تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۹۶۷۹۳

حمیرا عمرانی
انقلاب مشروطیت ایران سرآغاز جنبش عظیم اجتماعى بود که تا آن زمان جامعه ایرانى چنین حرکتى را به خود ندیده بود و در یکصد سال پیش مفاهیم جدیدى به فرهنگ سیاسى ایران وارد ساخت. ضمن این که بسیارى از زیرساخت هاى اجتماعى و سیاسى را تحت تأثیر قرار داد که مهم ترین آن مقوله سلطنت و شاه بود. این دو عنوان که تا بروز انقلاب مشروطه از قداست و احترام ویژه اى برخوردار بود، به دلیل سال ها ظلم و استبداد و خفقان به وسیله پایین ترین طبقات اجتماع مورد انتقاد قرار گرفت.
بى‌شک ترور ناصرالدین شاه به وسیله میرزا رضاى کرمانى که از محروم ترین طبقات اجتماع برآمده بود نقطه عطفى در آغاز حرکت هاى مشروطه خواهى محسوب مى شود. این حرکت بر دیواره هاى تفکر خدشه ناپذیر بودن سلطنت شکاف بزرگى پدید آورد. این ترور نوعى اعتراض محسوب مى شد و بسیارى از اصول حکومتدارى شاهان قاجار را زیر سوال برد. اما دوران پس از ناصرالدین شاه، دورانى پرهرج و مرج تر بود که سبب شد تفکر مخالفت با سلطنت و اندیشه حکومت ایده آل تر در جامعه منتشر شود. در این مقاله سعى داریم با بررسى اوضاع نابسامان اجتماعى و اقتصادى ریشه هاى اصلى انقلاب مشروطه را که منجر به صدور فرمان مشروطه توسط مظفرالدین شاه شد مطرح کنیم.
مظفرالدین میرزا، پس از ترور ناصرالدین شاه و گذراندن دوران طولانى ولایتعهدى بعد از 36سال انتظار بالاخره بر تخت سلطنت جلوس کرد. او در تمام مدت ولیعهدى فرمانروایى بدون اقتدار بر ایالت مهمى مانند آذربایجان بود. سرزمینى که زمانى حوزه حکومتدارى عباس میرزا و قائم مقام فراهانى محسوب مى شد و جزو شهرهاى مهم سیاسى ایران به شمار مى رفت، ولى در طى حکومت مظفرالدین بر انواع کمبودها و نابسامانى ها دچار شده بود.
شاه جدید هنگام ورود به تهران با خود همراهان بى شمارى داشت که تنها به خوان گسترده سلطنت (و خزانه شاهى) و راه هاى بهره بردارى از آن مى اندیشیدند. در عین حال که هیچ برنامه اى براى ایجاد آبادى و امنیت کشور نداشتند.
از طرف دیگر خزانه قاچار تهى بود و دولت در اوج بحران مالى به سر مى برد. راه ها در ناامنى کامل حضور دزدان و راهزنان بود و امنیت و آسایش حتى در شهرها دچار اختلال شده بود و هیچ نهاد امنیتى قدرتمندى در شهرها حضور نداشت.
از سال‌ها پیش یکى از راه هاى معمول درآمد شاه و دربارین فروش ایالات و فرماندارى ها بود. داوطلبان حکومت هدیه و پیشکش هاى خود را به شاه تقدیم مى کردند و فرمانروایى شهرها را به دست مى آوردند. به محض رسیدن به مسند قدرت هم، مبالغ گزافى که براى دست آوردن ایالت صرف کرده بودند را از مردم مى‌گرفتند.
در زمان مظفرالدین شاه مدت مأموریت یک سال تعیین شد تا مداخل شاه بیشتر شود. به این ترتیب حاکمان شهرها مدت کمترى وقت داشتند تا سرمایه خود را ترمیم کنند و فشار مضاعفى بر مردم وارد مى کردند. این فشار سبب مى شد هر چند گاه در یکى از شهرها آشوب و اعتراض مردم اوج بگیرد. اگرچه با حضور نیروهاى تفنگچى این اغتشاشات سرکوب مى شد، اما روح اعتراض علیه حکومت در میان مردم وجود داشت.
گمرک ایران نیز با همان شیوه به شاهزادگان و درباریان اجاره داده مى شد. اگرچه عایدى آن براى دولت بسیار ناچیز بود، اما براى متولیان این امر ثروت سرشارى همراه داشت. به این ترتیب مداخل حکومت بسیار اندک بود و آنچه به دست مى آمد صرف شاه و درباریان مى شد. به این ترتیب بهداشت عمومى، امنیت راه ها و شهرها، تعلیم و تربیت و بسیارى از مؤسسات و نهادهاى اجتماعى در جامعه ایرانى وجود نداشت. از طرف دیگر نفوذ روس و انگلیس و دخالت این دو قدرت در تمامى ارکان دولتى هرگونه اصلاحى را مختل مى کرد. ارتش که از نهادهاى امنیتى مهم محسوب مى شد به دلیل عدم وجود مدیریت و ساماندهى مناسب بدون هیچ برنامه خاصى یک نهاد خنثى و بى تأثیر محسوب مى‌شد.
