* چرا پس از پیروزی دموکرات ها در انتخابات میاندوره ای آمریکا، سه کشور آمریکا، انگلیس و استرالیا خواهان گفت وگو با ایران و سوریه در رابطه با پایان دادن خشونت ها در عراق شدهاند؟
** به طور کلی، مهمترین انتقادی که دموکرات ها در مبارزات انتخاباتی میاندوره ای کنگره آمریکا داشتند، محور عراق بود زیرا سه سال است که جورج بوش، ایالات متحده آمریکا را درگیر جنگ عراق کرده است. علاوه بر خسارات اقتصادی و تحمیل هزینه های بالا به بودجه آمریکا در این جنگ، تعدادی از جوانان آمریکایی نیز در آنجا کشته شده اند. کشته شدن جوانان آمریکایی در خارج از مرزهای آمریکا، مسئله بسیار حساسی است که مردم آمریکا را به واکنش واداشته است. چراکه در مورد جنگ ویتنام نیز، تلفات بسیار زیاد، نقش بسیار موثری در تصمیم گیری دولت آمریکا برای خارج شدن از ویتنام داشت. وقتی بحث خروج آمریکا از عراق مطرح می شود، در واقع به یک باره نمی توان تمام سربازان آمریکایی را از آنجا خارج کرد. بنابراین آنها سعی می کنند برای این مسئله، راه حلی پیدا کنند. به طور طبیعی مذاکره با کشورهایی که در عراق نفوذ دارند مثل ایران و سوریه، می تواند به معضل آمریکا در عراق کمک کند. البته باید توجه کرد که نفوذ ایران در عراق به مراتب بیشتر از نفوذ سوریه در عراق است، ولی در هر دو صورت این دو کشور در عراق دخیل هستند. البته سایر کشورهای عربی نیز در عراق نفوذ دارند که چون نفوذ آنها تنها روی یک اقلیت خاص و کوچک است، چندان نمیتواند مهم باشد.
* علت مذاکره با ایران و سوریه چیست؟
** در واقع، طرح بحث مذاکره نشان دهنده شکست استراتژی نظامی جورج بوش است که باید آنها وارد بحث مذاکره با ایران و سوریه شوند. یعنی آنها باید از طریق راه های مسالمت آمیز، خودشان را از وضعیت بحرانی عراق نجات دهند.
* آمریکا قبل از تشکیل دولت ملی عراق، خواهان مذاکره با ایران بود. شما علت قطع این مذاکرات را در یک مقطع و خلاء به وجود آمده از آن را که بیشتر روی پرونده هستهای ایران فشار وارد کرد و سپس پیشنهاد دوباره آنها برای مذاکره با ایران درمورد عراق را چگونه ارزیابی میکنید؟
** ببینید، هر زمانی که آمریکا در عراق با مشکل جدی مواجه می شود و به بن بست می رسد، به فکر مذاکره با ایران می افتد، در مقطع قبلی که آمریکا خواهان مذاکره با ایران بود و سفیر آمریکا در عراق مسئول این مذاکره شده بود، آمریکا با معضل تشکیل دولت جدید در عراق مواجه شد، اما بعد از استقرار دولت مالکی در عراق، به طور کلی بحث مذاکره با ایران هم منتفی شد. در واقع آمریکا وقتی بحث مذاکره با ایران را مطرح می کند که بخواهد مشکلات خود را حل کند. در حالی که وقتی بحث پرونده هستهای ایران است، برای ما پیش شرط میگذارند که مورد قبل ایران نیست.
* با توجه به پیشنهاد آمریکا برای مذاکره با ایران در مورد معضل عراق، اکنون ایران برای تعدیل در پرونده هستهای خود، چگونه میتواند از این فرصت پیش آمده استفاده کند؟
** اکنون آمریکا درمورد مشکل عراق، به ایران نیاز دارد ولی در مورد پرونده هسته ای ایران، خود را نیازمند مذاکره نمی داند. پس طبیعی است که ایران باید همان پیش شرط پرونده هسته ای را برای مذاکره درباره عراق برای آمریکا بگذارد.
در واقع ایران برای این مذاکره باید از آمریکا بخواهد که تمامی مسائل را روی میز مذاکره گذاشته و در مورد آنها نیز به مذاکره بپردازد.