تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۹۶۸۶۷

ابراهیم حاجی محمدزاده / فرماندهان ارشد سپاه در دوران جنگ تحمیلی
سونامی سیاسی که امروز دامن امپراطوری آمریکا را گرفته است نتیجه شش سال سیاست های کاربردی نئومحافظه کاران در دنیای کنونی است. ریچارد هاس رئیس شورای روابط خارجی ایالات متحده در گفت وگو با اشپیگل در گستردگی ابعاداین سونامی سیاسی می گوید:
«من فکر نمی کنم آمریکا در طول تاریخش مثل حالا با این همه مشکل در آن واحد روبرو شده باشد چیزی که اوضاع را بدتر می کند این است که در همین دوران از لحاظ نظامی ضعیف تر شده ایم و از دید سیاسی اختلاف نظرهای داخلی به شدت گسترش یافته است. اقتصادمان هم اوضاع بهتری ندارد و احساسات ضدآمریکایی درسراسر جهان هر روز عمیق تر می شود. این ترکیب بسیار بدی است.»
دارودسته بوش هنگامی حاکمیت کاخ سفید را تحویل گرفتند که کلینتون و اسلافش نتوانسته بودند توطئه های سرنوشت سازی را که از سال ها پیش به منظور دستیابی به خاورمیانه بزرگ و تثبیت قدرت کامل آمریکا و اسرائیل در منطقه طرح ریزی شده بود به سامان برسانند. این توطئه های ناکام مانده عبارت بودند از:
1- شکست تسلط آمریکا بر عراق پس از عقب نشینی صدام از کویت در حمله اول آمریکا، به علت انتفاضه مردم عراق علیه بعثی ها و عدم توانایی ارتش مهاجم آمریکا در کنترل مردم رها شده از دیکتاتوری، و ضرورت بازگذاشتن مجدد دست صدام و بعثی ها در سرکوب وحشیانه مردم.
2- عدم بازدهی دلخواه آمریکا از تقویت و ایجاد بحران های داخلی در ایران به منظور تضعیف انقلاب اسلامی و ارزش های برآمده از آن و قراردادن مردم در مقابل نظام (ابعاد گوناگون این توطئه ها هم اکنون در کیهان تحت عنوان «نقش رهبری در مدیریت بحران ها» بصورت پاورقی پی گیری می شود.)
3- عدم توانایی گروه طالبان در پایان دادن به جنگ های داخلی و ایجاد حکومت مقتدر سراسری در افغانستان به منظور تهدید مرزهای شرقی ایران و تبدیل شدن افغانستان و گروه طالبان به پناهگاه تروریست های طرفدار آمریکا.
4- تزاید بحران اقتصادی آمریکا و گسترش آن در آینده، افزایش غیرقابل کنترل قیمت نفت و ضرورت حیاتی دستیابی و سلطه مطمئن بر نفت در عراق و خلیج فارس و کنترل آن به نحو دلخواه علاوه بر حفظ ابرقدرتی آمریکا در سال های آتی موجب توان بیشتر استکبار جهانی برای مقابله با کشورهایی که روز به روز رقابت اقتصادی با آنان دشوارتر و سخت تر می شود نظیر چین، هند، مکزیک و کشورهای آسیای جنوب شرقی.
تیم نئو محافظه کاران مدعی بودند راه سریع دخالت و تهاجم نظامی مستقیم و تهدید مشت آهنین راه میان بری برای رسیدن به دوران طلایی تداوم ابرقدرتی بلامنازع آمریکا، حتی قدرتمندتر از گذشته است.
همکاری نظامی تمامی متحدان آمریکا در لشکرکشی به افغانستان و شرکت اکثریت آنان در تهاجم نظامی به عراق نشان دهنده اطمینان همگی آنان به پیروزی آمریکا و اسرائیل در طرح خاورمیانه بزرگ بود.
توطئه های گسترده، و تمسک به حیله و تزویر و نیرنگ و دروغ توسط سردمداران آمریکا و متحدانش جهت زمینه سازی تهاجم نظامی به خاورمیانه و اصرار بر حضور نظامی در این منطقه حتی پس از به بن بست رسیدن حمله نظامی و آزمایش روش های گوناگون استعماری برای رسیدن به حداقل موفقیت در پروژه خاورمیانه بزرگ نشانه ضرورت های استراتژیک و حیاتی پیاده شدن این طرح برای سردمداران آمریکاست.
حادثه سازمان یافته 11سپتامبر و تبلیغ و بهم خوردن امنیت جهانی توسط تروریست ها و دروغ های سازمانهای جاسوسی و مسئولین بلندپایه آمریکا مبنی بر وجود انبارهای عظیم سلاح کشتار جمعی در عراق زمینه های فریب کامل افکار عمومی را فراهم آورد. لذا بوش بلافاصله پس از حادثه 11سپتامبر در اولین نطق خود با جرأت و نخوت تمام آغاز جنگ صلیبی علیه اسلام در خاورمیانه را اعلام نمود.
عدم پذیرش اشغالگران در افغانستان و دشمنی علنی مردم با حضور ارتش های اشغالگر در عراق و افشای شکنجه های مخوف آنان با الگوگیری از دیکتاتوری صدام بمنظور در وحشت فرو بردن مجدد مردم عراق، دامن زدن به اختلافات قومی و کشتار بی رحمانه مردم. شیوه هائی است که آمریکا و متحدانش پس از شکست دخالت نظامی و تحقق رؤیای خاورمیانه بزرگ در همان روزهای اول اشغالگری اتخاذ نمودند.
