تاریخ انتشار : ۲۴ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۹۶۷۴۴
گفتگو با دکتر سیدمحمدتقى علوى معاون فرهنگى دانشجویى دانشگاه تبریز
مهرداد رضایى ارجمند اگر دانشگاه اصلاح شود جامعه اصلاح مى‌گردد امام خمینى (قدس‌سره شریف) اشاره: ایجاد دانشگاه اسلامى از سالها قبل مورد تاکید امام (ره) و مقام معظم رهبرى بوده است ولکن بعد از انقلاب اسلامى ایران و با تشکیل شوراى عالى انقلاب فرهنگی، تغییرات عمده‌اى در ساختار دانشگاهها ایجاد گردید. در سالیان اخیر با رهنمود هاى مقام معظم رهبرى مبنى بر جنبش نرم‌افزارى و بومى‌کردن علوم، تلاشهاى جدیدى انجام گرفت. در این راستا مصاحبه‌اى با دکتر سیدمحمدتقى علوى معاون فرهنگى دانشجویى دانشگاه تبریز انجام دادیم. ایشان عضو هیئت علمى گروه حقوق قضایى دانشگاه تبریز مى‌باشد و داراى چندین تالیف و کتاب از جمله شرح و ترجمه اصول الا‌ستنباط، کتاب عرف و عادت در حقوق اسلام و ایران، کتاب نگرشى نو بر بلوغ در فقه و حقوق ایران، ترجمه کتاب محاکمه روژه‌ گارودى (نوشته روژه گارودى نویسنده مسلمان فرانسوی) ،کتاب محاکمه صهیونیسم اسرائیل، کتاب تفکیک اسطوره‌هاى بنیان‌گذارى سیاست اسرائیل و...است. در ذیل به متن این مصاحبه مى‌پردازیم.

* دانشگاه اسلامى و دانشگاه غیراسلامى چه تفاوتى با هم دارند و تعریف دانشگاه اسلامى چیست؟
** منظور از دانشگاه اسلامى یعنى دانشگاهى که بتواند توامان علم و ایمان را در جامعه رشد بدهد. دانشگاه‌ها رسالتشان پرورش عالمان، متفکران و متخصصان در هر رشته‌اى از رشته‌هاى مورد نیاز جامعه است. دانشگاه اسلامى در درجه اول متعهد است که تخصص‌هاى مورد نیاز جامعه را در شئون مختلف به عهده گیرد ولى در کنار این رسالت باید به امر ایمان و تعهد به تعمیق باورهاى دینی، متخصصان نیز اهتمام ورزند. به نظر بنده دانشگاه اسلامى در درجه اول دانشگاهى است علمى که مى‌تواند در کنار علم‌آموزى و پژوهش، ایمان دانشجویان را تعمیق بخشد. همچنان که حضرت امام خمینى (ره) فرمودند باید علم جهت‌دار جامعه را هدایت کند که ضمن اینکه شخص از تخصص لازم در رشته‌اى برخوردار است از تعهد لازم نیز برخوردار باشد. امروزه مى‌دانید که خصوصا در این هیاهویى که در دنیا راه افتاده است، خیلى از مشکلات که گریبانگیر جوامع بشرى است ناشى از علم بدون تعهد است. اگر از تعهد لازم نسبت به جامعه، دین و ارزشهاى معنوى برخوردار نباشد، بسیار مضر است . این امر را در ساخت و توسعه سلاح‌هاى مختلف کشتار جمعى مى‌بینیم. معمولا اینها ناشى از تخصص و علمى هستند یعنى عالمانى هستند که جمع مى‌شوند، دست به کارها و اقداماتى مى‌زنند و چیزهایى را به‌وجود مى‌آورند که اگر آنها تعهد لازم را نداشته باشند، قطعا مضر براى جامعه خواهد بود. در یک کلام دانشگاه اسلامی، دانشگاهى است علمى و در آنجا علم حاکم است. منتهى در کنار علم، تعهد، ایمان و حاکمیت ارزشهاى دینى هم مدنظر است. ما هم اگر بخواهیم در دانشگاه‌هاى خود موفقیتى کسب کنیم و آرمانهاى امام (ره) و شهداى کشورمان را جامه عمل بپوشانیم در درجه اول باید از دانشگاهها شروع کنیم. در آموزه‌هاى دین هم داریم که رسالت پیامبر اکرم در تزکیه و تعلیم خلاصه شده است. یعنى پیامبر اکرم در کنار تعلیم و علم‌آموزى به بشریت به تزکیه آنها نیز توجه کرده است. خداوند متعال تاکید کرده به تزکیه در کنار تعلیم بپردازیم با اینکه ما توصیه‌هاى فراوانى در شان علم و عالم و دانش داریم ولى در کنار آنها همواره فرموده‌اند که علم در مسیر تعالى بخش ارزشهاى دین باشد و بتواند بشر را در مسیر صحیح هدایت بکند.
