تاریخ انتشار : ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۹۶۸۱۴

تحولاتی که در چند ماه اخیر به خصوص حمله گسترده نیروهای نظامی اسرائیل به خاک لبنان در 21 تیرماه سال جاری و شکست تاریخی که صهیونیست ها در مدت 33روز از نیروهای مردمی حزب الله متحمل شدند، موج انتقادات گسترده علیه دولت اولمرت را به صف بندی های جدید در صحنه های سیاسی این رژیم تبدیل کرده است.
جناح راست گرای هیئت حاکمه رژیم صهیونیستی در پی حمله مستقیم به خاک لبنان آن هم به بهانه به اسارت گرفتن دو سربازاسرائیلی توسط حزب الله مواضع «نئومحافظه کاریش» آشکار شده و اقدام نسنجیده اش موجب سرخوردگی شهروندان صهیونیست شده و به همین دلیل به نظر می رسد جناح مقابل و به خصوص چپ افراطی و اصلاح طلب، تصمیم قاطعی برای سرنگونی دولت اولمرت گرفته اند.
اولمرت که درپی پیروزی حزب «کادیما» در انتخابات 28مارس سال جاری میلادی پست نخست وزیری رژیم صهیونیستی را برعهده گرفت، بیش از آنچه که به نظر می رسید درگیر بحران های سرزمین های اشغالی شد.
رهبر حزب کادیما که حزبش درسال گذشته میلادی توسط «آریل شارون» پایه گذاری شد، برای نخستین بار توانست گوی سبقت را از دو رقیب خود یعنی حزب «لیکود» و حزب «ساش» و سایر احزاب اسراییل ازجمله حزب قدرتمند «کار» برباید و چند حزب دیگر همچون «مریتس»، «شینوی»، «اسرائیل خانه ما» و «یهیدوت هتورا» را پشت سر بگذارد.
کادیما درنظام سیاسی اسرائیل، در سال 2005 میلادی توسط شارون، هنگامی که وی به دلیل مخالفت برخی از اعضای حزب یا برنامه هایش دیگر نتوانست حزب قدیمی خود را همراهی کند، در نوامبر سال 2005 تأسیس شد.
حمله ای که اسرائیل به لبنان در تیرماه امسال تدارک دید را می توان درنتیجه محاسبات غلط و اشتباه کارشناسانی قلمداد کرد که در چند ماه گذشته به دعوت اولمرت به عنوان مشاوران نظامی و امنیتی وی بر سر کار آمدند و همین امر موجب شد که طی یک جنگ 33روزه با حزب الله لبنان خسارت های سنگینی بر پیکره نظام سیاسی اسرائیل وارد آید.
بسیاری از یهودیان صهیونیست در سرزمین های اشغالی معتقدند که مردم اسراییل دارای حقی تاریخی در سرزمین های اشغالی هستند و برای حفظ اکثریت در این سرزمین، می توان از بخشی از سرزمین های اشغالی صرف نظر کرد و در راستای این تفکر است که دیوار حائل را نیز تنها یک «مرز موقت» میان اسراییل و فلسطین موردپذیرش قرار می دهند.
این خواسته سنتی صهیونیست ها و نیز توجه به رفاه عمومی در سایه برقراری امنیت شهرهای اشغالی موجب شد تا اولمرت با شعار «پایان دادن درگیریهای میان اعراب و اسراییل و نیز پذیرش کشور فلسطینی براساس نقشه راه و درنهایت خلع سلاح عمومی فلسطینیان» بتواند از یک حمایت نسبی مردمی اما بدبینانه و توأم با سوءظن در آغاز حکومت خود برخوردار شود.»
این موارد به انضمام اصول مشترک موردقبول بیشتر صهیونیست ها ازجمله اصرار شعارگونه بر تعلق تمامی سرزمین های فلسطین به صهیونیست ها، اعتقاد بر همیشگی بودن دو بخش بیت المقدس به عنوان پایتخت اسراییل و تکمیل پروژه احداث دیوار حائل و عدم بازگشت به مرزهای تعیین شده در سال 1967 نیز از مواردی است که اولمرت در ابتدای کار خود نوید رسیدن به آن را به مردم تحت نظر حکومت خود در سرزمین های اشغالی دارد.
اولمرت و حرکت های سیاسی وی به خصوص حمله به خاک لبنان در هفت ماه گذشته نشان داد که وی هرگز نمی تواند به شعارهای انتخاباتی خود پایبند باشد و از همین رو نمی توان انتظار داشت که برای طولانی مدت در سمت نخست وزیری باقی بماند.
عمده انتقادات شدیدی از وی، توسط اعضای متنفذ و قدیمی «حزب لیکود» به رهبری «بنیامین نتانیاهو» بود که مدت ها قدرت سیاسی را در فلسطین اشغالی دراختیار داشت.
