظار شیلی را نمی‌کشند. با این حال رئیس جمهور تازه، وعده داده است که شیوه‌ای بازتر از سابق، کشور را اداره خواهد کرد. گروه‌های شهروندان، حقوق و فرصت‌های بیشتری برای تبیین حرف‌ها و خواسته‌های خود خواهند داشت، ولی به احزاب، امتیازاتی از نوع آنچه که ذکر شد، کمتر داده خواهد شد. در حقیقت معنی روشن‌تر وعده‌ایی که خانم میشل باشله می‌دهد، این است که مردم شیلی فرصت خواهند یافت تا از قیود تحمیلی فلان یا بهمان حزب برهند. آنها به عنوان ملتی که نیاز به قیم ندارد، از این پس، حضور در صحنه و مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها را در قالب گروه‌ها و سازمان‌های غیردولتی (NGO) به شیوه‌های اثرگذارتری اعمال خواهند کرد. رئیس جمهور جدید شیلی امتیازات زیادی به ارث برده است. به کمک قیمت جهانی بالای مس که به تنهایی 45 درصد از صادرات شیلی را در برمی‌گیرد، رشد اقتصادی این کشور در حال حاضر 6 درصد در سال است. خانم باشله در به دست آوردن مقام ریاست جمهوری از یاری عظیم آقای لاگوس که سیوسیالیست‌هاست بهره فروان برد. باشله بر خلاف رؤسای جمهوری سلف خود، اکثریت ضعیفی در مجالس دوگانه کنگره شیلی دارد. این امر، جزو نتایج لغو و حذف 9 پست سناتوری انتصابی در جریان اصلاحاتی است که پس از سرنگونی دیکتاتوری پینوشه صورت گرفتند، اما در همان اصلاحات، قرار شد که طول دوره ریاست جمهوری هم از شش سال به چهار سال کاهش یابد.
حال پرسش این است که آیا تکنوکرات‌های هوشمندی که خانم باشله برای همکاری برگزیده است، تجربه و حوصله کار کردن با دستگاه اداری فارغ البال و کند پای شیلی را (که تازه شروع به حرفه‌ای شدن کرده است) دارند؟‌ و آیا حوصله دارند با شرکت در مباحثات عمومی درباره مسائل و پرسش‌هایی که پاسخ آنها در مشت‌شان است، تن به اتلاف وقت بدهند، و یا به شکلی کار آمد، با سیاستمداران حرفه‌ای کنسرتاسیون که بسیاری از آنان مانند خود خانم باشله سال‌های زیادی را در ممالک سوسیالیست اتحاد جماهیر شوروی سابق به تبعید گذرانده‌اند،‌ همکاری کنند؟‌
با وجود همه کامیابی‌هایی که نصیب شیلی شده، سیاستمداران جدید و ناآزموده این کشور با چنین چالش جدی نیز روبرو هستند.
از آن جمله است حفظ رشد اقتصادی همراه با جامعه‌ای عادلانه‌تر که نیاز به بهبود نظام آموزش دارد و این نظام در وضع موجودش به زیان طبقه تهیدستان کشور است. یک اولویت دیگر، اصلاح دستگاه خصوصی شده‌ای است که وظایف تأمین خدمات، تأمین اجتماعی و پرداخت مستمری بازنشستگان را بر عهده دارد. توفیق در این امر، نیازمند برقراری موازنه بین دو چیز است:‌ یکی لیبرالیسم‌گرایی تکنوکرات‌های تازه کار که از افزایش رقابت بین موسسات تأمین کننده حقوق بازنشستگان طرفداری می‌کنند و دیگر، تقاضای برخی از سیاستمداران عضو کنسرتاسیون که خواهان مقررات سخت‌تر ( و لذا دخالت و حضور وافرتر دولت) هستند. چالش سوم تأمین انرژی [نفت، گاز ...] مورد نیاز رشد اقتصادی کشور است. درک درست این چالش وقتی امکان‌پذیرتر است که به یاد داشته باشیم که آرژانتین، صدور گاز طبیعی به شیلی را متوقف کرده است. یکی از راه‌های چاره، ساختن چهار نیروگاه آبی در یکی از نواحی بکر جنوب کشور است. بنا کردن سدهای چهارگانه، به طور قطع واکنش چالش گرانه سبزها را برخواهد انگیخت. خانم باشله هنگامی که به تبلیغات و مبارزه انتخاباتی اشتغال داشت، وعده می‌داد که اگر رئیس جمهور شود، وزارت محیط زیستی به وجود خواهد آورد که از اقتدار و توان‌های نافذ برای حمایت از پاکیزگی محیط زیست برخوردار باشد. یک امکان دیگر، وارد کردن گاز طبیعی از بولیوی است، اما تحقق این امر نیازمند تلاش‌های عظیم برای برآوردن خواست قدیمی بولیوی است که در خشکی محصور است و اصرار دارد که راهی به دریا به رویش گشوده شود. رئیس جمهور جدید شیلی گفته است دلش می‌خواهد، هم به خاطر کارهایی که خواهد کرد، و هم برای چگونگی نیل به دستاوردهایش مورد داوری قرار گیرد. این آرزو بسیار بزرگ و بلندپروازانه است.