* در مورد فعالیتهاى فرهنگى که معاونت فرهنگى و دانشجویى در مورد اسلامى کردن دانشگاه انجام داده، توضیحاتى بدهید؟
** در حوزه معاونت دانشجویى و فرهنگى که در خدمت دانشجویان هستیم اقداماتى اساسى انجام داده‌ایم. در گذشته مدیریت فرهنگى که زیرنظر معاونت دانشجویى و فرهنگى کار مى‌کنند، متاسفانه بیشتر به عنوان کارپرداز برخى تشکل‌ها عمل کردند، یعنى برنامه را به تشکل‌هاى دانشجویى مى‌دادند، اینها هم فقط پشتیبانى مى‌کردند خرید وسایل و... ولى ما در این مدتى که مشغول خدمت شده‌ایم، مدیریت فرهنگى ما موظف به ارائه برنامه‌اى براى ایام‌الله و براى روزهاى خاص هست که موفق هم شده‌ایم. مثلا در حمایت از دانشمندان جوان کشورمان به دلیل دستیابى به فناورى هسته‌ای، مدیریت فرهنگى در یک اقدامى موفق از کلیه اساتید دانشگاهها دعوت کرد و همه حضور پیدا کردند که یک اقدام بى‌سابقه‌اى بود و یک راهپیمایى بسیار باشکوه حمایت خود را از فن آ ورى هسته‌اى اعلام کردند. شاید این مهمترین حضور اساتید دانشگاه در صحنه بود که با وحدت و یکپارچگى حاضر شدند. در مراسم دعاى عرفه‌اى که از طرف دانشگاه برگزار شد، بیش از 500 نفر دانشجو که اکثرا هم از خواهران بودند، حضور داشتند و این در نوع خود در دانشگاهها شاید بى‌سابقه است. همه مى‌دانند که دانشگاه تبریز یکى از دانشگاههاى موثر در دوران جنگ تحمیلى بود به طورى که کارگاه دانشکده فنى مورد حمله هوایى عراق قرار گرفته و بیش از 23 نفر از دانشجویان ما در آن زمان به شهادت رسیدند. ما آن کارگاه را به موزه شهدا تبدیل کرده‌ایم، آثارى از شهدا و یاد و خاطره آنها را زنده نگه داشته‌ایم و دانشجویانى که تازه وارد دانشگاه مى‌شوند با آنان آشنا مى‌شوند که در گذشته دانشجویان چه خدماتى به انقلاب کرده‌اند و در چه مسیرى قدم برمى‌دارند. ما براى اینکه بتوانیم آن رسالت اصلى خود را در دانشگاه و در حوزه فرهنگ جامه عمل بپوشانیم، کانونهاى فرهنگی، هنرى و انجمن‌هاى علمى را تقویت کردیم که البته کافى نیست. مسئولین وزارتخانه هم قول داده‌اند که حمایتهاى معنوى و مادى کافى را بکنند. ما اگر بتوانیم چنین انجمن‌هاى علمى را که دانشجویان در رشته‌هاى مختلف جمع مى‌شوند و فعالیت علمى مى‌کنند، زیرنظر خودشان و اساتید گروه سازماندهى و ساماندهى کنیم، بسیار به ایجاد جو معنوى و علمى دانشگاه کمک کرده‌ایم. امروزه دوره تبلیغ مستقیم گذشته است. ما باید به روشهاى جدیدی، دانشجویان را در صحنه نگه داریم و محیط را براى انجام فعالیتهاى سازنده آنها مهیا کنیم. معاونت فرهنگى اجتماعى برنامه‌هاى سخنرانى مختلفى در خوابگاهها ترتیب داده است، اساتیدى که رشته آنها مستقیما الهیات نیست ولى در عین حال مطالعاتى در معارف اسلامى دارند را مرتب در کنار سایر عزیزانى که فعالیت فرهنگى مى‌کنند، در کنار نهاد رهبری، گرد هم مى‌آوریم. تصمیم گرفتیم که اوقات فراغت را با برنامه‌هاى غنى پر کنیم، چون دانشجویان یک سوم وقت خود را صرف درس مى‌کنند، دو سوم بقیه وقت را آزاد هستند.ما این وقت را با فعالیتهاى سازنده پر مى کنیم، به طورى که تربیت بدنى دانشگاه تبریز به خاطر فعالیتهایى که انجام مى‌دهد، به عنوان تربیت بدنى نمونه شناخته شده است و تربیت بدنى تبریز به عنوان مرکز منطقه‌اى شمال غرب کشور تعیین‌شد. در نتیجه اگر اوقات فراغت دانشجویان ما با فعالیتهاى مفید و سازنده و سازماندهى‌شده، پر گرددو در این صورت دیگر امکانى جهت سوءاستفاده برخى از جریانهاى منحرف باقى نخواهد ماند.
