تاریخ انتشار : ۰۱ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۹۶۳۳۰
گفت‌وگوی اعتماد ملی با محمد صدر

محمدحسین باقی
* برخی مقام‌های عراقی گاه به گاه سخنانی در خصوص تغییر قرارداد 1975 الجزایر بر زبان می‌آورند. جدیدترین این اظهارات سخنان چندی پیش هشیار زیباری وزیر خارجه عراق بود که ادعا می‌کرد همچنان اختلافاتی با ایران در این مورد هست. سوال این است که آیا اساسا اختلافی وجود دارد؟ مبنای حقوقی این ادعاها چیست؟ معاهدات بین‌المللی مربوطه در این خصوص چه می‌گویند؟

** بعید می‌دانم این حرف‌هایی که از قول هشیار زیباری وزیر خارجه عراق گفته شد درست باشد. فکر می‌‌کنم این خبر درست مخابره نشده چرا که این صحبت‌ها نه مبنای حقوقی(و بین‌المللی) دارد و نه مبنای سیاسی. چرا مبنای حقوقی ندارد؟ چون این قرارداد مرزی است که بین دولت‌های ایران و عراق تصویب و امضا شده و مورد تایید طرفین بوده است. یکی از ویژگی‌های مهم قرارداد مرزی این است که نه شامل مرور زمان می‌شود و نه تغییر دولت‌ها (از هر دو طرف) حال چه دولت و چه رژیم تغییر کند هیچ تغییری در این قراردادها داده نشده و هیچ خدشه‌ای هم به این قرارداد وارد نمی‌شود.
چرا مبنای حقوقی ندارد؟ چون الان روابط ایران و عراق دوستانه است و قطعا وزیر خارجه یک کشور، همسایه خوبی مثل ایران را خوب درک می‌کند و می‌فهمد که در چارچوب روابط دوستانه این سخنان معقول نیست چرا که وزیر خارجه دولت آقای مالکی هیچگاه مثل وزیر خارجه دولت صدام صحبت نمی‌کند. این را قطعا زیباری متوجه می‌شود و لذا من فکر می‌کنم که خبرگزاری‌ها گفته‌های زبباری را دقیق مخابره نکرده‌اند.
* حال با توجه به اینکه در متن قرارداد به صراحت سخن از «حل و فصل جامع و قطعی کلیه مسائل بین دو کشور» و «واجد خصیصه ابدی و لایتغیر بودن» ذکر شده پس چگونه است که هر از گاهی شاهد تکرار این ادعاها هستیم؟ چه استدلالی می‌توان در این مورد ذکر کرد؟
** هیچ مبنایی ندارد و قرارداد به همان استحکامی که در سال 75 امضا شد به همان استحکام همچنان وجود دارد و برای همیشه هم ادامه خواهد داشت.
* همانگونه که گفتید تغییر رژیم یا تغییر دولت مسئولیت را از دوش رژیم/دولت جدید برنمی‌دارد. اصولا در چه شرایطی معاهدات دوجانبه بین‌المللی قابل لغو است؟
** این قرارداد بین رژیم قبلی 2 کشور امضا شده همان‌گونه که گفتیم قراردادهای مرزی مشمول تغییر رژیم نیست و اعتبارش همچنان باقی است.
* اساسا این اختلافات (به زعم زیباری) در مناطق خشکی است یا دریا؟
** این قرارداد هم در خصوص خاک است و هم آب و قابل تغییر نیست. در اروندرود خط تالوگ ملاک است. فکر می کنم منظور زیباری اجرایی کردن این قرارداد در قسمت خاکی است. چون با توجه به اینکه میله‌گذاری‌ها سال‌ها انجام نشده باید انجام شود که البته مرزبان‌ها و متخصصان مرزی باید در این زمینه کار کنند و قرارداد کاملا اجرا شود.
