تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۹۶۹۲۴
سعید شریعتی

اگرچه فضای پیرامونی کارگردانان حرفه ای عرصه سیاست و نیروهایی که به طور موسمی اما فعال در آکسیون های بزرگ سیاسی به ویژه انتخابات های سراسری فعال می شوند در آستانه انتخابات شوراهای شهر تفاوت جدی با سال های 81 تا 84 کرده است اما هنوز صداهایی ضعیف راهبرد سیاست ورزی و تجلی آن در انتخابات را از منظری فایده گرانه به چالش می کشند.
پس از آنکه «ائتلاف حداکثری» اصلاح طلبان با درایت و تدبیر احزاب و گروه ها و شخصیت های برجسته اصلاح طلب محقق شد و اولین گام از راهبرد اصلاح طلبان در انتخابات پیش رو بالاتر از حد انتظار برداشته شد؛ منتقدان راهبرد سیاست ورزی با عباراتی نظیر این جمله که «بر فرض که در انتخابات شوراها پیروز شدید، چه فایده؟ و بعد از آن چه؟» نقدهای خود را متوجه ائتلاف اصلاح طلبان می کنند. این منظر نقادانه به اصل سیاست ورزی بیش از هر نگاه دیگری دستیابی به هدف را ناممکن جلوه می دهد تا روش ها را سالبه به انتفاء موضوع نماید و از خیز انتفاع بیندازد.
طبیعتا «هدف» در نگاه منتقدانی از این دست چنان «کلی» و «تجریدی» است که به ناگزیر بازیگران را به عرصه «همه یا هیچ» رهنمون می سازد. به همین دلیل در نگاه منتقدان «طراحی برای پیروزی» به هیچ عنوان نمی تواند «مرحله ای» و «گام به گام» صورت گیرد. در این نگاه سیاست و میدان عمل آنقدر «صلب» و «تک عاملی» است که تنها با عبارات «فصل الخطابی» باید در مورد آن صحبت کرد و حکم صادر نمود. در پاسخ به این دیدگاه که برای به در کردن منطق مقابل چنین ادعا می کند که چون شما برای گره های بزرگ سیاست برنامه ای ندارید باید گفت پس فکر کردن و برنامه ریختن برای گشودن گره های کوچک کار عبثی است باید گفت، سیاست امری سیال است که در هر لحظه امکانات و فرصت هایی از برهم کنش عاملان و عملگرهای سیاسی در آن پدیدار می شود، این امکانات و فرصت های نوظهور چنان پیچیده و پیش بینی ناپذیر خلق می شوند که امکان پرداختن به «فصل الخطاب» ها را از میان می برند. هر جمله «کلی» در منطق سیاست ورزی به دلیل سیال بودن عرصه عمل سیاسی پهلو به پهلوی «نقیض» خود است.
لذا استراتژی های سیاسی ذیل اصل سیاست ورزی با چشم اندازهای کوتاه مدت و البته در یک جهت گیری کلی تدوین می شوند. درست نظیر بازی شطرنج. در شطرنج هیچ بازیگر حرفه ای پیش از دست بردن به مهره اول امکان ندارد که طراحی جدی برای «مات» کردن حریف در ذهن داشته باشد. به همین دلیل در تدارک یک بازی شطرنج هر دو حریف سه مرحله متفاوت از استراتژی را در ذهن خود طراحی می کنند. استراتژی گشایش (شروع بازی)، استراتژی وسط بازی، استراتژی آخر بازی، به دلیل سیال بودن فوق العاده بازی شطرنج به تعداد بازیگران این بازی بلکه به تعداد بازی های صورت گرفته می توان ترکیبات مختلفی از استراتژی ها را معرفی کرد.
در بازی شطرنج بازیگران حرفه ای از ابتدا به فکر مات کردن حریف نیستند یعنی امکان ندارد که چنین اتفاقی در ذهن بازیگران حرفه ای صورت بندد؛ گره های بزرگ (مات کردن حریف) پس از آنکه گره های کوچک در اختیار گرفتن نقاط استراتژیک صفحه شطرنج، تهدید و گرفتن پیاده های حریف و تهدید و گرفتن سوارهای حریف باز شد پیش چشم بازیگر شطرنج می نشینند. اصلاح طلبان در شطرنج سیاست «استراتژی گشایش» یا شروع بازی خود را مقتدرانه آغاز کرده اند. طرح و نقشه برای گرفتن نقاط استراتژیک صفحه شطرنج سیاست و باز کردن مسیر حرکت سوارهای سیاسی با ائتلاف حداکثری اصلاح طلبان تحقق یافته است و رقیب به گونه ای جدی و به واسطه اختلاف و تشتت گسترده درونی خود مرعوب شده است.
اگر قواعد بازی تا پایان رعایت شود (سلامت انتخابات) می توان امیدوار بود که استراتژی های وسط بازی نیز به گونه ای پسندیده در تداوم ائتلاف استراتژیک اصلاح طلبان محقق شود. شرط تداوم موفقیت «استراتژی گشایش» اصلاح طلبان تکیه بر اصل دوم از استراتژی کلان یعنی «مطالبات حداقلی» است. «مطالبات حداقلی» یعنی آنکه در وسط بازی ناگهان بدون آنکه تدارک لازم دیده باشیم و به نقطه عطف لازم رسیده باشیم «روند بازی» را رها کرده و در لحظه به فکر پایان دادن به بازی و صدور «فصل الخطاب»ها بیفتیم.