* سابقه اینگونه نامهنگاریها در روابط دو کشور چگونه بوده است؟
** بین ایران و آمریکا یکی دو مکاتبه صورت گرفته است، یک نامه از سوی کارتر به حضرت امام که به آن پاسخ داده نشد و دیگری ارسال انجیل و کیک در دولت ریگان به ایران که حضرت امام پاسخ آن را به مقامات آمریکا اعلام نکردند و آن را در جمع مردم پاسخ دادند. اساسا اینگونه مکاتبهها بیسابقه نیست اما در رابطه با آمریکا بیسابقه بوده است. با توجه به اینکه رسانههای آمریکا به دنبال بهانهجویی هستند و معمولا در خدمت مقاصد صهیونیستها میباشند باید با ابتکار عمل توجه افکار عمومی را به خودمان جلب کنیم. مصاحبه آقای خاتمی با رسانه آمریکایی یک نوع ابتکار عمل بود که بدون قضاوت درباره محتوای آن، ابتکار مناسبی به نظر میرسید که پیام آن در سطح وسیع پخش شد.
شاید یکی از مبتکرانهترین اقدامات برای مقابله با انزوای تبلیغاتی جمهوری اسلامی توسط رسانههای خارجی اقداماتی شبیه نامه آقای احمدینژاد باشد.
* آیا این برنامهها پیش از این میان روسای جمهور دو کشور ایران و آمریکا سابقه داشته است؟
** نه، چنین مکاتبهای بیسابقه بوده است البته ممکن است پیامهایی بین دو کشور با تصویب شورای عالی امنیت ملی مبادله شده باشد. سفارت سوئیس حافظ منافع آمریکا در ایران است و ممکن است پیامهایی را ارسال و پاسخهایی را دریافت کرده باشد اما اینکه بطور مشخص از سوی رئیس دولت جمهوری اسلامی نامهای برای آمریکاییها فرستاده شود بیسابقه بوده است.
* به نظر شما این نامه چه تاثیری بر روابط دو کشور خواهد داشت؟
** آنچه که مسلم است اینکه نخستین مقام اجرایی کشور یعنی رئیسجمهور این پیام را ارسال کرده و این نکته مهم است، هر چند که ما باید منتظر پاسخ باشیم چرا که اگر محتوای پیام صرفا نصیحت گونه باشد کارساز نیست اگر نصیحت کارساز بود قطعا تاکنون دنیا با گلستان سعدی آباد شده بود اما باید منتظر پاسخ طرف مقابل باشیم تا ببینیم این نامه در حال چالشها تا چه حد تاثیرگذار است.
اصل اینکه جمهوری اسلامی اعلام میکند که اهل منطق و تعامل است تاثیر مهمی دارد.
* علت برخورد سرد مقامات آمریکایی با این نامه چیست؟
** پیش قدمی جمهوری اسلامی برای آنها شکننده بوده است، آنان همیشه علاقه دارند خود مبتکر مسائل بینالمللی باشند و به همین دلیل نزدیک به دو دهه است که حضور اروپاییها در حل مناقشات بینالمللی را کمرنگ کردهاند و همیشه میخواهند یک نوع احساس پدرانه را به دنیا القا کنند.
* آیا ممکن است محتوای نامه هم در نوع برخورد آمریکاییها تاثیرگذار بوده باشد؟
چون محتوای نامه منتشر نشده نمیتوان درباره آن اظهار نظر کرد اما فکر میکنم این مکاتبات به یک نامه ختم نشود، هر مطلبی که در نامه آقای احمدینژاد باشد اظهار عکسالعمل نسبت به آن محدود به امریکا نخواهد شد و واکنش دیگر کشورها رانیز در پی خواهد داشت. به عبارت دیگر در باره این نامه کشورهای دیگر هم به قضاوت می نشینند و شاید یکی از موضوعات جدی محافل سیاسی در دنیا در روزهای آینده حول حوش این نامه باشد و به این ترتیب این نامه هر پاسخی که داشته باشد به صورت طبیعی مکاتبات بعدی را در پی خواهد داشت.
*موضوع پرونده هستهای تا جه حد در نگارش این نامه تاثیرگذار بوده است؟
** شاید تاحدی تاثیرگذار بوده باشد اما پرونده هستهای موضوع اصلی ایران و آمریکا نیست، آمریکاییها در سند راهبردی امنیت ملی خود عنوان کردهاند که مساله آمریکا با ایران صرفا محدود به موضوع پرونده هستهای نیست و در موضوعاتی مانند دموکراسی، تروریسم، حقوق بشر و صلح خاورمیانه با ایران چالش دارند.
* پیش از این مقامات ایرانی معموملا ملت آمریکا را خطاب قرار میدادند و اعلام میکردند که ملت آمریکا را جدای از دولت میدانند آیا خطاب قرار دادن رئیسجمهور آمریکا توسط رئیسجمهور ایران به معنای تغییر این رویکرد است؟
** ما کماکان به فاصله بین دولت و ملت آمریکا قائلیم اما آقای بوش یک رویکرد خاص در آمریکا را رهبری میکند و یک تعریف جدید از روابط بینالملل و جایگاه دولت آمریکا در روابط بینالملل دارد هر چند آمریکا یک مجموعه بهم پیوسته است اما هیات حاکمه جدید آمریکا نگاه خاصی دارد و در واقع آقای احمدینژاد این رویکرد را مورد خطاب قرار داده است.
* آیا عدم اعلام محتوای نامه ممکن نیست باعث خارج شدن ابتکار عمل از دست ایران و سوءاستفاده آمریکا شود؟
** عدم افشای محتویات نامه از پیش طراحی شده و هدفدار بوده است و نحوه اطلاعرسانی درباره محتوای نامه یکی از شیوههای تاکتیکی برای عبور از فیلترهای رسانههای خبر دنیا بوده است که با نوع پاسخ آمریکا، ایران نیز میتواند در ادامه این تاکتیک قسمتهایی از نامه یا کل نامه را منتشر کند.