تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۹۶۸۰۲

روزگارى طولانى، اصحاب سیاست و دیپلماسى، آمریکاى لاتین را حیاط خلوت ایالات متحده مى پنداشتند. نزدیک به دو قرن معیار و مدار سخن آنها درباره این منطقه دکترین معروف مونروئه بود، دکترینى که آمریکاى لاتین را چون قلب منافع ملى واشنگتن تعریف مى کرد. اما اکنون ورق برگشته است. اگر روزى دولت ها و حکمرانان این منطقه بر سر نزدیکى با ایالات متحده دست به رقابت مى زدند اینک مسابقه اى پردامنه براى قطع حلقه هاى سیاسى منطقه با کاخ سفید برپاست.
آمریکاى لاتین اکنون رشته اى نو از تحولات بنیادین اجتماعى و سیاسى را تجربه مى کند و مجموعه وقایع این کشور در پیوندى فکرى با یکدیگر، الگویى از یک خیزش و جنبش را براى افکار عمومى جهان به نمایش گذاشته اند.
آنچه پیداست، عرصه هاى انتخابات، میادین بروز تجلیات این تحول هستند. نیروهاى تحول خواه این منطقه اگر روزى با ابزار تفنگ ودر پوشش انقلاب و نهضت هاى چریکى هویت خود را اظهار مى کردند اینک احزاب و شخصیت هاى مخالف و یا منتقد ایالات متحده با توسل به شیوه هاى دموکراتیک و رأى مردم به قدرت مى رسند. با این همه، هنوز به نظر مى آید ابعاد تحولى که امروز اقلیم آمریکاى لاتین رادرنوردیده به خوبى درک نشده است. هنوز کم نیستند قدرت هایى که حاضر به پذیرش و به رسمیت شناختن این تحول نیستند. ایالات متحده بیش از همه در برابر این وقایع مقاومت مى کند. اما تردید نیست که حوادث این خطه دیر یا زود اراده خود را بر حریفانش تحمیل خواهد کرد چنانکه اکنون اندیشه ها و شعارهاى این جریان در آمریکاى لاتین هر روز طرفداران بیشترى مى یابد و اگر روزى تنها فیدل کاسترو رهبر کوبا یکه و تنها منادى مبارزات ضدامپریالیستى بود، اینک ونزوئلا، شیلى، اروگوئه، برزیل، نیکاراگوئه، بولیوى و آرژانتین نیز به این جرگه پیوسته اند.
اینک تاباره واسکوئز در اروگوئه، لوئیس ایناسیوداسیلوا در برزیل، میشله باچلت در شیلى، اوومورالس در بولیوى، هوگو چاوز در ونزوئلا، نستور کرچنر در آرژانتین، فیدل کاسترو در کوبا و دانیل اورتگا در نیکاراگوئه زنجیره اى بلند از دولت هاى مردمى ومستقل را تشکیل داده اند که ائتلاف حتى بخشى از آنها مى تواند لطمات جبران ناپذیرى را به منافع آمریکا در حیاط خلوت سابق اش وارد کند.
نکته اى که متأسفانه درنگاه محافل آمریکایى کمتر مورد توجه است این است که پیروزى زنجیره اى مخالفان آمریکا در آمریکاى لاتین بیش از آنکه ناشى از شعارهاى ضدآمریکایى کاندیداهاى پیروز این انتخابات ها باشد، از ناکارآمدى دولت هاى متمایل به آمریکا و ناکامى متوالى آنها در عرصه هایى چون اقتصاد و معیشت که اهمیت بسزایى براى مردم فقیر این کشورهادارند نشأت مى گیرد. البته شعارهاى مردم گرایانه کاندیداهاى پیروز نیز تأثیر بسزایى در پیروزى آنها دارد. شعارهاى مردم گرایانه براى قشرهایى که در طول سالیان دراز در مدل هاى رنگارنگ مدرنیزم فراموش شده بودند حکم مرهم هاى التیام بخش را بر زخم توده ها دارد. به هر حال در آخرین حلقه این تحولات روز سه شنبه دانیل اورتگا توانست اعتماد توده اى دیگر از جوامع محروم آمریکاى لاتین را جلب کند و مسند ریاست جمهورى نیکاراگوئه را پس از 16سال مجدداً کسب کند. اورتگا هنگامى که از پیروزى خود اطمینان یافت قول داد که براى رفع فقر مردم نیکاراگوئه و جلب اطمینان مجدد سرمایه گذاران تلاش کند. اورتگا رهبر ساندنیست هاى نیکاراگوئه موفق شد با اختلافى 9درصدى مونته آلگره رقیب اصلى اش را شکست دهد.
شادى مردم نیکاراگوئه که با چرخاندن پرچم هاى قرمز و مشکى در خیابان هاى نیکاراگوئه ابراز شد پیام ها و نشانه هایى از نارضایتى نسبت به ایالات متحده در یکى دیگر از کشورهاى آمریکاى لاتین همراه دارد. هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا جزو نخستین رؤساى جمهورى بود که ورود نیکاراگوئه را به جمع مخالفان سیاست هاى آمریکا در آمریکاى لاتین تبریک گفت. استراتژیست هاى آمریکایى پیش از انتخابات نیکاراگوئه هشدار داده بودند که پیروزى اورتگا مى تواند زنجیره اتحاد طیفى از نیروهاى ضدآمریکایى را حول محور کوبا و ونزوئلا در این منطقه شکل دهد. اینک این اتفاق افتاده است. ایالات متحده نیز چاره اى جز پذیرش انتخابات دموکراتیک نیکاراگوئه که مهر تأیید ناظرین بین المللى نیز بر آن نشسته ندارد. یقیناً بدترین حالت این است که واشنگتن راهبردهاى جدید براى مقابله با این جنبش منطقه اى ندارد.