تاریخ انتشار : ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۹۶۱۶۷
در گفتگوی قدس با یک پژوهشگر و استاد دانشگاه بررسی شد
اشاره:‌ گروه سیاسی- طیبه مروت: رئیس جمهور احمدی‌نژاد در یک اقدام بی‌سابقه، پس از پیروزی انقلاب اسلامی اقدام به ارسال نامه‌ای به رئیس‌جمهور آمریکا کرد که در مدت زمان کوتاهی به عنوان مهمترین خبر رسانه‌های دنیا در کانون توجه خبرنگاران، تحلیلگران و سیاست‌مداران قرار گرفت. حجة‌السلام دکتر سید عباس نبوی، استاد و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، مدیر مؤسسه تمدن و توسعه اسلامی، مشاور رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و عضو هیأت علمی پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در گفت‌وگو با قدس از محتوای اندیشه‌ای نامه رئیس جمهور کشورمان سخن گفته است....

*نامه دکتر احمدی‌نژاد به رئیس جمهور آمریکا دارای محتوایی اندیشه‌ای و فکری بود لذا اولین نقدی که از درون نظام بر این وارد شده این است که این نامه دیپلماتیک نبوده و دستاوردی برای سیاست خارجی در برنداشته، دیدگاه شما درباره این دیدگاه انتقادی چیست؟
**تردیدی نیست که نامه دکتر احمدی‌نژاد به بوش به لحاظ فکری و اندیشه‌ای دارای ارزش بسیار است. این نامه در فضای مناقشات بنیادین سیاست و فرهنگ در عرصه بین‌المللی تأثیرگذار خواهد بود و اثر آن در درازمدت در فکر جوان کشورهای مختلف و بخصوص جهان اسلام مشخص خواهد شد.
مخاطب این نامه قبل از این که رئیس جمهور آمریکا باشد، افکار عمومی جهان است زیرا افکار عمومی جهانیان، منتظر طرح چنین مباحثی هستند. لذا در اصل اینکه ارسال این نامه به عنوان ابتکاری از سوی رئیس جمهور ایران در جهان مطرح شد، بحثی نیست و انتقاد به اصل موضوع و فرستادن نامه، ناشی از حقارت سیاسی مخالفان با چنین اقدامی است. اما به لحاظ مضمون و محتوا، نامه می‌توانست به جوانب پربارتری بپردازد و مسایل خاورمیانه، جهان اسلام و جهان سوم را مد نظر قرار دهد. بنابراین به عقیده من نقدها باید معطوف به محتوای نامه باشد، نه اصل ارسال آن.
*شما در مقام یک منتقد، چه مضامینی را برای محتوای آن نامه، ضروری می‌دانستید؟
**اینکه رئیس جمهور، وارد یک بحث عقیدتی و ایدئولوژیک بدون یک بررسی تطبیقی و فشرده و دقیق نشد، قدری خام به نظر می‌رسد. در این نامه بیشتر به مباحث عقیدتی و ارزشی اسلامی تمسک شده است در حالی که اگر دکتر احمدی‌نژاد از گروه مشاوران فکری و دین شناسان قوی استفاده می‌کرد، می‌توانست با استفاده از چند پیام بزرگ ادیان الهی و انبیاء بزرگ بخصوص حضرت عیسی (ع) و تطبیق آن با آموزه‌های پیامبر اعظم (ص)، بحث سال پیامبر اعظم (ص) را با این مسأله گره بزند و در حقیقت فضایی را باز کند که درون مایه مشترک ادیان در آن مطرح شود. گرچه در این نامه کمی به این مسأله توجه شده است اما چندان قوی به نظر نمی‌رسد. به عقیده من، جا داشت این نامه یک گفتمان دینی را در برابر گفتمان سکولار غرب که به عنوان منشور حقوق بشر مطرح است، قرار دهد. به هر صورت، اصل کار مقبول است اما با غنا و استحکام مورد انتظار فاصله دارد.
* با وجود آن که شما اصل ارسال نامه را امری مثبت تلقی می‌کنید اما چنین به نظر می‌رسد که ارسال این نامه به رئیس جمهور آمریکا از سوی دکتر احمدی نژاد پس از 27 سال که از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد، نوعی «تابو» شکنی محسوب می‌شود....
**به عقیده من، اصل جمود ساختاری، غلط و نادرست است. در تفکر شیعه جمود و ظاهرگرایی ساختاری جایی ندارد.
ما در فرهنگ خویش با واژه‌های مذاکره، مکاتبه و ارتباط حتی با دشمن، عناد و لجاجت تاریخی و دراز مدت نداریم، آنچه مهم است این که اگر قرار است مذاکره‌ای صورت گیرد اینکه چه گفته شود و چه کسی یا چه کسانی سخن بگویند و به چه سمت و سویی حرکت کنند مهم است. امروز، کسانی که با ارسال این نامه مخالفت می‌کنند اگر شرایطی مهیا می‌شد با زبانی کاملاً دوستانه بر سر میز مذاکره می‌نشستند. نکته دیگری که باید خدمتتان عرض کنم، شیوه برخورد حضرت امام (ره)، با مسایل و تأملی در سیره آن بزرگوار است.
