* ماجرای سفر دانشجوی تان به عتبات عالیات و نحوه ی اسارت تان توسط عوامل رژیم صدام چه بود؟
** بنده تشکر می کنم از شما و کلیه دست اندرکاران روزنامه کیهان که زمینه این مصاحبه را فراهم نمودید. در آبان ماه سال 81 ما با جمعی از دانشجویان انجمن اسلامی عازم کربلا و نجف شدیم. در نجف تصمیم به بازدید از حوزه و دیدار با علما و طلاب داشتیم. در مشورتی که کردیم یکی از علما گفت شرایط امنیتی عراق اجازه این دیدار را نمی دهد. ولی ملاقات چند تن امکان پذیر است. من و یکی از دوستانم با تمسک به ایام ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام نشانی را گرفتیم و با حضرت آیت الله سیستانی ملاقات کردیم. در بازگشت متوجه شدیم که تحت نظریم. اهمیت ندادیم. از نجف به کربلا رفتیم، باز نشانی هایی از تحت نظر بودن دیده می شد تا اینکه با ترفندی فیلمبردار عراقی همراه کاروان من را از کنار ضریح حضرت سیدالشهدا(ع) به صحن کشاند و حتی تا بیرون در ورودی به بهانه اینکه فیلم های چاپ شده را به من بدهد، به یکباره با توقف ماشین پاترول و هجوم لباس شخصی هایی که به سرعت من را با ضرب و شتم دستبند و چشم بند زدند و به داخل ماشین به جای نامعلومی بردند؛ رو به رو شدم و من را در سلول انفرادی با پوشاندن لباس زندانی و در اختیار گذاردن دمپایی و دو پتوی نازک قرار دادند. بازجویی های مکرر و اهانت و ضرب و شتم برقرار بود. از پرسش های بازجویشان فهمیدم، ملاقات با آیت الله سیستانی، عنصر اصلی جرم من است. از ارتباط من با سپاه، و نیروی انتظامی و محتوای گفتگو با آیت الله سیستانی میپرسیدند . گویا اصلا به حرف و استدلال من توجهی ندارند. می گفتند جرم تو اقدام علیه صدام است و حکم آن اعدام... هرچه از آزادگان شنیده بودم، در ضرب و شتم وحشیانه و اهانت های خرد کننده آنان، دیدم. باورم نبود بعد از جنگ و برقراری ارتباط باز هم رفتاری این چنینی داشته باشند. گفتند جرم تو اقدام بر علیه صدام است. هر سؤالی را با ضرب و شتم و اهانت پاسخ می دادند. سلول دو متری و نمور، تنها یک شیر آب سرد و یک لوله فاضلاب داشت. شماره ای هم روی دستم نوشتند و گفتند این شماره توست. از این به بعد با این شماره شناخته می شوی، آثار نوشته های دیگر زندانی ها برروی دیوار بود: «هنا بیت الاحرار، هنا بیت الاحزان، یا الله فرج، یا علی فرج،...» جملات معلوم می کرد که افراد شیعه این ها را نوشتند.
* شما در کدام یک از زندان های عراق در اسارت به سر بردید؟
** از ابتدای دستگیری با توجه به اینکه در زندان انفرادی به سر می بردم، از شرایط محیط بیرون اطلاع نداشتم و حتی تشخیص روز و شب برایم ممکن نبود و تا یک ماه و نیم از محل اسارتم مطلع نبودم و بعد مطلع شدم که در زندان استخبارات عراق هستم که پس از چند ماه مرا به زندان ابوغریب منتقل کردند.
*چرا شما را به زندان ابوغریب منتقل کردند؟
** زندان استخبارات یکی از زندان های سیاسی و از جمله بدترین زندان های رژیم بعث بود که اکثر شیعیان و زندانی های سیاسی در آنجا زندانی می شدند و به دلیل اهمیت بسیاری که این زندان داشت حتی سال 1990 هم توسط آمریکا مورد حمله قرار گرفته بود به هر حال ما را به زندان ابوغریب انتقال دادند. زندان ابوغریب از چند قسمت تشکیل شده بود مثل قسمت خانواده، قسمت معتادین و قسمتی هم داشت به نام قسم الاجانب که حدود 003 نفر زندانی آنجا همگی ایرانی بودند.