* به نظر شما نقش اسلامیت در قشر دانشجو، دانشگاهیان، اساتید و در کل فرهیختگان چگونه مى‌تواند بر رهبریت این قشر در جامعه از لحاظ فکرى کمک کند؟
** جامعه ما یک جامعه اسلامى مى‌باشد. کشور، یک کشور اسلامى است. اکثریت قریب به اتفاق مردم ما مسلمان هستند. دانشگاهها باید بتوانند آن نقش مرجعیت خود را حفظ کنند. متاسفانه در برهه‌اى از زمان از دانشگاهها این نقش مرجعیت گرفته شده است. باز هم دانشگاهها باید بتوانند نقش مرجع بودن خود را در حوادث مختلف و در مباحث گوناگونى که پیش مى‌آید، حفظ کنند. مردم ،جوانان ، فرهیختگان، فرهنگیان، دانشجویان و اساتید را به عنوان مرجع بشناسند. لازمه این امر این است که این اشخاص به آن جنبه بیشتر توجه کنند. اساتید براى اینکه بتوانند نقش خود را ایفا کنند بایستى جلوتر و پیشروتر از مردم در مسائل اسلامى ‌باشند و اگر در مراحلى از مردم عقب بمانند نقش مرجع‌بودن خود را از دست خواهند داد و علت اینکه در مراحلى هم دانشگاهها نتوانسته‌اند نقش مرجع‌بودن خود را حفظ کنند، دلیل آن عقب ماندن از مردم مى‌باشد. توده مردم گاها مى‌بینید که چقدر با مراکز مرجع از جمله دانشگاه فاصله دارند. آنها در یک مرحله‌اى هستند که هنوز دانشگاه به آن مرحله نرسیده است. براى اینکه این حالت به‌وجود نیاید و دانشگاهها بتوانند آن نقش مرجع‌بودن خود را حفظ کنند باید آن آفت‌ها و آسیبهایى که باعث عقب‌ماندن اینان از مردم مى‌گردد را شناسایى کنند و این امر تحقق نمى‌پذیرد مگر اینکه اساتید و دانشگاهیان در کنار آن وظیفه‌اى که انجام مى‌دهند. مثلا شاید برخى فکر مى‌کنند وظیفه‌شان فقط آموزش دادن و پژوهش کردن مى‌باشد که این کافى نیست ، باید بدانند که اساتید رسالتشان تعلیم و تزکیه مى‌باشد، اما بایستى علم و دانش را منتقل سازند و مهارت را آموزش دهند و در مرحله عمل از دانشجو استفاده کنند. همین که به مسائل ارزش جوانان بهاء دهند و وقتى را نیز براى مشاوره با دانشجویان و راهنمایى آنها در مسیر زندگى و مراحل مختلف حیات انسان، بگذارند.
* جریانهاى دانشجویى که بعضا به انحراف کشیده مى‌شوند، اگر اینها مبانى خودشان را بر اسلام بگذارند چگونه مى‌توانند از انحراف جلوگیرى کنند؟
** خوشبختانه دانشجویان که قشر جوانى هستند و ما از نزدیک نیز با اینها سر و کار داریم، بسیار زمینه و بستر مناسبى براى پرورش دارند، یعنى از یک فطرت پاکى مثل همه جوانها برخوردار مى‌باشند و یک نوع شور و شوقى اینها را وادار به ورود در تشکلهایى مى‌کند که یکسرى فعالیتهاى سیاسى نیز انجام بدهند. علت اینکه گاها برخى تشکل‌ها به انحراف کشیده مى‌شوند، سوء استفاده‌اى است که برخى از عوامل خارج از دانشگاه قصد دارند از این دانشجویان بکنند، یعنى در هر زمانى و در هر برهه‌اى که از دانشجو به عنوان ابزارى براى رسیدن به مطامع سیاسى استفاده‌شده، تشکل‌ها به انحراف کشیده شده‌اند و این مهم بیشتر برمى‌گردد به دانشجویان که باید مواظب باشند و دقت کنند و خودشان پیشرو باشند و آن نقش مرجع‌بودن خود را حفظ کنند. حداقل به آن اساسنامه‌هایى که دارند، پایبند باشند و هیچ‌وقت به عنوان پلى براى دیگران که خارج از دانشگاه قصد سوء استفاده از تشکل‌هاى دانشجویى را دارند، قرار نگیرند.
