تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۹۷۲۰۵
دکتر مهدی حسن‌زاده مقدمه: در شماره نخست این مقاله 13 دلیل و برهان در رد ادعاهای بی اساس و تلاش برخی کشورها برای تحریف نام «خلیج فارس» ارائه شد. در این مجال ادامه این دلایل را پی می گیریم.

14- گروه و بسته دلائل عرف‌شناختی و هنجارشناختی: به عرف ها- رویه ها- هنجارها- و روش های متعارف نام گذاری اماکن بین المللی نگاه کنید. در همه پهنه های بین المللی، همه منطقه ها و پهنه های مجاور سرزمین های بزرگ و دارای درازترین مرز و مجاورت، به نام همان سرزمین ها نامگذاری شده اند و این یک رویه و عرف پایدار و تاریخی بین المللی است. نام هایی همچون دریای چین- دریای ژاپن- اقیانوس هند- دریای عمان- خلیج عدن- تنگه هرمز- اقیانوس اطلس- دریای مدیترانه- دریای خزر- دریای عرب- دریای کارائیب- دریای اندمان- دریای بالتیک- دریای آرال- و مانند آنها را بنگرید که همگی بر همین پایه و شیوه نامگذاری شده اند و بدلیل تثبیت تاریخی هرگز بازنگری و تعویض نگشته اند. چنانچه قرار باشد این هنجار تاریخی جهانی بازنگری گردد باید درباره نامگذاری همه اماکن جهانی از جمله همه اقیانوس ها- همه دریاها- همه کرانه ها- همه اقلیم ها- همه پهنه ها و مانند آنها شیوه ای یکسان و یکنواخت و بین المللی تعیین و تثبیت و ملاک بازنگری های فراگیر جهانی قرارگیرد و ایران نیز در صورت یکسان و عادلانه بودن آن اعتراضی نخواهد داشت.
15- گروه و بسته دلائل وزنه‌شناختی و ترازشناختی: بررسی مقایسه ای وزنه جمعیتی کشور ایران با وزنه های جمعیتی یکایک کشورهای تازی گرانه دریای پارس نشانگر برتری مطلق وزنه جمعیتی کشور ایران هم در مقطع کنونی و هم در همه مقاطع تاریخی گذشته بر کشورهای تازی منطقه است و نشان می دهد که نه تنها هیچیک از کشورهای تازی کرانه دریای پارس همسنگ و هم وزن جمعیتی کشور ایران نبوده و نیستند که حتی مجموع همه آنها نیز همسنگ و هم وزن جمعیتی کشور ایران نبوده و نیستند. همچنین در ازای مرزی و مرزهای آبی هیچیک از کشورهای مذکور همسنگ و همتراز درازای مرزی و مرزهای آبی ایران نبوده و نیست. همچنین وسعت سرزمین ایران حتی از مجموع وسعت سرزمین های همه کشورهای تازی کرانه دریای پارس نیز بیشتر است و در سده های گذشته نیز برتری مطلق وسعتی ایران همه آشکار بوده است. این سه وزنه وتراز اساسی دلائل برتری مطلق امتیازات جمعیتی و مرزی و وسعتی ایران بعنوان ملاک نامگذاری پهنه آبی دریای پارس به نام ایران و پارس را نشان داده و خواهد داد.
16- گروه و بسته دلائل منطقی و برهان‌شناختی: به اظهارات مقامات عربی کشورهای منطقه درباره عربی بودن دریای پارس و نیز تعلق جزیره های ایرانی به امارات نگاه کنید. همه آنچه تاکنون در قالب های سیاسی و رسانه ای تبلیغاتی و مانند آنها مطرح کرده اند صرف دعاوی بلابرهان بوده است و در کنار هیچیک از دعاوی ایشان بجز طرح مدعا و صرف ادعا، هیچگونه استدلال و برهانی وجود نداشته و ندارد. حال اگر صرف طرح ادعای بلابرهان می تواند اثبات کننده آن نیز تلقی گردد ایران نیز می تواند با استفاده از همین منطق، بر ضدایشان ادعا نماید که همه سرزمین های عرب نشین جهان ملک و متعلق به ایران است و طبق چنین منطقی برهان و اثباتی نیز نمی خواهد گرچه در ادعای ایران ادله اصلی و فرعی بسیاری نیز وجود دارد در حالی که در ادعای آنان بجز دعوی صرف بلابرهان هیچ چیزی دیگری وجود نداشته و ندارد.
