تاریخ انتشار : ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۹۶۷۸۴
بررسى وضعیت صفحات دفاع مقدس در گفت‌وگو با محمد على آقامیرزایى
مقدمه: محمدعلى آقامیرزایى از جمله روزنامه نگارانى است که در سال 66از حوزه ادبیات و شعر وارد عرصه مطبوعات شده است. از سال 81 تاکنون مسئول سرویس بسیج و دفاع مقدس روزنامه جوان است. کتاب «شهید مدنى» این نویسنده به تازگى پشت شیشه کتاب فروشى ها جاى گرفته و کتاب هاى «به همین سادگى» و «سفرنامه عراق» او و یک مجموعه شعر نیز به زودى به چاپ خواهند رسید.خبرگزارى ایسنا با این روزنامه نگار و نویسنده دفاع مقدس گفت وگویى در مورد عملکرد و وضعیت مطبوعات دفاع مقدس انجام داده است که مى خوانید.

* وضعیت کمیت و کیفیت نشریات و صفحات دفاع مقدس روزنامه ها را چگونه ارزیابى مى کنید؟
** به نظر من هم از نظر کیفیت و هم از نظر کمیت در این عرصه دچار بحران هاى جدى هستیم و اگر متولیان امر چاره اى جدى نیندیشند آینده خوبى براى صفحات دفاع مقدس نمى بینم. از بحث کیفیت که بگذریم حتى در مبحث کمیت هم دچار چالش هاى جدى هستیم. فقط چند روزنامه هفته اى نیم صفحه یا اندکى بیشتر و کمتر در صفحات میانى خود به مقوله دفاع مقدس مى پردازند و روزنامه نگاران بسیارى که در این زمینه استخوان خرد کرده و وقت بازدهى سودمند آنان بود به دلایل مختلف از جمله مسایل اقتصادى یا اعتقادى از کار مطبوعاتى دفاع مقدس کناره گرفته اند.
نگاه سلیقه اى متولیان فرهنگ دفاع مقدس و عدم به کارگیرى مشاوران کارآمد از دیگر معضلات این عرصه است که سبب مى شود هر که در این راه قدم برمى دارد دچار مشکلات بسیار شود. ابتدا ما باید تکلیف خودمان را با این صفحات روشن کنیم. آیا فقط مى خواهیم براى خالى نبودن عریضه و از باب اینکه ما هم به این موضوع عنایت داریم این مطالب را به چاپ برسانیم یا قصد داریم فرهنگ غنى دفاع مقدس را به مخاطبان عرضه کنیم؟
روشن شدن این موضوع و توجه به نظرات و نوآورى خبرنگاران و نویسندگان مطبوعاتى دفاع مقدس بسیارى از مشکلات را از میان خواهد برداشت. نکته پر اهمیت دیگر این است که خبرنگار دفاع مقدس دایم با این جمله مواجه مى شود که شما هم باید مثل بسیجى ها براى خدا کار کنید و اجر معنوى ببرید. این کاملا درست ولى کسى که از آب و نان دیگر سرویس ها مى گذرد و در این وادى فعالیت مى کند درست مثل همان بسیجى هاست و نباید انتظار داشت بدون هیچ امکاناتى در این عرصه قلم بزند. شاید ما این اعتقاد را داشته باشیم ولى جواب مخارج کمرشکن زندگى امثال ما را چه کسى خواهد داد؟ این یکى از دلایل اصلى جدا شدن نیروهاى مفید و فعال از این عرصه است.
از لحاظ کیفیت نیز وضع چندان بهترى وجود ندارد. همان زبان و همان روش که در سال هاى گذشته استفاده مى شد تکرارمى شود که امروزه دیگر کارآیى خود را از دست داده و در این زمینه نیز باید چاره اندیشى اساسى شود. البته مجمع خبرنگاران و نویسندگان مطبوعاتى دفاع مقدس برنامه هایى براى بهبود کیفیت مطالب منتشر شده دارد ولى متاسفانه عدم حمایت مادى و معنوى کار را برایمان در شوراى مرکزى بسیار مشکل کرده است.