* وظیفه دستگاه دیپلماسی در این زمینه چیست و چه اقداماتی می‌تواند پیش گیرد تا مانع از ابراز چنین سخنانی شود؟
** سال گذشته بود که آقای جلال طالبانی نیز چنین گفت. در آن زمان آقایان احمدی‌نژاد باید موضعی جدی اتخاذ می‌کرد اما چنین نکرد. یادم هست خبرنگاری در این مورد پرسشی کرد و احمدی‌‌نژاد گفت: من بعدا نظرم را در این مورد می‌گویم اما متاسفانه هیچ‌گاه نظرش را اعلام نکرد. البته در کل این انتقاد به احمدی‌‌نژاد وارد است که ایشان حساسیت‌های لازم را نسبت به تمامیت ارضی ایران ندارد. مثلا سفر به امارات مهمتر است یا بحث جزایری که این کشور بر آن ادعا دارد؟ به رغم اینکه این جزایر به تمامیت ارضی ایران مربوط است اما انجام سفر به تاکید تمامیت ارضی ایران ترجیح داده می‌شود.
در مورد سخنان طالبانی و سایرین هم باید به دوستان خود این مطلب را منتقل کنیم که به رغم اینکه دوست هستیم و سوابق دوستی ما به ویژه با طالبانی به قبل از دوره دولت جدید برمی‌گردد و ما بسیار به آن احترام می‌گذاریم و در پی گسترده‌تر کردن هر چه بیشتر روابط دو کشور مسلمان هستیم اما در مورد تمامیت ارضی خود با کسی شوخی نداریم. شاید اگر آن موقع احمدی‌نژاد موضعگیری کرده بود ما مجددا شاهد چنین اظهاراتی که از ظرف زیباری اعلام شد نبودیم.
در سیاست خارجی حفظ تمامیت ارضی کشور مثل حفظ ناظم ج.ا.ا از تمام مسائل مهمتر است و تمام مناسبات روابط خارجی همیشه تحت‌الشعاع این دو موضوع است و اساسا سیاست خارجی و روابط بین‌المللی میان کشورها برای این بکار گرفته می‌شود که تمامیت ارضی کشورها و نظام‌ها حفظ شود و این همان چیزی است که تحت عنوان منافع ملی مطرح می‌شود. منافع ملی چیزی جز کشور، نظام مردمسالار و مردم نیست. سیاست خارجی باید در جهت منافع این سه عنوان باشد.
* آیا می‌توان گفت که این اظهارات نپرداختن غرامت جنگ طرح می‌شود یا برای برانگیختن حس ناسیونالیستی و عربیت عراقی‌ها؟
** این صحبت‌ها در دولت قبلی نبود. واقعیت این است که شاید این حرکت‌ها هماهنگ با فشارهای بحرین، مغرب، (که به غلط مراکش می‌نامند) و صحبت‌های سعود الفیصل در کنفرانس شرم‌الشیخ باشد. این سخنان می‌تواند تا حدی همگام با آن فشارباشد و این نتیجه سیاست غلط دولت احمدی‌نژاد است که آمریکا را موفق کرد استراتژی 30 ساله خود را که از زمان پیروزی انقلاب شروع شد و تا قبل از دولت احمدی‌‌نژاد با شکست مواجه شده بود را تا حدی با موفقیت همراه کند.
آن استراتژی آمریکا عبارت است از این بود که آمریکا برای مقابله با ایران همانگونه که شورای همکاری خلیج فارس را تشکیل داد در پی این بود که به اعراب بگوید که ایران دشمنی‌اش با شما بیشتر از رژیم اسرائیل است. چرا؟ چون ایران قصد صدور انقلاب به شما و ساقط کردن رژیم شما را دارد در حالی که اسرائیل چنین نمی‌کند. انگلیس هم همین هدف را به گونه‌ای دیگر دنبال کرد. یعنی به کشورهای عرب جنوب خلیج فارس می‌گفت ایران دارای دموکراسی و انتخابات شده و همین الگوی ایران برای شما خطرناک است و ممکن است ایران دموکراسی به شماها صادر کند یعنی آمریکا و انگلیس با یک هدف و دو وسیله دنبال ترساندن کشورهای عربی از ایران و جایگزینی اسرائیل با ایران در دشمنی با اعراب بودند.