17- گروه و بسته دلائل دادگاهی و دادشناختی: براستی اگر کشورهای عربی مدعی عربی بودن دریای پارس و یا تعلق جزیره های ایرانی به کشور امارات کوچکترین دلیل و برهان دادگاهی و دادشناختی داشته یا دارند چرا به مراکز و مراجع جهانی و بین المللی مراجعه نکرده و در آنجا طرح مدعا و دعوی نکرده اند. گرچه ایران خواستار بین المللی شدن و دخالت بیگانگان در موضوع نیست ولی همین که مسائل دادگاهی و دعاوی و پرونده های حقوقی با این عظمت و اهمیت را صرفا رسانه ای و تبلیغاتی کرده و هیچگونه توان و انگیزه ای جهت طرح و پیگیری دادگاهی و دادشناختی آنها ندارند آشکارا نشانگر بطلان دعاوی ایشان است.
18-گروه و بسته دلائل روان‌شناختی: فرار دهها ساله مقامات امارات و مدعیان دیگر از گفتگو -مذاکره- مناظره- و بررسی کارشناسی و حرفه ای و تخصصی دعاوی مطروحه ایشان از سویی و توسل به جنجال های واهی و بی پایه سیاسی و رسانه ای برخلاف رویه های متعارف جهانی در حل اختلافات دوجانبه یا چند جانبه که با گفتگوهای رودرروی دو یا چند جانبه پیگیری گشته و می گردند و دهها و بلکه صدها نمونه تاریخی و معاصر داشته و دارند از سوی دیگر نشان دهنده تمایل ایشان به جنجال آفرینی بی پایه و هوچی گری بی اساس بوده که بدون کمترین و کوچکترین تردیدی نشانه بی دلیلی و برهان گریزی ایشان و بطلان ذاتی دعاوی واهی ایشان است وگرنه هوچی گری و جنجال آفرینی را جانشین استدلال و برهان نمی کردند.
19-گروه و بسته دلائل دمکراتیک و مردم‌سنجی: نظرسنجی حرفه ای و تخصصی از دیپلمات های درگیر -کارشناسان درگیر- مقامات درگیر- پژوهشگران درگیر- استادان درگیر و دیگر مقامات مطلع و متخصص منطقه ای و جهانی درخصوص میزان صحت و سقم دعاوی کشور امارات درخصوص جزیره های ایرانی و نیز کشورهای تازی منطقه درباره نام دریای پارس بدون کوچکترین تردیدی بطلان و سستی و بی پایگی دعاوی باطله مذکور را بیش از پیش آشکار خواهد نمود و نشان خواهد داد دعاوی مذکور بجز اندکی هیجانات بی پایه، هیچگونه پشتوانه کارشناسی و تخصصی و حرفه ای منطقه ای و جهانی ندارد.
20-گروه و بسته دلائل رسانه‌ای و انتشاراتی: بجز چند مورد انگشت شمار و مجعول، در همه گزارش ها و اخبار و اسناد و نشریات و انتشارات رسمی بین المللی از نام رسمی و بین المللی خلیج فارس استفاده گشته و می گردد و حتی مواردی که این نام را تحریف کرده اند بلافاصله، بدلیل باطل بودن رفتار خود، آن را بازنگری و اصلاح و پوزش خواهی کرده اند. براستی اگر نام مجعول خلیج عربی کوچکترین پایه و مبنایی داشت چنین عرف فراگیر و همیشگی و بین المللی وجود داشته یا می داشت و اعراب با زور سیاسی و پشتوانه های غربی و پول های هنگفتی که دارند همه نشریات جهانی را پر از نام مجعول خلیج عربی نمی کردند و همانند دیکتاتور معدوم عراق، آبادان را عبادان و خرمشهر را المحمره و اروندرود را شط العرب و... و نقشه های منطقه را تعویض و تبدیل نمی کردند.