پس از عزل امین‌السلطان، امین الدوله به عنوان صدراعظم شاه برگزیده شد. وى براى اصلاح امور ارتش تصمیم گرفت چند افسر اتریشى استخدام و چند توپ و تعدادى تفنگ از اتریش خریدارى کند اما سفیر روسیه بلافاصله مخالفت کرد و کار ارتش را با مشکل مواجه ساخت.
با وجود تمامى نابسامانى ها و کمبودهاى اجتماعى شاه ایران علاقه فراوانى به سفر فرنگ داشت. او که در مدت ولایتعهدى تنها شاهد سفرهاى پدرش بود پس از رسیدن به سلطنت تمامى سعى خود را مصروف تهیه مقدمات سفر خود به فرنگ کرد. با وجود خزانه خالى، تنها راه تأمین هزینه هاى مسافرت شاه گرفتن وام از کشورهاى دیگر بود. واگذارى زیرساخت هاى اصلى اقتصادى به بیگانگان تنها پشتوانه پرداخت وام محسوب مى شد که خود عوامل بحران‌سازى را به همراه داشت.
مظفرالدین شاه در طول سلطنت خود سه بار به اروپا سفر کرد که در هرسه، گروه کثیرى از درباریان او را همراهى مى کردند و در هتل هاى گرانقیمت اقامت مى گزیدند. نکته قابل توجه این بود که سوغات شاه از فرنگ تنها به خرید کادوهاى مصرفى و تجملى از قبیل مبلمان، گرامافون، ظروف چینى، دستگاه غذاپز و غیره محدود مى شد و همسفران وى نیز به او تأسى مى کردند. ورود کالاهاى مصرفى و تجملى سبب شد سطح زندگى اجتماعى درباریان و ثروتمندان تفاوت محسوسى با طبقات متوسط و محروم پیدا کند.
از طرفى مظفرالدین شاه پس از هر سفر و هنگام مراجعت به ایران اغتشاش و آشوب حاکم بر شهرها را به عینه مى دید ولى به جاى چاره اندیشى براى حل مسایل مردم درصدد تأمین هزینه سفرهاى خود برمى‌آمد.
در طى سه سفر شاه اغلب شهرها دچار قحطى شدند. همین مسأله درگیرى طبقات مردم با حکمرانان را سبب شد.
نابسامانى و کمبود تا جایى پیش رفت که کمبود نان و حتى قند و شکر به پایتخت سرایت کرد. حاکم تهران به جاى حل معضل به سراغ چند تن از تجار رفت و آنان را به چوب بست. در حقیقت این راه حل سطحى و کوتاه مدت همواره مورد استفاده حکام قرار مى گرفت. عموماً به جاى حل اساسى یک معضل اقتصادى چند عامل خرده پا تنبیه مى شوند علما و روحانیون هنگامى که ظلم مضاعف حاکمان را دیدند، از دولت درخواست کردند با تأسیس عدالتخانه و برداشتن حاکمان بى کفایت و اصلاح امور تغییراتى در نحوه اداره حکومت بدهد به همین دلیل در دى ماه 1284در صحن حضرت عبدالعظیم تحصن کردند. در این ماجرا تمام طبقات مردم از آنان حمایت کردند. بالاخره شاه فرمان تأسیس عدالتخانه را صادر کرد.
اما چون پیشرفت اساسى در امور صورت نگرفت، حرکت علما ادامه یافت. آنها در قم متحصن شدند. بخشى از اصلاح طلبان نیز در سفارت انگلیس پناهنده شدند. درخواست پناهندگان، عزل عین الدوله، بازگشت علما از قم، افتتاح دارالشوراى کبرى بود.
شاه با مشاهده گسترده شدن اعتراضات تصمیم گرفت به خواسته هاى مردم تن دهد و به همین دلیل در روز چهاردهم جمادى الثانى سال 1324 قمرى مطابق با 13 یا 14 مردادماه سال 1285 شمسى فرمان مشروطیت صادر شد. فرمان مشروطه به خط احمد قوام (قوام السلطنه) نوشته و به مهر مظفرالدین شاه ممهور شد.
با صدور فرمان مشروطیت تاریخ ایران وارد مرحله جدیدى شد.