دکتر سیدنعمتالله عبدالرحیمزاده
مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللى، (Center for Strategic & International Studies CSIS) ، در آمریکا تحقیق مفصل عبدالله توکان را در ۱۱۴ صفحه منتشر کرده است. توکان در این تحقیق سعى کرده است تا موضوع حمله اسراییل به تاسیسات اتمى ایران را با توجه به ابعاد آن از جمله؛ توانایى هاى نظامى اسراییل، توانایى هاى دفاعى ایران، راه هاى حمله اسراییل، امکانات منطقه اى و عواقب چنین حمله اى مورد ارزیابى قرار دهد. او نقشه ها و طرح هاى ممکن در منطقه را بررسى کرده و مسائل و مشکلات پیش روى اسراییل براى چنین حمله اى را برشمرده است. تحقیق توکان در تمام این زمینه ها به نتایج کلیدى ختم مى شود که شامل موارد متعدد زیر است:
الف- حمله اسراییل علیه تاسیسات هسته اى ایران در صورتى ممکن است که مطمئن ترین راه رفت و برگشت آن از طریق سوریه، ترکیه و بخش کوچکى از عراق به سوى ایران باشد. چنین طریقى با توجه به تعداد جنگنده ها، سوختگیرى در مسیر و دستیابى به اهداف به صورت مخفى و بدون اعتراض کشورى، پیچیده و پرخطر بوده و حتى نمى توان تضمینى براى موفقیت بالاى ماموریت جنگنده ها داشت.
ب- با توجه به کشورهاى عربى، آنها هیچ حمله اى علیه ایران را نخواهند پذیرفت. چرا که ایران را گرچه عده اى از سران این کشورها تهدیدى علیه کل منطقه مى دانند، اما تهدید بالفعل علیه اسراییل نیز مى دانند، علاوه بر این که اسراییل ۲۰۰ تا ۳۰۰ بمب اتمى، موشک هاى بالستیک اتمى در اختیار دارد و هنوز کرانه غربى و بلندى هاى جولان سوریه نیز در اشغال اوست.
ج- هر چه که تهدید اسراییل علیه موجودیت حکومت ایران شدت یابد، ایران در فعالیت هاى هسته اى خود مصمم تر خواهد بود.
د- حمله اسراییل به ایران منجر به افزایش ناامنى منطقه و منازعات و همچنین تروریسم خواهد شد.
هـ- ایران مى تواند مستقیماً کل اهداف نظامى و غیرنظامى آمریکا را مورد حمله خود قرار دهد. هر گونه راه حل واقعى براى برنامه هسته اى ایران باید دربردارنده توجه جامع به منافع و مضرات نظامى، اقتصادى و سیاسى آمریکا در برابر ایران باشد.
و- ایالات متحده باید بررسى جامع برنامه موسع هسته اى ایران را در هر مذاکره دیپلماتیک در نظر داشته باشد، در حالى که ایران را به توقف برنامه هایش ترغیب مى کند. در این زمینه، ایالات متحده باید گفت وگویى به راه اندازد که خط روشنى بین سلاح هاى کشتار جمعى و توانایى هاى موشکى بالستیکى اسراییل و برنامه موسع هسته اى ایران را دنبال کند. ایالات متحده باید تشخیص دهد که هر دو موضوع کاملاً به هم مرتبطند و هر کدام دیگرى را موجه مى کند. همچنین، ایالات متحده باید هر دو موضوع را همزمان مورد بررسى قرار دهد، در حالى که نباید چنین تصورى را ایجاد کند که در قبال اسراییل معیارهاى دوگانه اى را به کار مى گیرد.
نتیجه گیرى هاى توکان از تحقیق مبسوط خود نکات برجسته و قابل توجهى را در بردارد که به خوبى واقعیت هاى تجاوز رژیم صهیونیستى به ایران را نشان مى دهد. پیش از هر چیز، توکان امکان عملى چنین تجاوزى را با توجه به مخاطرات و نتایج آن مورد تردید قرار مى دهد. لازم به ذکر است که او در تحقیق خود کلیه نقشه ها و طرح هاى ممکن براى این تجاوز احتمالى را بررسى کرده و نتیجه فوق از ارزیابى همه جانبه وى به دست آمده است. اسراییل با توجه به واقعیت هاى منطقه، نه مى تواند چندان بر همکارى کشورهاى منطقه اطمینانى داشته باشد و نه براى تحقق هدف عملیاتش و تخریب تاسیسات اتمى ایران تضمینى وجود دارد. واکنش هاى ایران در قبال چنین تجاوزى نیز در ارزیابى توکان چنان گسترده تشخیص داده شده که نه تنها اسراییل، بلکه حتى اهداف آمریکایى در منطقه را نیز دربر مى گیرد. علاوه بر این، تجاوز اسراییل به ایران و پیامدهاى ناامنى منطقه اى آن نیز از نظر توکان دور نمانده است.
