تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۹۶۵۱۱
برگزارى نشست سه جانبه در تهران:
گفتگو از: آرزو دیلمقانى مقدمه: نشست سه جانبه امنیتی در تهران درحالی برگزار شد که ایران و افغانستان در آستانه یک انتخابات هستند و پاکستان درگیر مبارزه با طالبان است. گفت‌وگو با نوذر شفیعى کارشناس مسائل شبه قاره نشست سه جانبه امنیتی با حضور محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور ایران، آصف‌علی زرداری، رئیس‌جمهور پاکستان و حامد کرزای، رئیس‌جمهور افغانستان در تهران برگزار شد. این نشست درحالی برگزار شد که ایران و افغانستان در آستانه یک انتخابات هستند و پاکستان درگیر مبارزه با طالبان است. در همین راستا دیپلماسی ایرانی گفت‌وگویی با نوذر شفیعی، کارشناس مسائل شبه قاره انجام داده است که در ادامه می آید:

*این نشست درحالی برگزار می‌شود که ایران در آستانه انتخابات است و حتی خبر برگزاری این نشست بسیار کم‌رنگ بود. برگزاری چنین نشست‌هایی در چنین زمانی چه فایده‌ای می‌تواند داشته باشد؟
**برخی از مقولات و مولفه‌های امنیتی، مقوله‌ها و مولفه‌هایی پایدار هستند. یعنی محدود به زمان خاصی نیستند. در اجلاس‌هایی که بین روسای جمهور ایران، پاکستان و افغانستان در سطح مقامات وزارت امور خارجه و حتی پائین‌تر برگزار می‌شود، معمولا مهم‌ترین توجه معطوف به بحران افغانستان و مسائل پیرامونی آن است. بحران افغانستان مشخص است. درگیری است بین دولت افغانستان و گروه طالبان. مسائل پیرامونی آن ترویج و توزیع مواد مخدر و سرایت ناامنی‌ها از افغانستان به کشورهای همسایه است. بنابراین در این نشست‌ها معمولا روى این مسائل بحث مى‌شود. به اعتقاد من چشم‌انداز برخى از تحولات آتى نیز مشخص است. به عنوان مثال درباره انتخابات افغانستان شرایط امنیتى موجود اقتضا مى‌کند که باز آقاى کرزاى قدرت را در دست بگیرد. محیط داخلى و محیط بین‌المللى به سمت همکارى با آقاى کرزاى و پیروز شدن او در انتخابات حرکت مى‌کند، چراکه یک پروژه مهم درکار است و آن سرکوب طالبان است. براى به انجام رسیدن این پروژه تغییر و تحول در برخى از کشورهایى که طرف اصلى منازعه هستند جایز نیست. بنابراین شرایط جارى به آقاى کرزاى کمک مى‌کند که سمت ریاست جمهورى مجددا ابقا شود.
فعلا در شرایط حاضر ایران دور از کانون بحران است. چراکه کانون بحران از ایران و افغانستان فعلا به سمت پاکستان معطوف شده است. ‌بنابراین تغییر و تحولات احتمالى در حکومت ایران فعلا تاثیر چشم‌گیرى بر تحولات افغانستان و پاکستان ندارد.
درباره پاکستان فعلا اوضاع باثبات است. یعنى قرار نیست نظام سیاسى دست‌خوش تحول بشود. در ادامه فرآیندى که ارتش پاکستان با طالبان دارد، ‌احساس مى‌شود که ساختار فعلى حکومت پاسخگوى مطالبات امنیتى و نظامى که براى سرکوبى طالبان لازم است،‌ نیست.
بنابراین به عنوان یک جمع‌بندى آنچه که بحران در منطقه نامیده مى‌شود و مرکز سقل این بحران طالبان است، ‌باید بگوییم دو بازیگر اصلى در آن وجود دارد، که ‌یکى امریکا و دیگرى طالبان است. در کنار این دو، ‌دو بازوى شمالى و جنوبى وجود دارد.‌ بازوى جنوبى پاکستان است که اخیرا وارد فرآیند مبارزه علیه طالبان در کنار امریکا شده و بازوى شمالى افغانستان و ارتش ملى افغانستان است که آنها هم از شمال علیه طالبان وارد عمل شده‌اند.
موقعیت ایران در اینجا مى‌تواند یک موقعیت ناظر باشد. در این تحولات آنچه که در تهران اتفاق مى‌افتد شاید بیشتر نوعى تبادل نظر و مبادله اطلاعات درباره آن چیزى است که اتفاق افتاده. در غیر این‌صورت مدیریت تحولات امنیتى عمدتا در درست امریکایى‌ها، افغان‌ها و پاکستانى‌هاست و ایران فعلا بر اساس یک جایگاه مدیریتى خاص نقش ناظر تحولات را دارد.