لیکود که در سال 1973 از ادغام دو حزب «حیروتس» و «حزب لیبرال اسراییل» تأسیس شد که در جناح بندی های سیاسی به عنوان یک حزب تندروی راستگرا و با اندیشه ای مبتنی بر «ناسیونالیست افراطی» شناخته می شود و مخالف عقب نشینی یک جانبه، مذاکره با فلسطینی ها و نیزمخالف برچیدن شهرک های یهودی نشین در کرانه باختری است.
اولمرت در شرایطی سکان هدایت صهیونیست ها را بردست گرفت که اسرائیل از یک سو بر اثر ناهماهنگی های موجود در میان احزاب قدرتمند وانتقال این ناهماهنگی ها به ساختار مدیریتی سرزمین های اشغالی در نابسامانی به سر می برد و از سوی دیگر، به کما رفتن شارون موجب شکل گیری یک جریان وجنگی پنهان و آشکار بر سر قدرت، میان رقبای صهیونیست برای به دستگیری قدرت سیاسی در حکومت صهیونیست ها شده بود.
این فضا و تشنج حاکم بر سرزمین های اشغالی و نیز موج نارضایتی های عمومی موجب شد تا اولمرت در همان روزهای نخست حکومت خود به فکر ایجاد یک فضای مصنوعی امنیتی به منظور کنترل و تسلط براوضاع سیاسی اسراییل باشد.
از همین رو بود که وی پس از آنکه ملاقاتی را درماه های اول نخست وزیری خود با «جرج بوش» و برخی از سیاستمداران آمریکایی داشت نقشه حمله به باریکه غزه را سه ماه قبل از حمله به لبنان در دستور کار دولت و ارتش تحت اختیار خود قرار داد به امید آنکه با شکل دادن یک جنگ قابل کنترل و محدود به ظاهر فضای سیاسی- امنیتی سرزمین های اشغالی را متشنج جلوه دهد.
درسی را که اولمرت و کارشناسان وی از حوادث 11 سپتامبر و مجریان پشت پرده آن آموختند یک ایراد اساسی داشت و آنهم این بود که، اساسا فضای سیاسی و اجتماعی اسراییل بنا به دلایلی با فضای موجود در ایالات متحده بسیار متفاوت است.
از جمله این تفاوتها به اختصار می توان به چند عامل اساسی دراین باره اشاره کرد.
شبکه تلویزیونی «فاکس نیوز» که عمدتا در راستای منافع حیاتی نئومحافظه کاران مستقر در کاخ سفید فعالیت و به طور سنتی اخبار مربوط به لابی صهیونیست ها را منتشر می کند، به تازگی در یکی از برنامه های تحلیلی خود از اوضاع نابسامان امنیتی و اقتصادی در اسراییل خبر داد و گفت: دولت اولمرت هنوز نتوانسته شرایط اسراییل را پس از خاتمه جنگ عادی سازد.
گوینده این شبکه خبری درادامه تحلیل خود درباره اولمرت و دولت وی این را هم افزوده که «اینک شرایط به نفع اولمرت به پیش نمی رود و مردم اسراییل هم انتظار ندارند که او بتواند «معجزه» کند.
انتشار این خبر توسط یکی از شبکه های خبری وابسته به صهیونیست ها تردیدی را باقی نمی گذارد که دولت اولمرت و حزب متبوعش کادیما، اینک از حمایت لابی صهیونیست ها در آمریکا برخوردار نیستند و به نظر می رسد که عزم صهیونیست های آمریکایی درباره کنارگذاشتن اولمرت بیش از آن چیزی باشد که فاکس نیوز به آن اشاره کرده است.
نکته مهم دیگری که به نظر می رسد کنار گذاشتن اولمرت را در اذهان تقویت کند و اعمال شرایط سخت امنیتی برفضای سیاسی- اجتماعی اسراییل نیز نمی تواند مانعی برای آن به شمار رود وجود طیف وسیعی از یهودیان تندرو و افراطی در «کنست» (مجلس ملی اسراییل) است که زیاد درباره آنان سخنی به میان نمی آید.
مغفول ماندن نقش خاخام های تندرو و نیز گروه های کوچک صهیونیست ها که افکار عمومی اسراییل به شمار می روند و مواضع تند و افراطی آنان بارها و بارها توسط رسانه های جهانی به تصویر کشیده شده است نیز در جای خود شایان توجه است.
به همین دلیل زیاد نمی توان به پیشرفت برنامه های امنیتی اولمرت امیدوار بود چرا که، فضای سیاسی و اجتماعی آمریکا بسیار متفاوت از فضای اسراییل است و به نظر می رسد که شرایط حاکم بر سرزمین های اشغالی زمینه را فراهم ساخته تا در آینده ای نه چندان دور سقوط دولت اولمرت تحقق یابد.
بنابراین، از هم اکنون باید به انتظار نشست و از یک سو نظاره گر جدالی سخت بر سر قدرت سیاسی دراسراییل بود و ازسوی دیگر شمارش معکوس را برای سقوط دولت اولمرت آغاز کرد.