*آیا هنگام دستگیری، رژیم بعث می دانستند که شما جزو فعالان دانشجویی هستید؟
** چون ما همراه کاروان دانشجویی آمده بودیم این مسأله را می دانستند و جالب اینجا بود که نیروهای عراقی در برخورد با نیروهای جوان و دانشجو بسیار حساس تر بودند تا کاروان های مردمی که به زیارت می آمدند و به همین خاطر بیشتر کنترل میکردند.
* زندانیان ایرانی شامل چه افرادی میشدند؟
** 70 الی 80 نفرشان منافقین جدا شده از سازمان مجاهدین (منافقین) بودند که مسعود رجوی قول آزادی به آنها داده بود؛ و این افراد به زندان ابوغریب منتقل شده بودند تا با اسرای عراقی مبادله شوند. حدود 200 نفری هم افراد فقیری بودند که در خط مرزی ایران و عراق برای امرار معاش آمده بودند و یا افرادی که از بد روزگار ماشین شان در لب مرز خراب شده بود و دستگیر و زندانی شده بودند تا در زمان تبادل اسرا با اسرای عراقی در ایران مبادله شوند؛ 20 الی 30 نفر دیگر هم مثل ما زندانیانی بودند که یا برای زیارت عتبات آمده بودند و یا برای بازدید مناطق جنگی که داخل نگهبانی ها از مرز عبور کرده بودند و یا مواردی شبیه به این.
* وضعیت ایرانیان در این بخش از زندان ابوغریب چگونه بود؟
** شرایط بسیار بسیار بدی داشتند و هیچ کدام از قوانین کنوانسیون ژنو در موردشان اجرا نمی شد؛ آنها حتی از ابتدایی ترین وسایلی که باید دراختیار زندانی ها قرار بگیرد، محروم بودند. شرایط بسیار سختی بود. البته خدا را شکر میکنم که این سعادت نصیبم شد تا گوشه ای از آنچه را که آزادگانمان تعریف می کنند از نزدیک لمس کنم. واقعاً آنجا فهمیدم آزادگانی که در مدت 8 تا 10 سال کمتر و یا بیشتر در دست بعثی ها اسیر بودند چه سختی هایی متحمل شدند.
* این طور که شنیدیم شما به اعدام محکوم شده بودید! چه طور آزاد شدید؟
** بله درسته. بعد از 75 روز به ما گفتند حکم شما اعدام است و ما هر لحظه منتظر اجرای دستور و حکم بودیم اما چند روز آخر اسارت ما را از زندان انفرادی به زندان گروهی منتقل کردند.
تا آن لحظه ای که قرار بود آزاد شویم هیچ گونه اطلاعی نداشتیم تا اینکه روز تاسوعا از اخباری که از بلندگوی زندان به زبان عراقی پخش شد. متوجه شدیم که 300 زندانی ایرانی با 900 اسیر عراقی مبادله می شوند و بنده پس از شنیدن خبر، چند مرتبه به مسئول زندان مراجعه کردم و وضعیت آزادیم را جویا شدم. اما هر دفعه به من گفتند:«که تبادل، شامل حال من نمی شود.»
حتی بخاطر این سوال چند مرتبه کتک خوردم. اما در آخرین لحظات با عنایت آقا امام حسین(ع) در روز عاشورا و با دعای خیر مردم زمینه آزادی فراهم گردید. لباس هایم را به من تحویل دادند. 349 نفر زندانی ایرانی در گروه های 35 نفری سوار اتوبوس ها شدند و با وجود آنکه نام من در لیست تبادل نبود ولی در آخرین لحظات با آخرین اتوبوس به عنوان آخرین زندانی آزاد گردیدم.
* به اعتقاد شما سیاست هایی را که آمریکا با عراق در پیش گرفته در عرصه داخلی خود با چه عکس العملی از سوی مردم آمریکا مواجه شده است؟
** نتایج نظرسنجی موسسه آمریکایی گالوپ نشان می دهد تنها 19 درصد آمریکاییان هنوز امیدوارند که آمریکا در جنگ عراق برنده شود و این نشان از ناامیدی آمریکاییان از پیروزی در حمله به عراق دارد.