پیروزی آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری و بسته شدن پرونده نفوذ در حاکمیت توسط جناحی که باقید قسم حضرت عباس مشتاق رابطه با آمریکا بود و اعلام پیروی از خط الهی و مردمی امام در سیاست های داخلی و خارجی و تعهد عملی به انجام آن و تأیید مقام معظم رهبری و حضور امیدوارانه مردم در صحنه سیاسی در ایران، پیروی مردم متدین عراق از مرجعیت تشیع و تشکیل حکومت اسلامی مردمی، مخالفت جهانی با اشغال عراق و کشتار مردم بی گناه موجب گردید که طرح اجرای سلطه بر خاورمیانه بزرگ از جناح ایران و عراق، به تنهائی غیرممکن گردد.
حمله به لبنان و نابودی حزب الله و اشغال مجدد آن توسط ارتش مجهز رژیم اشغالگر قدس موجب باز شدن تهاجم نظامی از جناح دیگری در منطقه، برای نجات طرح خاورمیانه بزرگ بود و دقیقاً بهمین علت خانم رایس وزیر امور خارجه آمریکا در آغاز تهاجم نظامی رژیم اشغالگر قدس با اطمینان بر پیروزی نظامی اسرائیل، به آن لقب خاورمیانه جدید را اعطا نمود. کنایه از اینکه طرح خاورمیانه بزرگ با پیروزی از این جناح تحقق خواهد یافت.
تهاجم نظامی از این جناح نیز به مدد مقاومت مردم لبنان و پیروزی های فوق تصور حزب الله در جنگ33 روزه و موشک باران شهرهای اسرائیل که برای اولین بار طعم جنگ و شکست را می چشیدند لیست شکست توطئه های آمریکا و اسرائیل را کامل نمود.
همانگونه که در آغاز تجاوز نظامی و لشگرکشی محافظه کاران منافع استکبار جهانی و لابی صهیونیست ایجاب می نمود تا دموکرات ها بوش و جمهوری خواهان را تأیید نمایند. شکست های زنجیره ای جمهوری خواهان در دو جناح خاورمیانه امروزه این واقعیت را به سردمداران آمریکا دیکته می کند که می بایست دموکرات ها با تأیید جمهوریخواهان و لابی صهیونیست ها صحنه گردان سیاست های استعماری آمریکا گردند. بدون شک تغییر مهره ها ضرورتی است که همواره جهان خواران و مستکبرین از آن بهره جسته اند و بدین وسیله تاسف و افسوس امپریالیستی خود را اعلام نمایند.
نوام چامسکی از قول پیترویلز دراین باره میگوید.
«پشیمانی و افسوس امپریالیستی، اساس و پایه های سقوط امپریالیسم است» (1)
اگر از امت اسلامی و آزادیخواهان جهان بپرسند در دنیای کنونی علت اصلی فلاکت سیاست های جهانخواری آمریکا کیست آنان به وصیت نامه امام(ره) اشاره خواهند نمود.
«اکنون ملت های محروم جهان بیدار شده اند و طولی نخواهد کشید که با این بیداری ها که به قیام و نهضت و انقلاب، انجامیده خود را از تحت سلطه ستمگران نجات خواهند داد» (2)
اگر همین سؤال را از سیاستمداران و اندیشمندان آزاده جهان بپرسیم آنان به قسمتی از پیام تاریخی امام به گورباچف اشاره خواهند کرد.
«شما اگر بخواهید دراین مقطع تنها گره کور اقتصادی سوسیالیزم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایه داری غرب حل کنید نه تنها دردی از جامعه خویش را دوا نکرده اید که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند. چرا که امروز اگر مارکسیسم در روش اقتصادی و اجتماعی به بن بست رسیده است. دنیای غرب هم درهمین مسائل- البته به شکل دیگر- و نیز در مسائل دیگر گرفتار حادثه است.» (3)
و اگر از مسئولان مخلص و متعهد به خط امام علت درماندگی آمریکا را جویا شوید به این رهنمود امام تمسک می جویند:
«مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت، ارواحنا فداه است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد... من بار دیگر از مسئولین بالای نظام جمهوری اسلامی می خواهم که از هیچ کس و هیچ چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمر ها را محکم ببندد و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشاء سرمایه داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیزم نکشند که ما هنوز در قدم های اول مبارزه جهانی خود علیه غرب و شرقیم» (4)
و اگر از رزمندگان حاضر در صحنه نبرد و امثال مجاهد فی سبیل الله سیدحسن نصرالله بپرسیم، آنان با اشک شوق این رهنمود امام را چراغ راه خود می دانند.
«ما تا حالا با تأییدات الهی پیش رفتیم. بنابراین کار مهم اتکال به خدای تبارک و تعالی است تا حالا هرچه شده به دست او بوده. از حالا هم تا آخر به دست اوست و ما هم تابع هستیم که کارهایی که ایشان می گوید عمل کنیم. و شما هم متوجه این معنا باشید که اتکالتان را به خدا زیاد کنید و توجه تان را به خدا زیاد کنید و ما چیزی نیستیم. ما هیچ هستیم. آن که هست و آن که کار می کند اوست.» (5)