21-گروه و بسته دلائل ثبتی و نگارشی: همه مراکز اداری -دیوانی- دانشگاهی- انتشاراتی-... و سازمانی منطقه ای و جهانی سوابق و پیشینه های جزیره های ایرانی و نام دریای پارس را از هزاران سال پیش بدون کوچکترین ابهام و تردیدی ثبت و ضبط و گزارش کرده اند که هم انکار و تردید در آنها فاقد وجاهت کارشناسی است و هم چنین تردیدها و انکارهایی موجب فروریزی همه ارکان و پایه های بررسی دعاوی بین المللی گشته و در چنین فضایی که هیچ سنگی روی هیچ سنگی بند نخواهدشد، جمهوری اسلامی ایران نیز می تواند همه اسناد و مدارک مورد استناد کشورهای خصم را انکارکرده و هرگونه ادعای بلاسند و بلامدرکی را درباره تملک آب و خاک و سرزمین و... آنها طرح و مطالبه نماید که بی گمان به زیان همه آن دروغ پردازان و گزافه گویان و مدعیان دروغین خواهدبود.
22- گروه و بسته دلایل کار شناختی و رشته شناختی: به مجموعه واژگان دریانوردی و صنایع دریایی کشورهای عربی نگاه کنید. بجز واژگانی که طی چند دهه اخیر از زبان های باختری بویژه زبان انگلیسی گرفته اند و نشانه نوبودن چنین برداشتی در این کشورهاست، بررسی واژگان دیرینه مرتبط با دریانوردی در زبان عربی نشان می دهد که اصولااین مردمان و این کشورها هیچگونه سابقه و توان و صنعت و دانش و پیشینه دریاکاری و دریانوردی نداشته اند تا بتوانند حتی برگوشه ای از در یای پارس تسلط یافته و سپس بر آن ادعای تعلق یا تملک نمایند. چگونه کسانی که کوچکترین دانش و توانی نه تنها در گذشته که در حال حاضر هم نه از لحاظ نظامی و نه از لحاظ تجاری جهت تسلط بر دریای پارس نداشته و ندارند می توانسته یا می توانند نسبت به آن ادعای تملک و تعلق نمایند. اعراب همان اندازه بر دریای پارس تسلط داشته یا دارند که بر دریاهای چین و ژاپن. به واژگان اصلی و ریشه ای دریانوردی عربی نیز نگاه کنید که همگی ایرانی اند و این اقتباس نشانگر آن است که دریای همیشه پارس همیشه زیرسلطه دانش و توانش دریایی ایرانیان بوده و خواهدبود و اعراب دراین زمینه هرگز چنین دانش و توانشی نداشته اند. واژه فارسی سفینه یا کشتی- که از ریشه سفن تازی گرفته نشده است و ایرانی و فارسی است و همانند دهها وام واژه دیگر همچون استبرک و سگیل و چراغ و برهان و سرادگ و سندس و کاس و ابریگ و روم و برزخ و زنجبیل و زمهریر و مانند آنها که حتی برخی از این واژگان در قرآن مجید نیز آمده است، همچنین فهرست بلندبالای این وام واژه های دریانوردی، اثبات کننده برگشت ناپذیر مدعای ایران و ایرانیان بوده و خواهدبود.
23- گروه و بسته دلایل مذهبی و دین‌شناختی: ایرانیان فراموش نکنند که اعراب منطقه هر زمانی که کوچکترین زمینه و کوچکترین فرصتی برای طرح دعاوی باطل بر ضد ایران و ایرانیان یافته اند از طرح و تعقیب آن کوچکترین امتناع و ابایی نداشته و ندارند و کوچکترین عقب نشینی در برابر دعاوی باطل آنها هم خود ایشان و هم حامیان آنها را گستاخ تر از پیش خواهد نمود و پس از چنین توفیقی هرگونه مدعای دیگری را بتوانند طرح و تعقیب خواهند نمود. از سیطره های صدها ساله نامشروع خلفای اموی و خلفای عباسی بر بخش هایی از ایران درگذشته تا دعاوی زندیق بودن ایرانیان و تا اهانت های مکرر به شیعیان و پیشوایان شیعه و تا ادعای تملک برخوزستان و بخش هایی از ایران توسط دیکتاتور معدوم عراق و حامیان دیروز وی که همان مدعیان امروز دریای پارس و جزایر ایرانی بوده و حتی حجاج ایرانی را در حرم امن خداوند کشتار کرده اند نمونه هایی انکارناپذیرند که ایجاب می نماید ایرانیان بدون کوچکترین تردید و تزلزل دعاوی مذکور را ابطال و اسقاط نمایند. طرح دعاوی باطل مشابه از سوی دیکتاتور معدوم عراق و سپس باز پس گیری یکایک دعاوی باطله مذکور از سوی خودش به دلیل بطلان ذاتی دعاوی و پایداری دلاورانه ایرانیان در برابر دعاوی باطله، درسی بزرگ برای ایرانیان و اعراب است.