همان‌گونه که عرض کرد تا شروع دولت احمدی‌نژاد اینها موفق نشدند به هدفشان برسند اما متاسفانه جدیدا شرایطی پیش آمده که آنها را در نزدیک شدن به اهداف‌شان کمک می‌کند و به همین دلیل هم بحث جدیدی در منطقه به نام ایران‌هراسی مطرح شده که همان ترس از ایران است. تبلیغ می‌کنند که ایران در منطقه حامل ناامنی است و همه کشورها باید از او بترسند. این نکته‌ای است که دولت نهم باید به آن بسیار توجه کند و توطئه آمریکا ـ انگلیس ـ اسرائیل را خنثی کند.
عملکرد احمدی‌نژاد با اتخاذ سیاسیت‌های تهاجمی و موضع‌گیری‌ها غیردیپلماتیک و اقدامات نسنجیده مثل سفر به امارات و قطر جهت شرکت در شورای همکاری خلیج فارس و موضعگیری‌های منفی این شورا بعد از انجام سفر رئیس‌جمهور به ویژه در ارتباط با جزایر سه‌گانه نشان از بی‌تدبیری‌هایی داشت که منجر به تفسیر غلط از جانب طرف مقابل شد. به گونه‌ای که این احساس به وجود آمد که رئیس‌جمهور ایران برای خروج از انزوای سیاسی به رفتن به چنین سفرهایی نیاز دارد و وضع دولت ایران را تا حدی تضعیف نمود که نتیجه آن موضع‌گیری‌های اخیر بعضی از کشورهای منطقه است.
* آیا روابط معقول ایران ـ عربستان می‌تواند بر روابط ایران با سایر کشورهای عربی تاثیر گذارد؟ سفر متکی وزیر خارجه به عربستان در چه راستایی قابل ارزیابی است؟
** روابط ایران و عربستان در خلیج فارس بسیار مهم است و هر دو کشور باید روابط خوبی داشته باشند. چنانکه این روابط در دولت اصلاحات به عالی‌ترین حد رسد. حتی با کشورهای عربی هم خیلی خوب شد و یک جو مثبت در منطقه حاکم شد و احساس امنیت کردند. الان هم باید همین‌طور باشد و صحیح نیست روابط با این کشورها با استراتژی تهاجمی کاهش یابد. در این چارچوب سفر متکی خوب و صحیح است و باید در جهد تنش‌زدایی عمل کند. اما یک سفر فقط برای گسترش روابط نیست بلکه لوازم دیگری هم دارد که باید توسط شخص رئیس‌جمهور رعایت شود که همان تغییر ادبیان ایشان و بکارگیری ادبیات دیپلماتیک و آرام‌بخش و امنیت‌بخش برای منطقه است تا از پیشرفت استراتژی آمریکا و انگلیس جلوگیری کند.
* برخی کارشناسان معتقدند که ایران نباید تمام تخم‌مرغ‌های خود را در سبد کشوری ذره‌ای مثل قطر بگذارد و نباید روابطش با قطر را فدای رابطه با عربستان کند. نظر شما به عنوان یک دیپلمات در خصوص این روابط چیست؟
** قطر با عربستان یک رقابت تاریخی در منطقه دارد و هر بار قطر می‌بیند رابطه ایران ـ‌ عربستان مشکل پیدا کرده سعی می‌کند از آن رقابت در جهت رابطه با ایران استفاده کند. دولت باید مواظب باشد که اندازه و اهمیت این کشورها را به خوبی درک کند و اصل بر این باشد که با تمام کشورهای خلیج فارس رابطه برقرار کند و به یکی دو کشور بسنده نکند.