تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۹۶۵۲۲
مقدمه: حضرت امام خمینی (ره) در همان روزها در جمع گروهی از دانشجویان دانشکده ی افسری ارتش و مسئولان این دانشکده فرمودند: «ما از اوّل هم صلح طلب بودیم و صلح یکی از اموری است که ما به تبع از اسلام قبول کردیم. صلح اسلامی، صلحی که برادر می شوند بعد از صلح، و ما طالب این هستیم. امّا صلحی که اصلاً اعتنا نکنند به این که جنایت کردند در اینجا و اعتنا نکنند به این که غراماتی وارد شده است و باید جبران کنند، این اسمش صلح نیست. اسمش را می توانیم بگذاریم صلح صدّامی.» یکی از شبهات و سؤالاتی که در ذهن برخی از افراد جامعه و کاوشگران دفاع مقدس بعد از پیروزی چشمگیر در عملیات بیت المقدّس و فتح خرّمشهر در سال 1361 شکل گرفت و شاید تا کنون برای آن پاسخ قانع کننده ای دریافت ننموده باشند، چرایی و علّت ادامه ی جنگ توسّط ایران بعد از آن حماسه و موفّقیّت بزرگ و بازپس گیری مناطق متصرّف شده از ایران توسّط عراق بود. برای پاسخگویی به این سؤال و شبهه از دو بعد آن را مورد بررسی قرار می دهیم: 1)مقوله ی سیاسی و حقوقی 2)مقوله ی دفاعی - امنیتی

1)مقوله‌ی سیاسی و حقوقی:
با شروع جنگ بین ایران و عراق در شهریور ماه 1359 شورای امنیّت سازمان ملل متحّد، نسبت به تجاوز عراق علیه کشور جمهوری اسلامی ایران، علی رغم اینکه این اقدام خلاف حقوق بین الملل و نقض حاکمیت یک کشور مستقل یا شخصیت حقوقی بوده، عکس العملی جدّی ای نشان نداد و صرفاً به تصویب قطعنامه ی 479 اکتفا نمود. در این قرارداد از طرفین خواسته شده بود، از به کار بردن زور علیه یکدیگر خودداری کنند و اختلافات خود را به صورت مسالمت آمیز حلّ و فصل کنند.
جالب اینجاست که هیچ اشاره ای به تشخیص و معرّفی متجاوز و دفاع از کشور مورد تجاوز واقع شده در این قطعنامه نشده بود. حتّی در این قطعنامه از کشور عراق خواسته نشده بود که به مرزهای بین المللی بازگردد و خاک کشور ایران را ترک کند.
در واقع آمریکا و متّحدانش درصدد بودند با اشغال بخش هایی از خاک ایران توسّط کشور مجری اهداف خود، یعنی عراق؛ ایران را وادار به قبول خواسته های خود و عقب نشینی از آرمان های انقلابی خود نمایند. تصویب این قطعنامه ی ضعیف و ناعادلانه نیز در شورای امنیّت، تحت تأثیر همین خواسته ها و منویّات و آمریکا و شرکای غربیش بود که نفوذ قابل توجّهی در سازمان ملل و شورای امنیّت داشتند.
بعد از این قطعنامه، شورای امنیّت سکوت بیست و دو ماهه ای را در برابر تجاوز رژیم بعثی به ایران اتّخاذ کرد. این در زمانی است که عراق از حیث شرایط جنگ در برتری نسبی نسبت به ایران قرار داشت. بعد از پیروزی رزمندگان ایرانی در عملیات بیت المقدّس و بازپس گیری شهر مهم و استراتژیک خرّمشهر که عراق و متّحدانش را شگفت زده کرده بود، شورای امنیّت بنا به درخواست کشورهای اُردن و آمریکا تشکیل جلسه داد و قطعنامه ی 514 را به اتّفاق آراء به تصویب رساند. در این قرارداد، برخلاف قرارداد قبل، برای نخستین بار از برقراری آتش بس و عقب نشینی نیروها به مرزهای بین المللی، احترام به حاکمیت، استقلال و تمامیّت ارضی کشورها سخن به میان آمد. چرا که شرایط جنگ به نفع ایران تغییر پیدا کرده بود و این سبب نگرانی متّحدین عراق و در رأس آنها آمریکا شده بود. جمهوری اسلامی ایران، این قطعنامه را نپذیرفت. زیرا که در چارچوب آن خواسته ها و منویّات ایران لحاظ نگردیده بود. اوّلاً ایران خواستار شناسایی متجاوز بود. ثانیاً تنبیه متجاوز و تعیین خسارات وارده به ایران از دیگر خواسته های جمهوری اسلامی بود که مورد توجّه قرار نگرفت. ثالثاً تضمین صلح و بقای آن به کشور مورد تجاوز از دیگر خواسته های بجای ایران بود. امّا نه سازمان ملل و نه دیگر مجامع بین المللی و نه حتّی خود کشور عراق، حاضر به قبول این خواسته های بجا و بحقّ جمهوری اسلامی ایران به عنوان طرف برتر و پیروز جنگ نگردیدند.