* اگر مطلب خاصى به عنوان توصیه، پیشنهاد براى دانشجویان، مخاطبان، مسئولان و همچنین خوانندگان دارید، بفرمائید؟
** عرض مى‌کنم که به عنوان یک نکته در رابطه با حوادث اخیرى که در کشورمان مخصوصا در آذربایجان اتفاق افتاده، خوشبختانه در این قضیه‌اى که اتفاق افتاد، از یک جهت دانشجویان آن شعور واقعى خود را نشان دهند، یعنى به دنبال درج و چاپ هفته نامه ایران جمعه (کاریکاتورى که چاپ شده بود) عده‌اى از دانشجویان در حوزه ساختمان مرکزى به شدت به این امر معترض بودند و اذعان کردند که به طور علنى به ما توهین شده است، چگونه در روزنامه‌اى که منتسب به دولت نیز مى‌باشد، چنین امرى به این راحتى منتشر مى‌شود؟ ما در جمع دانشجویان حضور پیدا کردیم و با تشریف فرمایى ریاست محترم دانشگاه، موکدا درخواست دانشجویان این بود که اجازه داده شود که در فضاى باز تجمع کنند که ما با دانشجویان صبحت کردیم و آنها را قانع کردیم که تجمع در فضاى باز به هیچ عنوان صلاح نیست، نه به صلاح دانشجویان و نه به صلاح کشور و این ممکن است که دستاویزى باشد براى کسانى که مى‌خواهند به این قبیل بحثهاى تفرقه‌افکنانه دامن بزنند. لذا بعد از بحث و گفتگو، دانشجویان قانع شدند که در تالار وحدت دانشگاه تبریز جمع شوند و اگر اعتراضى نیز دارند به صورت منطقى و معقول بیان نمایند. خوشبختانه آنها قبول کردند. البته گفتند که ما نیم ساعت در جلوى تالار برنامه اجرا مى‌کنیم، بیانیه‌اى را قرائت خواهیم کرد و سپس داخل تالار خواهیم شد. فرداى آن روز جمع زیادى از دانشجویان در جلوى تالار وحدت و داخل تالار جمع شدند و آنچه را که جاى تشکر دارد این است که حتى کوچکترین حرکت زننده‌اى از اینها مشاهده نشد، یعنى یک شعار ضد ملى و شعارى که از آن حرکتى مثلا ضد انقلابى احساس شود، مشاهده نشد و حتى یک مورد نیز پیش نیامد چون خود بنده با ریاست نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه تبریز به جمع دانشجویان ملحق شدیم و با آنها صحبت کردیم و آنها را دعوت به آرامش کردیم. اینکه آذربایجان همواره در حفظ تمامیت ارضى کشور بزرگ ایران پیش‌قدم بوده و در هر زمانى هم که حتى ملوک‌الطوایفى بر کشور، حاکم بوده، حتما آذربایجانى‌ها پیش‌قدم بوده‌اند و براى برگرداندن تمامیت ارضى کشور، همواره در صفوف مقدم مبارزه با استبداد و استعمار خارجى بوده‌اند. در مورد ستارخان و شیخ محمدخیابانى و نقش آنها تا شهیدان بزرگى که آذربایجانى‌ها تقدیم انقلاب کرده‌اند و نقش آذربایجانى‌ها در شروع انقلاب اسلامى به رهبرى امام (ره) و نقش آنها در تداوم پیروزى انقلاب، در مورد این بحثها در جمع دانشجویان صحبت کردیم و اعتراضمان را نیز اعلام کردیم که هرکسى حق ندارد با استفاده از رخنه‌اى که به بعضى از رسانه‌ها مى‌کند چنین کارهایى را انجام دهد. پولهایى که آمریکا اختصاص مى‌دهد کجا خرج مى‌گردد، قطعا افراد و عواملى را سعى مى‌کنند که در برخى رسانه‌ها نفوذ بدهند و آنها نیز با یک کارى که مى‌کنند ممکن است امنیت ملى کشور را به خطر بیندازند. در این مورد مسئولین هم هوشیار باشند، هم دانشجویان آگاه باشند که این کارى نیست که خداى ناکرده یک فرد علاقه مند به نظام و واقعا منتسب به نظام انجام بدهد. قطعا اینها افرادى نفوذى هستند که با استفاده از نفوذى که کرده‌اند، مى‌توانند چنین ضربه‌هایى به شکلهاى مختلف به صفوف متحد مردم بزنند. ما که صحبت کردیم دانشجویان قانع شدند. خوشبختانه بدون اینکه حرکت زشت و زننده‌اى از خود نشان بدهند تالار را ترک کردند و در کلاسهایشان شرکت کردند و این نشان مى‌دهد که دانشجوى ما از شعور و آگاهى بالایى برخوردار است و هیچ‌وقت آلت دست قرار نمى‌گیرد و مسائلى که نیز در خارج از دانشگاه بوده ارتباطى به دانشجویان ندارد و مسئولین نیز با جریان‌شناسى چنین جریانهایى جهت ایجاد تفرقه به‌وجود آمده به خوبى مقابله خواهند کرد.