تحقیق توکان از نگاه صهیونیست ها نیز دور نماند و روزنامه صهیونیستى «هاآرتص» در شماره ۱۶ مى (۲۶ اردیبهشت) به آن توجه کرده و طى مقاله اى با عنوان؛ «اینجا مى توان دریافت که اسراییل چگونه دست به تخریب برنامه اتمى ایران خواهد زد»، به بررسى آن پرداخت. روزنامه صهیونیستى هاآرتص با این بررسى به زمامداران رژیم صهیونیستى دو توصیه مى کند؛ نخست آنکه «یک حمله نیروى هوایى به ایران پیچیده و پرمساله است و شانس موفقیت آن زیاد نیست» و دوم آنکه «آنان باید همه پیامدهاى درازمدتى را که حمله اسراییل به تاسیسات هسته اى ایران ممکن است در بر داشته باشد، سبک-سنگین کنند». هاآرتص با این دو توصیه خود نتیجه مى گیرد که «تصمیم گیرندگان در اسراییل نباید خام شوند و به قول و وعده در مورد موفقیت حتمى حمله نظامى تسلیم گردند».
توصیه ها و تذکرات این روزنامه به زمامداران رژیم صهیونیستى در خور توجه و تامل است. روشن است که توصیه هاى این روزنامه نه از سر انسان دوستى و حتى پیامدهاى زیست محیطى حمله اسراییل به تاسیسات اتمى ایران است؛ به واقع، هاآرتص نگران آن است که پیامدهاى خطرناک تجاوز اسراییل، به خود آن کشور بازگردد و خسارت هاى چنین تجاوزى براى اسراییل بسیار بیشتر از ایران باشد. این موضوع به واقعیت موجودیت اسراییل مربوط مى شود که عواقب یک تهدید گسترده و نامعلوم پیامدهاى بسیار سنگین ترى را براى اسراییل خواهد داشت.
تحقیق توکان نتیجه مهمى نیز دارد که بعید است چندان خوشایند صهیونیست ها باشد. در واقع، توکان متوجه شده که با وجود تجهیز اسراییل به سلاح هاى اتمى و موشک هاى بالستیک، نمى توان از کشورهاى منطقه توقع داشت که هیچ برنامه هسته اى، حتى در صورت صلح آمیز بودن نداشته باشند. در واقع، تحقیق توکان این واقعیت محرز را در مساله هسته اى ایران روشن مى کند که آمریکا در قبال پرونده هسته اى ایران به صورتى منصفانه رفتار نکرده و برخوردى دوگانه با ایران عارى از هر سلاح هسته اى و اسراییل سرتاپا مجهز به این سلاح داشته است. توجه توکان به سیاست دوگانه آمریکا در قبال موضوع هسته اى ایران و اسراییل از تحلیل او درباره تجاوز اسراییل به ایران سرچشمه مى گیرد. آمریکا و حامیان غربى اسراییل تا کنون سعى داشتند تا امکانات نظامى آن را با تمسک به وجه دفاعى، به نوعى از دید افکار عمومى جهانیان مخفى نگه دارند، اما چنین تجاوزى به روشنى نمى تواند واقعیت نظامى اسراییل را در خفا نگه دارد. اسراییل با حمله اى از این دست، امکانات نظامى خود و بخصوص سلاح هاى کشتارجمعى و اتمى خود را در معرض افکار عمومى جهانیان قرار مى دهد. روشن است که اسراییل با چنین اقدامى دیگر نمى تواند آن حمایت معنوى پیشین آمریکا را با خود داشته باشد و در این صورت، آمریکا بر طبق توصیه توکان مجبور مى شود از معیارهاى دوگانه خود دست بردارد. تحقیق توکان به صورت جامعى محدودیت هاى اسراییل در حمله به ایران را روشن ساخته، اما آیا تحقیقات و بررسى ها مى تواند اندرزى براى زمامداران رژیم صهیونیستى باشد؟