بروز بحران های اقتصادی، ناامنی و رشد گروه های تروریستی در فضای آشفته جامعه عراق نشان از پایان دوره اشغالی و حضور فیزیکی آمریکاییان در عراق میباشد.
* به نظر شما چه سیاستی در پشت پرده این سؤال که می گویند می خواهیم یک ارتش منظم در عراق تشکیل دهیم! وجود دارد؟
** با توجه به حضور صدوسی هزار نیروی آمریکایی در عراق وهزینه های انسانی، مالی این ارتش بر دولت آمریکا، آنان با مطرح کردن ارتش منظم عراق، به دنبال پرورش نیروهای وابسته به خود همچون نیروهای بعثی گذشته و جایگزینی به جای ارتش خود جهت تحقق اهداف سیاسی و کاهش هزینه جنگ هستند.
* نقش بعثی ها در ایجاد تفرقه افکنی میان مسلمانان عراق را چگونه ارزیابی می کنید؟
** اصولاً بعثی ها بدون حمایت از جانب آمریکا نمی توانند در عراق تأثیر خاصی بگذارند. زیرا از جایگاه مردمی برخوردار نمی باشند. نیروهای بعثی با توجه به خلق و خوی وحشیانه و مستبدانه ای که از دولت صدام به ارث بردند خود بهترین بازیچه برای اهداف آمریکا در صحنه عراق می باشند. کشتار بی رحمانه بعثیان در روستاهای دجیل و حلبچه با بیش از 5هزار کشته که بخش اعظم آنان کودکان و زنان بودند و یا رفتار ددمنشانه آنان با اسرای ایرانی گوشه ای کوچک از جنایات بعثیان نسبت به مردم میباشد.
در نتیجه بعثیان با تفرقه افکنی میان مردم جویای ایجاد شرایط مناسب برای بقای سیاسی هستند و آمریکاییان نیز به خیال خام خود توجیه ادامه حضور خود را در عراق در ناامنی های داخلی عراق می دانند. لذا از بعثیان به عنوان ابزار ناامنی و ایجاد جنگ روانی در صحنه بین المللی بهره می برند. غافل از اینکه این سیاست در درازمدت باعث افزایش تلفات ارتش آمریکا از طرفی و از طرف دیگر افزایش تلفات نیروهای مردمی و تخریب افکار عمومی بین المللی نسبت به سیاست های آمریکا میباشد.
* جایگاه شیعه در حکومت های عراق از گذشته تاکنون را چگونه ارزیابی میکنید؟
** در دوران گذشته کنار گذاشتن شیعیان از مراکز حساس از جمله ارتش و دیگر مناسب مهم حکومتی به عنوان یک سیاست دنبال شده است و به شیعیان به عنوان شهروند درجه دو و سه نگاه می شد. در کشور عراق به رغم آمارگیری های متعدد در سال های 1919، 1932، 1947 اکثریت با شیعیان بود. با این وجود از میان سی نخست وزیر که تا زمان صدام حکومت کردند تنها پنج نفر شیعه به نخست وزیری رسیدند این سیاست در دوران بعثی ها که بیماری عربیت داشتند و به شدت ضد شیعیه و طایفه گرا بودند دنبال میشد.
* به نظر شما هم اکنون شیعیان عراق به دنبال عقده گشایی هستند و قصد دارند در عرصه سیاست عراق با یک سیاست حذفی پیش بروند؟
** شاید اگر فرد دیگری جای شیعه بود، در صدد اقدامات تلافی جویانه برمی آمد ولی ما الان شاهد هستیم که با این ظلم و با این تبعیضاتی که در گذشته بر شیعیان حاکم بود ولی با این حال شیعیان به جای سیاست های تلافی جویانه به پیروی از رهبران و علمای خود به دنبال وحدت با برادران سنی هستند به طوری که در دوران اسارت در زندان ابوغریب بنده خود شاهد این وحدت در قالب برگزاری نمازهای جماعت مشترک شیعه و سنی بودم که این خود یادآور فتوای مهم و مؤثر امام(ره) در مورد وحدت مسلمین در نماز جماعت حج بود. البته اقدامات ارزنده ای نیز از سوی علمای شیعه و سنی جهت تقویت وحدت مسلمین صورت گرفته است که تنظیم (سند مکه) از جمله آنان است.
* از وقتی که در اختیار ما قرار دادید متشکریم.