امام (ره)، تا آخر عمر از بیان جملات و اشاراتی، حتی به شوخی و مزاح سیاسی، نسبت به دولتمردان آمریکا دریغ نورزیدند، لذا اینکه ما با طرف آمریکایی حرفی را مطرح کنیم یا باب مذاکره را باز کنیم، نفس کار جامد نیست، اگر شخص با استقلال رأی و با حرکتی به موقع وارد صحنه شود، طرف آمریکایی توان پنهان کردن منویات خود را نخواهد داشت، در این صورت ما در عرصه افکار عمومی از نتایج خوبی بهره‌مند خواهیم شد.
*با توجه به اینکه نامه احمدی‌نژاد از محتوای تاریخی و مذهبی برخوردار بود، فرستادن یک رونوشت به واتیکان و سازمان ملل می‌توانست در جلوگیری از اطفاء و کم رنگ شدن پیام آن نقش مؤثری داشته باشد.
**این نامه از مبادی اندیشه‌ای- ارزشی و ایدئولوژیک آغاز شد و به مسایل کاربردی، جاری، مهم، حساس و مناقشه برانگیز جهانی ختم شد، بنابراین این نامه، در بخش بنیانها، ایدئولوژیک است اما در بخش بعدی، کاملاً بعد سیاسی به خود می‌گیرد و افکار عمومی جهان را تحت الشعاع قرار می‌دهد. بنابراین ارسال رونوشت به واتیکان چندان معنایی نمی‌یابد، اما به سازمان ملل پیشنهاد بسیار خوبی است که می‌توانست، موضوعیت داشته باشد.
*اما محتوای عقیدتی این نامه یک طرف قضیه است، طرف دیگر ماجرا رسانه‌های غربی قرار دارند که در عمل از منافع صهیونیست دفاع می‌کنند لذا در هیاهوی سایر خبرها، خطر مسکوت ماندن پیام این مرسوله، امکان‌پذیر است.
**درست است! اما مهمترین وجه اهمیت این نامه، این است که خطاب رسمی آن رئیس جمهور آمریکا به عنوان تنها ابرقدرت جهان است، در حالی که اگر خطاب آن به سمت و سویی دیگر مانند پاپ چرخانده می‌شد، به نحوی که طرفهای دیگر باید وارد مباحثه و گفت‌وگو شوند، بار پاسخگویی به آن از دوش بوش برداشته می‌شد. الان مسأله در یک وجه خیلی مشخصی است.
آقای احمدی نژاد بحث ایدئولوژیک صرف و محض را در نامه مطرح نکرده بلکه بنیانهای ایدئولوژیک سیاست ایران را شرح داده است. آنچه مهم است این که آقای بوش اگر در میان مباحث بنیادین مطرح شده هر مسأله‌ای را بپذیرد، ناچار است با سایر مباحث که حلقه‌های به هم پیوسته‌ای هستند، کنار بیاید.
این جاست که دولتمردان آمریکا مستأصل مانده‌اند که چه کنند؟ اگر جواب نامه را ندهند، مضحکه تاریخ خواهند شد، هم اکنون روزنامه‌ها و سایتهای خبری-تحلیلی غرب درباره سکوت آمریکا بحث می‌کنند و منتظر جواب آنها هستند. اما اگر جواب بدهند باید مرحله به مرحله با تمامی محتوای نامه کنار بیایند. من معتقدم که آمریکایی‌ها با طرح اینکه پاسخ به این نامه برای ما اهمیتی ندارد، فرافکنی می‌کنند.
*ما می‌توانیم از زاویه‌‌ای دیگر علت سکوت دولتمردان آمریکا در پاسخ به نامه رئیس جمهور ایران را بررسی کنیم و آن مدفون کردن محتوای عقیدتی آن است....
**بله! زیرا آنها توانایی بحثهای بنیادین را در یک آوردگاه ندارند، آنها واقعاً آمادگی این کار را ندارند، اندیشمندان آنها نیز در این حوزه آنها را یاری نمی‌کنند. افرادی مانند چامسکی با طرح این نامه، نقدهای جدیدی به حاکمیت آمریکا وارد کرده‌اند. اما آنچه من از مراجعه به سایتهای روزنامه‌ها و نشریات غرب دریافتم این است که روشنگریهای متن نامه چندان خاموش نیست و آنها به جد به آن پرداخته‌اند.
*نقش سیاست‌گذاران و کارگزاران فرهنگی ایران در خارج از کشور در خصوص این نامه چیست؟
**کسانی که مسئولیت سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی را در خارج کشور به عهده دارند نه تنها در مورد این نامه که در مورد سال پیامبر اعظم (ص) و زمینه‌های دیگری که قابل طرح است موظفند که موارد مذکور را به بحث و پرسش و پاسخ‌ بگذارند اما متأسفانه دستگاههای سیاست خارجی کشورمان، ضعیف عمل می‌کنند و ما از این جهت نمی‌توانیم به عملکرد آنها امیدی داشته باشیم.