24- گروه و بسته دلائل اسنادی و کتابخانه‌ای: حجم عظیمی از پیمان ها- قراردادها- بارنامه ها- نقشه ها- بیمه نامه ها- اسناد مالکیت- مقاوله نامه ها- تفاهم نامه ها و اسناد و مدارک مشابه دولتی و نیز غیردولتی در بایگانی های راکد و یا فعال نهادها- شرکت ها- کمپانی ها- موسسات- سازمان ها و دیگر تشکل های دولتی و غیردولتی ملی- منطقه ای و جهانی وجود دارد که اصالت و ریشه داری و رسمیت نام خلیج فارس و نیز تعلق جزیره های سه گانه به ایران را بدون کوچکترین تردید و نیز بدون کوچک ترین معارضی نشان داده و میدهد که هیچ انکار و تردیدی درباره آنها ممکن و مقدور نبوده و نیست که نمونه های آنها اسناد بخش های دولتی و غیردولتی کشور عثمانی- اسناد دولتی و غیردولتی کشور انگلیس و کمپانی هند شرقی و سفارتخانه های منطقه ای دولت های استعمارگر وقت و مانند آنهاست که هم موجود و هم غیرقابل انکارند.
25-گروه و بسته دلائل اسلامی و قرآنی: اعراب، مدعی مسلمان و اسلامی بودن هستند و در قرآن به عنوان کتاب آسمانی مورد پذیرش ایشان در سوره روم آمده است، «غلبت الروم فی ادنی الارض» یعنی شکست خورد روم از ایران در نزدیک ترین سرزمین. این آیه چند نکته مهم تاریخی را آشکار می نماید 1-ایران گسترده ترین سرزمین و بزرگ ترین دولت و چیره ترین ملت وقت جهان بوده است و نه تنها اعراب که حتی جهان یکپارچه غرب نیز در برابر آن مغلوب و مقهور بوده اند 2-مرزهای باختری ایران «ادنی الارض» و نزدیک ترین زمین به شهر مدینه یعنی همان سوریه امروزین و شامات وقت بوده است 3-از آغاز اسلام تاکنون چیزی به نام «دولت و کشور» عربی وجود نداشته است و در قرآن وجود چنین دولت و ملتی تایید نگشته است و به جای عبارت ملت عربی و یا امت عربی از «المومنون» در آیات بسیاری از جمله آیه و «بذالک یومئذ یفرح المومنون» در همان سوره روم نام برده شده است و ادعای وجود امت عربی و ملت عربی عبارتی معاصر و همزمان با جنگ های اعراب و اسرائیل است و چنین امت و ملتی هرگز مطرح نبوده و هیچگونه سابقه و پیشینه واقعی نداشته است و هر جا واژگان «امت» و «ملت» بکار رفته اند. همچون مله ابراهیم حنیفا و کنتم خیر امه اخرجت للناس، در معانی دینی و عقیدتی استعمال گشته اند و فاقد هرگونه مفهوم نژادی اند و اعراب نمی توانند بر پایه چنین سابقه و پیشینه معدوم و موهومی ادعای ارضی و دریایی نمایند. بویژه آنکه، هرگز در طول تاریخ اسلام چیزی به نام کشور عربی وجود و رسمیت و هویت نداشته است و آنچه بعضاً وجود داشته است خلافت های اسلامی! بدون مرزها و سرزمین های ثابت و معین بوده است. فراموش نکنید که حتی نام های برخی از کشورها و پایتخت های عربی همچون فلسطن و اردن و لبنان و سوریه و دمشق و لیبی و مراکش و تونس و کویت (به معنی کوت کوچک و برگرفته از کوته یا کوده ایرانی به معنی سرزمین) و مانند آنها نیز عربی و تازی نیست و بیشتر آنها اروپایی و رومی و یا فارسی است چه رسد به آنکه ملت و هویت و اصالت آنها عربی و تازی باشد.
