تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۹۶۹۱۲

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
برکناری «دونالد رامسفلد» از وزارت دفاع آمریکا را باید نخستین واکنش بوش به شکست سنگین در انتخابات تلقی کرد. اگرچه رئیس جمهوری آمریکا در اظهارات اخیر خود منکر ارتباط میان برکناری رامسفلد و انتخابات کنگره شد ولی این انکار کاملا بی ربط بود. واقعیت امر این است که بوش برای نجات حیات سیاسی خود مجبور شد در اولین گام رامسفلد را قربانی کند.
گزارش ها حاکی است احتمال کنار گذاشتن «جان بولتون» یکی دیگر از متحدان افراطی بوش و نماینده آمریکا در سازمان ملل نیز تقویت شده است.
برکناری عناصر افراطی کاخ سفید چندان هم غیرمنتظره نیست چرا که پیام اصلی انتخابات اخیر آمریکا نارضایتی و انزجار از سیاست های این گروه افراطی و جنگ افروز بود. جمهوریخواهان با درک این پیام بوش را برای کنار زدن این عناصر تندرو تحت فشار قرار داده اند چرا که در غیر این صورت باید شاهد شکست های سنگین تر و جبران ناپذیری در آینده به خصوص در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 میلادی باشند.
گروه «بازها» نقش عمده ای در ایجاد جنگ و خونریزی سالهای اخیر در جهان داشته اند چرا که تفکرات این گروه برپایه بسط سیطره آمریکا بر کل جهان از طریق بکارگیری قوه قهریه و به حرکت در آوردن ماشین جنگی آمریکا استوار است. این گروه در کارنامه خود در دولت بوش حداقل به راه انداختن سه جنگ یعنی لشکرکشی به افغانستان و عراق و تحریک رژیم صهیونیستی برای حمله به لبنان را دارند و مسئول ریختن خون صدها هزار انسان می باشند و تضعیف این گروه را که در انتخابات اخیر آمریکا متجلی شد باید رخدادی خوش یمن برای جهانیان به حساب آورد.
بازهای جنگ طلب پس از ورود جورج بوش به کاخ سفید به دلیل همفکری که با بوش داشتند به سرعت در کاخ سفید نفوذ کردند و با در اختیار گرفتن زمام بوش فجایع بیشماری را در صحنه بین المللی ایجاد نمودند که دامنه آن همچنان درحال گسترش است.
بازها که بارزترین نمادهای این باند دونالد رامسفلد وزیر دفاع برکنار شده آمریکا دیک چنی معاون بوش کاندولیزا رایس وزیر خارجه و جان بولتون نماینده آمریکا در سازمان ملل می باشند با بهره برداری از حوادث مشکوک 20 شهریور 1380 و تحریک و تهییج افکار عمومی آمریکا از طریق تبلیغات دروغین و جنجال پردازی درباره مسائلی چون تروریسم جهانی و خطر سلاح های کشتار جمعی در جهان به سرعت برقدرت خود افزودند و فضایی کاملا تهاجمی را در حاکمیت آمریکا ایجاد کردند.
این گروه فتنه انگیز منتقدان داخلی اعمال وحشیانه خود را با توسل به مستمسک مبارزه با تروریسم و کنترل صلح و امنیت جهان از میدان خارج ساختند که کناره گیری اجباری «کالین پاول» وزیر خارجه سابق را نیز باید در همین راستا ارزیابی کرد. این درحالی است که گروه مذکور خود نماد و الگوی واقعی تروریسم و بحران آفرینی در جهان بوده اند و در سایه عملکرد این گروه جهان بگونه بیسابقه ای ناامن گشته است.
اگر همه جناح های سیاسی آمریکا به دلیل ساختار سیاسی خاص حاکم بر رژیم این کشور موظف به تامین نظرات صهیونیستها هستند ولی وابستگی شدید به رژیم صهیونیستی و سرسپردگی کامل آنها به صهیونیسم مشخصه سیاسی بارز گروه بازها است که این وابستگی در اقدامات و عملکرد آنها بویژه در سیاست خارجی کاملا مشهود است. بازها به دلیل تعهدی که برای تامین منافع و تحقق اهداف صهیونیستها دارند نقش عمده ای در تشدید جنگ سرد غرب علیه مسلمانان داشته اند و با بکارگیری دستگاه های تبلیغاتی و رسانه های وابسته به خود در جهان به شدت بر ضد مسلمانان و تفکر اسلامی و ترسیم چهره منفی از اسلام به تبلیغ سو پرداخته اند.
با در نظر گرفتن برنامه های جاه طلبانه و جنگ افروزانه این گروه انتخابات اخیر را باید سیلی محکمی به سردمداران بازها و حامیان تفکر «سیاست تهاجمی» دانست. مردم آمریکا دریافته اند که عملکرد این گروه نتایج مصیبت باری را برای آنها در داخل و خارج پدید آورده است. آمریکائیها اکنون خود را در شرایطی می یابند که نه تنها باید هزینه های سنگین مالی اقدامات نادرست افراطیون حاکم بر کاخ سفید را متحمل شوند بلکه باید هر روز تابوت سربازان خود را که قربانی جاه طلبی بوش و متحدین آشوب طلب وی شده اند بردوش بکشند.
این درحالی است که عملکرد این گروه انزجار و نفرت از آمریکائیها را به طور بی سابقه ای در جهان تشدید کرده است و امروزه دامنه این نفرت علیه آمریکا از آمریکای لاتین تا آفریقا و آسیا و حتی اروپا گسترش یافته است.
مخالفت سراسری با سیاستهای توسعه طلبانه آمریکا بیانگر این واقعیت است که ملتهای جهان هرگز زیربار اقدامات مداخله جویانه و استعماری دولتمردان جاه طلب حاکم بر کاخ سفید نخواهند رفت و هرگونه اصرار آمریکائیها بر ادامه رفتارهای قلدرمابانه با پاسخ دندان شکن مواجه خواهد شد و این کشور را بیش از پیش بی حیثیت و بی اعتبار خواهد کرد.
به نظر می رسد افکار عمومی آمریکا این واقعیت را تا حدودی دریافته است و مردم در انتخابات اخیر علیرغم تبلیغات گسترده افراطیون جنگ طلب بی اعتنایی خود به خواسته های بوش و همدستان افراطی وی را بروز داده اند.
دولتمردان امریکائی باید به این واقعیت گردن نهند که دوران جهانگشایی با توسل به قدرت نظامی به پایان رسیده است و ملتهای جهان دیگر به هیچ قیمتی در برابر استعمار و استعمارگران تسلیم نخواهند شد و اگر ملت آمریکا خواستار اعاده حیثیت برای خود است باید عناصر ماجراجویی را که فقط به تامین منافع صهیونیستها می اندیشند طرد کند.
اکنون با تحولات تازه در صحنه سیاسی آمریکا باید گفت دوران افول «بازها» و جنگ افروزان فرا رسیده است و قطعا این روند با سقوط پی درپی عناصر افراطی هیات حاکمه آمریکا ادامه خواهد یافت.