* نشریات تخصصى دفاع مقدس در گذشته و حال با چه چالش ها و مشکلاتى مواجه بوده و هستند و چه راهکارهایى براى رفع این مشکل پیشنهاد مى کنید؟
** بعد از پایان جنگ تحمیلى عده اى به سهو یا عمد بر آن شدند تا به بهانه این که مردم خسته شده اند و نیاز به آرامش دارند فرهنگ غنى دفاع مقدس را که مطبوعات یکى از زیر شاخه هاى آن است را به فراموشى بسپارند. بنابراین با کمترین حمایت این کار عظیم را به خود روزنامه ها و نشریات و فعالان آن سپردند که عمدتا این دوستان هم دو گرایش عمده یافتند یا چنان از جنگ نوشتند که فقط بوى باروت و خون از آنها به مشام مى رسید و یا چنان بر شیرینى آن افزودند که دل مخاطب را زد. دفاع مقدس مقوله باارزشى است که شیرینى خاص خود را دارد و حتى اگر ذره اى بخواهیم این شیرینى را بیشتر کنیم قافیه را باخته ایم.
نکته دیگرى را هم باید تذکر دهم؛ مطبوعات در زمان جنگ و صلح دو کارکرد کاملا مجزا دارند. در زمان جنگ مطبوعات و تمام رسانه ها باید به شکلى منتشر مى شدند تا جوان ها تهییج شوند و با کوبیدن بر طبل حماسه جبهه ها را پر نگه دارند. در این دوره خصوصیت شعارى برخى مطالب بسیار طبیعى بود و حتى لازمه کار در آن دوره. ولى در زمان صلح، روزنامه نگار باید کاملا از شعار دادن دورى کند و بر حقایق مسلم تاکید کند. روزنامه نگاران در این دوره با گفتن از حقایق و تلخى هاى جنگ، هم مى توانند مخاطب را آگاه کنند و هم مواد خامى براى هنرمندان فراهم آورند.
امروز جوانان و نوجوانان ما از آن حماسه بزرگ چقدر اطلاع دارند. در حالى که برخى کشورها هنوز پس از جنگ هاى جهانى اول و دوم به شکل هاى مختلف از حماسه هاى آن دوران براى مردمانشان مى گویند و محققین هر روز به ابعاد تازه ترى از آن جنگ ها دست مى یابند. یا کشورهاى متجاوزى مثل امریکا قهرمانان دروغین مى سازند و در این زمینه مخاطب را با بهره گیرى از تمام امکانات مقصور مى کنند و با بصیرت کافى فرهنگ دروغین قهرمان هاى پوشالى را تا هر کجا که بخواهند نفوذ مى دهند.
معتقدم باید متولیان و مدیران فرهنگى این عرصه به جوانان مستعد و به ویژه با تجربه هاى این عرصه میدان دهند و واقعا از تمام امکانات بهره ببرند تا فرهنگ غنى دفاع مقدس را که اتفاقا با امنیت ملى ما گره خورده و مى تواند بسیارى از مشکلات امروز جامعه را حل کند، در جامعه گسترش دهند و نهادینه کنند.
* جایگاه نشریات تخصصى دفاع مقدس در بین نشریات را چگونه ارزیابى مى کنید؟
** معتقدم نشریات تخصصى دفاع مقدس از جایگاه بسیار نازلى برخوردارند. شما چند نشریه تخصصى دفاع مقدس را مى توانید نام ببرید؟ مطمئنا به تعداد انگشتان یک دست هم نمى رسد با اوضاعى که گفتم خود شما چه فکر مى کنید؟ برخى از نشریات تخصصى که اتفاقا خوب هم کار مى کردند به دلیل مشکلات مالى تعطیل شده اند و مابقى هم وضع بهترى ندارند.