26- گروه و بسته دلائل فرهنگی و تمدنی: به جنبه ها و جوانب گوناگون تشکیل و تحقق یک کشور همچون گاهشمار و گاهنمای کشورهای عربی نگاه کنید که برخی رومی و برخی ایرانی و برخی ترکی و برخی سوریانی و مانند آن هستند. براستی چگونه کسانی که هیچیک از ارکان یک تمدن و یک ملت و یک فرهنگ و یک دولت و یک کشور را نداشته و هنوز هم بسیاری از آنها را ندارند و بعنوان مثال تاریخ ملی ندارند- آثار باستانی ندارند- دولت واحد نداشته اند- پول مستقل عربی نداشته اند- ارتش نداشته اند-....- نام و عنوان رسمی و ثبت شده و معتبر نداشته اند، می توانند نسبت به تعلق پهنه های دیگر به خود ادعا نمایند. دولت و یا ملت مولفه هایی دارد که هیچیک از کشورهای عربی تا پیش از فروپاشی دولت عثمانی در جنگ جهانی هیچیک از آنها را نداشته و هنوز نیز بسیاری از آنها را ندارند و چگونه گروهی فاقد مولفه های دولت و ملیت می توانند مدعی متعلقات دولت و ملیت باشند. چگونه دولت ها و ملت های نوزادی که طی هزاران سال تاریخ متمادی هیچگونه نام و نشان و موجودیت و هویت و اصالت و استقرار و پایتخت و فرهنگ و ارتش و پول و مرز و سفارت و حکومت مرکزی و مانند آنها را نداشته اند جزیره و دریا و مالکیت و سیطره و تعلق و مانند آنها داشته اند؟
27- گروه و بسته دلائل تجربی و آروینی: بنابر آروین ها(تجربه های شگرف) و تجارب قطعی و پایدار تاریخی و جهانی، تاکنون در صحنه های منطقه ای و جهانی هیچ دریا و یا اقیانوس و یا پهنه جهانی تغییر نام نیافته است تا بخواهد تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی بعنوان دومین نمونه تحقق یابد.
28- گروه و بسته دلائل تعارضی و جدلی: اگر قرار باشد خلیج فارس بدلیل تعدد همسایگان تازی آن نام عربی بیابد، از این پس دریای عمان نیز که چند همسایه عرب ندارد باید بنام ایران بعنوان بزرگترین همسایه آن تغییر نام یافته و به نام دریای ایران شناخته شود و دیگر نمی تواند نه دریای عمان باشد چون مرزهای آبی عمان کمتر از ایران است و نه دریای عرب باشد چون تعداد همسایگان عرب آن بیشتر از همسایگان فارس آن نبوده و نیست.
29- گروه و بسته دلائل قانونی و جهانی: مشروعیت و رسمیت و قانونیت کشورهای عربی منطقه مرهون چیست؟ آیا جز این است که چون نام آنها در فهرست کشورهای مستقل در سازمان ملل متحد ثبت و اعلام گشته است موجودیت و هویت و رسمیت و قانونیت یافته اند؟ اگر جز این نیست چگونه این دولت ها ثبت نام کشور خود در سازمان ملل را دلیل و معیار هویت و مشروعیت خود می دانند ولی ثبت نام جزیره های ایرانی و خلیج فارس در سازمان ملل را دلیل و معیار صحت و مشروعیت آنها نمی دانند؟ اگر ثبت در سازمان ملل متحد ملاک و معیار صحت و مشروعیت است آنگاه هم خلیج فارس و هم جزیره های ایرانی همیشه فارس و ایرانی بوده و خواهند بود و اگر ثبت در سازمان ملل ملاک و معیار هویت و مشروعیت نیست آنگاه اصولاً چیزی به نام کشور امارات یا دیگر کشورهای عربی فاقد مشروعیت و اصالت بوده و کاملاً ساختگی و جعلی بوده و هرگونه ادعایی نسبت به آب و خاک و دیگر متعلقات آنها فاقد مانع و رادع و بازدارنده رسمی و جهانی و قانونی خواهد بود و اصولاً کشوری همچون امارات متحده عربی هیچگونه مشروعیت و رسمیت و موجودیت قانونی نخواهد داشت تا بتواند یا بخواهد حتی از مشروعیت و رسمیت خود دفاع نماید چه رسد به اینکه بتواند نسبت سرزمین ها و پهنه های دیگران کوچکترین ادعایی مطرح نماید و دعاوی این کشور و همپالگان آن سالبه انتفاء موضوع خواهند بود زیرا در چنین صورتی، امارات کشوری مجعول خواهد بود و اساساً و اصولاً هیچگونه موجودیت قانونی و موضوعیت رسمی نخواهد داشت تا بخواهد یا بتواند چیزی را ادعا و مطالبه نماید.        ادامه دارد...