*رویکرد ایران در شرایطى که احتمال نفوذ طالبان به سمت مرزهاى ایران هم وجود دارد چگونه مى‌تواند باشد؟
**به اعتقاد من کانون درگیرى‌ها در دو سوى خط دیورند،‌یعنى مرز بین افغانستان و پاکستان است. اگر قرار باشد که در نتیجه فشارهایى که از جنوب و شمال بر طالبان وارد مى‌شود، ‌طالبان در یک حرکت آچمزگونه تحرکى از خود نشان دهد احتمالا بیشتر به سمت منطقه کشمیر اعم از کشمیر پاکستان و کشمیر تحت کنترل هند حرکت خواهد کرد و در آن‌جا هندى‌ها اقدامات بازدارنده‌اى را انجام خواهند داد.‌ مگر این‌که بپذیریم چون طالبان از حرکت به سمت کشمیر دچار یاس و ناامیدى بشوند و نگران باشند که ممکن است تحت تعقیب قرار بگیرند و آن‌جا هم هندى‌ها برخورد خشنى با آنها داشته باشند، ‌به سمت بلوچستان پاکستان و از آنجا به سمت ایران بیایند.
از آنجا که بین ایران و طالبان میانه خوبى وجود ندارد و داراى تعارضات ایدئولوژیک هستند، قاعدتا ورود آنها به خاک ایران، ‌ورود به یک منطقه ممنوعه خواهد بود‌، بخصوص در شرایطى که مانور بزرگ نیروى انتظامى در این منطقه انجام شده است. احتمال ورود آنها به مرزهاى ایران بسیار بعید است و ایران این امکان و مجوز را نخواهد داد. خود طالبان امیدوارند در قلمرویى که دارند با توجه به موقعیت تپوگرافى که وجود دارد،‌ پستى و بلندى و مناطق جنگلى که وجود دارد، ‌بتوانند جنگ را فرسایشى کنند و نیازى به حرکت به سوى مرزهاى خارج از دو سوى خط دیورنگ نداشته باشند.
*با توجه به این مسائل شرایط آینده پاکستان را چگونه ارزیابى مى‌کنید؟
**به نظر من آنچه که در حال حاضر در پاکستان اتفاق افتاده است معلول ناکارآمدى‌هایى است که در گذشته‌هاى نه چندان دور وجود داشته ‌است. یعنى از دید امریکایى‌ها حکومت مشرف نتوانست در بحث مبارزه با تروریسم همکارى جدى با امریکا داشته باشد و بر این اساس مشرف از کار برکنار شد تا با یک چینش جدید در قدرت این ماموریت به گروه جدید واگذار شود. بنابراین تیم آقاى زردارى روى کار آمد. ماموریت اصلى تیم آقاى زردارى مقابله با طالبان است. به نظر آمد که در یک فرجه 3-4 ماهه این تیم در برخورد با طالبان اندکى تعلل ‌کرد و نمى‌توانست یا نمى‌خواست این حرکت را انجام دهند. امروز امریکایى‌ها این تیم را تحت فشار قرار داده‌اند که وارد عمل شوند. بنابراین دوام سیاست و حکومت در پاکستان،‌ یعنى حکومت زردارى بستگى به این دارد که در پیشبرد این ماموریت تا چه حد جدى باشد. این‌که واقعا ارتش پاکستان و یا دولت پاکستان مى‌توانند در برخورد با این چالش موفق بیرون بیایند، ‌بستگى به عوامل مختلفى دارد که یکى از این عوامل این است که امریکایى‌ها به طور جدى حمایت‌هاى مادى از ارتش به عمل بیاورند؛ یعنى تجهیزات نظامى در اختیار آنها قرار دهند و ‌بودجه کافى در اختیار آنها قرار دهند.
از دولت پاکستان حمایت معنوى لازم را داشته باشند به‌گونه‌اى که ناهماهنگى‌هایى که در ساختار سیاسى پاکستان وجود دارد برطرف بشود و ارتش و دولت هماهنگى بیشترى داشته باشد. از سوى دیگر از دولت هندوستان بخواهند که علایم مثبتى را مبنى بر اینکه تا زمانى‌که پاکستان درگیر تحولات داخلى است از ناحیه مرزهاى مشترک هند و پاکستان خیالش راحت باشد،‌ مخابره کند. دولت مانع از تبدیل شدن جنگ در منطقه سوات به یک جنگ فرسایشى بشود. اگر این جنگ به جنگ فرسایشى تبدیل شد،‌سرکوب گروه طالبان کار دشوارى خواهد بود. فشار مهاجرین و آوارگان به دولت پاکستان سنگینى خواهد کرد. هزینه‌هاى جنگ بالا خواهد رفت و ممکن است به جاى حل بحران در یک اقدام غافل‌گیرانه و برق‌آسا و سریع دچار یک جنگ فرسایشى بشوند که نتیجه این جنگ وارد شدن صدمات بیشتر به پاکستان و بى‌ثباتى‌ها و اقدامات ناامن کننده بعدى است که ممکن است در پى داشته باشد.