* دلایل رویکرد غیردرخور به نشر نشریات دفاع مقدس را در چه مى دانید؟
** همانطورى که در سوالتان نیز اشاره کردید بنده هم دلیل اصلى را رویکرد غیردرخور با فرهنگ انسان ساز و بى مانند دفاع مقدس مى دانم. کسانى که در این زمینه شانه بالا مى اندازند و مى گویند وقت این حرف ها گذشته و جوانان به چیزهاى دیگرى نیاز دارند اگر کمى فکر کنند درمى یابند که اگر فرهنگ دفاع مقدس به پشت جبهه منتقل مى شد امروز ما بسیارى از مشکلات موجود را نداشتیم. براى مثال فرهنگ دیگرخواهى و ایثار، یعنى اگر امروز هرکسى دیگرى را بر خود مقدم بشمارد آیا بسیارى از مشکلات حل نخواهد شد؟ یا شایسته سالارى در جنگ را در نظر بگیرید در جبهه هیچ کس به واسطه نسبت داشتن با فلان مقام به جایى نمى رسید، هر کس شایستگى داشت رشد مى کرد و به بالاترین حدى که مى توانست مى رسید. مثلا نگاه کنید فرماندهان جنگ چگونه از دل این حماسه بیرون آمدند و شدند باکرى ها، همت ها، خرازى ها و.... حسن باقرى خبرنگار بود، به جبهه رفت و به واسطه خلاقیت و شایستگى ذاتى به بالاترین حد رسید. نگاه کنید این تنها دو نمونه بود. حالا اگر دیگر مسایل موجود در این فرهنگ به پشت جبهه منتقل مى شد خودتان قضاوت کنید آیا اکنون ما با مشکل حادى روبرو بودیم؟
* میزان حمایت سازمان هاى مربوطه را در این زمینه به چه صورت مى بینید و آیا اصلا این حمایت ها را الزامى مى دانید؟
** حمایت از مطبوعات دفاع مقدس بیشتر در جهت مطرح کردن سازمانهاى مربوطه و بسیار ناکافى است و اصلا در جاى مناسب انجام نمى گیرد. اجازه بدهید در این مورد سکوت کنم تا خداى ناکرده کسى را زیر سوال نبرم. وجدان بهترین قاضى است تا خود را به محکمه آن ببرند.
* پس از گذشت 18سال از پایان جنگ تحمیلى چه نوع مطالبى را از نظر محتوایى براى نشریات دفاع مقدس الزامى مى دانید؟
** هنوز که هنوز است بسیارى از مسایل دفاع مقدس پنهان مانده است و باید فعالان این عرصه با جذابیت دادن به این موارد و عرضه آن به مخاطبان شکاف موجود را پر کنند. البته باز در این میان انتقاد به نهادهاى متولى پیش مى آید. براى مثال پس از فروپاشى رژیم بعث عراق باید اکیپ هاى بسیارى از خبرنگاران دفاع مقدس به عراق مى رفتند. نیمه پنهان جنگ ما در آن جا موجود است یا بهتر بگوییم موجود بود. براى مثال ما براى رفتن به عراق با مشکلات بسیارى روبرو شدیم ولى به هر شکل رفتیم و با دستى نسبتا پر بازگشتیم. شاید برایتان جالب باشد که من از مرخصى و هزینه شخصى استفاده کردم و این که بعد از بازگشت تهدید به اخراج از روزنامه شدم.
خبرنگار جنگ باید خود را به کانون خطر بیفکند تا کارش را به نحو احسن انجام دهد در حالى که در تمام جهان آنقدر خرج خبرنگار جنگى مى کنند تا او به وسوسه حق ماموریت و حقوق دیگر راهى مناطق جنگى شود. در کشور ما قضیه کاملاً برعکس است.
* براى آشنا کردن نسل جدید با ایثارگرى هاى دوران دفاع مقدس، به کارگیرى چه نوع رویکرد فرهنگى را مناسب مى دانید و آیا این رویکردها در حال حاضر وجود دارند، اگر خیر دلایل آن را در چه مى دانید؟
** به نظر من نسل جدید تشنه دانستن است و هرجا که ما خوب کار کرده ایم جواب درست را از سوى مخاطبان دریافت کرده ایم. امروزه لازم است تا علاوه بر مطبوعات همه رسانه هاى مکتوب و صوتى و تصویرى وارد میدان شوند و نگذارند تا غبار فراموشى بر حماسه هاى بى مانند آن دوران بنشیند و این تنها در صورتى ممکن است که مسئولان واقعا و از سر صدق و راستى پا پیش بگذارند و معضلات پیش روى خبرنگاران و روزنامه نگاران دفاع مقدس را حل کنند تا آن ها با یک انرژى جدید از پتانسیل هاى موجود با زبان و فرم جدید بهره گیرند تا هم شاهد ریزش فعالان دفاع مقدس از این عرصه نباشیم و هم از مخاطب گریزى امروز که دامان صفحات دفاع مقدس را گرفته جلوگیرى کنیم. در هر حال حرف و سخن فراوان است ولى اگر کار را به کاردان بسپارند نتیجه آن را خواهید دید.