تاریخ انتشار : ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۹۶۱۵۹

گروه سیاسی - محمدی: تابستان گذشته در هنگامه حمله اسرائیل به لبنان، کاندولیزا رایس با اطمینان گفت: ما شاهد تولد دردناک خاورمیانه جدید هستیم.
شاید حق با وزیر خارجه کاندولیزا رایس باشد و خاورمیانه جدیدی زاده شده است، اما اگر نیک بنگرید در می یابید خاورمیانه جدید به لحاظ سیاسی جایی است که نفوذ ایالات متحده در آن آشکارا رو به زوال است و آمریکا به دنبال یافتن راهی برای فرار است.
انتخابات نوامبر و پیروزی دموکراتها در بسیاری از محافل سیاسی و رسانه ای، طرد و بی اعتبار شدن «جنگ بوش» معنا شد.
پاتریک جی بوکانان، سیاستمدار برجسته و سردبیر مجله محافظه کار آمریکایی، در یادداشتی با عنوان «مسأله ثبات حل شد» به بررسی جایگاه کنونی ایالات متحده در معادلات خاورمیانه پرداخته است.
بوکانان با اشاره به شکست دکترین جنگی بوش و رد آن در انتخابات اخیر نوشته است: همپیمانان ما در ناتو، گزینه اعزام سربازان بیشتر به افغانستان را برای مبارزه با گروه طالبان که در حال سازماندهی و احیای دوباره است، نپذیرفته اند. پس از فاش شدن یادداشت کاخ سفید که در آن با الفاظی مانند نادان و نالایق، به نوری مالکی اهانت شده بود، نخست وزیر عراق با خودداری از شرکت در ضیافت شامی که رئیس جمهور آمریکا و پادشاه اردن در آن حضور داشتند، توهین بوش را تلافی کرد. معاون رئیس جمهور، دیک چنی هم به ریاض فراخوانده شد تا به پادشاه عربستان اطمینان دهد که ایالات متحده در پی انهدام و فروپاشی عراق نیست(چه در غیر این صورت سعودی ها باید برای نجات طوایف سنی از جنگ داخلی فرقه ای که وقوع آن حتمی به نظر می رسد، مداخله کنند و وارد عمل شوند). پادشاه عربستان به معاون رئیس جمهور آمریکا گفت: اگر شما ]از عراق [ بروید، یک جنگ فرقه ای و منطقه ای اتفاق می افتد.
سردبیر مجله محافظه کار آمریکایی ادامه می دهد: در سومالی، اتحادیه دادگاه های اسلامی در حال تثبیت موقعیت و قدرت خود است. در بحرین - شیخ نشین تحت حاکمیت اهل سنت که محل استقرار ناوگان دریایی ایالات متحده در خلیج فارس است- از مجموع 17 رقابت انتخابات پارلمانی، شیعیان در 16 مورد به پیروزی دست یافتند.
در این مبارزات انتخاباتی، زنان و لیبرالها شکست خوردند. از 18 زن شرکت کننده، 17 نفر از دور خارج شدند و تنها پیروز میدان بی رقیب ماند.
ملک عبدالله درباره احتمال وقوع سه جنگ همزمان(لبنان، فلسطین و عراق) هشدار داده است. اما پادشاه اردن جنگ 5 ساله افغانستان را به حساب نیاورده است؛ جایی که صادرات تریاک از آن به رکورد بی سابقه ای رسیده و نظامیان انگلیسی همانند پاکستان در صدد امضای معاهده آتش بس منطقه ای با گروه طالبان هستند.
در لبنان، حزب‌الله اصرار دارد دولت به خواسته های این گروه توجه کند، زیرا در غیر این صورت دولت را با تحرکات خیابانی مانند آنچه دست پرورده های ما(آمریکا) در بیروت، بلگراد، کیف و تفلیس انجام دادند(انقلابهای رنگی)، سرنگون می کند. کنترل استان انبار، تقریباً به شورشیان و متحدانشان در القاعده واگذار شده است. صدها هزار مسیحی از عراق به سوریه و مکانهای مقدس گریخته اند. کردها در اقدامی پیشدستانه و به امید جدا شدن از عراق، در حال طراحی و شکل دادن به کشور خود هستند.