در چنین شرایطی، پذیرش قطعنامه ی 514 توسّط جمهوری اسلامی ایران، نه تنها به منزله ی پیروزی نبود، بلکه شکست و عدم دستیابی به حقوق حقّه ی خود تلقّی می شد.
2)مقوله‌ی دفاعی – امنیّتی
در این مقوله، مهم ترین استراتژی ای که ایران دنبال می کرد، تثبیت موقعیّت دفاعی خود و سپس ورود محدود به خاک عراق و در نتیجه تثبیت شرایط جنگ به نفع خود بود.
اوّلاً ما در منطقه ی خرّمشهر دارای شرایط موازنه ی مرزی با عراقی ها بودیم که درآن سوی مرزها به حالت آماده باش و مجهّز، درصدد غفلت ایران و تسخیر مجدّد این شهر بندری بودند. ثانیاً هنوز بخش های قابل توجّهی از خاک کشور از جمله نفت شهر در اختیار رژیم بعثی عراق قرار داشت و پذیرش آتش بس توسّط ایران، می توانست تثبیت موقعیّت عراق را در این مناطق و در نتیجه جدایی احتمالی این بخش ها از خاک کشور ما را با توجه به حمایت مطلق جامعه ی بین الملل از عراق، به همراه داشته باشد.
با در نظرگرفتن این شرایط و با توجه به این که مقامات سیاسی و نظامی ایران به نحوی می دانستند که در جامعه ی بین المللی از حیث سیاسی، تمامی حمایت ها توسط مجامع و قدرت ها از طرف دیگر جنگ یعنی عراق، صورت خواهد پذیرفت تا اینکه شرایط جنگ و صلح به نفع این کشور تثبیت گردد، تصمیم مقامات ایران بر انجام عملیات برای ورود محدود به خاک عراق و ایجاد پشتوانه ی سیاسی مذاکرات تعیین شد. در واقع با موفّقیّت در این استراتژی، ایران می توانست از موضع قدرت و برتری، خواسته های خود را بر جامعه ی بین المللی و عراق تحمیل کرده و شرایطی را فراهم کرده تا حامیان عراق با تأمین خواسته های بدیهی و بحقّ جمهوری اسلامی در شناسایی متجاوز، تعیین و پرداخت خسارت به کشور مورد تجاوز قرار گرفته و تضمین صلح، شرایط را برای خاتمه دادن به جنگ و رهایی از شرایط نه جنگ و نه صلح که می توانست برای ایران گران تمام شود و موجبات سوء استفاده ی عراق و متّحدانش را با توجّه به تغییر شرایط جنگ فراهم آورد، آماده سازند.
با در نظر گرفتن موارد مطرح شده در مقوله های سیاسی و حقوقی و همچنین دفاعی – امنیّتی می توان به این نتیجه رسید که با توجّه به عدم دستیابی ایران بعد از فتح خرّمشهر به حداقل حقوق حقّه ی خود، همچنین عدم توجّه سازمان ملل متّحد و شورای امنیّت به تنبیه متجاوز و فشار بر عراق برای پرداخت خسارت و با عنایت به عدم تضمین صلح از سوی جامعه ی بین المللی و کشور متجاوز و همچنین نداشتن اعتماد به کشور عراق برای خروج از مناطق متصرّف شده ی ایران، تصمیم به ادامه ی جنگ و عدم پذیرش صلح غیرعادلانه، منطقی و عاقلانه بود. کما اینکه حضرت امام خمینی (ره) در همان روزها در جمع گروهی از دانشجویان دانشکده ی افسری ارتش و مسئولان این دانشکده فرمودند: «ما از اوّل هم صلح طلب بودیم و صلح یکی از اموری است که ما به تبع از اسلام قبول کردیم. صلح اسلامی، صلحی که برادر می شوند بعد از صلح، و ما طالب این هستیم. امّا صلحی که اصلاً اعتنا نکنند به این که جنایت کردند در اینجا و اعتنا نکنند به این که غراماتی وارد شده است و باید جبران کنند، این اسمش صلح نیست. اسمش را می توانیم بگذاریم صلح صدّامی.»