نیروهای آمریکایی رفته رفته وارد پایتخت عراق می شوند تا برای آنچه که به نظر می رسد جلوگیری از تصرف بغداد توسط سپاه «المهدی» مقتدی صدر باشد، «نبرد نهایی بغداد» را آغاز کنند. گفته می شود مقتدی صدر هم اکنون محبوب ترین و قدرتمندترین شخصیت استان شیعه نشین بصره است. این استان در جنوب پایتخت عراق قرار دارد و بزودی عموزاده های انگلیسی ما از آن خارج خواهند شد.
ملاقات بوش با عبدالعزیز حکیم(روحانی شیعه ای که ریاست مجلس اعلای عراق را به عهده دارد و سپاه بدر را نیز رهبری می کند) بی ارتباط با خیزش رقیب تند او(صدر) نیست. احتمال دارد بزودی شاهد تکانه های شدیدی در بغداد باشیم. همچنین روند صلح فلسطین- اسرائیل، اکنون به همان اندازه سست و ضعیف است که پیش از مذاکرات اسلو بود.
اسرائیل در پی پیروزی حماس در انتخابات، گام در راه تحریم اقتصادی دولت فلسطین نهاد و این مسأله به راکت باران شهرکهای اسرائیلی واقع در شمال غزه انجامید و در نهایت نیز مداخله خونین نظامیان اسرائیلی را سبب شد.
جنگ ایهود اولمرت که با هدف در هم کوبیدن حزب‌الله آغاز شد، با ویرانی لبنان و پیروزی معنوی حزب‌الله که 5 هفته در برابر حملات هوایی و تهاجم بی نتیجه اسرائیل مقاومت کرد، پایان یافت.به لحاظ دیپلماتیک، آمریکا در خاورمیانه هیچگاه تا این حد ضعیف و اسرائیل هرگز تا این اندازه درمانده نبوده و محور «حزب ا...- سوریه- ایران» هیچوقت تا این حد قوی نبوده است و از سوی دیگر دوستان ما(آمریکا) در اردن، عربستان سعودی، مصر و دولتهای خلیج ]فارس[ هیچگاه تا این اندازه نگران و بیمناک نبوده اند.
روند کنونی هرگز امیدوارکننده نیست. هرگز تا این اندازه قطعی نبوده که جنگهایی که بوش در عراق و افغانستان بر پا کرده است، با شکست ایالات متحده پایان می یابد.
اما فروپاشی و اضمحلال قریب الوقوع موقعیت ایالات متحده در خاورمیانه چه دلیلی دارد؟ ما ایدئولوژی دموکراتیک را بر منافع ملی آمریکا برتری داده ایم. ما نظرات خود را در مورد اینکه چه چیزی راست و درست و اجتناب ناپذیر است، به مردمی تحمیل کرده ایم که اعتقادی به آن ندارند. ما کوشش می کنیم خواستمان را با استفاده از قدرت نظامی خود(که بیشتر در کشتن دشمنان اعراب مؤثر است تا فتح قلوب آنها) به دیگران تحمیل کنیم.
آمریکا در خاورمیانه شکست خورده است؛ زیرا رهبران ما که در هر دو جناح سیاسی آمریکایی حضور دارند به این منطقه از منظر اعراب نگاه نمی کنند. آنچه را که بوش آزادی شکوهمند و افتخارآفرین عراق می انگارد، از دید اعراب «تهاجم» است.
از منظر بوش، اسرائیل یکی از مدلهای دموکراسی است اما اعراب آن را دست نشانده و عامل سرسپرده امپریالیسم ایالات متحده می دانند که مردم فلسطین را شکنجه می کند و اموال و زمینهای آنها را به یغما می برد.
کاندولیزا رایس در سال 2005 با غروری احمقانه در قاهره گفت: کشور من، ایالات متحده، 60 سال است که برقراری ثبات در خاورمیانه را به بهای دموکراسی دنبال می کند اما نتوانسته هیچکدام از این اهداف را عملی کند. اکنون ما مسیر تازه ای را در پیش گرفته ایم. ما در حال پشتیبانی از آرمانهای دموکراتیک همه مردم هستیم.
از آن پس، همان شیوه های انتخاباتی که رایس خواستار و مدافع آنهاست گروه هایی مانند اخوان المسلمین درمصر، حماس در فلسطین، شیعیان رادیکال در عراق و احمدی نژاد را در ایران به قدرت رسانده یا به قدرت نزدیک کرده است.
با این وصف، حداقل می توان تأیید کرد که بوش و رایس مسأله «ثبات» را حل کرده اند!